ترس عربستان(بخش نخست)

زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

بخش نخست

دو سال پیش  امارات متحده عربی ، بحرین و مصر و همچنین مالدیو ، موریتانی ، کومور ، دولت تبعید شده یمن و دولت های لیبی در جداشدن رابطه دیپلماتیک قطر با عربستان  به کشور عربستان پیوستند. چرا که  قطر را به حمایت از انواع تروریست ها متهم کردند و البته به زعم مقامات عربستان آنها از تروریست ها حمایت نمی کنند. هر چند برخی از آنها به دلایل مشابه روابط  خود را با قطر چند سال قبل قطع کرده بودند و اختلافاتی را ایجاد نمودند اما این بار آنها با تحمیل یک محاصره اقتصادی ، گام هایی  فراتر برداشته  و فضای هوایی خود را به روی هواپیماهای قطری بستند، کشتی های دریایی قطر را برای ورود به بنادر خود غیرقانونی اعلام نموده  و تنها مرز زمینی قطر را مسدود کردند .واین محدودیت ها کماکان ادامه دارد.
از آنجایی که  عربستان ادعای رهبری بر  منطقه خاورمیانه را در سر می پروراند  سعی دارد ملل عرب سنی ، به ویژه ملل عرب خلیج فارس مانند قطر را  در چنبره و نفوذ خود داشته باشد. درست است که عربستان سعودی اتحاد گسترده ای را با بسیاری از دولت  ها از جمله امریکا تقویت کرده است که قدرت خود را استحکام بخشد با این حال به ندرت در این رابطه موفق شده است. عربستان در  منزوی کردن ایران ناکام ماند ونتوانست  رقیب منطقه ای خود راکنار بزند وهمین امر سبب شد تا  نگاهی تند و تیز برای کسب هژمونی منطقه خاورمیانه داشته باشد .آنچه که می توان بدان اشاره نمود و  ضعف عربستان را روشن نمود : ربودن نخست وزیر لبنان . تلاش برای نجات بحرین،خریدن  وفاداری مصر و سودان می باشد.گویا اینکه  امارات متحده عربی قابل اعتماد تر باشد ، اما قابلیت اطمینان آنها در  پارامترهای باریک مقابله با ایران ، حفظ پادشاهی آنها و بالا نگه داشتن درآمد نفت است.
به عبارت دیگر ، عربستان سعودی ممکن است یک رهبر منطقه ای باشد ، اما تنها به اندازه ائتلاف متحدین به رهبری خود قدرت دارد. تا زمانی که نتواند کشورهای اقتصادی ، سیاسی و جمعیتی متناقضی را که در حوزه نفوذ خود سکونت دارند ، از مسیر راه بردارد ، تلاش خواهد کرد تلاش های خود برای بالا رفتن وتأثیر گذاشتن  از ایستگاه فعلی بر کل منطقه مسکوت گذاشته ودر قالب یک  یک قدرت خاموش ظاهر گردد.
اینگونه بنظر می رسد که عربستان سعودی سست نیست و برعکس ، هر قدر قدرتهای میانی بسیار قدرتمند باشند ، بسیار قوی است و دلیل این امر  نفت و گاز طبیعی است که باعث شده عربستان سعودی بسیار ثروتمند شود و ریاض از ثروت خود برای توسعه یک ارتش بزرگ و مجهز استفاده کرده است. از سوی دیگر، بدلیل قرار گرفتن شهر مکه و مدینه در آن، عربستان مهم ترین مرکز عبادی جهان اسلام نیز شناخته می شود و از این حیث برای مسلمانان دنیا اهمیت دارد.عربستان سعودی به دلیل روابط راهبردی که با ایالات متحده ی آمریکا دارد توانسته طی دو دهه ی گذشته به بازیگری فعال در عرصه ی تحولات منطقه ای تبدیل شود.یکی از مهمترین دلایلی که در نهایت منجر به روابط استراتژیک میان آمریکا و عربستان شده است، رابطه ی دوسویه خرید نفت از عربستان و فروش تسلیحات به این کشور از سوی آمریکا است.آمریکا تا کنون با بستن قراردادهای چند ده میلیارد دلاری تسلیحاتی با عربستان توانسته سود سرشاری کسب کند.
در حال حاضر عربستان سعودی در بین کشورهای عربی منطقه ای همچنان بالاترین بودجه دفاعی را داراست. این کشور در منطقه خلیج فارس از بزرگترین واردکنندگان سلاح محسوب می شود و ایالات متحده همواره بیشترین سهم فروش تسلیحات نظامی را به این کشور داشته است. (طبق اعلام موسسه تحقیقات بین المللی صلح استکهلم ، در سال 2017 ، تقریباً 70 میلیارد دلار برای دفاع هزینه کرد ، معادل تقریبا 10 درصد از تولید ناخالص داخلی آن ).عربستان سعودی به واسطه افزایش بودجه نظامی خود طی یک دهه اخیر به دنبال افزایش توان نظامی و به تبع آن افزایش نقش و توان خود در مسائل منطقه ای بوده است. بودجه دفاعی عربستان حدوداً 56 میلیارد و 725 میلیون دلار است و هم اکنون در جایگاه بیست و پنجم رتبه بندی جهان قرار دارد . بر اساس آمارها می توان گفت که تنها در دولت های بوش و اوباما، کل فروش تسلیحات به عربستان نزدیک به 97 درصد افزایش داشته است، چیزی در حدود 115 میلیارد دلار و نیز در دوره ترامپ بزرگترین قرارداد تسلیحاتی با عربستان به ارزش 460 میلیارد دلار به امضا رسید که در نوع خودش در تاریخ روابط ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی بی سابقه است.
عربستان سعودی به دلایل متعددی در حال افزایش نیروی نظامی خود به ویژه در دوران ملک سلمان و محمد بن سلمان است که این ناشی از رقابت نظامی سردمداران این کشور با همسایه شمالی خود ایران است. هر چند از زمان روی کار آمدن حکومت سعودی‌ها در عربستان، دولتمردان این کشور همواره ایران را رقیب مذهبی خود می‌دیدند اما در دوره جدید قدرت، عربستان ایران را به عنوان رقیب و دشمن خود تصور می‌کند و سعی دارد عقب ماندگی تکنولوژیکی و نیروی انسانی متخصص خود در حوزه نظامی را از طریق خرید تسلیحات پیشرفته جبران کند و به خیال خود موازنه قدرت در منطقه به وجود آورد.واز طرفی این مسئله است که قطر احتمالاً می تواند نقش  قدرت متوسط برای تأمین ثبات خود در منطقه داشته باشدزیرا تصور بر این است که  سیاست خارجی قطر  دغل کارانه، رندانه، فرصت طلبانه و عملگرا  است ، دولت در دوحه با مشاركت در میانجی گری ، مذاكره و حل و فصل ، ماهرانه تلاش مي كند تا هر دولتی  كه با دولتش همسو و عادل باشد،انتخاب نماید. این کشور مبلغ گسترده ای  از ایالات متحده ، کمک های بشردوستانه در کرانه باختری و سرمایه گذاری های خارجی را خرج می کند. این کشور با ترکیه  و ایران همکاری می کند ، که هر دو رقیب دراز مدت با ریاض هستند ، حتی اگر با دستورالعمل های GCC  نیز همکاری دارد واز طرفی نیز  با واشنگتن به دنبال یكی از بزرگترین و مهمترین پایگاههای نظامی آمریكا در خاورمیانه است ،واسطه مذاكرات صلح بین آمریكا و طالبان می باشد. تا اواخر دهه 2000 ، حتی مکان ومحل تنها کمیسیون تجارت اسرائیل در خلیج فارس بوده است.
البته قطر انگیزه های ابتدایی ای برای توجه به خود دارد، با قرار دادن خود در درگیریهای دوردست (اسرائیل و فلسطین ، جنگ ایالات متحده در افغانستان) ، سرمایه سیاسی آینده را به دست می آورد. با همکاری با ایران  به عنوان مثال با همکاری مدیریت میادین نفتی و گازی پارس جنوبی ، به طرز ماهرانه شرط بندی های خود را در برابر دیگران (ایران) محافظت می کند. با وساطت درگیری ها ، نفوذ خود را از راه های غیر معمول برای چنین ملت كوچك گسترش می دهد. با قرار گرفتن در برابر حق بسیاری از کشورهای دیگر ، خود را به عنوان یک متحد ضروری خارجی به بازار عرضه می کند.
از بسیاری جهات ، سیاست خارجی قطر نتیجه جغرافیای آن است. این کشور ریز و درشت است  شبه جزیره ای در جنوب غربی قاره آسیا در منطقه خاورمیانه و در شرق شبه‌جزیره عربستان، و در بخش جنوبی خلیج فارس واقع شده‌است. پس از استقلال در سال ۱۹۷۱ به سبب درآمدهای سرشار نفتی و گاز طبیعی، این کشور تبدیل به یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه شد. تمام موقعیت‌های حساس حکومتی در قطر توسط خاندان آل ثانی یا افراد نزدیک آنان اداره می‌شود. مساحت آن ۱۱٬۴۹۳ کیلومتر مربع است  و   جمعیت قطر ۲٫۶ میلیون نفر می باشد که یک ملت کوچک در چنین مکان ناپایدار قادر به پرداختن به تنهایی نیست و نه می تواند کشورهای قوی تر اطراف آن را ترک کند. با این وجود می تواند به دلیل ذخایر گسترده گاز طبیعی خود ، همه چیز را برای همه داشته باشد یا حداقل سعی کند که باشد. قطر یکی از سودآورترین صادرکنندگان گاز طبیعی در جهان است بنابراین بالاترین تولید ناخالص داخلی سرانه در جهان را دارد.
از نظر سیاسی ، شبیه به همسایگان خلیج فارس است ، تا آنجا که خانواده حاکم در قطر به اندازه خانواده های عربستان سعودی و امارات پادشاهی است اما با توجه به اینکه شهروندان خارجی تقریباً 90 درصد کل جمعیت را تشکیل می دهند ،وجمعیت بومی  قطر بسیار کمتر است و از این رو جمعیت چندفرهنگی تری برای مدیریت دارد.
روش قطر  برای حفظ  امنیت و  ثبات ملی خلاقانه  است. اما تا زمانی که قطر عموماً خنثی و بی طرف  تلقی شود ، کارساز است. از نظر بسیاری از همسالان خلیج فارس ، این درک در طول انقلابات  عربی تغییر یافت ، هنگامی که حمایت طولانی مدت از اخوان المسلمین بیش از حد  بر سایر کشورهای عربی تأثیر گذاشت هنگامی که احزاب سیاسی اسلامگرا خواستار رژیم هاییی مانند خود در تونس و مصر شدند با خیزش قیام در سوریه ، بحرین ، لیبی و یمن روبرو گشتند .  دخالت قطر در لیبی به گونه ای بود  که به سختی می توان بی طرفی قطر را  توصیف کرد. با به رسمیت شناختن مشروعیت مخالفان قذافی نقش وارتباط خود را  با دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در هم شکست. این تلاش برای یافتن راه هایی برای کمک به آنها در بازاریابی نفت خود بود ونتیجه  تلاشش احداث  یک ایستگاه خبری بود که الگوی برداری از  الجزیره ، جهت  رساندن  پیام مخالفان وشورشیان  به جهان بود. و هواپیماهای جنگنده ای را برای شرکت در کارزار هوایی به رهبری ایالات متحده فرستاد.بنابراین اینگونه عمل کردن ها  باعث شد تا بیشتر کشورهای عربی نسبت به گذشته به قطر مشکوک شوند. این ظن ها پایه و اساس محاصره دیپلماتیک اولیه قطر در سال 2014-2013 بود ، که بی سر و صدا برطرف شد که دوحه با برخی از شرایط موافقت کرد ، از جمله بازگشت اعضای اخوان المسلمین مصر که قطر پناه داده  بود.
اما در این میان ریاض تأکید دارد که  قطر واقعاً همکاری با ایران را متوقف نکرده ، و همچنین حمایت خود را از اخوان المسلمین پایان نداده است. پایگاه های نظامی خارجی متعلق به ترکیه و ایالات متحده را در کشور خود حفظ  کرده، و همچنان خود را  از طریق میانجی گری ،مذاکره وحل وفصل مسائل وارد امور دیگران می کند.

ادامه دارد....

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل