شما اینجا هستید: Homeتحلیلجایگاه منافع ملی در سیاست خارجی ایران(بخش اول)

جایگاه منافع ملی در سیاست خارجی ایران(بخش اول)

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش

منابع سیاست خارجی ایران 

منابع سیاست خارجی کشور ها بر اساس چارچوب مفهومی جیمز روزنا  بر پنج قسم است شامل:منابع خارجی یا بین المللی؛منابع اجتماعی یا داخلی ؛منابع حکومتی؛ منابع مبتنی بر نقش؛ و منابع فردی. مدل تصویر شده در نمودار زیر هم دینامیک و پویاست و هم عّلی. اساس و پایه فرض این چارچوب تحلیلی این است که هر منبع می تواند به عنوان یک عامل عّلی تلقی گردد. این چارچوب یک قیف علت معلولی را از لحاظ نظری فرض می کند. به عبارتی هم اعلام سیاست ها  و رفتار های گذشته را توضیح می دهد و هم اثراتشان را بر گزینش های سیاسی بعدی روشن می سازد .زیرا این مدل از لحاظ تحلیل و توضیح به یک برهه از زمان تعلق ندارد، کل سابقه تاریخی سیاست خارجی هر کشوری  را می توان  بر اساس این مدل تحلیل و تبیین کرد .


 منابع خارجی
منابع خارجی دلالت بر خصوصیات نظام بین الملل و اقدامات و خصوصیات بازیگران دولتی و غیر دولتی تشکیل دهنده آن دارد.  محیط خارجی دلالت بر وضعیت جهان بر کشور ها دارد. محیط خارجی از منظر تئوریک منبعی توانمند و چند وجهی در سیاست خارجی کشور هاست .نظام بین الملل پس از فروپاشی اتحاد شوروی به نظامی تک قطبی تغییر شکل داد و ایالات متحده به عنوان تنها قطب قدرت مطرح گردید. جمهوری اسلامی ایران بر اساس اهداف فراملی خود این نظام را با اشغال سفارت آمریکا  و تاکید بر صدور انقلاب اسلامی به چالش کشید. تحمیل جنگ هشت ساله به ایران و پس از آن پرونده هسته ای و نیز تحریم های هوشمند علیه ایران را می توان از تبعات به چالش کشیدن نظم بین الملل توسط جمهوری اسلامی دانست.

منابع اجتماعی(داخلی)
این منبع متشکل از جنبه های غیر حکومتی یک نظام سیاسی است که بر رفتار خارجی اش تاثیر می گذارد. بسیاری معتقدند اوضاع داخلی در شکل گیری سیاست خارجی تاثیر زیادی دارد. دهقانی معتقد است که سیاست خارجی عدالت محور ایران ناشی از آرمان خواهی ، عدالت طلبی و ظلم ستیزی و پشتیبانی از مستضعفان و نهضت های آزادیبخش و صدور انقلاب معلول متغیر های فرهنگی و روحیات ملی ایرانی است و این روحیه که به ویژه در اسلام شیعی بروز و نمود دارد موجب اتخاذ سیاست خارجی تجدید نظر طلب یا حتی انقلابی است. دهقانی در ادامه می گوید ماهیت متلون فرهنگ سیاسی ایران باعث چندگانگی و پراکندگی در جهت گیری و رفتار سیاست خارجی شده است و فردگرایی و استبداد گرایی نقش اشخاص در فرآیند سیاست خارجی را افزایش می دهد. دولت محوری، بد بینی، منجی گرایی و تقدیر گرایی سیاسی مشارکت سیاسی و نقش افکار عمومی در فرآیند سیاست گذاری خارجی را کاهش می دهد. بنابر این سیاست خارجی ایران عمیقا و به وضوح ریشه در منابع داخلی دارد.

منابع حکومتی
بر اساس این منبع رابطه ای مستقیم میان شیوه حکومتداری در جمهوری اسلامی و اتخاذ تصمیمات سیاست خارجی وجود دارد. به عبارت دیگر تاثیر نهاد های حکومتی بر سیاست خارجی غالب است. منبع حکومتی به بخشهایی از ساختار حکومت که گزینش های تصمیم گیری در سیاست خارجی راتقویت یا محدود می سازد، ارجاع می دهد. دهقانی در کتاب سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نهاد های تصمیم گیرنده و سیاست گذار در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را چنین بر می شمارد:  قانون اساسی ،نهاد رهبری؛قوه مجریه؛قوه مقننه؛شورای عالی امنیت ملی؛نیرو های مسلح به ویژه سپاه پاسداران  و قوه قضائیه. چندگانگی ساختار تصمیم گیری و سیاست گذاری به شکل گیری مراکز متعدد تصمیم گیری  و سیاست گذاری می انجامد و تصمیمات یکپارچه و منسجم را مختل می سازد.مراکز متعدد تصمیم گیری بر اساس منافع و اهداف  خود تصمیم می گیرند و در مقام عمل  و اجرا یکدیگر را خنثی و ناکام می کنند. ساختار های متعدد تصمیم گیری و سیاست گذاری به سیاست ها  و تصمیمات متعارض و متناقض منجر می شود که ممکن است سیاست خارجی را به سمت بی سیاستی و بی تصمیمی و در نهایت با شکست مواجه سازد. دو نمونه مذاکرات هسته ای با محوریت وزارت خارجه و مسائل منطقه ای با محوریت نیرو های نظامی از این ساختار های متعدد  که به سیاست های متناقض و متعارض می انجامد حکایت دارد.

نقش ها به عنوان منبع سیاست خارجی
منبع نقش نشان می دهد که این شغل ها و روند ها هستند که بر رفتار و گزینه های تصمیم گیرندگان سیاست خارجی  و اجرای آن تاثیر می گذارند. در توانایی منبع نقش جهت توصیف رفتار سیاست گذاری حدودی وجود دارد . یک شخصیت مقتدر ممکن است نقش را تا حد مرز های مجاز رفتار مجددا تعیین کند. نقش های خاص بیش از یک تعبیر را اجازه می دهد و برخی مرز ها آن قدر وسیع و  قابلیت تغییر دارند که رفتار افراد در میان آن ها تقریبا غیر قابل پیش بینی است. جهت درک ماهیت سیاست خارجی ایران باید رفتار مرتبط با  نقش های سیاست گذاری خارجی را علاوه بر رفتار خود افراد مورد بررسی قرار داد. دهقانی فیروز آبادی معتقد است چنین بخشی از انتظارات از یک نقش در جمهوری اسلامی ، معلول و محصول شیوه رهبری و ویژگی های شخصیتی صاحب منصبان آن ها می باشد، تغییر و تنوع در تعاریف نقش ها ممکن است موجبات عدم استمرار و تغییر رفتار سیاست خارجی باشد. همان گونه که عدم تغییر و ثبات تعاریف متداول و متعارف احتمال دارد منبع و منشا استمرار و تداوم سیاست خارجی گردد. با این وجود، باید اذعان داشت که میزان تاثیر گذاری افراد بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی بیش از نقش هاست.

منبع فردی
خصوصیات فردی تصمیم گیرندگان شامل مهارت، شخصیت ، باور و استعداد های روانی تعیین کنده نوع شخصیت و رفتار فرد نیز به عنوان منبع سیاست خارجی محسوب می شود. صفات فردی تصمیم گیرندگان به عنوان منبعی از سیاست خارجی ایران بر این تفکر استوار است که تصمیم گیرندگان دارای شخصیت منحصر به فردی می باشند که در مقابل تغییرات و تعدیلات به واسطه متغیر های نقش مقاومت می ورزند.خصویات روحی و اخلاقی افراد در نوع تصمیم گیری حائز اهمیت است.  دهقانی فیروز ابادی معتقد است رهبران تصمیم گیرنده بر اساس بینش فکری و شخصیتی واقعگرا ، آرمانگرا، ملی گرا و یا اسلام گرا هستند.برخی به نظام بین الملل بدبین هستند و جهان را عرصه ستیزه جویی و جنگ می پندارند و برخی کشور را جزئی از جامعه جهانی می دانند. تجربه شخصی و پیشینه زندگی رهبران نیز  نقش مهمی در شکل دهی به رفتار ، تصمیم و جهت گیری  آنان ایفا می کند که به تبع آن عامل تاثیر گذاری بر سیاست خارجی کشور است. دهقانی در ادامه می گوید رهبرانی که کشوری را به عنوان دشمن تلقی می کنند، معمولا اطلاعات راجع به آن را به گونه ای دریافت می کنند که با تصورات و باور های اولیه آنان تضاد و تعارض نداشته باشد. بنابر این برداشت ها و ادراکات ذهنی ، شدیدا در برابر تغییر ایستادگی می کنند، حتی اگر دشمن حالت همکاری جویانه و غیر خصمانه بگیرد. بنا براین ارجحیت های رهبران جمهوری اسلامی عامل بسیار مهم و تعیین کننده ای در روند سیاستگذاری و اجرای سیاست خارجی ایران  محسوب می شود.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل