شما اینجا هستید: Homeتحلیلراه نجات عربستان سعودی : ایجاد نظام مشروطه سلطنتی

راه نجات عربستان سعودی : ایجاد نظام مشروطه سلطنتی

حمید رضا جواهری- عضو هیات تحریریه

با درگذشت ملک عبدالله بن عبدالعزیر پادشاه سعودی و با انتصاب سلمان بن عبدالعزیربه عنوان پادشاه و مقرن بن عبدالعزیز به سمت ولیعهد جدید عربستان نسل اول پسران عبدالعزیز آل سعود به سرانجام خود رسید. این نکته از آنجا مهم است که سمت ولی ولیعهد ( جانشین ولیعهد) به محمد بن نایف وزیرکشور و فرزند نایف بن عبدالعزیز ولیعهد مرحوم رسیده است و این بدان معنا است که درصورت اینکه هر اتفاقی برای پادشاه یا ولیعهد فعلی رخ دهد برای اولین بار در چنین مناصبی به جای پسران بنیانگذار آل سعود یکی از نوادگان جایگزین خواهد گردید و این به مفهوم پایان انتخاب پادشاه یا ولیعهد از مجموعه پسران عبدالعزیز و وارد شدن فرزندان آنان در مجموعه پیچیده بازی دستیابی به قدرت سیاسی کشور می باشد.
اما سئوال اصلی این تحلیل اینجاست که آیا نظام فعلی عربستان سعودی با سیستم فعلی و تغییرات فزاینده سیاسی و اجتماعی در عرصه های داخلی و بین المللی خواهد توانست در دهه های آینده موجودیت خود را حفظ نموده و همچنان در منطقه خاور میانه به عنوان یکی از کشورهای اثر گذار عمل نماید؟
برای پاسخ به این سئوال بایستی مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی ازجمله فرصتها و تهدیدهای پیش رو را مورد بررسی قرار داد تا بتوان به تحلیل دقیقتری از شرایط فعلی کشور وسپس پیش بینی از آینده فرا رو دست یافت
عوامل داخلی
1-    بحران جانشینی و نبود گزینه های مقبول جهت سمتهای عالی سیاسی:
همانطور که در ابتدای مقاله ذکر شد عبدالعزیز بنیانگذار پادشاهی عربستان قبل از مرگ خود سیستمی را طراحی کرد که تا زمان حیات فرزندان خود هیچ یک از پسران آنها نبایستی به پادشاهی رسیده و برادرها به ترتیب درسمتهای پادشاهی و ولیعهدی قرار گیرند این سنت از سال 1953 با پادشاهی سعود آغاز وبعد با فیصل- خالد- فهد – عبدالله و تا به امروز سلمان نیز ادامه داشته است اماپس ازپادشاه و ولیعهد کنونی با توجه به اینکه قدرت به نوادگان خواهد رسید نبود کاریزماهای لازم ازجمله فرزندی عبدالعزیز و جذابیت فوق العاده شخصیتی مدیریتی و حتی سنی و تجربی همگی از دست خواهند رفت و نوادگان خود را در موقعیتی برابر با یکدیگر خواهند دید این موضوع کار رابرای انتخاب پادشاه و ولیعهد بسیار دشوار خواهد کرد هرچند عبدالله پادشاه پیشین با طراحی مکانیزمی به عنوان شورای بیعت که درسال 2007 ایجاد شد  به عنوان مرجع تصمیم  گیری در خصوص پادشاه و ولیعهد تلاش کرد روند انتخاب جانشینی را در آل سعود سرو سامان بخشد اما به دلیل اینکه در این سیستم  امکان تغییر درمکانیسم و حتی نادیده انگاشتن آن از سوی پادشاه امکان پذیر می باشد نمی تواند در مواقع بحرانی به درستی عمل نماید بنابراین با ورود نوادگان به قدرت عملا شورای بیعت دچار تغییراتی جدی وناکار آمدی در انجام وظایف خود می گردد.
2-    جمعیت جوان و خواستار تغییر:
عربستان سعودی کشوری با حدود 30 میلیون جمعیت  که حدود 47 درصد آن کمتر از 24 سال سن دارند هرچند دارای یک فرصت ارزشمند برای دستیابی به توسعه می باشد ( حدود یک چهارم جمعیت نیز زیر 16 سال سن دارند) اما همین فرصت نیز تهدیدی برای سیستم پادشاهی مطلقه این کشور نیز به حساب می آید. خاصیت جوانی و کمال گرایی جوانان و دستیابی آنان به فناوری روز و تحصیل در دانشگاهها و مرکز علمی غربی و مقایسه سیستم فعلی با دمکراسیهای غربی در جامعه سنت زده و آمیزه به وهابیت فعلی اموری نیست که بتوان بدون توجه به خواسته های چنین جمعیتی برای مدت طولانی حکومتداری کرد . نمونه اعتراضات گاه و بیگاه در عربستان و خصوصا اقلیتها- جامعه شیعیان- هشدارهای ممتدی است که به حاکمان سنت گرا که فریاد تغییر را گوشزد می نماید . دستیابی به آزادیهای سیاسی و اجتماعی وتغییر سیستم حکومتی وبرگزاری انتخابات آزاد و حق رای زنان به همراه برداشتن سایر محدودیتها ازجمله حق رانندگی زنان خواسته های جمعیت جوان امروز عربستان است.
3-    سهم بالای نفت در درآمدهای عربستان و نیاز به تغییر روند بودجه ای:
سهم 45 درصدی تولید ناخالص ملی عربستان از درآمد نفت و درآمد سالیانه حدود335 میلیارد دلاری و تولید حدود 5/9 میلیون بشکه نفت در روزهرچند که به نظر امری ایده آل برای عربستان به حساب می آید اما این روند  روندی نیست که بتوان در مدت زمان طولانی بودجه کشور را با آن مدیریت کرد. با توجه به کاهش شدید قیمت نفت سهم درآمدهای عربستان در سال2015 میلادی با کاهش روبه رو خواهد بود واین کشور با کسری بودجه مواجه می گردد علاوه بر این و با توجه به استراتژی نفتی آمریکا در دهه آینده مبنی بر استفاده از نفت شیل ( نفت غیرمتعارف) وابستگی این کشور به نفت عربستان کمتر خواهد شد شاید به خاطر همین مساله است که برخی کارشناسان مخالفت عربستان با کاهش تولید نفت اوپک را سیاست این کشور برای غیر اقتصادی کردن استخراج نفت شیل می دانند اما به هر حال سیاست فعلی برای عربستان نجات بخش نخواهد بود و تغییر سیاست وابستگی به نفت بایستی جزو اولویتهای اول پادشاه جدید عربستان باشد.
4-    مبارزه با بیکاری به عنوان تهدید جدی:
همانطور که ذکر شد جمعیت جوان عربستان علیرغم وجود یک فرصت برای این کشور در صورت عدم برنامه ریزی مناسب یک تهدید نیز به حساب می آید. مساله اشتغال این جمعیت و اینکه سیستم یارانه ای و نفتی فعلی تا ابد نمی تواند ادامه یابد از چاشهای مهم دولتمردان عربستانی است جمعیت نیروی کار 5/8 میلیون نفری که حدود 80 درصد آنان را نیروی کار خارجی نیز تشکیل می دهند جزو عوامل مهمی است که باید در برنامه ریزیها لحاظ کرد. بیکاری جمعیت جوان راه را برای جذب آنان به گروهای افراطی از جمله داعش و القاعده باز خواهد کرد که نتیجه آن مستقیما به ضرر پادشاهی عربستان خواهد بود.
عوامل خارجی
1-    مشکلات سیاست خارجی عربستان با کشورهای منطقه:
با توجه به شرایط منطقه ای و بین المللی عربستان روابط این کشور با کشورهای چون ایران – عراق - سوریه – لبنان و یمن دارای مشکلات جدی است. اختلاف نظر در موضوع سوریه و تجهیز مخالفان اسد به موضوعی پر اختلاف در روابط عربستان با برخی کشورهای منطقه تبدیل شده است که ظهور پدیده داعش نیزبه آن دامن زده است.همچنین عدم اقدام عربستان در کاهش تولید نفت خود باعث گردید روابط این کشور با برخی از تولیدکنندگان عمده نفت ازجمله ایران دچار مشکل گردد.علاوه بر این اختلاف نظر با آمریکا در موضوع هسته ای ایران نیز روابط ویژه با آمریکا را نیز تحت تاثیر قرار می دهد . لذا به نظر می رسد پادشاه و ولیعهد جدید راه دشواری برای بازسازی مشکلات سیاست خارجی این کشور خواهند داشت.
2-    مورد تهدید واقع شدن عربستان پس از ظهور پدیده داعش :
تجهیز مخالفان سوریه  و مقابله با دولت بشار اسد در نهایت منجر به سیاستی گردید که گروهی فوق افراطی به نام دولت اسلامی عراق و شام –داعش- از آن سر برآورد که امروز بر بخشهای از عراق و سوریه حکومت حاکم شده و به اقدامات تروریستی مشغول است . ظهوراین پدیده علاوه بر اینکه چهره عربستان را مخدوش کرد در حال حاضر نیز به پدیده ای تهدید آمیز برای این کشور تبدیل شده است. جشن گرفتن این گروه پس از مرگ ملک عبدالله و سیاست تهدید آمیز این گروه نسبت به حکومت فعلی عربستان که در داخل کشور نیز حامیان افراطی خاص خود رادارندباعث شده حکومت عربستان نگرانیهای زیادی را از اقدامات تروریستی این گروه در داخل کشور داشته باشد.
3-    تلاش کشورهای مهم حاشیه خلیج فارس برای رهایی از سیطره عربستان:
عربستان در طول سالیان دراز از دهه 80 تا کنون رهبری کشورهای حاشیه خلیج فارس را عهده دار بوده است هرچند قطر در طول سالیان اخیر سعی کرد از بعد سیاسی و اقتصادی و حتی رسانه ای  در رهبری عربستان  چالش ایجاد نماید و خصوصا در بحران سوریه نقش مهمی ایفا کرد به نظر می رسد سایر کشورهای حوزه خلیج فارس ازجمله امارات وتا حدودی عمان قصد دارند در دوره فعلی با توجه به مشکلاتی که برای عربستان ایجاد گردیده است راه را به سود خود هموار سازند. این نیز یکی ازچالشها و رقابتهایی درحوزه های سیاسی –اقتصادی و امنیتی بین عربستان و سایر این کشورها خواهد بود.
حال با توجه به مجموعه عوامل داخلی و خارجی که ذکر شد بهتر می توان پاسخ سئوال ابتدایی این تحلیل در خصوص موجودیت و اثر گذاری عربستان در دهه های آینده را داد . به نظر می رسد پادشاه فعلی عربستان – سلمان بن عبدالعزیز-با توجه به کهولت سن و بیماری آلزایمرو روحیه سنتی و محافظه کارانه و دیدگاههای افراطی توانایی قدرتمندی برای مقابله با چالشهای فوق را نداشته باشد و امورات کشور به عهده ولیعهد –مقرن بن عبدالعزیز- خواهد بود. وی که سابقه ریاست سازمان اطلاعات عربستان در دوره قبل از بندر بن سلطان را داشته و مشاور پادشاه پیشین نیز بوده است با توجه سابقه و پیشینه کاری به خوبی با مجموعه فرصتها و تهدیدهای پیش رو عربستان آگاه است و اگر قرار به شروع تغییرات گام به گام در این کشور باشد باید این احتمال را داد که در دوره ولیعهدی مقرن اقدامات هرچند کوچکی جهت ایجاد تغییر در این کشور ایجاد گردد.
با توجه مطالب ذکر شده بایستی راه نجات عربستان را در تغییرات گام به گام در سیستم حکومتی جستجو کرد و آنهم اقدامات ابتدایی برای شروع به ایجاد نظام مشروطه سلطنتی است نظامی که قدرت پادشاه محدود بوده و امور کشور از طریق دولت و مجلس که با رای مردم شکل می گیرند اداره می گردد. هرچند با توجه به ساختار سنتی- قبیله ای عربستان ایجاد یک نظام پارلمانی به سبک غربی ممکن نیست اما  می توان نظامی را با مختصات قانون اساسی جدیدی طراحی نمود که :
1-    پادشاه به عنوان نماد وحدت ملی دارای قدرت سیاسی محدود اما قابل توجه ازجمله تعیین سیاستهای کلی- فرماندهی نیروهای مسلح و توشیح حکم نخست وزیر و تعیین عالیترین مقام قضایی و نصب اعضا شورای بیعت – شورای تعیین کننده پاشاه و ولیعهد – باشد.

2-    تشکیل نظام پارلمانی از طریق انتخاب نمایندگان توسط مردم ورای اعتماد به نخست وزیر معرفی شده از سوی پادشاه  و پس از آن رای اعتماد به دولت پیشنهادی نخست وزیر.

3-    تعیین پادشاه و ولیعهد عربستان از سوی شورای بیعت برمبنا شایستگی و توانایی حکومتداری.

4-    روند تدریجی آزادی احزاب و مطبوعات و تشکیل شوراهای محلی و صنفی با توجه به حساسیتهای موجود ازجمله سایر اقدامات سیاست گام به گام برای ایجاد تغییرات تدریجی در حکومت می باشد.  
با توجه به موارد ذکر شده شاید ایجاد چنین اقداماتی در حال حاضر دور از تصور به چشم آید اما تجربه نشان داده حکومتهای چون حکومت عربستان گریزی از انجام تغیرات پیش رو برای بقا نخواهند داشت ولی شاید ایجاد این تغییرات به نسل بعد یعنی نوادگان عبدالعزیز محول گردد چهره هایی که امروزه در حدود 40 سال سن داشته و آماده دستیابی به قدرت می باشند. طبیعتا با توجه به رقابتهای موجود بایستی پدران آنان روند تغییر را ازهم اکنون آغاز نمایند تا تغییرات اساسی در دهه های بعدی هموار گردد .اما مشکل اصلی کمبود زمان به ضرر آل سعود است که هر تاخیر در ایجاد تغییر به منزله دشوار شدن شرایط حکومتداری برای نسلهای بعدی و شاید فروپاشی که قطعا در آن شرایط هرج ومرج برنده اصلی میدان سیاست در عربستان سعودی خواهد بود.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل