شما اینجا هستید: Homeتحلیلایران اروپا در بستر تعینات ساختاری و ادراک اروپا(بررسی موردی پرونده تحریم های تسلیحاتی ایران)بخش اول

ایران اروپا در بستر تعینات ساختاری و ادراک اروپا(بررسی موردی پرونده تحریم های تسلیحاتی ایران)بخش اول

 دکتر حسین مفیدی احمدی دکتری روابط بین الملل و کارشناس مسائل اروپا در پنجاه و دومین نشست گروه مطالعات روابط بین الملل

تدوین:زهرا شریف زاده

عرض و ادب و سلام خدمت عزیزان و سرورانی که این گفتار را در نشست تلگرامی کانال مطالعات روابط بین الملل می شنوند،دارم.از همه عزیزانی که مقدمات نشست را فراهم کردند وفرصت حضور من را در جمع اساتید خودم فراهم کردند بویژه آقای دکتر میرکوشش عیزی بی نهایت سپاسگزام.

عنوان نشست امروز سیاست ایران اروپا در بستر تعینات ساختاری و ادراک اروپا(البته بررسی موردی پرونده تحریم های تسلیحانی ایران) است.

این موضوع بویژه در بستر تحولات ژئوپلتیکی در سطح نظام بین الملل و همچنین در سطح منطقه خودمان و همچنین در بستر بازی بزرگی که در چارچوب پرونده تجریم تسلیحاتی ایران در پیش داریم واجد اهمیت بنظر می رسد.امیدوارم این نشست و مشارکت و تدقیق اساتید و کارشناسان محترم حاضر در این نشست فرصتی را ضمن تبیین پدیده مورد بحث البته در حد مقدورات ،فراهم کند.در این نشست امید است  به یک چشم انداز راهبردی در راستای منافع و امنیت ملی کشورمان دست پیدا کنیم .

شایان یادآوری است بخش هایی از این گفتاری که عرضه می کنم از یکی از مقاله های من در ماهنامه امینت بین الملل مؤسسه تحقیقات و مطالعات ابرار معاصر شماره17 خرداد 99 استخراج شده و عزیزانی که مایل به مطالعه متن هستند می توانند به این یادداشت هم مراجعه کنند.

همانظور که گفته شد در این گفتار سیاست ایران اروپا از جمله در حوزه تحریم های تسلیحاتی ایران به صورت عام و واکنش های احتمالی اروپا و تالش امریکا برای جلوگیری از پایان تحریم های تسلیحاتی ایران به صورت خاص مورد ارزیابی قرار می گیرد.بنظر می رسد که این مسئله باید در متن تعینات ساختاری اروپا بویژه در سال های اخیر با آن مواجه بوده مورد توجه قرار بگیرد.

تعیناتی که با تأثیر بر ادراک اروپا،گزینه های واکنش اروپا به امریکا را تا حدی محدود می کنند در واقع این گفتار بر یک بستر نظری استوار است که سیاست خارجی کشورها را از مسیر تأثیر تعینات ساختاری آنها مورد ارزیابی قرار می دهد.البته یکی از مفروضات مهم این گفتار هم که مورد اهمیت است پذیرش سطحی سنجش پذیر از ادراک و کنش گری مشترک اروپا در قبال ایران است.فرضیه این گفتار آنست که متأثر از تعینات و اداراکات برآمده از آنکه در فایل های صوتی بعدی به آن اشاره خواهم کرد سه پیشران مهم،مهمترین پیشران ها بر سازنده کنش اروپا به سیاست اخیر امریکا در قبال تحریم های تسلیحاتی ایران خواهد بود.

پیشران اول:امکان استمرار بازی اروپا در میانه ترجیحات ایران و امریکاست

پیشران دوم:ادراک اروپا از واکنش های ایران به از دست دادن مزیت از دست دادن پایان تحریم های تسلیحاتی.

پیشران سوم:امکان تبدیل شدن پدیدار رفع تحریم های تسلیحاتی ایران به یک نقطه عطف در تغییر موازنه  قوای منطقه ای به نفع ایران و تضعیف یا به کنار گذاشتن گزینه توافق جامع با ایران است که همانطور که اشاره کردم در فایل های صوتی بعدی سعی می شود تدقیق بیشتری نسبت به پیشران ها صورت بگیرد.

این بخش به تعینات منطقه ای و جهانی وتأثیرگذار بر سیاست ایران اروپا از جمله در حوزه تحریم های تسلیحاتی اشاره می کنیم.اگر بپذیریم مهمترین اهداف راهبردی اروپا در قبال ایران در دو دهه گذشته درگیر کردن ایران در مناسبات نظام بین الملل ،عادی سازی سیاست امنیتی و خارجی جمهوری اسلامی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای است البته آنچه که اروپایی ها بارها در بیانیه هایشان به آن اشاره می کنند جلوگیری از یک جنگ تمام عیار در منطقه و تقریبا تمامی این راهبردها کم وبیش از تعینات جدید منطقه ای یا نظام بین الملل متأثر شده اند.تردید در روابط یوروآتلانتیکی و نگرانی  اروپا از گسستن پیوندهای تجاری و امنیتی اش  با امریکا یکی از این تعینات مهم است.تعینی که سطحی از احتیاط اروپا را در مواجه با سیاست ایران و امریکا برساخته است .یکی از شواهد مثال  جدید این مسئله تهدید اخیر ترامپ به خارج ساختن نیروهایش از اروپاست همانطور که آقای ترامپ اعلام کرده است اعلام خروج نزدیک به 10000 سرباز امریکایی از خاک  آلمان بود که ادراک تهدید اروپا را شدیدا بر آن تأثیرگذار بود.به مخاطره افتادن پروژه اروپا متأثر از تحولات ژئوپلتیکی منطقه خاورمیانه وشمال آفریقا هم تعین دیگری است .بنظر می رسد که برجسته تر شدن رئالیسم دیپلماتیم نسبت به ایدئالیسم دموکراتیک از جمله در مورد ایران ،مواجهه واکنشی تر وکمتر ایجابی با شرایط در حال تغییر و پیش بینی ناپذیر منطقه،تمرکز بیشتر اروپا بر ثبات سازی و امنیت سازی با وجوهی از کوتاه مدت گرایی و افزایش حساسیت اروپا نسبت به روندها نسبت به روندها و بازیگران امنیت زدا  در منطقه و بویژه حساس ترشدن اروپا نسبت به موازنه ی منطقه ای و رقابت های ژئوپلتیکی در منطقه از جمله تأثرات این تعین بر سیاست های منطقه اروپا بوده اند.بعنوان مثال در نظر اروپا از جمله بدلیل افزایش نفوذ ایران در کشورهایی  مثل عراق،عقب نشینیی منطقه امریکا و نقش فزآینده ی روسیه در منطقه،منطقه با یک عدم توازن امنیت زدا مواجه شده است.حساس تر شدن اروپا نسبت به روندها و بازیگران امنیت زدا ،دبستر موقعیت پروژه اروپا،تأثیری دوگانه بر سیاست ایران اروپا بر جای گذاشته است.از یک سو اروپا برجام را پدیداری امنیت ساز می داند و آن را یکی از معدود دارایی های اروپا برای ایفای نقش ژئو پلتیکی در منطقه  و واجد جایگاهی هنجاری در حوزه سیاست خارجی اتحادیه اروپا بشمار می آورد.در ضمن برای اروپا این توافق یک عنصر اصلی معماری منع گسترش سلاح هسته ای جهانی است وبرای ثبات منطقه ای بسیار مهم است.

اما از سوی دیگر اروپا تفوق و هژمونی منطقه ای هریک از قدرت های اصلی منطقه را بویژه ایران را امنیت زدا درک می کند.در این چارچوب در دیدگاه اروپا کنش های منطقه ای و موشکی ایران بویژه آن بخش اشاعه توان موشکی و نظامی ایران،پراکس های منطقه ای اش که به کسب موقعیت هژمونیک ایران ایران در منطقه بیانجامد. از جمله با برجسته سازی معمای امنیت  وتضعیف رژیم  اشاعه در منطقه ومحدودسازی فضای کنش گری منطقه ی اروپا برای اروپا امنیت زدا خواهد بود.تردید اروپا نسبت به سیاست درگیر کردن ایران هم بنظر من تعین بسیار مهم دیگری است .در واقع اروپا بتدریج در خصوص توفیق سیاست درگیر کردن ایران یا همان سیاست Engagement (تعهدات) ایران بعناون راهبرد بدیل و یا راهبرد همراه سیاست محدود کردن ایران دچار تردید شده است.تعین مهم دیگر،شفاف شدن مرزهای بازی تحریمی امریکابوده که البته تعین مهمی است که اروپا را با عواقب عدم انطباق با رژیم تحریمی امریکا کاملا آشنا کرده است.جای آنکه من بگونه ای جامعه پذیری در عرصه نظام بین الملل نام می برم.یعنی امریکایی ها جامعه پذیر شده اند و یاد گرفته اند که با مرزهای بازی رژیمی احریکی امریکا خیلی نمی توانند بازی کنند.

تعین دیگر تغییر منازعه ایران و امریکا پس از خروج امریکا از برجام و تبدیل تدریجی آن بنوعی منازعه گر بوده است.این تعینات بتدریج چند تأثیر مهم را بر سیاست ایران و اروپا بر جای گذارده است.نخست آنکه اروپا در تلاش بوده که در میانه ترجیحات ایران و امریکا بایستد .مثلا اروپا بهرحال   تلاش کرد که فاصله انتقادی خود را از سیاست اعمال فشار حداکثری امریکا علیه ایران چه در اصول چه از منظر تلاش برای جلوگیری از فروپاشی برجام بعنوان یک پدیدار امنیت ساز و باقی ماندن بعنوان یک کارگزار فعال در منطقه حفظ بکند.با این وجود اروپا توان و یا اراده کافی یا می توانیم بگوئیم فقدان اراده کافی برای بهره مند ساختن ایران از مزایای برجام را نداشت.واز دیگر سو واکنشش به اقدامات اخیر برجام ایران ،فعال کردن ماده36 برجام بود.تأثیر دیگر این تعینات به حاشیه رانده شدن نیروهای واسط و بازیگر سومی از جمله اروپادر پرونده منازعه ایران وامریکا است  که در فایل صوتی بعدی به آن خواهیم پرداخت.

در این بخش از گفتار تمرکز ما بر ادراک یا perception اروپا نسبت به تحریم های تسلیحاتی ایران است.همانطور که در بخش های قبلی خدمت عزیزان عرض کردم در واقع سیاست خارجی از مسیر تأثیر تعینات بر ادراک و بعد از آن بر کنش های سیاست خارجی قابل تحلیل است.

ادراک اروپا نسبت به توان تسلیحاتی و تحریک تسلیحاتی ایران هم در متن تعینات مورد اشاره شده در ستون بالا قابل ارزیابی است.بعنوان مثال اروپا در پرونده تسلیحاتی بصورت همزمان نگران فروپاشی برجام و افزایش نفوذ منطقه ای ایران است ،یک نگرانی دوگانه.

به این معنا که اروپا پایان تحریم های تسلیحاتی ایران را از معدود مزایای باقیمانده برجام برای ایران و از دلایل عمده عدم اعمال فشار حداکثری تندروهای داخلی  برای به شکست دادن آن می شناسد.در این چارچوب اروپا حداقل بصورت rhetoric (بلاغی و فصیح) اعلام کرده که پایان تحریم تسلیحاتی بخش مشروع از برجام است و آنها نمی توانند از ایده امریکا حمایت کنند چرا که به فروپاشی برجام منجر می شود.از دیگر سو اروپا هم نگران خریدهای تسلیحاتی ایران از روسیه و چین است از آن طرف البته می دانید مقامات امریکا در تلاش هستند تا خطر دستیابی ایران به سلاح های روسیه و چین را برای اروپایی ها در یک کنش رسانه ایی و دیپلماتیکی بسیار گسترده برجسته بکنند.

همچنین اروپا نگران بازتر شدن دست ایران در ارائه کمک های مستشاری و پراکسی های منطقه ای خودش است.بدیهی است که این نگرانی هم ریشه در دغدغه امنیتی از تغییر موازنه قوای منطقه ای بنفع ایران از جمله از مسیر افزایش نفوذ منطقه ای ایران ذیل مفهوم و نهاد جریان مقاومت دارد وهم ریشه در تهدید پنداری پراکسی های منطقه ایی ایران دارد.اقدامت اخیر بریتانیا و آلمان در تروریستی اعلام کردن شاخه ی سیاسی حزب الله نشانه ای از نزدیک شدن به ادراک تهدید ایالات متحده نسبت به پراکسی های منطقه ای ایران است.

این در حالی است که اروپا تا پیش از این با وجود اینکه به جریان 14 مارس  در لبنان گرایش داشت.حزب الله را بخشی از سپهر سیاسی –اجتماعی لبنان و بعنوان بخشی از راه حل بحران های آن کشور بشمار می آورد.در این چارچوب دراروپا اجماع وجود دارد که ایران باید انتقال تجهییزات نظامی را به گروه هایی چون حزب الله و حوثی ها متوقف بکند در واقع ادراک تهدید اروپا وامریکا در خصوص کنش های موشکی و منطقه ای ایران تا حدود زیادی قرابت دارد ودر این نگاه برجام هم جدا از تأثیرش در افزایش زمان گریز هسته ای ایران در واقع بعنوان نقطه ی آغاز اعتمادسازی و آغاز مذاکرات در حوزه های موشکی و منطقه ای بود که مورد توجه اروپایی ها قرار گرفته بود.بعنوان مثال این عدم قطعیت و پرسش برای اروپا مطرح است که آیا ایران بدلیل ماهیت استفاده دوگانه از فنآوری فضایی در حال توسعه موشک های بالستیک بین قاره ای اش هست.در واقع پرتاب ماهواره ای این استدلال ایالات متحده را تقویت کرد که یک پوشش برای توعه توسعه موشک های بالستیک است که قادر به حمل تسلیحات هسته ای هستند.نقطه ی قابل تحمل دیگر نزدیک شدن گام به گام اروپا به سیاست کسب یک توافق جامع وبلند مدت با ایران امریکاست .بنظر من  این نکته مورد اهمیت است ونظر عزیزان و اساتید خودم را به آن جلب می کنم.

بعنوان مثال می توانیم به عبارتی اشاره کنیم که در بیانیه 12 ژانویه2020 سه کشور آلمان،فرانسه و بریتانیا آن را منتشر کردند و آن عبارت "چارچوب بلند مدت" یا "long term framework " بود در این نگاه اروپا پایان تحریم های تسلیحاتی را اگر به تقویت موقیعت منطقه ایران و بالا تر رفتن موقعیت چانه زنی ایران منجر بشود به معنای تضعیف و یا به کنار گذاشته شدن گزینه توافق جامع با ایران تفسیر می کند.

این بخش از گفتار به سناریوهای کنش اروپایی اشاره می کنیم.سناریوهایی که در واقع از بطن همان تعینات و ادراکاتی که قبلا خدمت عزیزان اشاره کردم عملا بر می آید.بنظر می رسد که مسیر تحلیل اظهارات مقامات اروپایی قدرت تبیینی و پیش بینی کننده زیادی برای ارزیابی سناریوهای پیش رو در خصوص واکنش اروپا به این تحولات اخیر نداشته باشد.یکی از دلایل این مسئله از نظر من پیچیدگی پرونده تحریم های تسلیحاتی ایران است و مداخله پیشران های متعدد در آن که به بخشی از آن اشاره خواهیم کرد.در نتیجه اروپا  با تصمیمی بسیار دشوار مواجه است.چند هفته گذشته دیدیم مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا  در خصوص همراهی با امریکا در باره تمدید تحریم های تسلیحاتی ایران یک جمله جالبی به آن اشاره می کند "در حال حاضر نظری در این باره ندارم و نمی توانم در باره چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده توضیح بدهم".در واقع  این سخنان  و این واژگان یکی از قرینه های ورود اروپا و تصمیم سازان اروپایی به مرحله ی دشوار تصمیم گیری است.جز از ابعاد حقوقی مسئله کنش امریکا در حوزه تمدید تحریم های تسلیحاتی ایران در قالب 5 شکل و سناریوی جداگانه قابل پیگیری است.

سناریوی اول :تصویب قطعنامه جدید در شورای امنیت برای استمرار تحریم های تسلیحاتی ایران .

سناریوی دوم: استفاده از ظرفیت مکانیشم ماشه است.مکانیسم ماشه برای بازگرداندن تحریم های تسلیحاتی بویژه با همراهی سه کشور اروپایی عضو برجام است

سناریوی سوم:تحمیل تفسیر امریکا از قطعنامه2231 است بویژه به طرف اروپایی.عزیزان به خوبی می دانند که امریکا این استدلال را مطرح می کند که بعنوان  عضو دائم شورای امنیت جزئی از این قطعنامه است وقصد دارد تحریم های تسلیحاتی البته  نه همه ی تحریم های سازمان ملل را تمدید بکند.

سناریوی چهارم:کشاندن پرونده ایران به شورای امنیت از طریق آژانس و البته با نقش آفرینی اروپا

سناریوی پنجم:ایجاد یک رژیم جدید محدودسازی تسلیحاتی ایران

شاید پرسش و عدم قطعیت اصلی که پیش روی اروپا والبته سایر اعضا برجام و ایالات متحده قرار دارد این است که اروپا رخداد انقضاء احریم تسلیحاتی ایران را مطابق قطعنامه2231 آنهم در بستر فشارهای امریکا چگونه مدیریت می کند.بنظر می رسد واکنش اروپا به سیاست فوق به پیشران ها و عدم قطعیت های مختلفی بستگی دارد که البته همانطور که اشاره کردم در متن تعینات منطقه ای و جهانی که در سطور گذشته به آن اشاره کردیم قابل بررسی است.

یک پیشران مهم کنش اروپایی ها،امکان استمرار بازی در میانه ترجیحات ایران و امریکاست .بنظر می رسد حداقل در حوزه اخیر  کنش امریکا استمرار بازی پیشین ممکن نباشد چرا که در صورت حرکت امریکا از زمینی که امریکایی ها طراحی کرده اند بویژه در قالب سناریوهای 1 تا 4 امکان حرکت اروپا را در میانه ترجیحات ایران و امریکا عملا غیر ممکن می کند و همراهی با کنش های اخیر امریکا در جلوگیری ازپایان تحریم های تسلیحاتی ایران معنایی جز فروپاشی برجام نخواهد داشت.برجامی که اروپا حفظ پوسته آن را از جمله در راستای سیاست خرید وقت مورد اهمیت می داند.در نتیجه اروپا ناگزیر خواهد بود که میان ترجیحات ایران وامریکا یکی را انتخاب کند یا کلا زمین بازی را عوض کند که من در خصوص همین مسئله تغییر زمین بازی گفتارهای بعدی اشاراتی خواهم داشت.

پیشران دوم :ادراک اروپا از واکنش های ایران هست به از دست دادن مزیت رفع تحریم های تسلیحاتی.در این چارچوب معتبرپنداری تهدیدهای ایران از جمله تهدیدی که به خروج از NPT یا پروتکل الحاقی،ایران انجام داده  ،اروپا را در همراهی با گزینه های 1 تا 4 دچار تردید می کند.

ادامه دارد.....

تحریریه محله ایرانی روابط بین الملل