شما اینجا هستید: Homeتحلیلعمق استراتژیک ایران: آسیای مرکزی یا خاورمیانه

عمق استراتژیک ایران: آسیای مرکزی یا خاورمیانه

زهرا شریف زاده: عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

چکیده
بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مجموعه ای از کشورهای تازه استقلال یافته از این ابر قدرت وارد نظام بین المللی شدند که تاثیرات شگرفی را بر سیاست جهانی بر جای گذاشتند. چرا که این کشورها از منابع عظیم انرژی زیادی برخوردار هستند و این مسئله باعث شد که کشورهای منطقه ای و فرامنطقه در صدد باشند دامنه نفوذ سیاسی و اقتصادی خود را در این منطقه توسعه دهند. از جمله این کشورهای منطقه جمهوری اسلامی ایران است. که دارای پیشینه تاریخی مشترکی با این جمهوری ای تازه استقلال یافته می باشد. این پژوهش که با استفاده از چارچوب نظری فرهنگ راهبردی انجام شده با هدف بررسی فواید منطقه آسیای مرکزی برای ایران به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته و منابع لازم از مقالات و کتب و منابع اینترنتی جمع آوری شده است، سوال اصلی را بدینگونه مطرح می کند که، چگونه می توان جمهوری های تازه استقلال یافته آسیای مرکزی را به عنوان عمق استراتژیک ایران در نظر گرفت؟ و آیا دستگاه دیپلماسی تهران در این چهار دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در این چارچوب موفق عمل کرده است؟ یافته های تحقیق بیان می دارد که، ایران با استفاده کردن از اشتراکات زبانی- تاریخی- فرهنگی و موقعیت ژئوپلتیک می تواند دامنه نفوذ همه جانبه خود را در این منطقه توسعه دهد و یا به عبارت دیگر عمق استراتژیک خود را در این منطقه تقویت کند. این در حالی است که دستگاه دیپلماسی تهران از این منطقه بنابر دلایلی از جمله وجود رژیم صهیونیستی در منطقه خاورمیانه، و ایجاد ائتلاف هایی در قالب محور مقاومت آنگونه که باید از این منطقه غافل شده و زمینه نفوذ رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای کشور را در این منطقه ایجاد کرده اند.

مقدمه
 فروپاشی شوروی مهم‌ترین تحول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در نظام بین الملل بود که نظم جهانی جدیدی را ایجاد کرد و به دوران رقابت‌های ابرقدرت‌ها در دوران جنگ سرد خاتمه داد. در نتیجه این تحول، با استقلال جمهوری‌های خودمختار در همسایگی ایران، بازیگران جدیدی وارد عرصه بین الملل شدند و جهان چند قطبی قوام گرفت. در آن مقطع ایران با قدری تاخیر نسبت به استقلال کشورهای اتحاد شوروی واکنش نشان داد و پس از اینکه چند کشور دیگر مثل ترکیه، استقلال این کشورها را به رسمیت شناختند، اقدام مشابه از سوی ایران انجام شد. اما این موضوع باعث ایجاد عمق استراتژیک ایران و یا به عبارت دیگر باعث نشد که جمهوری اسلامی ایران منافع خود را در این منطقه ببیند و منطقه خاورمیانه را مهم تر از آن توسط دولتمردان تهران قلمداد شد.
      اما امروزه نظام بین المل دچار تغییرات متعددی شده است که اهمیت آسیای مرکزی را به ویژه در حوزه اقتصادی دو چندان کرده وسبب شده که آسیای مرکزی برای منافع امروز ایران اهمیت یابد و وجود کشورهای رقیب منطقه ای و فرامنطقه ای منافع تهران را به خطر انداخته است، لذا استفاده کردن مثبت از پتانسیل های موجود بین ایران و کشورهای اسیای مرکزی مستلزم استفاده کردن از دیپلماسی فعال می باشد. چرا که چه در عرصه منطقه ای و چه در عرصه فرامنطقه ای کشورهای متعددی در صدد نفوذ در این مناطق هستند. مهم ترین کشورهایی که در این منطقه می توانند یک رقیب برای ایران محسوب شوند آمریکا، ترکیه، رژیم صهیونیستی، و تا حدودی روسیه می باشند. لذا با توجه به وجود رقبای مذکور باید به این نکته نیز توجه کنیم که جمهوری اسلامی ایران باید با یک دیپلماسی فعال بتواند بر میزان نفوذ خود در این کشورها بیفزاید تا از منابع و پتانسیل هایی که در این منطقه وجود دارد به نحو احسن استفاده کند. چرا که در صورت عدم اتخاذ یک رویکرد مثبت و کارآمد در این منطقه و رقبای قدرتمند در این کشورها دستیابی به منافع ملی بعید و یا با مشکل جدی مواجه می شود . این موضوع باید مورد توجه جدی دولتمردان جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد. زیرا امروزه ایران به بازارهای مهم انرژی جهان نیازمند است که در صورت نفوذ کشورهای مذکور حتی از نظر اقتصادی نمی تواند منافع آنچنانی برای تهران داشته باشند.

چارچوب نظری
در مورد سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی می توان از چارچوب های متعددی استفاده کرد اما چارچوب راهبرد دفاعی می تواند با توجه به مؤلفه های خود سیاست خارجی ایران را به شکل مفیدتری پوشش دهد. فرهنگ راهبردی را نمیتوان به گونه ای جامع و مستمر تعریف کرد، اما اولین باری که از این اصطلاح استفاده شد به منظور تفسیر گسترش دکترین های هسته ای آمریکا و شوروی توسط جک اسنایدر بود. طبق نظر این اندیشمند، " تمام مدلهای رفتاری مستمر که اعضای جامعه استراتژیک ملی از راه تعلیم و آموزش یا تقلید احصا کرده اند را فرهنگ راهبردی می گویند". دیگر نظریه پرداز در این مورد کالین گری است. طبق نظر ایشان فرهنگ راهبردی ناظر بر مجموعه ای وسیع از اندیشه هایی می باشد که در بطن مناسبات اجتماعی بازتولید و ایجاد می شوند به گونه ای که با سیاست های دفاعی  و امنیتی کشور همخوانی دارد.
      مهم ترین عوامل عمومی سازنده فرهنگ راهبردی جفرافیا یا ژئوپلتیک، منافع اقتصادی، تاریخ ، ارزش ها و سرگذشت های مشترک می باشد و کشورهایی که در یک فرهنگ راهبردی مشترک هستند در صدد رسیدن به یک هدف و منافع می باشند.

فرهنگ راهبردی و موقعیت ژئوپلتیک
      جمهوری اسلامی ایران هم در خشکی و هم در دریا با کشورهای آسیای مرکزی دارای مرزهای مشترکی می باشد. در دریا نیز به دلیل مشخص نبودن مرزهای دریایی میزان مرزهای این کشور با جمهوری های آسیای مرکزی از نظر کم و کیف کاملا واضع و روشن نیست. اما آنچه که مشخص می¬باشد این است که این جمهوری ها به ایران  از نظر ژئوپلتیکی دارای وابستگی زیادی هستند. این وابستگی ژئوپلتیکی در برخی مواقع باعث می شود که منافع ملی آن ها در یک راستا قرار گیرد و منافع ملی آن ها مشترک باشد . با استفاده کردن از موقعیت جفرافیایی  ایران این کشورها می توانند انرژی خود را برای فروش به بازار جهانی انتقال دهند و روند تجارتشان تسریع گردد. اما هرگونه کوتاهی در عرصه زیر ساخت ها تهران را از این مزایا محروم می کند.لذا جمهوری اسلامی ایران برای تبدیل شدن به راهرو انتقال انرژی و صادرات کشورهای آسیای مرکزی باید زیرساخت های خود را تقویت و آمادگی های همه جانبه در این زمینه را کسب کند. این در حالی میباشد که دولتمردان جمهوری اسلامی ایران از فرصت هایی که ژئوپلتیک ایران در اختیار آنها قرار می دهد در خاورمیانه ای که با کشورهای آن بیشترین اختلاف را دارد استفاده کرده و همواره بر آن تاکید می کند. این مسئله باعث شده است امروزه حتی با استفاده از طرح هایی نظیر نابوکو  که از طرف کشورهای غربی و اروپایی ارائه داده می شود حتی تهران در چند سال اینده نتواند از موقعیت خود در آسیای مرکزی و قفقاز نیز استفاده کند.


فرهنگ راهبرد و منافع اقتصادی
امروزه منافع اقتصادی برای جمهوری اسلامی ایران از اهمیت زیادی برخوردار شده است. این نکته را نیز آیت الله خامنه ای با تاکید بر عمق فرهنگ راهبردی مورد تاکید قرار داده است. ایشان بیان کرده اند که" تکیه گاه هر کشوری عمق راهبردی آن است. لذا کشورهای غربی در صدد هستند که ایران از این موضوع برای رسیدن به منافع خود استفاده نکند و وظیفه دولتمردان ایران حفظ این عمق راهبردی در کشورهای همسایه می باشد.
      منطقه آسیای مرکزی برای ایران از این موقعیت برخوردار می باشد که ایران بتواند با استفاده از ظرفیت های دو طرفه منافع خود را تامین کند. لذا با شرکت کردن در سازمان های اقتصادی از جمله اکو  و  شانگهایی در این منطقه هم کشورهای ایران را به کشورهای آسیای مرکزی نزدیکتر کرده و منافع اقتصادی زیادی را به داخل کشور می توانند تزریق کنند. چرا که این جمهوری های تازه استقلال یافته در صدد هستند که استقلال خود را در عرصه های مختلف کامل کنند از زیر چتر نفوذ روسیه خارج شوند. این موضوع باعث می شود به ایران که به آن ها امکان استفاده از آب های آزاد را می دهد و روند صادرات و واردات آن ها را تسریع تر می کند رغبت زیادی نشان دهند. اما آنچه که به عنوان یک مانع می توان برای کشورهای آسیای مرکزی برای گسترش روابط با ایران نام برد، فشارهای است که غرب به سرکردگی آمریکا بر این جمهوری ها می آورد تا از قدرت گیری ایران جلوگیری کند. زیرا اختلافات موجود در خاورمیانه بین ایران و این کشورهای غربی و تاکید زیاد ایران بر خاورمیانه باعث ایجاد بخشی از اختلافات شده و دولتمردان ایران نیز از این منطقه آنگونه که باید استفاده کنند، نکرده اند.


فرهنگ راهبردی و اشتراکات فرهنگی

ایران یک قطعه از پازل ژئواستراتژیک می باشد که در زمان گذشته حوزه نفوذ سایر کشورها بود. اما امروزه با توجه به انقلاب ایران، تهران به یک فرصت برای گسترش روابط مختلف چه در عرصه سیاسی  چه در عرصه‌های فرهنگی تبدیل شده است. لذا دولتمردان جمهوری اسلامی ایران باید در قالب سازمان های مختلف از جمله اکو  رابط فرهنگی خود را با کشورهای آسیای مرکزی افزایش دهند. سازمان های مثل اکو این فرصت را در اختیار ایران قرار می دهد که اشتراکات فرهنگی خود را با کشورهای اسیای مرکزی ازجمله جشن سال نو، چهره های ادبی مشترک را مبنای روابط فرهنگی خود با این جمهوری ها قرار دهد  و در صدد توسعه همکاری خود با این کشور ها باشد. اگرچه جمهوری اسلامی ایران از رویکرد سکولار جمهوری های این منطقه آگاهی کامل دارد اما با توجه به اینکه تاجیکستان به عنوان مرکز دیپلماسی فرهنگی ایران در آسیای مرکزی قرار دارد از این طریق با سایر کشورها از جمله قزاقستان، قرقیزستان، ترکمنستان، نیز روابط فرهنگی خود را گسترش داده است.و این یکی از نکات مثبت در دستگاه دیپلماسی تهران به نظر می رسد. زیرا جمهوری اسلامی ایران با استفاده از این مولفه یعنی اشتراکات فرهنگی هم می تواند یک پرستیژ مثبت برای کشور خود در بین کشورهای آسیای مرکزی ایجاد کند وهم  با ابهام زدایی از ترس این کشورها از اسلام سیاسی که کشورهای غربی به وسیله رسانه های خود در بین جمهوری های این کشورهای رواج داده اند، نفوذ خود را برای همکاری در عرصه های مختلف افزایش دهد .
      این در حالی است که در بعد فرهنگی و مذهبی دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی ایران در خاورمیانه بر این عنصر تاکید بیشتر نسبت به آسیای مرکزی و قفقاز کرده اند. زیرا  غیر از مذهب، اشتراک تاریخی و فرهنگی (به مانند کشورهای اسیای مرکزی و قفقاز )در کشورهای عربی وجود ندارد بنابراین نمی توان یک رابطه مستحکم با کشورهای عربی برقرار کرد. از طرفی وجود گروه-های تکفیری-تروریستی موجود در کشورهای خاورمیانه که ایران را داعیه دار مذهب تشیع و محافظ آن  می دانند سبب شده است که کینه زیادی از دولت تهران داشته باشند. اما در داخل منطقه آسیای مرکزی و قفقاز به رغم وجود اسلام گرایان افراطی، هرگز شاهد گروه هایی نظیر داعش و القائده نمی باشیم. هر چند برخی از نیروهای اسلام گرا در این مناطق به داعش و القائده پیوسته اند اما جمعیت آنان آنقدر نمی اشد که بتوانند بر سیاست خارجی دولت های آسیای مرکزی تاثیر داشته باشد.


نتیجه گیری
این پژوهش با این فرضیه شروع شد که جمهوری اسلامی ایران با استفاده کردن از اشتراکات فرهنگی،تاریخی،مذهبی و ... می توانند عمق استراتزیک خود را در منطقه آسیای مرکزی افزایش دهند ولی توجه بیشتر دولتمردان به خاورمیانه ای که بیشتر اختلافات را با کشورهای آن دارد باعث عدم توجه به اسیای مرکزی شده و زمینه نفوذ رقبای منطقه ای و فرامنطقه ای را در این منطقه فراهم کرده است. اما با تاکید بر آسیای مرکزی به عنوان عمق استراتژیک بر استفاده  کردن از اشتراکات مذکور می توانیم منافع اقتصادی-سیاسی-امنیتی را در این کشورها تامین کنیم. زیرا امروزه کشورمان با توجه با اختلافاتی که با کشورهای غربی دارد باید در صدد رفع تنش ها و افزایش نفوذ به منظور جلوگیری از ایران هراسی باشد. این در حالی است که دستگاه دیپلماسی ایران در طول این چهار دهه بعد از انقلاب توجه خود را به منطقه ای مبذول داشته که حداقل اشتراک و حداکثر اختلاف را با آن دارد و سبب هدر رفتن توان¬ها و ظرفیت های کشور شده است.


تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل