شما اینجا هستید: Homeتحلیلطرح شورای امنیت ملی: رویکردی جدید به دکترین نظامی آلمان

طرح شورای امنیت ملی: رویکردی جدید به دکترین نظامی آلمان

مصطفی مالکی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات  اروپا ،دانشگاه علامه طباطبائی 

تحولات منطقه ای و بین المللی و مواضع مقامات آلمانی نشان می دهد که در سالیان اخیر توجه به رویکردهای نظامی و «قدرت سخت» در بین سیاست مداران و دولتمردان این کشور رشد چشمگیری داشته است. در همین راستا وزیر دفاع آلمان، آنه گرِت کرامپ کارِن باوِر (معروف به آکاکا)، که همزمان رئیس حزب «دموکرات مسیحی» و یکی از نزدیکترین افراد به صدراعظم مرکل است، پس از 100 روز از آغاز مسئولیتش در وزارت دفاع، در سخنانی در دانشگاه ارتش شهر مونیخ با اشاره به بحث اصل «مسئولیت بیشتر» خواهان آن شد که آلمان به یک «قدرت تعیین کننده» در تحولات منطقه ای و بین المللی تبدیل شود. لذا طرح ایجاد «شورای امنیت ملی آلمان» بار دیگر توسط وی مطرح و از ایده هایی همچون حضور نظامی آلمان در مناطقی از جمله آفریقا و آسیا ( به عنوان مثال دریای جنوبی چین) نیز حمایت کرد. دو منطقۀ یاد شده به صورت مشخص، یکی منطقۀ ساحل آفریقا، در کنار فرانسوی ها جهت «مبارزه با تروریسم»، است و دیگری در شرق دور و منطقه یندوپاسیفیک (هند-آرام) برای مقابله با قدرت نمائی چین و به نشانۀ همبستگی با شرکای آلمان در این منطقه می باشد.
آلمان به عنوان یک عضو غیردائم شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال های 2019 و 2020، ریاست «کمیتۀ تحریم ها علیه کره شمالی در شورای امنیت» را نیز تا پایان سال 2019 عهده دار شده است. یکی از ایده هایی که این کشور ماه هاست در خصوص شرق دور در سرمی پروراند، ارسال یک کشتی جنگی به منطقه آبهای جنوبی چین و با هدف «حفظ منافع آلمان در عبور و مرور آزادِ دریایی» است، آب هایی که چین ادعای مالکیت آن را دارد. البته باتوجه روابط راهبردی تجاری این کشور با چین، طبیعی است که آلمان برای پیاده کردن ایده های خود در شرق دور با محدودیت ها و ملاحظات بسیاری مواجه خواهد شد. بنابراین به نظر می رسد رویکردهای نظامی جدید آلمان در سطح بین الملل، در منطقه آفریقا از شانس بیشتری برای نمود برخوردار باشد. آلمان اگرچه در آموزش نیروهای نظامی در چارچوب مأموریت نیروهای سازمان ملل در مالی (مینوسما ) مشارکت دارد، اما در خصوص عملیات نظامی «علیه تروریسم» تنها این فرانسوی ها هستند که مسئولیت را برعهده گرفته اند و طبق گزارش هفته نامه اشپیگل (شماره 47، 16/11/2019، ص 39) آلمان در عملیاتی نظامی در مالی موسوم به «شمشیر » همراه با فرانسوی ها و برخی دیگر از همپیمانان اروپائی شرکت خواهد کرد.
همچنین اعلام آمادگی آلمان برای افزایش بودجه نظامی و دفاعی به 2 درصد درآمد ناخالص ملی تا سال 2031 رسانه ای ترین موضع وزیر دفاع آلمان در هفته ای بود که آلمان ازدبیرکل ناتو، یِنس استولتنبرگ ، میزبانی می کرد. آنچه تا کنون در خصوص بودجه دفاعی مورد موافقت احزاب و دولت آلمان بوده است، افزایش بودجه دفاعی تا 1.5 درصد درآمد ناخالص ملی تا سال 2024 بود. وی در این سخنرانی همچنین اشاره ای به همکاری تنگاتنگ دفاعی و امنیتی با فرانسه به عنوان یکی از اولویت های سیاست دفاعی آلمان داشت و خواهان آن شد که تصمیمات پارلمان در خصوص سیاست های دفاعی و امنیتی سرعت بیشتری بگیرد. علاوه بر آن آکاکا سه هفته پیش نیز در اتخاذ موضعی «عجولانه» و «بدون هماهنگی» با دیگر احزاب شریک در دولت خواهان ایجاد یک «منطقه امن بین المللی» در شمال سوریه شده بود؛ مسئله ای که موجی از واکنش های داخلی و خارجی را بدنبال داشت. وی سپس در مصاحبه ای با روزنامه آلمانی هاندلزبلت با اشاره به تحولات شمال سوریه و توافقات ترکیه و روسیه در «سوچی» آن را توافقی برای دراز مدت ندانست و رویکرد کنونی آلمان را نیز نوعی «صبرراهبردی» خواند و ابزار داشت که «برای من مهم بود که ما آلمانی ها موضوع را از ابتدا مجدداً مورد بحث قرار دهیم و توقع بر آمدن از عهده  آن را از خود داشته باشیم». هر چند که برای خود وی نیزروشن بود در صورت ارائه چنین پیشنهادی در هیات دولت و بوندستاگ (مجلس فدرال)، با مخالفت جدی بسیاری از افراد، منجمله «سوسیال دموکرات ها» روبرو و روند ارائه چنین رویکردی قربانی دعواهای حزبی خواهد شد.
در این میان نکته قابل توجه این است که این ایده در کلیت مورد توجه و علاقه سیاست مداران و صاحب نظرانی همچون ولفگانگ ایشینگر، رئیس «کنفرانس امنیتی مونیخ» و یا فولکِر پرترز، رئیس «بنیاد علم و سیاست» نیز قرار گرفت. از نظر ایشینگر نوع بیان ایدۀ «منطقۀ امن بین المللی» در شمال سوریه در صورتی قابل نقد است که وی با تصور و هدف عملیاتی-کردن این ایده، دست به چنین اقدامی زده باشد؛ در حالیکه هدف و تصور اصلی آکاکا عملی کردن چنین ایده ای نبوده است، چرا که وی به صورت کامل به این موضوع واقف است که طرح و اجرای آن طبق معمول منوط به بحث در پارلمان و صدور مجوز توسط این نهاد است. بنابراین، گزینۀ محتمل تر آن است که آ کاکا از این طریق به دنبال ایجاد فضایی جدید در سطح ملی و بین المللی و جلب توجه دیگر کشورها در خصوص نقش جدید آلمان در تحولات سیاسی و امنیتی جهان بوده است. علاوه بر این طرح چنین ایده ای استفاده های داخلی نیز برای وزیر دفاع آلمان داشت؛ چراکه وی یکی از کاندیداهای مطرح کرسی صدراعظمی بعد از مرکل می باشد. آنچه مسلم است این است که این موضوع باعث مطرح شدن شخصِ آکاکا در سطح بین الملل و معرفی ابعاد جدیدی از بازیگری آلمان در تحولات و سیاست جهانی است. همچنین از دیگر حرکات نمادین وزیر دفاع آلمان برگزاری مراسم دانش آموختگی نیروهای جدید ارتش آلمان (بوندِس وِر) در محوطه مقابل بوندستاگ بود. اقدامی که از سویی با هدف تکریم نیروهای ارتش در انظار و افکار عمومی و از سوی دیگر جهت نزدیکی بیشتر بین ارتش و بوندستاگ صورت گرفت.
مرکل، صدر اعظم آلمان، نیز در کنفرانس خبری با دبیرکل ناتو تلویحاً از ایدۀ آ کاکا در خصوص منطقۀ امن بین المللی در شمال سوریه طرفداری کرد. وی در خصوص افزایش بودجه نظامی نیز گفت: «من موافق هستم که ما در مسیر اجرای تعهدمان نسبت به اختصاص 2 درصد از درآمد ناخالص ملی برای بودجه نظامی در چارچوب همکاری با ناتو گام برداریم و همانگونه که روسای جمهور قبلی و فعلی و من بارها گفته ایم، موافق هستم که این روند را دنبال  کنیم و مسئولیت های بیشتری را برعهده بگیریم». صدراعظم آلمان همچنین اساس ایدۀ ایجاد یک «شورای امنیت ملی» را طرح خوبی برشمرد و گفت که سال هاست این مسئله مطرح است، ولی هماهنگی لازم میان احزاب در خصوص آن صورت نگرفته است. مرکل در ادامه افزود: «هرچند این طرح ساختاری شامل کشورهایی همچون آمریکا با سیستم ریاستی است، ولی می توان آن را مورد بررسی قرار داد». از دیگر موارد در خصوص رویکرد جدید آلمان می توان به اظهار نظر اورزولا فون درلاین ، رئیس آلمانی کمیسیون اروپا و وزیر دفاع سابق آلمان در اولین سخنرانی رسمی اش اشاره کردکه جملۀ معروفش «اروپا باید زبان قدرت را بیاموزد» در آستانه 30 امین سالگرد فروریختن دیوار برلین، به تیتر اول رسانه ها تبدیل شد. لذا می توان گفت طرح و بررسی ایده ای همچون «شورای امنیت ملی آلمان» می تواند به مثابه تغییر و تسریع در روند تصمیم سازی در خصوص مسائل امنیتی و نظامی می باشد که همواره با چالش ممانعت و مخالفت پارلمان روبرو بوده است. بنابراین، اگر تا کنون هر گونه اقدام نظامی و یا مأموریت خارج از مرزهای آلمان نیاز به مجوز بوندستاگ داشت، اکنون این روند از « پایین به بالا » در صورت ایجاد این شورا تا حدی تغییر می یابد و در میان مدت نیز می توان شاهد رویکرد تازه ای در تصمیم سازی های نظامی- امنیتی آلمان بود.
از طرفی نسبت به مفهوم «مسئولیت بیشتر» تاکنون نیز تعابیر مختلفی مطرح شده است: سیاست گذاری برای «مسئولیت بیشتر» معمولاً محدود به نقش آفرینی در میانجی گری؛ حل و فصل مناقشات بین المللی؛ حمایت های مالی بشردوستانه و تلاش بیشتر برای ایجاد صلح و ثبات بوده است و اخیراًٌ نیز تحت الشعاع مسائلی همچون افزایش بودجه برای مأموریت های نظامی ناتو؛ سیاست های ارسال تسلیحات و مشارکت بیشتر در مأموریت های بین المللی از طریق اعزام نیرو قرار گرفته است. در هر صورت ارائه طرحی نظامی از سوی آلمان و یا آمادگی اعزام نیروی نظامی و به تعبیری عرض اندام وزارت دفاع این کشور، ماهیتی جدید به مفهوم «مسئولیت بیشتر» بخشیده است؛ به عبارتی ابعاد تازه ای از مسئولیت پذیری آلمان مشخص شده است که بسیار قابل تأمل  می باشد. لذا به نظر می رسد نگاه آلمان به مقوله «امنیت» و چگونگی حفظ آن دچار تغییرات قابل توجهی شده است: اول آنکه موضوع امنیت «از هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای آلمان اکنون مستقیماً متوجه خود آلمان شده است» و تکیه صرف بر قدرت آمریکا و تضمین تأمین امنیت اروپا توسط این کشور رنگ باخته است؛ به طوریکه از دید هایکو ماس ، وزیر خارجه آلمان، «دیگر تضمینی برای زندگی در امنیت و صلح برای آلمان مانند گذشته وجود ندارد». وی اینگونه تحولات را «لحظه ای تاریخی» می خواند که نقطه عطفی برای مسئولیت پذیری برای حفظ «امنیت خود» تلقی می شود. با این حال، ماس هرگونه اتحاد نظامی اروپا را نه به مثابۀ جایگزین و یا نسخه جدیدی برای ناتو، بلکه به عنوان مکملی برای آن می خواند و معتقد است که اروپائی ها در آینده، سال های متمادی به ناتو نیازمند خواهند بود و اگر روزی نیز توانایی دفاعی کافی را کسب کنند، همچنان می بایست خواهان حفظ همکاری با ناتو نیز باشند.
در همین راستا پس از ماه ها سردی نسبی در گفتگوهای سیاسی بین آمریکا و آلمان بدلیل سیاست های یکجانبه گرایانه دونالد ترامپ، استقبال گرم این کشور از مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده و مواضع آمریکاپسند دولتمردان آلمانی در 30 امین سالگرد فروپاشی دیوار برلین، خود گواهی بر توجه ویژه آلمان به ناتو است. همزمان با این نگاه، وزیر دفاع آلمان از دیدگاه مشترک آلمانی/فرانسوی در امور نظامی و دفاعی سخن می گوید و هایکو ماس نیز از فرانسه به عنوان شریک اصلی اروپائی آلمان یاد می کند. می توان گفت آلمان برای خروج از لاک محافظه کاری (خویشتن داری) در امور نظامی به نوعی نیازمند جلب رضایت آمریکایی ها و فرانسوی ها است؛ در عین حال سعی دارد بین ایالات متحده آمریکا به عنوان شریک فراآتلانتیکی اش و فرانسه قدرت اول نظامی اتحادیۀ اروپا و شریک راهبردی آلمان موازنه برقرارکند. در مجموع اتخاذ این مواضع و رویکردهای جدید دولتمردان آلمانی را می توان به تابوشکنی هایی تعبیرکرد که از شروع فصلی جدید در دکترین نظامی آلمان خبر می دهد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل 


منابع آلمانی استفاده شده در تحلیل:

https://www.deutschlandfunk.de/grundsatzrede-von-kramp-karrenbauer-gruss-an-merkel-gruss.720.de.html?dram:article_id=462939

https://www.deutschlandfunk.de/umstrittene-zeremonie-es-ist-richtig-bundeswehrrekruten-vor.720.de.html?dram:article_id=463282

https://www.spiegel.de/politik/deutschland/wolfgang-ischinger-lobt-annegret-kramp-karrenbauer-fuer-syrien-vorschlag-a-1293103.html

https://www.handelsblatt.com/meinung/kommentare/kommentar-sicherheitszone-in-syrien-kramp-karrenbauers-vorschlag-sorgt-fuer-verwirrung-/25140838.html

https://www.deutschlandfunk.de/swp-direktor-volker-perthes-der-vorschlag-kramp.868.de.html?dram:article_id=461920