ایران اروپا در بستر تعینات ساختاری و ادراک اروپا(بررسی موردی پرونده تحریم های تسلیحاتی ایران)بخش دوم

 دکتر حسین مفیدی احمدی دکتری روابط بین الملل و کارشناس مسائل اروپا در پنجاه و دومین نشست گروه مطالعات روابط بین الملل
تدوین:زهرا شریف زاده
پیشران مهم بعدی که بنظر من بسیار مورد اهمیت است امکان تبدیل شدن پدیدار رفع تحریم های تسلیحاتی ایران است به یک نقطه عطف در تغییر قوای منطقه ای به نفع ایران یا از یک زاویه دیگر تضعیف یا به کنار گذاشتن گزینه توافق جامع با ایران است.مسئله ای که با سطح عملی بودن خریدهای تسلیحاتی ایران چه از منظر کیفیت و چه از منظر کمیت  وسطح باز شدن دست های ایران در ارسال و ارائه اسلحه و کمک های مستشاری به پراکسی های منطقه ای اش ارتباط وثیقی دارد.بدیهی است توان مالی ایران در خریدهای تسلیحات سنگین ،محاسبه و ادراک سطح اراده و توان کشورهایی مثل روسیه و چین برای فروش سلاح و فنآوری های نظامی بویژه سامانه ها وتسلیحات پیشرفته تر  و امکان خرید و فروش تسلیحاتی در متن تحریم های گسترده و پیچیده ای که امریکا بر ایران تحمیل کرده است .بخشی از عدم قطعیت های مرتبط با این پیشران هستند.
ادراک اروپا از واکنش کشورهایی مانند عربستان و اسرائیل هم به پایان تحریم های تسلیحاتی ایران بنظر می رسد که پیشران واجد اهمیتی است.چشم انداز استمرار حکمرانی آقای ترامپ هم پیشران بسیار مهمی است .اروپایی ها در واقع به اندازه ترامپ به تقویم انتخابات امریکا توجه دارند و هر چه شانس آقای بایدن را برای پیروزی در انتخابات 5 نوامبر بیشتر بدانند احتمال اینکه سه کشور اروپایی با امریکایی ها همراهی بکنند بنظر من کمتر می شود.
نکته بعدی هم تفسیر و ادارک اروپا از کنش امریکایی،کنش امریکا از این منظر است که آن را کنشی انتخاباتی و سرناچاری فرض کند و یا اینکه امریکا را در تحدید یعنی محدودسازی تسلیحاتی ایران مصرّ درک بکند.این هم بنظر من واجد اهمیت است.بنظر من در بین این چندپیشرانی که خدمت عزیزان عرض کردم سه تا پیشران اهمیت بیشتری دارند:
اگر ما این سه پیشران را بعنوان مهمترین پیشران های برسازنده کنش اروپایی در نظر بگیریم بنظر می رسد وزن کفه تمرکز اروپا بر سناریوی پنجم از سناریوهای دیگر 1 تا5 اندکی بیشتر می شود.
چرا که اروپا احتمالا تلاشش برای تغییر زمین بازی را ارجح خواهد دانست و امکان تبدیل شدن پدیدار پایان تحریم تسلیحاتی ایران را به یک نقطه عطف در موازنه قوا منطقه ای چندان بالا ارزیابی نمی کند وهمچنین تهدید ایران در خروج از برجام و برداشتن گام ها ی بلندتر ایران را تا حدودی معتبر ارزیابی می کند و در واقع در چارچوب این پیشران ها سناریوی پنجم در واقع تلاش اروپایی ها برای ایجاد یک رژیم جدیدی که هدفش محدوسازی تسلیحاتی ایران باشد در چارچوب تغییر زمین بازی برای اروپایی ها ارجح خواهد بود.
اقدام اخیر اروپا در صدور قطعنامه علیه ایران و به کرسی نشاندن آن قطعنامه ای که مدنظرشون بود در شورای حکام هم پرسش هایی را مطرح کرده است که شاید این اقدام را در چارچوب سناریوی کشاندن پرونده ایران به شورای امنیت از طریق آژانس بایستی ما تفسیر کنیم.البته من با این نظر خیلی موافق نیستم .بنظر من مثل متأثر از تعیناتی که من قبلا خدمت عزیزان عرض کردم این اقدام جدید اروپایی ها بسیار شبیه است به اقداماتشان در فعال کردن سازوکار رفع اختلاف برجام و محدود نگه داشتن سطح کنش شان تا انتهای ماده 36 برجام و عزیزان می دانند  که این ماده 37 هست که در واقع مکانیسم ماشه برجام می باشد و ماده 36 عنوان آن سازوکار رفع اختلاف برجام است.هدف اروپایی ها هم نگاه داشتن شمشیر داموکلس [1] بالای سر ایران و ارسال یک اخطار دیپلماتیک از طریق آژانس.
همانطور که ماده 36 را فعال کردند،تلاش کردند که یک پیام و پالس اخطار را به ایران ارسال بکنند .در کنش های اخیرشان در آژانس هم بدنبال ارسال یک اخطار دیپلماتیک بودند بویژه در خوص اهمیت  وافر نهاد بازرسی های آژانس به آنچه که حفظ اعتبار رژیم های پادمان های بین المللی می خوانند .به اعتقاد آنها حفظ اعتبار رژیم های پادمان های بین المللی برای اروپایی ها بسیار واجد اهمیت است.البته عزیزان می دانند در این قطعنامه شورای حکام هیچ اشاره ای به احتمال ارجاء مسئله هسته ای ایران به شورای امنیت نشده است.
پس ما بر اساس آنچه گفتیم بنظر می رسد سناریوی پنجم یعنی ایجاد یک رژیم جدید تحدید و محدود سازی تسلیحاتی ایران،یکی از اهداف اصلی اروپایی هاست.به این معنا که اروپایی ها تلاش می کنند زمین بازی را تغییر بدهند،بحران اخیر را  از طریق یک نوع مدیریت دیپلماتیک رخداد انقضاء تحریم تسلیحاتی ایران مدیریت بکنند.
با چه غایت و هدفی ؟غایت و هدف محدود سازی ایران همزمان با حفظ پوسته ی برجام.بنظر می رسد این سناریو ،سناریویی باور پذیر است به این معنا که یا اروپایی ها اجازه بدهند که البته با رایزنی با امریکا که تحریم تسلیحاتی ایران مطابق عهدنامه منقضی شود .پس از آن  از مسیر شورای امنیت بدنبال قاعده مند کردن  و در واقع محدودسازی خرید و فروش تسلیحاتی ایران حرکت کنند.
مسئله ای که این امکان را برای اروپا فراهم می کند که جرکت در مسیر حذف این محدودیت ها را مشروط به بازگشت ایران به تعهدات برجامی اش بکنند.یک سناریوی دیگیر هم بتوانیم ذیل همین سناریو تعریف بکنیم آنهم "تلاش اروپا برای ارائه پیشنهاد و اعمال ابتکاراتی بر پایه محدود کردن حجم بالقوه معاملات تسلیحاتی ایران بویژه در حوزه سیستم های کلیدی تسلیحاتی با ایران است.البته در ابعاد و دوره زمانی محدود یعنی تلاش آنها برای تمدید محدود تحریم های تسلیحاتی علیه ایران وهمچنین تشدید نظام بازرسی از محموله های مشکوک به حمل سلاح با ایران.هدف این platform( سطح مذاکره،مرام) یا ابتکار یافت راهی برای دستیابی به مصالحه است.در واقع بگونه ای اروپایی ها تلاش می کنند هم امریکا هم روسیه و چین و در گام بعدی ایران را بگونه ای راضی بکنند بدیهی است اروپا در این قالب تلاش خواهد کرد که با همراه کردن چین و روسیه با تمرکز بر این مسئله که ما تفسیر بینابینی مطرح می کنیم و روی میز می گذاریم.حداقل تا زمان انتخابات امریکا کنش ها ی واشنگتن را هم تبدیل بکنند و یک نکته ی بسیار مهم اینکه از تبدیل شده به یک بازیگر بی ربط در پرونده ایران هم جلوگیری بکنند و بدیهی است به نسبت همراستایی این سیاست اروپا با راهبرد ایالات متحده در محدود نگه داشتن ایران درون مرزهای ملی آن کشور امکان پیگیری مشترک این سیاست با امریکا بیشتر خواهد بود.البته در نگاه اروپا توفیق در جا انداختن ابتکاراتی که آن را ابتکارات بینابینی و در واقع تغییر زمین بازی می شناسد از تبدیل پرونده ایران به عنوان کارت بازی کارزار انتخاباتی ترامپ هم جلوگیری می کند.
علیرغم آنچه که من خدمت عزیزان در خصوص سناریوهای کنش اروپا گفتم،این سناریوها باید در متن روند تبدیل ایران به یک پرونده با بازیگری دو بازیگر یعنی ایران وامریکا باید مورد تدقیق قرار بگیرد.در این چارچوب این پرسش مهم همچنان روی میز باقی می ماند که دامنه و عمق تأثیر تصمیمات و اقدامات اروپا در بازی بزرگ ،پیش رو در پرونده ایران چه میزان است؟
اگر بخواهیم اشاره مختصری به توصیه های راهبردی پیش روی مقامات جمهوری اسلامی و کشورمان قرار دارد برسیم، بنظر می رسد جمهوری اسلامی باید تا حد امکان اروپا را در همراهی با امریکا بوِزه در قالب سناریوهای نامطلوب 1 تا 4 که به آن اشاره شد دچار تردید بکند واروپا را به سمت تلاش برای تغییر زمین بازی مورد نظر امریکا ترغیب بکند.یکی از آن تلاش ها برای معتبر پنداری تهدید های ایران به تبدیل کنش مشترک اروپا وامریکا محروم شدن ایران از مزایای پایان محدودیت های تسلیحاتی اش می باشد.
در عین حال تا پیش از تحقق این سناریو هر گونه تلاش برای گذار از خط قرمز اصلی اروپا در حوزه برجام یعنی تضعیف شدید نهاد بازرسی های آژانش گامی در مسیر همواره کردن سناریوی 1 تا 5 می باشد.
دیگر آنکه ایران باید سیاستی هوشمندانه اتخاذ بکند تا ادراک تهدیدپندار در اروپا و کشورهایی مانند عربستان از ایران ،که پایان تحریم های تسلیحاتی ایران را در معنی افزایش قدرت تهاجمی ونه دفاعی ایران و افزایش توان توسعه طلبانه ایران و همچنین برهم زننده موازنه قوا منطقه ای به نفع ایران تفسیر می کنند اثر بگذارد.
همچنین بنظر می رسد سناریوی سیاست تغییر زمین بازی توسط اروپا و مدیریت بحران از طریق مدیریت دیپلماتیک رخ داده  است .انقضاء تحریم تسلیحاتی ایران البته با آگاهی کامل از هدف اروپایی ها را در محدودسازی توان تسلیحاتی و قدرت ژئوپلتیکی  منطقه ای ایران کم هزینه ترین سناریو و در عین حال سناریویی فرصت ساز است برای کشورمان بویژه اگر به ایجاد یک رژیم امنیت منطقه ای در چارچوب منافع ملی کشورمان یاری برساند.
از وقتی که عزیزان گذاشتند بی نهایت سپاسگزام .
تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
 1 عبارت مصطلح «شمشیر داموکلس» از این داستان اساطیری گرفته شده که مقصود از آن در مباحث معمولی سیاسی و اجتماعی عبارت است از یک خطر حادّ، یک تهدید دائمی که همیشه موجود است و هر حرکت و واکنشی را دچار مخاطره می‌کند. به عنوان مثال، گفته می‌شود که وابستگی به کشورهای امپریالیستی همچون شمشیر داموکلس استقلال، حق حاکمیت و اقتصاد کشورها را تهدید می‌کند. در این‌جا هم عبارت «شمشیر داموکلس» خطر دائمی و تهدید مداومی را می‌رساند که از جانب انواع مختلف وابستگی، متوجه استقلال اقتصادی و سیاسی آن کشور می‌شود