شما اینجا هستید: Homeتحلیلمصر در منگنه بحران ها(بخش دوم)

مصر در منگنه بحران ها(بخش دوم)

 دکتر سید عبدالامیر نبوی عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی/گزارش پنجاهمین نشست تلگرامی گروه مطالعات روابط بین الملل 

تدوین:زهرا شریف زاده

در اینجا سودان در حال یک بازی است.سودان مشکل مصر را دارد یعنی به آن 5/18 میلیارد مترمکعب آب نیل بشدت نیازمند است.منتهی به خاطر وضعیت بد اقتصادی سودان و اینکه کشاورزی وصنعت این کشور توانایی بهربرداری ندارد.همین الان حدود دوسوم همین آب سهم سودان  در طغیان ها در لوله کشی های نامناسب ،عدم استفاده مناسب در بخش کشاورزی و صنعت هدر می رود.لذا سودان همین الان به طور عادی توانایی بهره برداری کامل از سهمیه خودش را هم ندارد.شدت برق هم کم است.لذا تأسیس سد النهضه یک مقدار برای سودان منفعت هم دارد بواسطه ی اینکه هم می تواند یک مقدار از برق موردنیازش را از اتیوپی بگیرد و همچنین کنترل طغیان های موسومی نیل می تواند سودان را کمک کند که بهره برداری بهتری از آب نیل بعمل بیاورد.در عین حال بالا گرفتن اختلافات اتیوپی و مصر یک فضای بازی برای سودان ایجاد می کند.چون مصر قدرتمند و یا اتیوپی کاملا قدرتمند به لحاظ اقتصادی و یا سیاسی به نفع سودانی است که طی دهه های اخیر مشکلات زیادی را تجربه کرده بخصوص بعد از تجزیه این کشور به دو کشور سودان وسودان جنوبی که در سال 2011 صورت گرفت،نهایی شد و لذا سودان ضمن اینکه نسبت به تأسیس سدالنهضه یک مقدار بدگمان است .اما به اندازه مصر،متضرر نخواهد شد و تلاش دارد.در عین حال که اتیوپی را تهدید می کند که مثلا این پرونده را به شورای امنیت می کشم یا از سوی سایر بازیگران عربی فشار بیاورد.از اختلافات اتیوپی و مصر هم بهره برداری بکند.در واقع در این قضیه مصر پیش از سودان متضرر خواهد شد ودستکم یک سوم آب ورودی اش کاهش پیدا خواهد کرد که سبب شده در دوره مرسی عملا مصر اتیوپی را به حمله ی نظامی تهدید کرد.

حکومت سیسی تهدید نظامی علنی مشابه دوره مرسی انجام نداده اما سعی کرده دستگاه سیاست خارجی را فعال کند و هم با مذاکره  وهم با تهدیدات سیاسی مسائل را مدیریت کند.البته مصرهم اعلام کردند این پرونده را به شورای امنیت بکشاند در مقابل اتیوپی العام کرده ما کار خودمان را انجام می دهیم.یعنی سد النهضه را به پایان می رسانیم .طبق برنامه ایی که داشتیم و در برابر فشارهای خارجی چه نظامی چه سیاسی هم می ایستیم.اما قصدمون آزار رساندن به مصر یا سودان نیست.این نکته را بگوئیم که طبیعتا قدرت نظامی مصر زیاد است و می تواند از پس این مسئله ظاهرا بربیاید.اما احتمالا چنین نخواهد شد چون به معنای ورود به یک بحرانی است که پایان آن قابل پیش بینی نیست.

در باره وضعیت لیبی هم که اگر در واقع به مرزهای غربی مصر توجه کنیم اطلاع دارید این کشور درگیر یک جنگ داخلی جدی است و نگرانی های مصر در این زمینه زیاد است.قبل از بهار عربی حدود 15000 کارگر مصری در صنایع نفت لیبی کار می کردند که این وضعیت و شرایط تا حدود زیادی آسیب دیده است.الان کشور لیبی چند سالی است به طور جدی درگیر جنگ داخلی است.محل تجمع اسلام گرایان  رادیکال می باشد.رقیب قدرتمندی بنام ترکیه در آن کشور قدرت نمایی می کند.احتمال تجزیه لیبی هم می رود که اگر این را کنار بگذاریم ،کنار بحث تجزیه ای که در سودان رخ داده در مرزهای جنوبی مصر،آنوقت آن احساس ناامنی بیشتر درک می شود.

الان در لیبی دو قدرت وجود دارد یکی دولت وفاق ملی که در طرابلس حاکم است.آقای فائز سراج که توسط سازمان ملل،ایتالیا،ترکیه ،قطر برسمیت شناخته شده و حمایت می شود.یکی هم ژنرال حفتر است که در رأس ارتش آزادی بخش ملی و همچنین جمعی از سیاسیون مورد حمایت روسیه،عربستان،مصر،فرانسه،یونان و قبرس است.در واقع کشورهای منطقه و برخی قدرت های فرامنطقه ای تقسیم شدند و هر کدام از هر یکی از دو جناح حمایت می کنند .توان هیچکدام در آن حد نبوده که بتواند دیگری را کامل ازبین ببرد.نیروهای حفتر سعی کردند طرابلس را اشغال کنند تا حاشیه آن شهر پیش روی کردند اما حمایت های وسیع قطر و ترکیه بخصوص موجب شد تا ورق برگردد .الان بسیاری از مناطقی که تحت کنترل حفتر بوده و بدست نیروهای هوادار دولت وفاق ملی افتاده حتی منطقه ی "سرت" که یکی از منابع مهم نفتی است در خطر قرار می گیرد.حتی پیش بینی می شود در تابستان امسال درگیری ها افزایش پیدا کند.برای حل بحران مذاکرات متعدد و متنوعی صورت گرفته و هیچکدام موفقیت آمیز نبوده است.بخشی از آن بخاطر شرایط داخلی لیبی و بخشی بخاطر منافع قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای می باشد.

ببینید به لحاظ داخلی لیبی جامعه مدنی قوی ندارد،نهادهای قدرتمندی ندارد،سابقه ی نهادمندی آن ضعیف است .حکومت قذافی واقعا یک حکومت عجیب و غریب بود که الان لیبی دارد با میراث حدود 4 دهه خاندان قذافی بر آن کشور در واقع دست و پنجه نرم می کند.در این کشور 120 قبیله اصلی وجود دارد با تیر وطایفه هایی حدود 400 تا تقریبا حس اشتراکی نسبت به هم ندارند.مثلا ما چیزی بنام هویت ملی لیبیایی خیلی سخت است سخن بگوییم.در حالی که لیبی در برخی کشورهای دیگر مثل مصر و حتی عراق که بافت طایفه ای دارد قوی تر است،جدی تر است.درکنار این وضعیت ما حدود بیش از 1500 گروه ریز و درشت شبه نظامی داریم.گروه های بیشتر محلی و قومی که بعضی هایشان با القاعده و بعضی هایشان با داعش مرتبط اند و تقریبا همه آنها با قدرت های بزرگ خارجی پول می گیرند،سلاح می گیرند،حمایت می شوند،مزدور جلب می کنند .حالا در این متن ما بی میلی قدرت های بزرگ را داریم.به این که مسئله لیبی حل شود برایشان خیلی مهم و یا در اولویت نیست و منابع نفتی گران قیمت لیبی یکی از بهترین منافع نفت و گاز دنیا را دارد و از دیرباز صادراتش به سمت بیشتر ایتالیا و البته تا حدودی هم سایر کشورهای اروپایی از جمله فرانسه بوده است.

این کشور برای اینکه وضعیتش را بهتر درک کنیم خوب است بیاد بیاوریم که وسعتش از ایران بیشتر است و 1760000 کیلومترمربع بزرگتر است و جمعیتش 6800000 نفر می باشد و نزدیک هفت میلیون نفر جمعیت دارد.پس می بینیم چه وضعیت وخیمی در مرزهای مصر وجود دارد.یعنی وسعت زیاد،منابع نفتی گران قیمت،جمعیت بسیار کم،بشدت طایفه ای و قبایلی که حس اشتراک نسبت بهم ندارند ،جامعه ی مدنی بسیار ضعیف،بی میلی قدرت های بزرگ به حل مسئله ی لیبی در عین اینکه منافعی هم دارند.یعنی روسیه در آنجا منافع دارد،ایتالیا منافع دارد،ترکیه منافع  دارد،مصر هم منافع دارد و سایر کشورها.

لذا برای همین است که مسئله ی لیبی به این سادگی حل نمی شود.البته مدل های مختلفی هم طی سال های گذشته مطرح شده ،مذاکرات کاملا بی نتیجه بوده است.اخیرا دوباره بحث بازگشت خاندان قذافی به قدرت مطرح شده است.مقصود الان سیف الاسلام پسر محمد قذافی است.مثلا با حمایت بتواند لیبی را یکپارچه نگه دارد.هر چند این بحث تجزیه لیبی هم مطرح شده است.در عین حال جامعه اروپایی این نگرانی را دارد که تداوم بحران در لیبی اولا سبب این شود که مهاجران آفریقایی و یا از خاورمیانه  از نا امنی های موجود در لیبی استفاده کنند و آنجا بشود صادرات مهاجرانی که اروپا خودش بشدت دچار بحران هست  و دوم اینکه ارتباط نفتی لیبی با کشورهای اروپایی بخواهد مختل شود بخصوص ایتالیا در این زمینه نگرانی دارد چون بزرگترین خریدار نفت با کیفیت لیبی است.

مسئله اینکه لیبی بخاطر تجزیه یا نا امنی به یک پایگاهی برای قدرت گیری اسلامگرایان رادیکال تبدیل شود.بعد از شکست هایی که گروه های اسلامگرای رادیکال بخصوص داعش در سوزیه در عراق خوردند ما شاهد این هستیم تعدادی از آن نیروها به صورت مزدور  در لیبی فعالیت می کنند و این بسیار بسیار برای اروپا و برخی از کشورهای منطقه از جمله اینکه در همسایگی آن بسر می برند نگران کننده است.

اگر بخواهیم جمع بندی از این مسائل بعمل بیاوریم بنظر می رسد که وضعیت مصر الان یک مقدار بهتر قابل درک است.در ابتدا به بحران اقتصادی اشاره کردم و ناآرامی ها و بی ثباتی های سیاسی بعد از بهار عربی که امروزه ببا سیاست مشت آهنین کنترل می شود ولی مشکلات بر سر جای خودش باقی هست این در درون مصر است.در بخش شرقی نا امنی وجود دارد،مصر نگرانی های  امنیتی جدی دارد.در بخش جنوبی مشکلات جدی در زمینه آب وجود دارد و همچنین کشور سودانی که همین چند سال پیش تجزیه شد ودر بخش غربی یعنی در مرزهای لیبی مشکلات جدی امنیتی که می تواند درون مصر را بشدت ملتهب کند مثل نفوذ اسلامگرایان رادیکال یا قدرت گیری ترکیه در آن منطقه و یا همچنین سیل سلاح های غیر قانونی که وارد می شود.

ملت مصر برای مقابله با این وضعیت همانطور که عرض کردم در حوزه ی سیاسی  در داخل سیاست مشت آهنین را در پیش گرفته است.در حوزه ی اقتصاد هم سعی کرده با افزایش ارتباط با نهادهای بین المللی و استقراض و اجرای توصیه هایشان اصلاحات اقتصادی مناسبی انجام بدهد.اما اگر به مسائب بیرونی توجه بکنیم در منطقه شرقی خودش یعنی شبه جزیره سینا ،سیاست سرکوب را در پیش گرفته و اسلامگرایان رادیکال را بشدت سرکوب می کند.اما کاملا موفقیت آمیز نبوده است.عرض کردم سعی کردند تجربه السهوه در عراق را هم تکرار کنند.

در مرزهای جنوبی یعنی مسئله آب سعی کردند سودان را همراه با خودش نگه دارد و با ترکیبی از فشارهای سیاسی و تهدیدات نظامی بتواند آب مورد نیاز خودش را تأمین کند.پیش بینی می شود این سیاست ادامه پیدا کند.ومصر بعید است وارد یک درگیری نظامی با اتیوپی بخواهد بشود و یا توانایی یک سیاست تهاجمی کاملا موفقی را داشته باشد.

در مرزهای غربی یعنی همسایگی با لیبی ارتش مصر اعلام حضور حضور در خاک لیبی برای سرکوب اسلامگرایان رادیکال و حمایت از منافع خودش کرده است.اما بعید است این اتفاق بیفتد.ارتش مصر کما فی السابق به حمایت خودش از ژنرال حفتر و نیروهای هم پیمان با او ادامه خواهد داد.در واقع تداوم همان جنگ نیابتی،ارتش حفتر را باز هم تقویت خواهد کرد.

حمایت مستشاری از او انجام خواهد داد و اگر قرار باشد ورود به جنگی صورت بگیرد احتمالا مانند گذشته بسیار محدود مثل بمباران هوایی  و یا تعریف محدوده ی امنیتی در مرزها خواهد بود.چرا که ورود مصر به خاک لیبی باعث دامن زده شدن به جنگی خواهد شد که انتهای آن مشخص نیست و در عین حال که کصر نگرانی های بسیار جدی در مورد تحولات لیبی دارد برای  ورودش به خاک لیبی و ورود به یک جنگ همه جانبه هم نگرانی های جدی و بسیار زیادی دارد. توان اقتصادی مصر و مشکلات اقتصادی بعید است اجازه بدهد ارتش مصر بخواهد دست به اقدامات جدی،ماجراجویانه مانند حضور نظامی در خاک لیبی و ورود به عرصه جنگ بکند.ضمن اینکه مصر تهدید می کند و ضمن اینکه ارتش حفتر را بیش از گذشته تقویت خواهد کرد،ضمن اینکه به جنگ نیابتی ادامه خواهد داد.حتی ممکن است یک منطقه هایی را بعنوان محدوده های امنیتی معرفی کند،دست به بمباران هوایی مانند گذشته بزند،نگران این هست که درگیری ها از کنترل خارج شود که آنوقت با توانایی اقتصادی و درونی مصر سازگاری ندارد.

امیدوارم نکاتی که تقدیم شد مفید بوده باشد و در ادامه دوستان راهنمایی کنند بسیار ممنونم.

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل