شما اینجا هستید: Homeتحلیلپازل چابهار

پازل چابهار

زهرا شریف زاده: دانشجوی دکترای روابط بین الملل دانشگاه آزاد شاهرود

موقعیت ژئواستراتژیک ایران همواره یکی از دلایل اهمیت این کشور از نظر قدرت‌های بزرگ بین‌المللی بوده است. وسعت ایران از شمال تا جنوب و دریای عمان و قرار گرفتن این کشور در قلب مسیرهای تجاری خاورمیانه و آسیا تا اروپا بسیاری از کشورها را ناگزیر از انتخاب بندرهای آبی و خشک ایران کرده است. بسیاری از محموله‌های تجاری از کشورهایی مانند چین، هند و پاکستان برای رسیدن به اروپا باید از ایران عبور کنند. ایران نه تنها در بسیاری از این موارد، سریع‌ترین و ارزان‌ترین راه ترانزیتی است، بلکه در همه آن‌ها امن‌ترین مسیر برای برقراری جریان تجاری میان شرق و غرب دنیا محسوب می‌شود.
      بندر چابهار یکی از این مسیرهاست که در ساحل دریای  عمان با قابلیت پهلوگیری کشتی های اقیانوس پیما یکی از ارزنده ترین مناطق آزاد بازرگانی جمهوری اسلامی ایران به حساب می آید که توسعه آن می تواند نقطه عطفی در برقراری پیوندهای اقتصادی پایدار بین ایران و بازارهای مهم بین  المللی باشد. توسعه این منطقه نه تنها در راستای اهداف و منافع دولت های ایران  افغانستان است بلکه برای سایر کشورهای منطقه نیز مفید است.این بندر به دلیل موقعیت راهبردی، نزدیک‌ترین راه دسترسی کشورهای محصور در خشکی آسیای مرکزی (افغانستان، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان) به آب‌های آزاد است از اهمیت فراوانی برخوردار است ،و  یکی از مهم‌ترین  کریدور تجاری شمال-جنوب وراه یابی به اقیانوس هند وخلیج فارس وآسیای میانه است حال این سوال مطرح است که منافع استراتژیک ایران در بندر چابهار با واگذاری به کشور هند تامین می شود یا چین ؟در پاسخ به سوال فوق روش مقایسه ای شبیه ترین ومتفاوت ترین موارد استوارت میل و فرضیه پروژه ایران(چابهار )- هند –افغانستان مثبت قلمداد می شود ،در نظر گرفته شده است.
      جان استوارت میل برای کشف علیت پیشنهاد می کند اساسا از طریق مقایسه امکان پذیر است،وی معتقد است اگر بین دو پدیده رابطه ای وجود داشته باشد،باید دارای حضور وغیاب هم زمان و همگام  باشند درصورتی که هم زمانی در موارد مکرر تداوم نیابد ،نشانه آن است که رابطه اتفاقی است.منطق میل که شباهت زیادی به منطق ارسطویی دارد بر فهم  علیت از طریق درک شباهت(توافق) وتفاوت(افتراق)استوار است.
در شیوه افتراق ،نکته اساسی یافتن شرط یا علتی است که در یک مورد وجود دارد ودر دیگر مورد وجود ندارد .در شیوه توافق ،کشف علیت ،یافتن شرط یا علت های نامشابه است .براساس منطق میل در علوم سیاسی دو روش برای مقایسه وجود دارد:طرح شبیه ترین موارد،طرح متفاوت ترین موارد که در طرح شبیه ترین موارد انتخاب نظام ها طوری است که این نظام ها  یا موارد از اکثر جهات شبیه هم هستند وفقط از یک نظر با هم تفاوت دارندودر طرح متفاوت ترین موارد ویژگی های غیر مشترک علل شروط لازم هستند اما آن عنصری که مشترک است علت شرط لازم وکافی به شمار می رود.
ایران(چابهار) – هند-افغانستان
      رقابت‌های ژئوپلیتیکی هندوستان و چین در دریا و بحث ترانزیت، تبدیل به یک رقابت بزرگ شده است، چینی‌ها با سرمایه‌گذاری روی بندر گوادر پاکستان، این کشور را برای دسترسی به بازارهای مهمی همچون افغانستان و آسیای میانه انتخاب کرده‌اند که در راستای طرح احیای جاده ابریشم است. هندی‌ها اما برای عقب نماندن از قافله، روی چابهار تمرکز کرده‌اند و قصد دارند با توسعه این بندر و از طریق احداث خط ریلی و اتصال به راه‌آهن سراسری ایران، به بازارهای آسیای میانه دسترسی پیدا کنند.
      از سوی دیگر با تکمیل خط لوله گازی از ایرانشهر به چابهار، صنعت پتروشیمی در این منطقه رونق می‌گیرد که هندی‌ها علاقه بسیاری دارند در این بندر، نیازهای صنایع کشاورزی خود را برطرف کنند به ویژه در راه‌اندازی مجتمعی برای تولید کود شیمیایی و صادرات آن به کشور خود.هندوستان دومین مشتری نفت ایران است که روزانه بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه از شرکت ملی نفت ایران، نفت وارد می‌کند. این کشور در دوران تحریم گذشته با اخذ امتیازاتی مانند واگذاری هزینه حمل‌ونقل و بیمه به طرف ایرانی، واردات نفت خود را از ایران قطع نکرد و پس از برجام نیز میزان واردات نفت از ایران را به سرعت افزایش داد.
      اگر پروژه چابهار به هند واگذار شود می تواند در کمک رسانی به اقتصاد افغانستان مفید باشد چرا که همواره یکی از دغدغه های جدی افغانستان دسترسی به بنادر آبی بوده است. افغانستان تاکنون  از طریق بندر کراچی و بندر عباس به آبهای بین المللی وصل می باشد. این دو بندر، خصوصا بندر کراچی، به دلیل همکاری نکردن پاکستان، هزینه حمل و نقل و دسترسی به بازارهای جهانی را به صورت چشم گیر افزایش داده است.چابهار، در مقایسه با بندر عباس ۹۰ کیلو متر و در مقایسه به بندر کراچی ۷۰۰ کیلو متر به مرکز افغانستان نزدیک تر بوده و هزینه هر کانتینر اموال از این مسیر، بین ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ دلار کاهش خواهد یافت. از این منظر، چابهار، ارزان ترین و نزدیک ترین مسیر ترانزیتی برای دسترسی افغانستان به آبهای بین المللی و وصل شدن به مسیرهای ترانزیت جهانی است.بر اساس آمارهای موجود، نزدیک به ۸۰ درصد تجارت خارجی افغانستان با پاکستان و از طریق بندر کراچی صورت می‌گیرد. این وابستگی چشم‌گیر تجارت خارجی افغانستان با پاکستان و مسیرهای ترانزیتی تحت کنترل این کشور، آسیب پذیری‌های بی شمار اقتصادی و سیاسی برای افغانستان خلق کرده است. افغانستان سالانه بیشتر از ۷ میلیارد لار کسر تجارتی دارد. تنها راه مطمئن برای ایجاد ثبات در پارامترهای اقتصاد کلان و خلق تضمین برای رشد اقتصادی پایدار و دراز مدت، افزایش توان صادراتی و بدست آوردن ارز مطمئن از این مجرا است تا بتواند روند رشد اقتصادی را تسریع کند.بر اساس آمارهای موجود، میزان تجارت افغانستان با ایران سالانه به ۲ میلیارد دلار می‌رسد که سهم افغانستان تنها ۵۰ میلیون دلار است.
      از طرفی این کشور همچنان تولید کننده پیشرفته خشخاش است و به کمک های بین المللی نیازمند است. بندر چابهار می تواند به اقتصاد این کشور جنگ زده به حساب کاهش دادن تولید خشخاش کمک کند. و این به نوبه خود باعث می شود که جنبش شورشی طالبان به طور قابل توجهی تضعیف گردد و در نتیجه وابستگی افغانستان به کمک خارجی کمتر خواهد شد.
      هند رهبر راهبردی سیاست های امریکا در آسیای مرکزی می باشد و برای دسترسی به آسیای میانه و افغانستان از راه چابهار پاکستان، رقیب اصلی سیاسی‌اش را از راهی به صرفه دور بزند و از سوی دیگر موقعیت مناسبی در مقابل چین بدست آورد، تضعیف موقعیت چین در منطقه احتمالا بهترین خبر برای آمریکاست، واز طرفی امریکا قصد دارد بازیگر دیگری  مانند هند را وارد افغانستان کندتا نقش ایران در افغانستان  کمرنگ شود و با توجه به سکولار بودن هند از نیروهای سکولار افغانستان حمایت خواهد کرد اما لازم بذکر است که افغانستان از لحاظ فرهنگ ومذهب  وزبان به ایران نزدیکتر بوده ودر آینده از نظر اقتصادی  به ایران وابسته تر خواهد شد،هدف اصلی هندی ها از مشارکت در توسعه بندر چابهار، تدارک یک مسیر تجاری با افغانستان بدون عبور از یک کشور سوم است.و هند را در نهایت به کریدور بین المللی 7200 کیلومتری شمال - جنوب تا روسیه متصل می کند.وبا توجه به شباهت زیاد فرهنگشان با ایران کمتر دچار چالش خواهیم شد. همچنین سبب همگرایی اهل سنت با حکومت مرکزی می شود.وبه جهت اینکه هند رهبر سیاست های امریکا در آسیای مرکزی است ،امریکا مانع تراشی در این پروژه نخواهد کرد.در ضمن هند با اسرائیل روابط اقصادی،جهانگردی دارد وهدف از این رابطه مهار ایران وچین است.
ایران(چابهار) – چین
      چین  طرح یک کمربند- یک راه  که دارای  دو مسیر تجاری «کمربند اقتصادی راه ابریشم» و «راه ابریشم دریایی» می باشد به طوری که  «کمربند اقتصادی راه ابریشم» مسیر باستانی راه ابریشم چین را از طریق آسیای مرکزی، روسیه و خاورمیانه به اروپا متصل می‌کند و «راه ابریشم دریایی»، چین را از طریق دریا به جنوب شرق آسیا و آفریقا مرتبط می‌کند.دالان اقتصادی پاکستان–چین از سین کیانگ تا گوادر به ارزش ۵۴ میلیارد دلار است. با این حساب، کریدور اقتصادی چین – پاکستان به عنوان نقشه راه اصلی چین برای فراهم آوردن زیرساخت های لازم فنی و اقتصادی در پاکستان جهت استفاده از این کشور به عنوان بخشی از پازل راه ابریشم جدید به حساب آمده و تاسیس و توسعه بندر گوادر را نیز می توان قلب تپنده این کریدور در نظر گرفت.
      اگر در پروژه چابهار ،چین بجای هند وارد شود با توجه به اختلاف هند وپاکستان، ،پاکستان وافغانستان ،هند وچین در نگاه اول از آنجایی که امریکا نگاه راهبردی به هند داشته و از طریق هند قصد کمک به افغانستان  وتحت فشار گذاشتن پاکستان به دلیل اختلاف خط دیورند  و به چالش کشیدن چین  که رقیب استراتژیک امریکاست ،را دارد .چین برای دستیابی به اقیانوس هند از طریق تنگه مالاکا ممکن است دچار چالش با هند شود؛ لذا، در طرح  راه  ابریشم جدید تلاش شده است که از  طریق  کریدور  اقتصادی پاکستان–چین یا از طریق بنگلادش، راه دیگری به اقیانوس هند باز شود.درضمن هند وچین بر سر آکسای چین اختلاف مرزی داشته و چین معتقد است که هند در فعالیت های تروریستی به حکومت در تبعید تبت کمک می کند با این شرایط اگر پروژه چابهار بعهده چین واگذار شود بندر چابهار  را به بندر گوادر که تقریبا 72 کیلومتر با هم فاصله دارند وصل می کند وبا توحه به اینکه این بندر از پاکستان به سین کیانگ چین وصل است وهند وپاکستان بر سر کشمیر اختلاف مرزی دارند به تنش های این دو کشور خواهد افزود ومسیر امنی برای تجارت واقتصاد نخواهد بود.
      چین وافغانستان با توجه به اجلاس سازمان  همکاری های شانگهای در آستانه قزاقزستان روی موضوعات اقتصادی و تجاری و توجه به  طرح  موسوم به «یک کمربند، یک راه» یا راه جدید ابریشم علاقه‌مند  به روابط اقتصادی میان دو کشور از طریق تطبیق پروژه‌های زیربنایی چون خط آهن، برق و مسکن از سوی چین در افغانستان و گسترش صادرات اقلام خاص از افغانستان به بازار چین، شدند بنابراین پروژه چابهار برای  افغانستان چه از  جانب  هند یا چین  سودمند خواهد  بود.در  نهایت پروژه  ایران(چابهار)- چین سبب محکم تر شدن موضع چین در اقیانوس هند خواهدشد ومی تواند با متقاعد کردن پاکستان که از حمایت فعال ویا غیرفعال شورشیان بلوچ استان های بلوچستان پاکستان دست بردارند.
      برای ایران نیز واگذاری پروژه به چین هم جنبه مثبت و هم حنبه منفی داشته به طوری که می تواند نگاه به شرق را تقویت نموده ودر کاهش هزینه های اقتصادی مؤثر باشدوبا توجه به اینکه چین از اعضاء اصلی سازمان ملل است می تواند در صورت تحریم مجدد از سوی سازمان ملل از حق رای خود استفاده کند و وتو نماید ، وایران می تواند در صورت هرگونه تنش در خلیج فارس مسیری برای دستیابی به آبها داشته باشد و مهم اینکه سبب همگرایی اهل سنت با حکومت مرکزی خواهد شد.
      اما این واگذاری نکات منفی نیز می تواند داشته باشد از جمله:چین در افکار عمومی با مسلمانان تنش دارند،ناامن شدن  استان سیستان و بلوچستان بدلیل دخالت پاکستان،تغییر بافت فرهنگی وجمعیتی، این پروژه مانع تراشی های امریکا را نیز بدنبال خواهد داشت،چین با اسرائیل روابط نزدیکی داشته و قرادادهای اقتصادی ونظامی وسیاسی دارند
با توجه به روش مقایسه ای میل موارد شبیه در واگذاری پروژه به هند وچین عبارتنداز:افزایش رشد اقتصادی ایران،وصل شدن ایران به اروپا،همگرایی اهل سنت به حکومت مرکزی، می باشند اما شبیه ترین آنها در هر دو مورد مقایسه افزایش رشد اقتصادی  ایران خواهد بود ودر خصوص متفاوت ترین موارد نیز می توان به مواردی همچون مانع تراشی کردن امریکا در صورتیکه پروژه چابهار را چین بعهده بگیرد ومانع تراشی نکردن امریکا در صورت پذیرفتن پروژه توسط هند،اشاره کرد هر چند دخالت وایجاد مشکل برای چین بدان جهت است که امریکا علاقه ای به پیشرفت چین در تمامی ابعاد بویژه اقتصاد ودسترسی به آسیای مرکزی ندارد وحمایتش از هند نیز نفوذ به افغانستان  ازآن جهت که افغانستان با هند مشکل خاصی ندارد ومی تواند در کنار هند باشد حال آنکه  چین وافغانستان بدلیل مسیرهای صعب العبور وهزینه بر بودن نمی تواند مورد توجه چین قرار بگیرد، نه تنها برای کوتاه کردن نقش ایران در کشور افغانستان بلکه بدلیل دستیابی به معادن وذخایر موجود درافغانستان که سالهای آتی از بابت اورانیوم ودیگر معادن ذخیره بسیار مناسبی برای امریکا خواهد بود.
با توجه به مطالب ارائه شده در بالا، بدون شک مهمترین عاملی که به ذهن می رسد، لزوم افزایش سرعت عمل ایران در راه اندازی و تقویت تمامی کریدورهای ترانزیتی عبوری از خاک کشورمان به ویژه کریدور جنوب – غرب به عنوان کلیدی برای دستیابی به لهستان به عنوان هاب اصلی ترانزیت اروپا است. آنچه مسلم است، ایران در خصوص پروژه بندر چابهار باید با همکاری طرف هندی نسبت به اهمیت و مخاطره ایجاد شده از طرف رقبای این کشور یعنی چین و پاکستان در گوادر و همچنین تلاش های آنها در راستای بی اثر کردن پروژه چابهار حداکثر توجه را برای تکمیل این پروژه باید به هند داشته باشد.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل