شما اینجا هستید: Homeتحلیلمعامله قرن (بخش اول)

معامله قرن (بخش اول)

زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

معامله قرن  یک فرمول جاودویی که دولت آمریکا از زمان به قدرت رسیدن دونالد ترامپ آن را  طراحی کرده و هدفش پایان دادن به جدال بیش از ۷۰ سال اسرائیل و فلسطین است.مناقشه ایی که تنها به دونالد ترامپ محدود نمی باشد بلکه سالهاست که روسای جمهوری ودیپلمات های وزارت خارجه  آمریکا و کشور در تلاشند تا با ابتکار عمل‌های مختلف، افتخار حل این بحران را از آن خود کنند.اما آنچه مهم است  اختلاف فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها بر سر مرز و شهروندی و حاکمیت ملی، اختلافی بنیادین است که در مواضع کلیدی دو طرف ریشه دارد. این مواضع هم یک‌شبه شکل نگرفته‌اند و نتیجه باورهای سرنوشت‌ساز دو طرف درباره هویت و کشورشان است. حال این سوال مطرح است که آیا طرح معامله قرن به موفقیت خواهدرسید؟وچه مواردی در این طرح  وجود دارد یا بدان توجه نشده است؟
      درپاسخ به سوال می توان از نظریه بازی‌ها، شکار گوزن  که  بازی تضاد میان امنیت و همکاری اجتماعی می باشد استفاده نمود ژان-ژاک روسو شکار گوزن را اینگونه بیان می کند که :دو شکارچی برای شکار گوزنی به جنگل می‌روند. هر یک از آنان می‌تواند به تنهایی در پی شکار گوزنی باشد. اما احتمال این امر بسیار پایین است. همچنین آنان می‌توانند به تنهایی در پی شکار خرگوشی باشند. اما احتمال آن نیز کم است چرا که شکار یک خرگوش توسط یک شکارچی باعث خواهد شد شانس شکارچی دوم برای شکار خرگوش به شدت کاهش یابد. از طرف دیگر، منافع حاصل از شکار گوزن بسیار بیشتر از شکار یک خرگوش (آن هم با احتمال بسیار کم) است. بهترین گزینه ممکن، همکاری دو شکارچی برای شکار یک گوزن است که هر دو می‌توانند در این شکار سهیم شده و از منافع آن بهره‌مند گردند.
      این طرح به رهبری جارد کوشنر ، داماد و مشاور ارشد ترامپ، نقشه راهی حرفه ای برای چگونگی توزیع بیش از  50 میلیارد دلار جهت ایجاد اشتیاق برای تبدیل فلسطین به دبی یا سنگاپوری جدید  و تنها "غزه و کرانه باختری" مدنظر می باشد و راه حل دوکشور وراه حل یک کشور را پیشنهاد می دهد.علاوه بر وی  جیسون گرین‌بلت، فرستاده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه و دیوید فریدمن، سفیر آمریکا در اسرائیل یکی از سه معمار اصلی این طرح می باشند در حقیقت طرح  معامله قرن :
-     توافقی سه جانبه بین اسرائیل و سازمان آزادیبخش و حماس می باشد وبرپایی کشوری فلسطینی به نام "فلسطین جدید" در اراضی کرانه باختری و نوار غزه بدون شهرک های یهودی موجود .
-    مجتمع های شهرک نشین همین طور در دست اسرائیل باقی می ماند و شهرک های پراکنده به آنها ملحق خواهد شد و مساحت مجتمع های شهرک نشین گسترش خواهد یافت تا شهرک های پراکنده را در بر بگیرد.
-    قدس تقسیم نخواهد شد و مشترک بین اسرائیل و فلسطین جدید خواهد بود و ساکنان عرب منتقل می شوند و به عنوان ساکنان فلسطین جدید می شوند و نه اسرائیلی ها. شهرداری قدس فراگیر و مسئول همه اراضی قدس به شمار آیند وبه یهودیان اجازه خرید خانه های عربی و به اعراب اجازه خرید خانه های یهودی داده نخواهد شد. مناطق بیشتری به قدس ضمیمه نخواهد شد و اماکن مقدس مثل همین امروز باقی خواهد ماند.
-    مصر اراضی جدیدی را به فلسطین برای احداث فرودگاه و کارخانه و تبادل تجاری و زراعی خواهد داد،بدون اینکه فلسطینی ها اجازه اقامت در آن را داشته باشند.. یک اتوبان بین غزه و کرانه باختری احداث خواهد شد.
-     کشورهایی که موافقت کرده اند که در اجرای توافق و سرپرستی امور اقتصادی آن کمک کنند شامل آمریکا و اتحادیه اروپا و کشورهای عرب تولید کننده نفت در منطقه خلیج فارس هستندو مبلغ 30 میلیارد دلار در طول پنج سال برای پروژه های مربوط به فلسطین جدید در نظر گرفته می شود.
      درصد مشارکت بین کشورهای حامی بگونه ای است که آمریکا 20 درصد،اتحادیه اروپا 10 درصد،کشورهای عرب تولید کننده نفت در منطقه خلیج فارس 70 درصد وداشتن ارتش برای فلسطین جدید ممنوع است و تنها سلاحی که اجازه داشتن آن داده می شود، همان سلاح نیروهای پلیس است.توافقی بین اسرائیل و فلسطین جدید امضا خواهد شد تا اینکه اسرائیل دفاع از فلسطین جدید در برابر هرگونه حمله خارجی را برعهده داشته باشد، به شرط اینکه فلسطین جدید هزینه این دفاع را به اسرائیل پرداخت کند. مذاکره بین اسرائیل و کشورهای عرب درخصوص مبلغی که اعراب به ارتش اسرائیل به عنوان هزینه حفاظت (از فلسطین جدید) خواهند پرداخت، انجام خواهد شد.
جداول زمانی و مراحل اجرا در زمان امضای توافقنامه  طوری است که حماس همه سلاح های خود را اعم از فردی وشخصی رهبران برچیده وتحویل مصری ها دهند، نیروهای حماس به جای آن از کشورهای عرب حقوق ماهیانه می گیرند، مرزهای نوار غزه برای تجارت جهانی از طریق گذرگاه های اسرائیلی و مصری باز می شود و همچنین بازار غزه با کرانه باختری گشوده می شود و همچنین از طریق دریا (داد و ستد انجام می شود)،بعد از یک سال از توافقنامه، انتخاباتی دموکراتیک برای دولت فلسطین جدید برگزار می شود و هر شهروند فلسطینی می تواند در انتخابات نامزد شود،بعد از گذشت یک سال از انتخابات، همه اسیران به طور تدریجی در طول سه سال آزاد می شوند، در طول پنج سال، بندری دریایی و فرودگاهی برای فلسطین جدید احداث خواهد شد و تا آن زمان، فلسطینی ها از فرودگاه ها و بنادر اسرائیل استفاده خواهند کرد،مرزهای  بین فلسطین جدید و اسرائیل به روی عبور و مرور شهروندان و کالاها باز خواهد بودودر نهایت یک پل معلق با ارتفاع 30 متر از سطح زمین احداث و کرانه باختری و نوار غزه را به هم وصل می کند و ماموریت احداث آن به شرکتی از چین داده می شود و چین به میزان 50 درصد، ژاپن به میزان 10 درصد، کره جنوبی به میزان 10 درصد، استرالیا به میزان 10 درصد، کانادا به میزان 10 درصد و آمریکا و اتحادیه اروپا با هم به میزان 10 درصد در هزینه ساخت آن مشارکت خواهند داشت.همانند امروز اردن در دست اسرائیل باقی خواهد ماند.
      در خصوص مسئولیت ها ومجازات ها چنانچه حماس و سازمان آزادیبخش این معامله را رد کنند، آمریکا همه حمایت مالی خود از فلسطینی ها را لغو خواهد کرد و با جدیت جلوی کمک به فلسطینی ها از سوی هر کشور دیگری را خواهد گرفت.ویا اگر سازمان آزادیبخش فلسطین با شروط این توافقنامه موافقت کند و حماس یا جهاد اسلامی با آن موافقت نکند، این دو گروه مسئول بوده و در هرگونه رویارویی نظامی بین اسرائیل و حماس، آمریکا از اسرائیل برای هرگونه آذار و اذیت رهبران حماس و جهاد اسلامی حمایت خواهد کرد. آمریکا نخواهد پذیرفت که دهها نفر فقط سرنوشت میلیون ها انسان را در دست داشته باشند.وآخرالامر اینکه در صورتی که اسرائیل این معامله را نپذیرفت، حمایت اقتصادی از اسرائیل متوقف خواهد شد.
      حال با توجه به آنچه گفته شد در چارچوب  نظریه بازی ها وشکار گوزن به زعم ایالت متحده پذیرش اسرائیل به عنوان گوزن و راه حل دوکشور  و راه حل یک کشور را خرگوش های این شکار می باشند. راه حل دو کشوری یکی از راه حلهای ارائه شده برای رفع اختلافات بین اسرائیل و فلسطینیان است. طبق آن، بجای خصومت با اسرائیل برای «راندن آنان به بیرون از منطقه» از سوی اعراب، یا بجای «نابودی و پایمال گردانیدن حقوق فلسطینیان» از سوی اسرائیل، راه حل ، برقراری دو کشور جداگانهٔ اسرائیل و فلسطین بطور همزمان، و به رسمیت شناخته شدن هر دو از طرف تمامی طرفین درگیر و یکدیگر است .راه حل دوکشوری مبنای پیمان اسلو در سال ۱۹۹۳ بود. در آن زمان اسرائیلی‌ها و فلسطینیان (دولت اسرائیل و ساف) توافق کردند تا ۵ سال دیگر به توافق نهایی رسیده و دولت فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه تشکیل شود اما با وجود گذشت سالها از رسیدن به توافق نهایی بازمانده‌اند و اختلافات اصلی آنها به مسائلی چون تعیین مرزها، وضعیت اورشلیم (بیت‌المقدس)، بازگشت آوارگان و مسائل امنیتی برمی‌گردد. راه حل دوکشوری در نقطهٔ مقابل راه حل یک‌کشوری قرار می‌گیرد که بر اساس آن بایستی یک دولت واحد در اسرائیل، کرانه باختری و نوار غزه تشکیل شود که تمام اهالی این مناطق تابعیت آن را داشته باشند .لازم بذکر است طرفداری معمر قذافی از "راه حل یک‌کشوری" به طوری که نام کشور هم «اسراطین»  باشد راه حل دوکشوری را قابل قبول نمی داند چرا که  از سویی باعث مشکلات امنیتی برای اسرائیل شده  و از سوی دیگر مسئله آوارگان فلسطینی را لاینحل باقی می‌گذارد.
      اما این شکار، مستلزم صبر و تحمل زیاد، همکاری دو شکارچی و اعتماد آنان به یکدیگر است. ممکن است ساعت‌ها یا روزها طول بکشد که گوزنی به محل شکار برسد؛ بنابراین باید دو شکارچی از تحمل بالایی برخوردار بوده و اغوا نشوند که با شکار یک خرگوش، باعث فرار گوزن از محل شکار شوند؛ بنابراین رسیدن به این تفاهم و همکاری مستلزم اعتماد و دورنگری دو شکارچی است. همچنین شکار گوزن مستلزم حسن نیت و خیرخواهی، اما شکار خرگوش حاکی از خودخواهی شکارچیان است.حال آنکه در معامله قرن وسخن کوشنر که  در این باره گفته است: «وقتی ما از دو کشور مستقل حرف می‌زنیم برای دو طرف به یک معنا نیست و هر کدامشان تصورات خود را دارند» و مهم‌تر اینکه کوشنر حاضر نیست از توصیفات تثبیت‌شده‌ای مانند "راه‌حل دوکشور" یا "راه حل یک‌کشور" استفاده کند. به همین دلیل حتی روشن نیست که در طرح جدید دولت ترامپ از کشور فلسطین به معنای یک ساختار سیاسی مستقل با حق حاکمیت و عضویت کامل سازمان ملل خبری خواهد بود یا نه. تبلیغات رسمی آمریکا درباره این طرح صلح بر این مبنا استوار است که در آن، مواضع هر دو طرف در نظر گرفته شده‌ و موفقیت طرح در گرو پذیرش طرح از سوی دو طرف است. به بیان دیگر از تصمیمات یک‌جانبه مانند انتقال سفارت به بیت‌المقدس در آن خبری نخواهد بود.علاوه بر این، آمریکا می‌گوید که در این طرح، هیچ درخواستی که امنیت اسرائیل را به خطر بیاندازد گنجانده نشده است. استدلال "امنیت"، سیاستگذاری چند بعدی اسرائیل در مواجهه با مسائلی مانند گروه‌های "تروریستی" و فعالیت‌های آنها در میان فلسطینی‌هاست. مثلا برخی سیاستمداران دست راستی اسرائیلی می‌گویند به دلیل حفظ امنیت اسرائیل، این کشور در هر حال باید این "حق" را داشته باشد که در سرزمین‌های فلسطینی، "تروریست‌ها" را بازداشت و محاکمه کند. چنین امتیازات ویژه‌ای، به شکل قابل ملاحظه‌ای حق حاکمیت ملی فلسطینی‌ها را نقض خواهد کرد و پذیرش آن از سوی سیاستمداران فلسطینی، بسیار دشوار است. همه ی نشانه های بیان شده در بالا حاکی از تمرکز بر پذیرش اسرائیل بوده وخرگوش های راه حل دوکشور وراه حل یک کشور مغلطه بوده ودر پس معامله قرن گوزن مهم است.
      با توجه به موشک‌های شلیک شده از غزه به سمت اراضی اشغالی پاسخی دو گانه تداعی می کند  ، نخست به طرح "معامله قرن" که به دنبال ایجاد "اسرائیل بزرگ" از فرات تا نیل است، و دوم پاسخی است به اعراب سازشگر، که نتانیاهو، را رهبر و حامی خود قرار داده‌اند. کسانی  مانند "خواجه‌ها" صحبت می‌کنند و به دنبال آن خواستار حمایت بین المللی می‌شوند و با رژیم اشغالگر و اعراب برای گرسنه نگه داشتن غزه رقابت می‌کنند، اعرابی که به خاطر اسرائیلی‌ها و امنیت شهرک‌نشینان آنها و نه برای فلسطینی‌ها و جلوگیری از ریختن خونشان خواستار توقف جنگ می‌شوند.
      از طرفی رهبران مقاومت در نوار غزه و اکثریت قریب به اتفاق اهالی این منطقه این موضوع را درک کرده‌اند که اسرائیل زبانی جز زبان زور را نمی‌فهمد و آنها استادان آموزش این زبان و حروف و لغات آن هستند و واژه هایی چون "جهاد"، "جانفشانی"، "شهادت" "کرامت"  در واژه نامه آنها وجود دارد ودستاوردهای بزرگ از جنگ های سی روزه وغیره حاکی از تبدیل شدن  مقاومت به طرفی که برنامه‌ها و شروط خود را تحمیل و قواعد درگیری را مشخص می‌کند و صدها هزار اسرائیلی که برای حفظ جانشان از جنوب فلسطین به شمال فرار کرده‌اند و حالتی از وحشت آنها را فرا گرفته است و انتظار می‌رود این تعداد و ارقام، در صورت رسیدن موشک‌ها به تل آویو و فراتر از آن، افزایش یابد. ودرنهایت اینکه  کشورهای حوزه خلیج فارس که روابط خود را با رژیم اشغالگر عادی کرده‌اند و یا می‌خواهند بکنند، در شرایط دشواری در مقابل شهروندانشان قرار می‌گیرند و این دشواری در صورت برملا شدن ضعف اسرائیل در رویارویی با گروه‌های مقاومت و استقامت‌شان تشدید خواهد شد.در حال حاضر ملت فلسطین با خون ،شهیدان و با موشک‌هایی پاسخ می‌دهند که سامانه گنبدهای آهنین اسرائیل را مقهور خود می‌کنند و مواضع نظامی آن را هدف قرار می‌دهند و محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، طرح کوشنر را "معامله بی‌شرمی" خوانده و گفته است که این طرح "به درک واصل خواهد شد".حتی حماس و "جهاد اسلامی فلسطین" ،ایران و اردن نیز با "معامله قرن" مخالفند.همانگونه است که  علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، جارد کوشنر را "جوانک بی‌تجربه"‌ای خوانده است که "در حال خلق ماجراجویی در منطقه است".همه موارد ذکر شده نشان از عدم موفقیت طرح معامله قرن است.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین المل