شما اینجا هستید: Homeتحلیلمعامله قرن (بخش دوم)

معامله قرن (بخش دوم)

زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

اما شایسته است که تمامی چشم اندازهای آینده، موارد از قلم افتاده و اشاره شده در این طرح بررسی شود تا شاید بتوان به نتیجه مؤثرتری رسید.در این طرح :
-    از اشغال  سرزمین های فلسطینی طی دهه های مختلف توسط اسرائیل یک بار هم ذکر نشده است نزدیک ترین اشاره به این موضوع، اشاره به "مشاغل با درآمد و رشد بالا" به مفهوم کار است.به طور مشابه، به اصطلاحات مرتبطی نظیر "محاصره"، "محاصره اقتصادی" و "اسکان" قسمت های مختلف کرانه باختری تحت کنترل اسرائیل یا فلسطین از سال 1995، نیز اشاره ای نشده است.و هیچ گونه نشانه هایی از سیاست های منفی اسرائیل مانند «بحران طولانی مدت»، «چالش های منطقه ای»، «موانع رشد»، «محدودیت منابع» و «موانع نظارتی برای جابه¬جایی کالاها و مردم فلسطینی"، که فلسطینیان را تحت تاثیر قرار می دهد به صراحت بیان نشده است.
-     یکی دیگر از کلمه های غایب در این سند، "پناهنده" است. بیش از دو میلیون پناهنده در غزه و کرانه باختری زندگی می کنند، در عین حال طرح  کوشنر  در مورد  اینکه چگونه  پناهندگان فلسطینی از کاهش  شدید کمک های ایالات متحده به  آژانس امداد و  آژانس سازمان ملل  متحد  تأثیر می پذیرند، ناتوان است.
-    در ماه ژانویه سال 2018، ترامپ قول داد که اورشلیم را "خارج از میز مذاکره" بگذارد یعنی اورشلیم قابل مذاکره نیست.
-     در طرح معامله قرن  به شدت نقش اسرائیل در تنش های منطقه ای را کم رنگ نشان می دهد زمانی که به آن اشاره شود، معمولا در لیستی از "همسایگان" و "شرکای کلیدی تجاری" مانند "مصر، اسرائیل و اردن" پنهان است.در واقع اسرائیل زیاد جلب توجه نمی کند.
- برنامه کوشنر برای فلسطین بیان می کند که "این ظرفیت را برای کمک بیش از پنجاه میلیارد دلاری برای سرمایه گذاری های جدید بیش از ده ساله" دارد. اما تنها 27.8 میلیارد دلار از آن به طور مستقیم به قلمرو فلسطین می رود، در حالی که باقی مانده به کشورهای همسایه خواهد رفت.این مبلغ 27.8 میلیارد دلار 27درصد کمتر از قرارداد نظامی 38 میلیارد دلاری 10 ساله است که ایالات متحده آمریکا در سال 2016 با اسرائیل بسته است.وایالت متحده اولویت را به فروش اسلحه به اسرائیل می دهد.
- بدون توجه به نقش اسراییل در این درگیری، کاخ سفید تاکید می کند که فلسطینی ها مسئول مشکلات موجود خود هستند و اگر «معامله قرن» شکست بخورد، تقصیر آن هاست.در این سند نوشته شده «با این وجود، در نهایت، قدرت در دست مردم فلسطین قرار دارد ». در حالی که برنامه کوشنر وعده داده است تا پتانسیل فلسطین را «از بند رها کند»، اما هیچ گاه این نکته را ذکر نکرده است که چه کسی یا چه چیزی در وهله اول این پتانسیل را مهار کرده است.در جای دیگر آن بیان می دارد که "یک توافق نامه صلح پایدار آینده ای غنی از فرصت های اقتصادی را برای همه فلسطینی ها تضمین می کند". صلحی پایدار با چه کسی؟ این سوال پاسخ داده نشده است.همچنین این سند از این موضوع آگاهی می دهد که "صلح برای رفاه" تمرینی بی فایده است: چندین اظهارات گسترده با جملات شرطی همچون "اگر اجرا شود" یا "اگر دولت توانایی آن را درک کند"، آغاز می شود.
- دولت ترامپ بر آنچه که فلسطین را از رشد باز می دارد آگاه است و بر مشکلات تحصیلی نیز احاطه دارد.این سند تصدیق می کند که "فلسطینی ها در زمینه میزان فارغ التحصیلی در منطقه در میان بالاترین ها هستند"، اما توضیح نمی دهد که چرا از بسیاری از مدارس فلسطینی "فراتر از توانایی های خود به کار کشیده می شوند".این سند تأکید بر ضرورت "تمرکز بر حمایت از مدارس در جوامع فقیر" تأکید می کند، اما هیچ اشاره ای به مدارس ساخته شده به دست اتحادیه اروپا متعددی در منطقه کرانه باختری که توسط نیروهای اسرائیلی به دلیل نداشتن مجوز ساخت و سازی که تقریبا غیرقابل به دست آوردن است، نشده است .این طرح قول کمک 300 میلیون دلاری به دانشجویان فلسطینی برای تحصیل در خارج از کشور را داده است، اما نتوانسته است به موضوعی چون تلاش  فلسطینی ها برای گرفتن ویزا برای ترک کرانه غربی و غزه در حال حاضر پاسخ دهد.ورزش، مراقبت های بهداشتی، کشاورزی و گردشگری نیز بدون زمینه و راه حل های تعیین شده، با توجه کمی به واقعیت رها شده اند.
 - طرح کوشنر تاکید زیادی بر «حقوق مالکیت» فلسطینی ها دارد. این عبارت 13 بار در سند استفاده شده است. در جایی از طرح اشاره شده که "ثبت مالکیت زمین از گام های مهمی در تحول اقتصاد فلسطین است". بعدها می اضافه می شود که: "حقوق مالکیت محکم، برای تحقق این آینده حیاتی هستند".
      با این وجود، طرح نتوانست به سلب مالکیت سیستماتیک زمین های فلسطینی توسط اسرائیل از سال 1992 تا امروز اشاره کند. بسیاری از پناهجویان همچنان اسناد و کلید خانه هایشان را که در فلسطین تاریخی رها کرده اند، همچون فلسطینی هایی که سرزمین ها و خانه هایشان توسط مهاجران اسرائیلی در کرانه باختری اشغال شده است با خود دارند.آیا این چیزی است که کوشنر و ترامپ، که در اوایل ماه جولای سال جاری میلادی منطقه ای در ارتفاعات گولان در اسرائیل به نام وی ثبت شد، در نظر دارند؟ جزئیات مشخص نیست.
-    "صلح برای رفاه" به وضوح توسط نویسندگانی با زمینه فکری تجارت نوشته شده است (ترامپ به مدت طولانی تجربه خود را به عنوان یک تاجر و کوشنر به عنوان سرمایه گذار و املاک و مستغلات کسب کرده اند).اسناد و مدارک غنی از زبان مدیریتی است که خواستار رویکردی "تجارت دوست" برای "باز کردن پتانسیل انسانی" از طریق "رشد سرمایه گذاری" با حمایت از "جامعه پرورشی" و " فرهنگ قوی راه اندازی بومی" می باشد.
      شاید بیشترین عبارت به کار رفته این باشد: "حکومت خوب فلسطین مستلزم تعهد به مشتریان خود یعنی مردم فلسطین است". در غیاب دولتی مناسب، این طرح اشاره می کند که فلسطینی ها شهروند نیستند، بلکه مشتریانی هستند که آرمان های سیاسی شان  کالاها و خدمات است.
-    رویکرد تجارتی این سند شامل چندین اهداف بلندپروازانه همچون تبدیل غزه به "کلان شهری مدرن"، یک سامانه  دولت الکترونیک مرکزی آنلاین و ایجاد دسترسی به اینترنت 5G  در سرزمین فلسطین است. چنین طرح هایی در مقایسه با نیازهای اساسی که بسیاری از فلسطینی ها هنوز از آن ها محروم هستند، غیرممکن به نظر می رسند.
- یکی از اهداف برنامه برای غزه و کرانه باختری رسیدن به 0.70 در شاخص سرمایه انسانی بانک جهانی است که پتانسیل نیروی کار یک جمعیت را اندازه گیری می کند. اگر فلسطین به این هدف برسد، این کشور را از نمونه های قطب های افتصاد آورده شده در این طرح از جمله سرزمین اصلی چین (0.67)، امارات متحده عربی (0.66)، بحرین (0.67) و لبنان (0.54) پیش می اندازد.
-    این طرح همچنین به چند چشم انداز برای فلسطین به عنوان مقصدی توریستی اشاره دارد. در نقطه ای اشاره شده است که 95 کیلومتر از مدیترانه غزه "می تواند به کلان شهری مدرن با ساحل تبدیل شود، مانند بیروت، هنگ کنگ، لیسبون، ریودوژانیرو، سنگاپور و تل آویو".
هیچ اشاره ای به وضعیت خط ساحلی که به زیرساخت های شکننده غزه که قادر به پردازش زباله ها نیست و این زباله ها به  دریا راه پیدا می کنند، آلوده است، یا اینکه فلسطینی ها در حال حاضر توسط نیروی دریایی اسرائیل نمی توانند بیش از چند مایل از ساحل استفاده کنند نشده است.
-     این سند همچنین اشاره می کند که برخی از مکان هایی که به عنوان اقتصاد آینده فلسطین عنوان شده اند، به دلیل مقاومت یا آزادی بیان شان اشاره نشده اند.      این طرح به کشورهایی مانند امارات متحده عربی یا سنگاپور که توسط گروه هایی نظیر دیده بان حقوق بشر حقوق سیاسی برای مبادله حقوق سیاسی به نفع پیشرفت اقتصادی متهم شده اند اشاره می کند، اتهاماتی که فلسطینی ها علیه طرح «صلح برای رفاه» دولت ترامپ مطرح کرده اند.مقایسه هایی نیز با بیروت به عنوان نمونه ای از کلان شهری ساحلی آورده شده است این امر با توجه به دست و پنجه نرم کردن مداوم پایتخت لبنان با خصوصی سازی فضاهای عمومی و عدم برنامه ریزی شهری، کاری نسنجیده است.
-    در این گزارش آورده شده است که "کرانه باختری و غزه" مراکز فرهنگی "از دوران باستان تا مدرن" بوده اند. این سند کمک های فلسطینیان به "هنرمندان و شاعران مشهور منطقه" را به رسمیت می شناسد اما نتوانسته نمونه ای از آن را ذکر کند.
-     فهرستی از  چندین پروژه زیربنایی در کشورهای دیگر از قبیل خطوط برق مصر به غزه یا ارتقاء گذرگاه های مرزی  اردن برای فلسطینی ها مفید ذکر شده است. اما پیشنهاد های دیگر بیشتر بی نتیجه هستند و هیچ فایده مستقیمی برای فلسطینی ها ندارند.
      به عنوان مثال، طرح چنین استدلال می کند که گردشگری در کشورهای همسایه تاثیر مثبتی بر گردشگری فلسطین خواهد داشت. این که عبور و مرور از مرز رفه بین غزه و مصر مرتبا بسته است یا لبنان به طور رسمی از ورود افراد با گذرنامه اسرائیلی خودداری می کند نادیده گرفته شده است.
      این طرح 1.5 میلیارد دلار برای یک مرکز گاز طبیعی در سواحل مصر به منظور کمک به هماهنگی توسعه انرژی در دریای مدیترانه و 500 میلیون دلار برای فراهم آوری "زیرساخت های ملی امنیت سایبری و ایجاد ظرفیت" برای "ایجاد فرصت برای همکاری بین المللی سایبری بیشتر " در اردن اختصاص داده است. در حالی که منافع این پروژه ها برای فلسطینی ها مشخص نیست، اسرائیل دارای منافع طولانی مدت در ذخایر گاز مدیترانه و امنیت سایبری و تکنولوژی های جاسوسی است.
-    در این طرح در مجموع 6.33 میلیارد دلار برای لبنان در نظر گرفته شده است، از جمله 200 میلیون دلار برای «حمایت از یکپارچگی تجاری منطقه ای، برای تشویق صادرکنندگان به مشارکت در زنجیره ارزش منطقه ای برای کاهش قابل توجه هزینه های تجارت در منطقه».
      این امر به سه دلیل ممکن است برای بعضی از ناظران شگفت انگیز باشد. اولا، لبنان با غزه یا کرانه باختری مرز مشترکی ندارد. دوم، هیچ نماینده ای به کنفرانس بحرین نفرستاده است. سوم، بر خلاف مصر و اردن، برقراری هرگونه روابط دیپلماتیک و اقتصادی با اسرائیل را رد می کند.آیا دولت ترامپ امیدوار است که بیروت را به روابط بهتر با اسرائیل تحریک کند؟ برخی افراد در پارلمان لبنان به این مهم ایمان دارند. "نبیه بری" ، سخنگوی پارلمان، گفت: "کسانی که فکر می کنند که با میلیاردها دلار می توانند لبنان را به تسلیم یا پایمال کردن آرمان هایش تحریک کنند در اشتباهند".
      آنچه در این بین دردآور است نقش میانجی گری مصر می باشد چرا که  مصر مسؤول امنیتی نواره غزه است، چراکه اشغال این منطقه زمانی صورت گرفت که توسط مصر اداره می‌شد، دیگر اینکه  زمانی که اسرائیل به توافقات گذشته پایبند نماندو شدت محاصره را بیشتر کرد، و حلقه محاصره اقتصادی غزه را تنگ‌تر نمود و ده‌ها معترض بی‌گناه و بی‌سلاح فلسطینی را در جریان راهپیمایی‌های بازگشت به شهادت رساند، مصر هم مورد اهانت قرار گرفت و به نحوی تحقیر شد.


تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل