شما اینجا هستید: Homeتحلیلآینده منازعات خاورمیانه منطقه گرایی یا واگرایی(بخش اول)

آینده منازعات خاورمیانه منطقه گرایی یا واگرایی(بخش اول)

دکتر مهدخت ذاکری 

پنجاه و سومین نشست تلگرامی گروه مطالعات روابط بین الملل 

تدوین:زهرا شریف زاده
سلام عرض می کنم خدمت همه شما دوستان عزیز ،شب شما بخیر امیدوارم هر کجا که هستید تندرست و دل خوش باشید .تشکر می کنم از دعوت گروه مظالعات روابط بین الملل آقای دکتر میرکوشش و دوستانشان خوشحالم که در جمع شما هستم و امیدوارم بتوانم گپ و گفت مفیدی را داشته باشیم.
من سعی می کنم بحث ام را احتمالا در همان 40 دقیقه به پایان ببرم.ابتدا می خواهم که بتوانیم با هم به یک همبستگی معنایی برسیم .در ارتباط با مفاهیمی که می خواهیم پیرامونش صحبت کنیم.بعد از آن به وضعیت منازعات جاری در خاورمیانه می پردازیم و نهایتا به سوال اصلی بحثمان جواب می دهیم که آینده منازعات در خاورمیانه آیا می تواند به منطقه گرایی منجر شود با در نظر گرفتن متغیر کرونا یا خیر؟
ابتدا می خواهیم به یک همبستگی معنایی برسیم و مفاهیمی که می خواهیم پیرامون آن صحبت کنیم بعد از آن به وضعیت فعلی منازعات در خاورمیانه می پردازیم و نهایتا به سوال اصلی بحث جواب خواهیم داد که آینده منازعات در خاورمیانه آیا می تواند به منطقه گرایی منجر شود با در نظر گرفتن متغیر کرونا یا خیر؟
همانطور که مطلع هستید بمناسبت پیرامون آینده منازعات در خاورمیانه ،منطقه گرایی یا واگرایی صحبت بکنیم.پیش از آنکه وارد بحث اصلی بشویم من می خواهم که ابتدا به یک همبستگی معنایی برسیم به این مفهوم که یکسری مفاهیمی که base صخبت ما هستند رو با هم مطرح بکنیم و بگوییم که منظورمان چیست و بعد بقیه بحث را بگوییم و جلو برویم.
اولین مفهوم ،مفهوم منازعه است و همگی مطلع هستید که تعابیر مختلف و تئوری های مختلف رویکردهای مختلف بع این مفهوم پرداخته شده است .اما آنچه که مدنظر من است آن تعریفی است که مایکل برچر معتقد است که مشتمل بر بحران،شورش ،جنگ داخلی،کودتا و جنگ می شود واگر بخواهیم با تمرکز بر خاورمیانه در باره اش صحبت کنیم آن مفهومی می شود که تعبیر من از آن منازعه بازفرجام هست یعنی هر گونه منازعه اعم از شورش ،انقلاب ،منازعه بین دولتی،درون دولتی و ظهور انواع گروههای افراطی خشونت ورز که چند مشخصه دارد:ثبات منطقه بین المللی را بهم می زندلزوما بین دو دولت و گروه خاصی نیست بلکه به صورتی تکرار شونده میان دولت های گوناگون یا درون آنها میان گروههای مختلف رخ می دهد.
این منازعات ماهیتا تداوم و تکرارشونده هستند یعنی چه؟یعنی اینکه در حالیکه ماهیت منازعه ،مکان وقوعش و یا حتی طرف های دیگر ممکن است که تغییر کنند.اما آنچه که ثابت است وقوع منازعه است
پیش بینی ناپذیر بودن زمان پایان منازعات است.
بنابراین به طور واضح منظور از آن چیزی که منازعه است و با تمرکز بر منطقه خاورمیانه منازعه بازفرجام منظور من می باشد ،هست.تکرار شوندگی ،ادامه دار بودن انواع بی ثباتی در اشکال مختلف آن در منطقه خاورمیانه است.
مفهوم دیگری که باید در مورد آن صحبت بکنیم منطقه و منطقه گرایی است و البته منطقه گرایی در منطقه خاورمیانه را به آن بپردازم.براساس تعریف عمومی منطقه را می توانیم متشکل از دولت هایی که از علقه های قومی،زبانی،فرهنگی،اجتماعی و تاریخی مشترکی برخوردارند.لین و مورگان برای شفاف کردن این مفهوم و معیارهایی را برای آن انتخاب می کنند.شامل مجاورت و نزدیگی جغرافیایی کنش گران درجه ای از قرابت های سیاسی،اقتصادی و فرهنگی وابسته ،آگاهی اعضا از اینکه منطقه را شکل دادند و برداشت دیگران همین طور مبنی بر اینکه اصلا منطقه ای وجود دارد.و استقلال حاکمیتی هریک از این اعضا نظام جهانی همزمان با کنش گری در آن.
پس از این تعریفی است که در مورد منطقه می توانیم بگوییم اما پیرامون منطقه گرایی اختلاف نظرهای زیادی و تعدد مفاهیم زیادی در ارتباط با منطقه گرایی وجود دارد.
اما عموما این مفهوم بر سیاست یا پروژه ای اشاره دارد که از طریق آن بازیگران دولتی و غیردولتی راهبردهای همکارانه و هماهنگ درون یک منطقه خاص را در پیش می گیرندو اهداف مشترک خودشان را در حوزه های خاص گسترش می دهند.علاوه بر این می توانیم بگوییم که منطقه گرایی به عنوان یک هدف راهبردی در شکل گیری منطقه و ایجاد هویت و انسجام منطقه ای عمل می کند و البته که پیشرفت منطقه گرایی به واسطه وجود علایق جغرافیایی همانطور که اشاره شد سیاسی و فرهنگی ویژه ای که در هر منطقه و آن مثلا هنجارها ،ارزش ها و رویه هایی که مختص هر منطقه است به واسطه آن پیشرفت ها در واقع ایجاد می شود.اما در باره منطقه گرایی در خاورمیانه پیرامون این موضوع رویکردهای مختلفی وجود دارد .برخی معتقدند که منطقه خاورمیانه علی رغم داشتن ظرفیت هاو معیارهای اولیه برای همکاری های منطقه ای مثلا قرابت های فرهنگی،دینی ،زبانی و سابقه وجود ابتکارات و سازمان های منطقه ای مثل اتحادیه عرب ،شورای همکاری عرب،جمهوری متحده عربی و یا موفق ترین آن به عنوان مثال شورای همکاری خلیج فارس .اما متاسفانه در مقایسه با بقیه سازمان های همکاری یا مثلا اتحادیه ها در دنیا،مثلا اروپا یا آمریکای لاتین ،منطقه ما سطح پایین تری از همگرایی را دستکم در دوره ها معاصر تجربه کرد.
حالا در ارتباط با چرایی این عدم همکاری رویکردهای مختلفی وجود دارد .اینکه مثلا بهرحال اکثرا این سازمان ها یا اتحادیه هایی که شکل گرفته به نحوی به واسطه یک تهدید یک موضوع امنیتی بوده یا اینکه انگیزش ها و یک ترغیب خارجی نقش داشته یعنی موضوعاتی بودند که موضوعات کلانی بودن که هر کدام در مرحله اجرایی شدند به نحوی با مسائلی مثل هویت ملی و دولتی و یا مثلا استقلال حاکمیتی هریک از اعضا در تضاد قرارگرفته و نهایتا به سرانجام نرسید.
بنابراین ما در اینجا در ادامه صحبت می خواهیم ببینیم که نهایتا آینده منازعات به منطقه گرایی منجر می شود یا واگرایی؟
یک مفهوم جدیدی به نام منطقه گرایی اضطراری را وارد می کنم که اینجا کوتاه در موردش توضیح می دهم.برای اینکه آن base مفهومی مان را بچینیم ،این مفهوم منطقه گرایی اضطراری یا (intrusive regionalism) بر گرفته از اندیشه های آمیتاب آچاریا هست که به این می پردازد که برخی اوقات کنش گرایان به دلیل تهدیدی مشترک علی رغم تمامی تفاوت های هویتی و به عنوان مثال ایدئولوژیک خودشان ناگزیرند که داوطلبانه به سمت همکاری های منطقه ای متمایل بشوند.
آچاریا معتقد است که در سایر اشکال منطقه گرایی رضایت کنش گران برای رسیدن به یک اجماع برای اهداف جمعی لازم و ضروری است .اما در این نوع از منطقه گرایی در واقع بیشتر عامل اجبار و اضطرار است که کنش گران را در کنار هم جمع می کند و نه لزوما رضایت .
حالا در ادامه بحث به آن مواردش که در داحل case برخوردیم بیشتر توضیح خواهم داد که منظورمان از منطقه گرایی اضطراری چیست؟حال که به یک همبستگی معنایی رسیدیم و توانستیم بگوییم منظور ما از منازعه چیستُ اگر که بخواهیم در مورد منازعات در خاورمیانه صحبت کنیم ،می دانیم که برای دهه های متمادی منازعه و انواع بی ثباتی همیشه از ویژگی های ثابت خاورمیانه بوده است دستکم در دهه اخیر ما چهار جنگ داخلی و روابط مناقشه آلود بین قدرت های اصلی منطقه ای را پشت سر گذاشتیم که در واقع آینده سیاسی و اقتصادی منطقه را به سمت شرایطی بی ثباتی و تا حدی خطرناک سوق داده است در حال حاضر هم با ایجاد بالا آمدن پدیده کووید19 به مثابه یک تهدید مشترک می بینیم که شرایط همه مناسبات اعم از اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را تحت تاثیر خودش قرار داده است که البته منازعات منطقه ای هم از این پدیده نتوانسته در امان بماند.
آنچه که می دانیم این است که این تهدید مشترک همه جوانب زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده است اما آنچه که می خواهیم بیشتر بدانیم و در موردش صحبت کنیم این است که آیا این پدیده می تواند یا چه نقشی در وضعیت فعلی خاورمیانه ما دارد؟
شرایط منازعات را به سمت بدترشدن سوق می دهد یا نه می توانیم یک چشم انداز روشنی را برای آینده منازعات در خاورمیانه متصور باشیم.اما اینکه چرا ما کرونا را به عنوان متغیر وابسته در معادلاتمان وارد می کنیم این است که شاید بدرستی بشود این پدیده را به مثابه نقطه عطفی در تعاملات روابط بین المللی قلمداد کنیم.بی شک در این روزهای اخیر شما متعدد در باره پیامدهای این موضوع اتفاقاتی که می توانند در آینده رقم بخورد از سوی تحلیلگران شنیدید و یا مطالعه کردید.
تحلیل های متعددی در باره بعنوان مثال جهان بعد از کرونا و یا اینکه این را به یک دسته بندی دوگانه ای تقسیم کردند1- دوران پیشاکرونا و یا 2 – دوران بعد از کرونا
شنیدید که بسیاری از اندیشمندان در روابط بین الملل منظور من است بعنوان مثال استفان والت ،جوزف نای،ریچارد هلمز ، فوکویاما اخیرا بهرحال کسانی هستند از طیف های مختلف عقیدتی به عنوان مثال یعنی نئورئالیست ها،نئولیبرال ها که همگی تقریبا متفق القولهستند که بعد از کرونا ناسیونالیست هست که تقویت خواهد شد و هر کشوری برای تحقق منافع خودش تلاش خواهد کرد و در واقع به نحوی بسیاری از این اندیشمندان معتقد به افزایش نقش دولت در جوامع هستندوبرخی حتی تا حدی مشکوکند به اینکه در باره جهانی شدن بشود با همان شیوه خاص اش تداوم پیدا کند یا خیر؟
اما در میان این ها کسانی هم هستند مثل جان ایکنبری از دسته لیبرال انترناسیونالیست ها که معتقدند در دنیای پساکرونا دولت - ملت ها برای بدست آوردن یک امنیت جمعی تلاش می کنند و این ها کسانی هستند که به آینده پساکرونا خوش بین هستند و معتقدند که خیلی هم وابستگی اقتصادی که در حال حاضر وجود داشته بعد از کرونا دور از نظر نخواهد بود.
اما پیرامون منازعاتی که در حال حاضر در منطقه با آن مواجه هستیم پیرو آن مفهومی که تعریف کردیم در ابتدا در منازعه بازفرجامی که مد نظر ما هست در حال حاضر ما چهار جنگ داخلی را در منطقه سوریه،یمن،لیبی و عراق داریم و تهدید دیگر یا منازعه دیگر تهدید تروریسم می باشد که در منطقه در حال حاضر وجود دارد.اما اگر یک مورد کلی داشته باشیم بر وضعیت جاری واینکه بیماری کرونا چطوری می تواند اینها را تشدید کند .این منازعات را صحبت کنیم.بعنوان مثال در لیبی همان طوری که می دانید جنگ داخلی بین دولت مستقر در طرابلس و خلیفه حفتر و طرفدارانش هستند که در ماههای اخیر توسعه پیدا کرده است و از پایتخت به طرف شهر استراتژیک سرت حرکت کرد و بعدا هشدار مصر را نسبت به نیروهای ترکیه داشتیم و آن بیانیه مصر بود که پیشنهاد برای آتش بس موقت در این کشور شد.من یک آماری هم بدهم که طی این ماهها ی اخیر بیش از 16000 لیبیایی تحت تاثیر این تحرکات نظامی در طرابلس و ترخونه مجبور به جابجایی اجباری شدند و همین طور که می دانیم در این شرایط شیوع هرگونه جابجایی و یا اتفاقات از این دست احتمال شیوع و همه گیری بیماری را تقویت خواهد کرد .مورد بعدی یمن است که هر روزه شاهد توسعه درگیری ها میان نیروهای حوثی در یمن و عربستان هستیم.علیرغم اینکه تلاش زیادی از طرف نماینده سازمان ملل در امور یمن مارتین گریفیتز انجام شو و تاشهای نیروهای سازمان ملل مبنی بر آتش بس موقت ولی ما کماکان می بینیم درگیری ها در شمال مرزی عربستان میان این دو طرف در جریان است.
طبق آخرین آماری که در واقع سازمان ملل اعلام کرده بیش از هزار مورد مبتلا به کووید-19 شناسایی شده و 250 مرگ وجود داشته است.این آمار برای تاریخ 21 ژوئن سال جاری می باشد و آمار مرگ ومیر چهار برابر جهانی است و همچنین هزینه های سازمان ملل که در این منطقه شده مبلغی بالغ بر یک و تقریبا یک ممیز 35 میلیارد دلار در این منطقه هست که مختص یمن است و برآوردهایی که سازمان بهداشت جهانی انجام داده این است که 15 میلیون یمنی یا تقریبا نیمی از جمعیت این کشور می توانند مبتلا شوند که این نتیجه ای بالغ بر40 هزار کشته ناشی از شیوع بیماری کرونا در این کشور خواهد بود.
اما دو کشور سوریه و عراق نماد عینی دولت های ورشکسته ویا همان failed states ها هستند که با داشتن فضای بی ثباتی و منازعه آلود بستر مناسبی را برای توسعه فعالیت های گروههای تروریستی همچون شاخه های مختلف القاعده و داعش در این کشور ها فراهم می کنند.
تحولاتی که اخیرا در سوریه اتفاق افتاده تحرکات شاخه های القاعده در استان ادلب و همینطور توسط داعش که در نشریه النباء خودش مسئولیت این حملات را بعهده گرفته است دستکم در شهر السخنه در شرق استان حمص سوریه که منجر به کشته شدن دهها نفر سوری وافراد داعشی شده است.این آماری است که خود گروه مسئولیتش را به عهده گرفته وهمینطور در عراق چون آنجا هم فضای بی ثباتی و منازعه کماکان وجود دارد.تحرکات داعش در دو استان دیاله و صلاح الدین دیده می شود و باز خود داعش حملاتی را ترتیب داده و مسئولیتس را بعهده گرفته باز آماری که من دارم مربوط به ماه آوریل می باشد که بیش از34 حمله در نقاط مختلف عراق انجام داده است.
اما این فضا و این شرایط کاری که انجام می دهد این است که دسترسی به آمار قطعی و دقیق از مبتلایات به کووید-19 را از میان شهروندان نمیگوئیم غیرممکن ولی با سختی مواجه می کند .به تبع آن از میزان شیوع هم اطلاع دقیقی نمی توانیم داشته باشیم.
اما آنچه که بر اساس آمارهای سازمانه های بین المللی ما می توانیم ببینیم این شهروندانی هستند که بدلیل وجود جنگ در این کشورها محبور به مهاجرت اجباری شدند و در کمپ های مختلف در اردن و یا ترکیه فعلا منتظر هستند و فعلا آماری که من به شما بدهم از هر 5 نفر پناهنده سوری در ترکیه یک نفر دسترسی به آب تمییز ندارد و یا آمار دیگر اینکه 80 هزار پناهنده سوری که در کمپ زاتاری در اردن مستقر بودند این دوماه اخیری که قرنطینه بوده در واقع آن کمپ بسته شده و این افراد از هر گونه دسترسی ابتدایی محروم بوده اند.
ادامه دارد.....

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل