شما اینجا هستید: Homeتحلیلسیاست خارجی چهل ساله؛ ایدئولوژی محوری دین گرایانه

سیاست خارجی چهل ساله؛ ایدئولوژی محوری دین گرایانه

 دکتر رامتین رضایی عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

سیاست خارجی در کلامی مختصر و تحت تاثیر تعریف مارسل مرل، به مجموعه اعمال، اهداف و برنامه های یک دولت ملی فراتر از مرزهای خود و در محیط بین المللی گفته می شود. صرف نظر از تایید یا رد تعریف یاد شده؛ نکته قابل توجه و تامل آنکه اساسا مفهوم و پدیده ای به نام سیاست خارجی با مفهوم و پدیده دولت مدرن ملی یا ملت - دولت وستفاليايي گره خورده است. این مدعا به معنی نبود روابط خارجی و یا دیپلماسی میان واحدهای سیاسی پيشا مدرن نيست؛ اما شکل گیری واحدهای نوین سیاسی در معاهده 1648 وستفاليا که علاوه بر سیاسی بودن برخورداراز شخصیت حقوقی به معنای داشتن مرزهای مشخص؛ جمعیت معین؛ حاکمیت ، استقلال و در نتیجه مسئولیت به شمار می روند عملا موضوع سیاست را وارد مرحله نوینی نمود که سیاست خارجی به معنای امروزی آن از نتایج این معاهده و نظم بین المللی محسوب می گردند.
توجه و تامل به این مهم که سیاست خارجی علاوه بر محیط خارجی و بین الملل مرتبط با ملت _دولت یا دولت ملی بوده و باید در چارچوب و براساس و محور آن پیگیری و اعمال شود. در این چارچوب دولت ملی از دیگر نمونه های تاریخی آن مانند امپراتوری و یا حکومت های محلی و قبیله ای کاملا مجزا می گردد. بنابراین سیاست خارجی یک دولت مدرن ملی نیز باید در چارچوب و بر اساس ملت _ دولت مدرن اعمال شود و نه در قالب و یا با تفکر امپراتوری؛ امت محورانه و یا مبانی فرقه گرایانه و قوم مدار.
ذکر این مقدمه از آن جهت ضروری بود که توجه دانشجو و دانش آموخته علم سیاست و روابط بین الملل را به این مفروض مهم واساسی جلب کند که دولت ملی مدرن اساسا پدیده ای سکولار است که فرآیند تکوین خود را در غرب و تحت تاثیر تحولات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آن یعنی گذار ازسنت به مدرنیته یا به عبارت بهتر ازامت گرایی و خاندان مداری  به ملت گرایی طی نمود. بنابراین سیاست خارجی در عصر وستفاليايي و از زمان شکل گیری علم روابط بین الملل به عنوان یک رشته آکادميک در چارچوب ملت دولت مدرن و سکولار مورد تحلیل و مطالعه قرار گرفته و قواعد کنش در محیط بین المللی نیز بر همین مبنا استقرار یافته و تثبیت گردیده است.
با مد نظر قرار دادن مفروضات فوق تحلیل و مطالعه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ازابتدای استقرار تا به امروز ازحیث انطباق پذیری با آنها می تواند دقیق تر و کارآمدتر بوده و شناخت بهتر و مناسب تری به دست دهد.اکنون لازم است که به مولفه و مفروضات اساسی سیاست خارجی ج.ا.ا. نیز توجه نموده و در تحلیل و مطالعات مد نظر قرار گیرند.
دین، تفسیر و برداشت ایدئولوژیک از آن نقشی اساسی و انکار ناپذیر در سیاست خارجی ج.ا.ا. دارد. این برداشت و تفسیر منطبق با یک رویکرد انقلابی و مخالف وضع موجود به شمار می رود که هدف غایی و نهایی آن تاسیس امت واحده اسلامی و محو نظام مادی گرایی است که حاکم بر روابط بین الملل است.
و در قانون اساسی نیز صراحتا ذکر شده ، به عبارت بهتر غایت گرایی دینی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران جایگزین واقع گرایی و آرمان گرایی و حتی رادیکالیسمی که در روابط بین الملل مدرن وستفاليايي شناخته و تعریف شده است. تحقق حاکمیت الله بر روی زمین به خوبی اولویت و اوليت این مولفه را به عنوان یک غایت نهایی نشان می دهد و اینکه سیاست خارجی باید بر مبنای آن تنظیم و اعمال گردد.
در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران امت گرایی بر ملت گرایی اولویت دارد که البته در برخی دوره ها این اولویت بیشتر و در برخی دوران کمتر خود را نمایان ساخته است. تنظیم سیاست خارجی بر مبنای دیدگاه و بینش امت گرا و دین محور که در مولفه ها و عناصری چون صدور انقلاب؛ حمایت از مسلمین جهان؛ حمایت از جنبش های اسلامی_انقلابی؛ حمایت از شیعیان و جنبش های انقلابی شیعه ؛ مبارزه با استکبار جهانی و آمریکا ستیزی عملیاتی گردیده و تبلور می یابند. هرچند که گزینش ها و اولویت ها نسبت به مولفه ها و عناصر یاد شده در دوره های زمانی مختلف متغیر بوده و به عنوان مثال در دهه اول استقرار نظام جمهوری اسلامی این در برگيرندگي بسیار گسترده تراما در دهه های بعد با انقباض و محدودیت نسبی مواجه گردید اما به هر طیف رویکرد اساسی و اجتناب ناپذیری در کنش سياست خارجی ج.ا.ا. در نظر گرفته می شود.
حمایت ج.ا.ا. از مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین؛ حکومت سوریه ؛ شیعیان يمن؛ عراق و بحرين و نیز کمک های اقتصادی به کشورهای آفریقایی جملگی در راستای ایدئولوژی غایت مدار و امت محور ج.ا.ا. در سیاست خارجی قابل تحلیل است. رویکرد یاد شده طبعا با رویکرد ملت - دولت گرای وستفاليايي قابل انطباق نبوده و به همین دلیل تحلیل سیاست خارجی ج.ا.ا در چهل سال گذشته بر اساس و چارچوب رهیافت های عمدتا پوزيتيويستي رایج در روابط بین الملل معمولا به شناخت و تفسیر چندان موثق و دقیقی منتهی نمی گردد. سیاست خارجی ج.ا.ا. نه به معنای رایج و آکادمیک آن امنیتی و امنیت محور است و نه اساسا یک سیاست خارجی توسعه گرا محسوب می گردد. سیاست خارجی ج.ا.ا. با اندیشه سیاسی ايرانشهري قرابت قابل ملاحظه ای دارد. ج.ا.ا. خود را ام القرای جهان اسلام و منجی مسلمانان و مستضعفین از سیطره جهان غرب یا استکبار و مادی گرایی حاکم بر آن شناخته و به تصویر می کشد و بر همین مبنا مسئولیت و رسالتی را برای خود در سیاست خارجی در نظر گرفته که اساسا با مبانی روابط بین الملل مدرن و ملت - دولت گرا و قواعد حاکم بر آن سنخيت چندانی ندارد.
بنابراین سیاست خارجی ج.ا.ا. در چهل سال گذشته را لازم و ضروری است که بر مبنای ایدئولوژی دینی و غایت گرایانه مورد تحلیل و مطالعه قرار داد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل