شما اینجا هستید: Homeتحلیلکنفرانس ورشو؛ چالشهای پیش روی ایران/ ورود اروپای شرقی از حاشیه به متن بروکسل

کنفرانس ورشو؛ چالشهای پیش روی ایران/ ورود اروپای شرقی از حاشیه به متن بروکسل

محمد علی هژبری عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

تحولات جدیدی در سیاست خارجی کشور در حال رخ دادن است.کنفرانس پیشنهادی ترامپ در لهستان، کشور را در تنگنای امنیتی و سیاسی بیشتر قرار داده است.اروپای غربی که با سیاست وقت کُشی، یکی به میخ، یکی به نعل میزند، کار خاصی برای استفاده ایران از مزایای برجام نکرده است.و در واقع نه قدرتی و نه انگیزه ای برای تقابل با واشنگتن ندارد.
از طرفی ترامپ به خاطر مقاومت جزئی و نصف و نیمه اروپای غربی در برابرش، به سمت اروپای شرقی شیفت کرده است.اروپای شرقی برای اینکه نشان دهند، اروپا فقط پاریس، لندن و برلین نیست، انگیزه ی زیادی برای همکاری با واشنگتن دارند.بله؛ همکاریشان با کاخ سفید، انها را از حاشیه به متن بروکسل می کشاند.از طرفی اروپای شرقی بیش از غرب اروپا، مدیون امریکاست. چرا که در حیات خلوت روسیه قرار دارد و با هزینه ی نه در خور توجه، وارد ناتو شده اند. همچنان سامانه های موشکی امریکا در لهستان مستقر شده و به سمت روسیه، اماده بکار هستند.
اروپای شرقی بیش از غرب، به کمکها و پول امریکا نیازمند است‌. همچنانکه لهستان در مقابل دریافت پول، میزبان زندانهای مخوف و مخفی سازمان سیا برای شکنجه زندانیان القاعده و طالبان بود. موضوعی که بعدها دادگاه اروپایی حقوق بشر نیز ان را بررسی کرد.و همچنانکه بارها آلبانی میزبان کنفرانسهای ضد ایرانی بوده است.لذا احتمال تداوم چنین کنفرانس هایی( از این جنس) در شرق اروپا همچون پراگ و بوداپست وجود دارد.سمینارهایی که، رقیب اصلی کنفرانس امنیتی مونیخ خواهد بود.
تقابل جزئی اروپای غربی با امریکا نیز نه بخاطر تهران، بلکه بخاطر منافع خودشان است‌. پاریس و لندن در واقع برای از بین رفتن منافع و افزایش هزینه های امنتی خودشان[ بخاطر رویکرد خاص ترامپ در کاهش هزینه های امریکا و اخذ هزینه امنیت متحدین از جیب خودشان]، ناراضی هستند. از این رو همراه با امریکا، از فعالیتهای موشکی و ماهواره ایِ ایران، ابراز نارضایتی میکنند. از طرفی وضعیت پیش رو را برای دریافت امتیازات بیشتر از ایران، مناسب می بینند. درخواست ازادی زندانیان سیاسی دو تبعه غربی_ایرانی در ایران در این راستاست. لذا شرکت کشورهای مدافع برجام هم در ورشو، دور از انتظار نیست.
حال تهران چاره ای ندارد که ارتباط خود را با متحدین و شرکا، افزایش دهد.سفر ۵ روزه ظریف به عراق و مذاکره با دولت مرکزی و حتی کردها و اقلیم کردستان، و حتی تلاش برای بدست اوردن دلِ رمیده ی کُردها و گروه های شیعیِ موافق و مخالف تهران، به این خاطر است که تمامی روزنه های تنفس اقتصادی ما بسته نشود. استانهای ضعیف و مرزی ما بیش از سایر استانها به این ارتباط نیاز دارد.نکته دیگر اینکه با فرض شکست داعش و معارضین در سوریه و خروج تدریجی امریکا از منطقه (خاصه سوریه)، ما برای دوران بازسازی سوریه امادگی نداریم.بنیه اقتصادی کشور به شدت تضعیف شده است و این در حالی است که کشورهای عَربی با نشاط بیشتر و وضعیت اقتصادی خوب، خود را برای ورود به سوریه اماده میکنند.
اردن، امارات، قطر و کویت برای بازگشایی سفارتشان در دمشق، اعلام امادگی کرده اند. بی شک تعداد این کشورها زیاد خواهد شد. تز ترامپ مبنی بر تشکیل ناتوی عربی که در ورشو لهستان هم پیگیری خواهد شد، در این راستای تقویت محور عربی و تضعیف محور مقاومت است. به تعبیری هزینه برای امنیت و کسب سود از این هزینه ها، توسط خود اعراب باید اتفاق بیفتد.همین اشتباه را ما در رابطه با عراق داشتیم. علی رغم هزینه های نظامی، انسانی و سیاسی برای عراق، برای بازسازی عراق، کشورهای اروپایی و کویت، ترکیه و عربستان ورود کردند.نشانه هایی وجود دارد که نشان میدهد که این موضوع و داستان در سوریه هم رخ خواهد داد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل