شما اینجا هستید: Homeتحلیلدوگانه ی راست افراطی و اسلام گرایی افراطی: ریشه های اسلام ستیزی در آلمان

دوگانه ی راست افراطی و اسلام گرایی افراطی: ریشه های اسلام ستیزی در آلمان

محمد زارعی/ پژوهشگر مطالعات آلمان و اروپا

در سال های گذشته مطالعات متعددی در خصوص اسلام ستیزی و ریشه های آن در جوامع غربی انجام شده است. نتایج این مطالعات نشان می دهند که اسلام و جامعه ی مسلمانان بیش از همه قربانی دو رویکرد افراطی میان راستگرایان و اسلام گرایان افراطی شده اند. حادثه تروریستی اخیر علیه مسلمانان در کرایست-چِرچ نیوزلند بار دیگر اهمیت بررسی این موضوع را نشان می دهد. یادداشت حاضر به طور خاص ریشه های اسلام ستیزی و رابطه آن با راست افراطی و اسلام گرایی افراطی در جامعه آلمان را بررسی می کند.
مسلمانان در آلمان
مسلمانان بزرگترین اقلیت مذهبی در آلمان (حدود پنج میلیون نفر از جمعیت 82 میلیون نفری آلمان) و کشورهای غرب اروپایی به شمار می آیند. علی رغم حضور چند صد ساله مسلمانان در جوامع غربی و ادغام نسلی، تبادلات تجاری، علمی و فرهنگی بسیار میان آنها، همچنان پذیرش مسلمانان به عنوان عضوی از جوامع غربی از سوی بسیاری از گروه های راستگرا و افراطی انکار می شود. به طور رسمی اولین جامعه مسلمان در آلمان در سال 1922 میلادی تشکیل شد که با ساخت مسجدی در برلین نیز همراه بود. پس از آن با پیوستن حلقه های دانشجویی مسلمان به این جوامع کم کم جوامع اسلامی و فعالیت آنها گسترش یافت. طبق آمار رسمی از سوی اداره مهاجرت و پناهندگی آلمان که در سال 2018 منتشر شد، تا سال 1945 همزمان با پایان جنگ جهانی دوم، جمعیت مسلمانان آلمان حدود شش هزار نفر تخمین زده می شود. اما با پایان جنگ و اعزام نیروهای کار خارجی در دهه 60 و 70 میلادی جمعیت مسلمانان در سال 1972 با جهشی قابل توجه به حدود پانصد هزار نفر رسید. این روند ادامه داشت و در سال 1995 (پس از فروپاشی دیوار برلین) جمعیت مسلمانان دوباره افزایشی قابل توجه داشت و به حدود دو میلیون و هفتصد هزار نفر رسید. هم اکنون گفته می شود حدود پنج میلیون مسلمان در آلمان زندگی می کنند که حدود 1.8 میلیون نفر از آنها دارای تابعیت رسمی آلمانی نیز می باشند. بیشترین جامعه ی مسلمانان را به ترتیب ترک تبارها، حوزه جنوب شرق اروپا، خاومیانه وشمال افریقا تشکیل می دهند.   
تصویر اسلام در آلمان
تصویر اسلام در آلمان طی چند دهه ی اخیر دستخوش تحولات زیادی شده است. این تحولات ناشی از عوامل داخلی و خارجی است که با جامعه مسلمانان در ارتباط است. تا اوایل قرن بیستم صرف نظر از جنگ های مسلمانان به ویژه جنگ های دولت عثمانی با کشورهای اروپایی، تصویر اسلام در آلمان را می توان برگرفته از گزارشات فرستادگان مذهبی، نظامی و سیاسی، سفرنامه های سیاحان اروپایی و منابع ادبی، فرهنگی و علمی جهان اسلام دانست که در طول سده های اخیر به اروپا منتقل شده بودند. اما با رشد جمعیت مسلمانان در آلمان و تجربه زیستی آنها در کنار مردم این کشور و نیز اتفاقاتی که در جهان اسلام رخ می داد، تصویر آنها در ذهن مردم آلمان نیز تغییر کرد. عمدتا دو عامل اصلی را می توان به عنوان تاثیرگذارترین عوامل خارجی در این زمینه نام برد: یکی حادثه 11 سپتامبر و دیگری عواملی سیاسی در کشورهای مسلمان مانند انقلاب اسلامی ایران و جنگ ها و نزاع های قومی و فرهنگی که بین کشورهای مسلمان شکل گرفتند. عوامل داخلی نیز به تجربه ی زیستی مسلمانان در آلمان و توسعه ی زیرساختی، نهادی، تغییرات جمعیتی آنها و همچنین سیاست های دولت آلمان در برخورد و تعامل با جوامع مسلمان باز می گردد.
بخش اعظمی از فرهنگ اسلامی مسلمانان در آلمان برگرفته از جامعه و زادگاه خود یا پیشینیان آنهاست؛ کشورهای عربی، ترکیه، ایران، حوزه بالکان، شمال افریقا و غیره. البته این به معنی آن نیست که همه مسلمانان با نهادها و جوامع اسلامی مربوط به زادگاه خود یا پیشینیان آنها در ارتباط باشند. طبیعی است که بسیاری از افراد اسلام را از طریق این افراد و فرهنگ آنها می شناسند.
طبق نظرسنجی ها (مجله فوکوس در مارس 2018) حدود 75 درصد از مردم آلمان کاملا یا تا حدودی اسلام را متعلق به آلمان نمی دانند. بر اساس نظرسنجی های دیگر (مجله اشترن در سال 2016 و دانشگاه مونستر در سال 2016) مردم آلمان چنین تصاویری را از اسلام در ذهن خود دارند: 82 درصد سرکوب زنان، 72 درصد تعصب و افراط گرایی و 64 درصد خشونت. حدود 30 درصد از آلمانی ها می گویند که از اسلام ترس دارند. 72 درصد از افراد در آلمان به هیچ وجه یا تنها کمی از اسلام شناخت دارند. اما در مقابل افرادی که از اسلام شناخت کافی دارند، تصویر اسلام را بدین صورت شرح می دهند: 65 درصد آن را صلح طلب می دانند، 57 درصد اسلام را مدافع حقوق بشر می دانند، 56 درصد تسامح و 53 درصد نیز همبستگی را در این دین می بینند.
چالش های اسلام و مسلمانان در آلمان
آمارهای فوق نشان می دهد که شناخت افراد از اسلام در نگاه آنها کاملا تاثیرگذار است. عدم شناخت یا پیش داوری در مورد اسلام به یکی از مهمترین چالش های آن در جوامع غربی و آلمان تبدیل شده است. به طور مثال طبق یک نظرسنجی که توسط موسسه پیو در سال 2017 در کشورهای اروپایی و غربی انجام شد، در تمام کشورها افراد تعداد مسلمانان را بیش از جمعیت واقعی آنها در کشور خود تخمین می زنند. بر این اساس در حالی که جمعیت مسلمانان در آلمان تنها حدود 6 درصد است، اما در این نظرسنجی تعداد مسلمانان را حدود 21 درصد تخمین زده اند.
هویت اسلامی مسلمانان ممکن است بیش از سایر ادیان در رفتار افراد آشکار و نمایان باشد. از این رو علی رغم آمارهای متفاوت و متناقض بین مسلمانان چالش های فراوانی در زمینه هایی چون حجاب (پوشش روسری، برقع و غیره)، عدم مصرف گوشت خوک، عدم شرکت در کلاس های درس شنا، ساخت مناره و مساجد، پخش صدای اذان، اسلام گرایی افراطی، مصرف الکل، ادعای عدم تطابق اسلام و قرآن با دموکراسی ایجاد می شود. این در حالی است که طبق آمارها (پژوهشی که نهاد کنفرانس اسلام در آلمان سال 2018 منتشر کرد) تنها 28 درصد از زنان مسلمان در آلمان پوشش روسری بر سر دارند، تنها حدود 2 درصد از دختران مسلمان در کلاس های درس شنا به صورت مختلط شرکت نمی کنند، از میان 11 هزار مسجد و انجمن اسلامی تنها در 30 مورد از این مکان ها صدای اذان به بیرون پخش می شود، تنها حدود 1200 اسلام گرای افراطی در آلمان وجود دارند و یا 90 درصد از مسلمانان نظام دموکراسی آلمان را کاملا ایده آل می دانند و می پذیرند.با این وجود در طول سال به طور مداوم چنین مسائل و اخباری از سوی رسانه ها و گروه های راستگرا و افراطی به عنوان تهدیدی علیه فرهنگ، هویت و یا ارزش های آلمانی-اروپایی و مسیحی مطرح می شوند.
ریشه های اسلام ستیزی
همانطور که گفته شد، ریشه ی اصلی بدبینی و یا تصویر غلط از اسلام به عدم شناخت افراد نسبت به این دین باز می گردد. طبق یک نظرسنجی (دانشگاه مونستر سال 2016) حدود 64 درصد از مردم آلمان هیچ ارتباطی با مسلمانان ندارند، 28 درصد ارتباط کمی با مسلمانان دارند و تنها حدود 7 درصد ارتباط زیادی با مسلمانان دارند. علاوه بر این در جوامع غربی یا آلمان، مسائلی وجود دارند که به طور مستقیم به اسلام ستیزی مربوط نمی شوند. مهمترین مسأله این است که اسلام متعلق به یک اقلیت از جامعه ی مهاجر یا کسانی که است پیشینه مهاجرتی دارند. بین فرهنگ مسلمانان و جامعه ی اروپا و آلمان تفاوت های آشکاری وجود دارد. حدود 36 درصد از مردم آلمان (بر اساس آمار موسسه fowid آلمان، سال 2015) به هیچ دین و مذهبی اعتقاد ندارند. نگاه این افراد عموما نسبت به همه ادیان ممکن است مثبت نباشد و طبیعی است که در پذیرش ادیان تسامح چندانی نشان نمی دهند. موضوع دیگر مرزهای کلامی و رفتاری در اسلام ستیزی (مسلمان ستیزی) و بیگانه ستیزی (نژادپرستی) است. اسلام ستیزی را نمی توان منهای بیگانه ستیزی در نظر گرفت. اغلب برخوردهای تبعیض آمیزی که متوجه مسلمانان به عنوان یک بیگانه می شود، عموما در قبال سایر افراد غیرآلمانی نیز صادق است. این روند از سال 2015 با افزایش موج مهاجرت پناهندگان بیشتر به چشم می خورد. یکی دیگر از مسائل مهم در این زمینه نقش رسانه های آلمانی است. طی سال های 2015 و 2016 تقریبا 117 برنامه گفتگوی تلویزیونی با موضوعات پناهندگان، همگرایی اجتماعی، اسلام گرایی و پوپولیسم راست گرا اجرا شده است. این در صورتی است که موضوعات مهم دیگر کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. بین 60 تا 80 درصد از مطالب رسانه ها در مورد اسلام به خشونت و موضوعات منفی دیگر پرداخته اند. این در حالی است که اخبار مربوط به مسلمانان موفق در زمینه همگرایی و چند فرهنگی به ندرت منعکس می شوند. اغلب این برنامه ها بسیاری از مشکلات اجتماعی را اسلامیزه می کنند. کمبود تحصیلات، همجنسگرا-هراسی و خشونت علیه زنان جزء مشکلات عینی محسوب می شوند. نباید تمام مشکلات اجتماعی را با اسلام مرتبط دانست. و یا در بسیاری از برنامه ها از کارشناسان و متخصصان بی طرف کمتر استفاده می شود. و نکته آخر در بحث اسلام ستیزی به فرهنگ سیاسی و اجتماعی مردم آلمان برمی گردد. با توجه به سطح قابل قبولی از آزادی بیان که در آلمان وجود دارد، افراد عمدتا خود را مجاز به انتقاد و نقد تمام مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می دانند. بنابراین گاهی اوقات ممکن است تشخیص مرز میان انتقاد از مسلمانان یا اسلام ستیزی از سوی دو گروه یعنی مسلمانان و غیر مسلمانان به چالش کشیده شود.
راست افراطی و اسلام گرایی افراطی، اصلی ترین ریشه های اسلام ستیزی
حادثه ی 11 سپتامبر را می توان نقطه ی عطفی در مطالعات اسلام گرایی افراطی و گروه های اسلامگرایی تروریستی در غرب و اروپا دانست. این گروه ها که درصد بسیار ناچیزی از مسلمانان (تنها یک درصد از آنها) را تشکیل می دهند با حمایت کشورها یا نیروهای خارجی و برخی از گروه های افراطی ساکن در اروپا به تبلیغ و ارائه تصویری رادیکال از اسلام می پردازند. گروه تروریستی داعش را نیز می توان مهمترین حلقه ی نزدیک به این گروه ها طی سال های اخیر در نظر گرفت. این گروه ها توانستند جوانان زیادی را از کشورهای اروپایی به سمت خود جذب کنند. اسلام گرایان افراطی با به چالش کشیدن مشکلات مسلمانان در غرب و اروپا و همچنین سوء استفاده از وضعیت افراد که عمدتا یا از جامعه طرد شدند، یا با مشکلات خانوادگی فراوانی روبرو هستند و یا مورد تبعیض قرار گرفتند، به طور هدفمند و مغرضانه افراد را به سوی خود بکشانند. افراط گرایی اسلامی خود را مدعی احقاق حقوق مسلمانان و نماد ایستادگی در برابر ظلم (که عمدتا نظام سیاسی غربی و نئولیبرال است) معرفی می کند. این گروه ها فعالیت های خود را با نشر و توزیع رایگان نسخه های قرآن، سخنرانی در مساجد و مجامع اسلامی، کمک های صوری به افراد نیازمند آغاز می کنند و در نهایت با اقدامات خشونت آمیز به پایان می رسانند. از سال 2015 تاکنون تروریسم اسلامی یکی از مهمترین نگرانی های مردم آلمان به شمار می آید. عصر رسانه باعث شده تا تروریسم اسلامی یا افراط گرایی اسلامی بتواند به خوبی خود را به نمایش درآورد و بسیاری از افراد قبل از آشنایی با فرهنگ، تمدن و پیشینه اسلام با تصاویر پر از خشونت که مدعی پرچمداری از اسلام است، آشنا شوند.
روی دیگر این سکه، راست افراطی است. گروهی که در یک قرن اخیر همواره در شکل های گوناگون وجود داشته و به گونه های مختلف اقدامات خود را پیش برده است. علاوه بر اسلام ستیزی، اقتدارگرایی، بی ارزش دانستن اقلیت «سینتی و روما»، بیگانه ستیزی، نژادپرستی، ناسیونالیسم، یهودستیزی، مخالفت با همجنس گرایی، احساس بیهودگی و عدم مشارکت در سیاست، عدم رضایت از زندگی، افسردگی روانی و اجتماعی و رکود اقتصادی در زندگی و ناپایداری نظام خانوادگی نیز مشخصه های راست افراطی به شمار می آیند. مساله ای که اخیرا در مطالعات راجع به راست افراطی از سوی بسیاری از پژوهشگران مورد توجه قرار می گیرد «ترس از بیگانه» یا «ترس از دیگری» است. راست افراطی بیش از همه به طبقه ی متوسط در حال نزدیک شدن است. طبقه ای که ممکن است در روند تحولات داخلی یا جهانی آسیب را بیش از سایرین لمس کند. مهاجرت، جهانی سازی، دیجیتالیزه شدن مشاغل و صنعت، چندفرهنگی در جامعه و غیره از جمله فرآیندهایی هستند که راست افراطی نسبت به آنها واکنش سخت تری نشان می دهد. این واکنش ها در سطوح مختلف مانند شرکت در انتخابات و انتخاب گروه ها و احزاب راستگرا و افراطی، عضویت در گروه ها و کلوب های راستگرا، اعتراض، راهپیمایی و تظاهرات و در نهایت اعمال خشونت و ترور انجام می پذیرند. اسلام هراسی یا اسلام ستیزی از سوی گروه های افراطی امروز به طور آشکار در گفتمان احزاب بزرگی چون آلترناتیو برای آلمان AfD و گروه ها و جنبش های مانند پگیدا دیده می شود. برخی از رسانه های راستگرا نیز به این گفتمان کمک می کنند و افراد افراطی دارای پتانسیل اقدامات خشونت آمیز خود را به طور فردی یا گروهی در قالب حمله به مساجد، انجمن های اسلامی و زنان مسلمان اعمال می کنند.
علاوه بر این دو گروه، گروه سوم و تاثیرگذار دیگری نیز وجود دارد که کشورهای اسلامی و نهادهای تحت الحمایت آنها در کشورهای اروپایی می باشند. اسلام به سبب گستردگی خود در پنج قاره جهان و حضور افراد و اقوام مختلف از کشورهای مختلف در یک جامعه مانند آلمان با بحران یکپارچگی یا ارائه ی تصویر واحد از خود روبروست. نفوذ بیش از حد برخی از کشورهای اسلامی افراطی و روش های ناشیانه، نادرست و اغلب سنتی در تبلیغ اسلام گاهی باعث ایجاد چالش برای مسلمانان و جامعه ی میزبان می شود. البته این موضوع چند سالی است که مورد توجه بسیاری از نهادهای اجرایی آلمانی قرار گرفته و برای رفع این مشکلات قدم های برداشته شده است. اما پرداختن به آن مسائل در حوصله ی این یادداشت نمی گنجد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل