شما اینجا هستید: Homeتحلیلهمه پرسی روسیه و چشم انداز روابط با ایران (بخش پایانی)

همه پرسی روسیه و چشم انداز روابط با ایران (بخش پایانی)

 دکتر جهانگیر کرمی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

پنجاه وچهارمین نشست گروه مطالعات روابط بین الملل

تدوین: زهرا شریف زاده

مبحث بعدی که من می خواهم خدمت شما عرض کنم مربوط به روابط با جمهوری اسلامی ایران می باشد .این که آیا تمدید دوران ریاست جمهوری پوتین تأثیری بر روابط ایران و روسیه خواهد داشت .موضوعی است که سعی می کنم خیلی کوتاه به آن پاسخ بدهم.در مورد روابط ایران و روسیهدباید گفت روابط جدید که در دوره ای ایجاد شده بین دو کشور یعنی بعد از دوران فروپاشی شوروی می شود براساس رؤسای جمهور به سه گروه تقسیم کرد:
دوره یلستین 2000-1991
دوره پوتین 2007-2000 و 2020-2012
دوره مدودف 2011-2008
در دوره یلستین روابط ایران و روسیه بتدریج شکل گرفت ولی این روابط در واقع در یک سطح محدودی ادامه پیدا کرد اگرچه اولین قرارداد ده ساله ایران و روسیه در دوره گورباچف یعنمی زمان مرحوم رفسنجانی وبعد از سفر ایشان به شوروی در سال 1989 امضاء شد اما در دوره یلستین بود که تمهیدات اجرای این قرارداد فراهم شد و این قرارداد در حوزه های فنی،اقتصادی و نظامی وعمدتا سیاسی بود و قراردادهای زیادی بویژه در حوزه ی دفاعی و نظامی بین دو کشور منعقد شد وبرای اولین بارتسهیلات روسیه بعد از انقلاب اسلامی وارد ایران شد و این خیلی برنظام تأمین تسلیحاتی نیرو های نظامی جمهوری اسلامی ایران تأثیر داشت.
آنجا در همان دوره توافقی در سال 1995 بین نخست وزیر روسیه آقای چرنومیردین و معاون رئیس جمهور امریکا آقای آلبرت آرنولد گور برقرار شد.براساس این توافق قرار شد از سال 2000 به بعد هیچ قرارداد نظامی جدید با ایران منعقد نشود وبا آمدن پوتین این توافقنامه هم لغو گردید.در مجموع در دوره یلستین روابط ایران و روسیه محدود ماند .ولی در دو موضوع این روابط قابل ذکر است یعنی اهمیت دارد یکی در مورد صلح تاجیکستان در سال 1994 تا 1996 و دوم هم در موضوع مقابله با طالبان 2000-1996 و 2001 .
در این دو مورد ایران و روسیه همکاری های مهمی در زمینه ی تأمین صلح و ثبات و امنیتت در کشورهای مجاور با همدیگر داشتند با آمدن پوتین روابط ایران و روسیه بطور جدی تری ادامه پیدا کرد و این روابط تا سال 2007 که آقای پوتین بود بسیار گسترش داشت به طوری که ایران و روسیه نزدیک 4 میلیارد دلار مبادلات تجاری در حوزه های اقتصادی،صنعتی ،نظامی داشتند.این روابط برقرار بود اما با آمدن آقای مدودف این روابط دچار دست اندازی شد.نباید همه این دست اندازی ها در روابط را مربوط به آقای مدودف دانست باید در این طرف هم اشاره کرد به این که همزمان آقای احمدی نژاد رئیس جمهور ایران شده بود و موضوع هسته ای به شکل جدی دنبال شده بود و در این سال ها یعنی 2008 تا 2011 هفت قطعنامه تحریمی شورای امنیت سازمان ملل متحد به امضاء رسید با امضاء روسیه و چین و شرایط را برای جمهوری اسلامی ایران در آن دوره دشوار کرد.
این دوره 4 ساله آقای مدودف یک بخش آن برمی گردد به طریح ریست که امریکایی ها مطرح کرده بودند.خانم کلینتون وزیر امورخارجه و بسیاری از مسائل بین روسیه و امریکا در دستور کار مذاکره قرار گرفته بود.مسئله سپر موشکی،مسئله گسترش ناتو و موضوعات مختلف مانند مسائل بحران های منطقه ای،مسئله ی مربوط به روابط تجاری و اقتصادی و در مجموع روابط امریکا و روسیه یعنی در 3 دهه اخیر یعنی از سال فروپاشی شوروی تا امروز در آن 4 سال بهترین دوران خود را شاید می گذراند.با این تفاوت که دوره یلستین هم این روابط برقرار بود اما این روابط بشدت نامتعادل بود.اما در دوران مدودف نوعی از روابط متعادل با امریکایی ها برقرار شده بود و این روابط اتفاقا به زیان روابط با ایران بود.اما با آمدن آقای پوتین در سال 2012 روابط ایران و روسیه مجددا بهبود یافت و این روابط تاکنون ادامه یافته است.
اگر بخواهیم یک جمع بندی از روابط ایران و روسیه در دوران گذشته داشته باشیم باید بگوئیم در مجموع در عرصه اقتصادی این روابط بین دو کشور همچنان محدود باقی مانده است.یعنی بجز دوره ی آقای خاتمی که تا نزدیک به 4 میلیارد دلار گسترش پیدا کرد قبل از آن و بعد از آن همیشه محدود بوده است.قبل از آن زیر یک میلیارد دلار بوده و در سال های بعد از آقای خاتمی هم به ختی به 2 میلیارد دلار رسیده است.اینکه چرا روابط اقتصادی دو کشور ضعیف است دلائل مختلفی را می توان در موردش اشاره کرد شاید مهمترین دلیل این باشد که خیلی از نیازهای وارداتی ایران را روس ها نمی توانند تأمین کنند.این یک واقعیتی است که نمی شود هرگز این را انکار کرد.اما در حوزه های نظامی و دفاعی دو کشور خیلی گسترش پیدا کرد وبعد از امضاء برجام هم در برجام ذکر شده که تا 202رنمی تواند واردات تسلیحاتی داشته باشد و بعد از این هست که می تواند این تحریم ها را پشت سر گذاشته خواهد شد و الان هم یکی از این موضوعات که در شورای امنیت مطرح شده بحث تمدید تحریم تسلیحاتی ایران است که با مخالفت روس ها و چینی ها مواجه بوده اما مهمترین عرصه های همکاری ایران و روسیه عمدتا در موضوعاتی ثبات و امنیت در مسائل منطقه ای از افغانستان تا آسیای مرکزی و حوزه قفقاز جنوبی و همینطور در خاورمیانه بوده و مهمتر از آن مقابله با تروریسم بوده که به یک اتحاد نظامی بین دو کشور در مقابله با تروریسم انجام می دهد که این موضوع در سوریه در اوج همکاری خودش تداوم پیدا کرده ولی این اتحاد علیه تروریسم بمعنای اتحاد نظامی همه جانبه علیه دشمنان و حتی دشمنان مشترک نبوده است به این معنا که روس ها غیر از مقابله با تروریسم در هیچ موضوع امنیتی-نظامی دیگری حاضر به اتحاد و ائتلاف با ایران نیستند.علت هم بر می گردد به آن اصل اساسی سیاست خارجی روسیه که مبتنی بر موازنه ی منطقه ای در حوزه های پیرامونی است و در موضوع غرب آسیا و خاورمیانه هم روس ها دنبال چنین موازنه ای هستند و در این موازنه روس ها نمی خواهند با هیچ کشوری وارد اتحاد علیه کشور دیگری شوند ودر نتیجه همکاری با جمهوری اسلامی ایران در موضوعات اقتصادی،فنی،نظامی،مقابله با تروریسم مسائل مربوط به ثبات و امنیت منطقه ای در مقابل دولت ها نبوده و نخواهد بود.لذا باید به این موضوع اشاره کرد.اما یک زمینه دیگر همکاری دو کشور موضوع مربوط به هسته ای است که روس ها در چارچوب برجام حتی حاضر به حمایت از ایران در برابر مداخلات امریکا هستند اما صرفا در چارچوب برجام در موضوع تحریم ها،روس ها مخالف تحریم جمهوری اسلامی ایران هستند اما محدودیت هایی که دارند این محدودیت ها خیلی شاید اجازه ندهد که بتواند کمک زیادی در این زمینه به ایران داشته باشند.در مورد تحریم های تسلیحات هم که دیدیم مخالفت کردند با قطعنامه پیشنهادی امریکایی ها و اروپایی ها.اما آیا اگر احیانان ایران و امریکا وارد یک جنگ نظامی شوند روس ها چه خواهند کرد؟این موضوعی است که خیلی اهمیت دارد.
بنظر من در هر جنگ نظامی بین ایران و امریکا روس ها مستقیما وارد نخواهند شد.اما سعی خواهند کرد که در مواردی از ایران حمایت کنند منتهی این حمایت ها محدود خواهد بود.این موارد پنهان خواهد بود آشکار نخواهد بود و تجربه فعالیت روس ها در افغانستان و همکاری هایی که با طالبان داشتند نشان می دهد که روس ها از هر اقدامی علیه امریکایی ها وبرای فشار بر امریکا در حوزه های منطقه ای خودداری نخواهند کرد اما تلاش خواهند کرد که این اقدامات بشکل محدود بشکل غیر آشکاری باشد تا برای آنها مسئولیتی را جدی بدنبال نداشته باشد.
اما موضعی که در این جلسه موضوع بحث ما هست این است که تداوم دوران ریاست جمهوری پوتین تا 2036 چه تاثیری روی روابط ایران و روسیه خواهد داشت؟ بنظر می آید باتوجه به تجربه سال های 2000-2007 و همینطور از 2012 تا امروز نشان می دهد که روابط ایران و روسیه در دوره ی پوتین رو به گسترش خواهد بود اما در همینچارچوب هایی که تا حالا ادامه داشته یعنی در مقابل تروریست دو کشور همچنان اتحاد خود را حفظ خواهند کرد حتی اگر لازم باشد ممکمن است در جایی خصوصا مانند افغانستان، آسیای مرکزی و قفقاز وارد همکاری جدی درباره تروریست بشوند ولی درمورد درگیری ایران با کشورهای منطقه روس ها طبیعتا وارد نخواهند شد و سعی خواهند کرد که به هر حال نقش موازنه منطقه ای خودشان را در ارتباط با کشورهای منطقه از جمله ایران ادامه بدهند. اما نتکته اینجاست اگر جمهوری اسلامی ایران از برجام خارج شود روس خواهند کرد؟ این را یکی از مهمترین موضوعات است که بنظر من ما رفتار گذشته روسیه را مدنظر قرار بدهیم آن وقت می توانیم به پاسخ هایی در این روابط برسیم.درمورد برجام روس ها بعد از اینکه آمریکایی ها از برجام خارج شدندن تلاش کردند تا جمهوری اسلامی ایران را قانع کنند که همچنان در برجام باقی بماند. در این رابطه من نقش روسیه را خیلی کلیدی می بینم و لذا مادامی که جمهوری اسلامی ایران در چارچوب برجام عمل می کند روابط ایران و روسیه در موضوع هسته ای همچنان ادامه پیدا خواهد کرد و در سایر موضوعات کوچکترین خدشه ای هم نخواهد دید اما اگر ایراناز برجام خارج شود آنگاه روس ها در یک دوراهی سختی قرار خواهند گرفت از یک طرف یکی از اصول اساسی سیاست خارجی روسیه، مربوط به منع گسترش هسته ای است و حفظ NPT و پروتوکل های مربوط به آن و از طرفی هم روس ها نسبت به حفظ نظام وستفالیایی و حمایت از دولت های دارای حاکمیت و مخالت با مداخله غرب در امور کشور های دیگر بویژه کشور هایی که برای روسیه از اهمیت و اولویتی برخوردارند ، بشدت حساس هستند و اینهم یکی از اصول سیاست خارجی روسیه است شایداینجا این سئوال به ذهن شما برسد که آیا بحث نظام وستفالیا و حمایت از حاکمیت ملی مربوط به کشور هایی چون اوکراین و گرجستان می شود که باید خدمت شما عرض کنم نه از نگاه روس ها حوزه خارج نزدیک، یا کشور های مستقل مشترک المنافع به گونه ای در سیاست خارجی روسیه و در اسناد راهبردی روسیه تعریف شده اند که این کشورها اگر چنانچه بخواهند از روسیه دور شوند و بخواهند روابط نزدیکی با غرب داشته باشند که این روابط به زیان منافع راهبردی روسیه در حوزه حیات خلوت خودش و حوزه منافع حیاتی خودش باشد آنوقت روس ها، حاکمیت ملی این کشور ها را به رسمیت نمی شناسند و سعی می کنند به اشکال مختلف به این حاکمیت های ملی ضربه وارد کنند که در 2 مورددی که اشاره کردم تجربه شده است. در سال های مختلف، بحث ما این نیست اما موضوع این است که اگر ایران از یرجام خارج شود آنگاه بین رو اصل اساسی سیاست خارجی روسیه تعارضی ایجاد خواهد شد بنظر می آید که درآنصورت تمام تلاش های روس ها این خواهد بود که جمهوری اسلامی ایران از غنی سازی بالای 20 درصد دور کنند و تلاش خواهند کرد ایران را قانع کنند که دست به چنین ریسکی نزند. اینکه ایران حرف روس ها را گوش خواهن کرد بنظر می آید شاید پیش بینی آن کار دشوار می بشد. اما چنانچه ایران ایران غنی سازی بالای 20 درصد داشته باشد آنوقت من فکر می کنم که روس ها از طریق مکانیسم های موجود در شورای امنیت سعی می کنند به فشار علیه ایران بپیوندند آنجاست که در حقیقت نقطه حساس مربوط به روابط ایران و روسیه فرا خواهد رسید و این نقطه ی حساس موضوعی است که بنظر من باید درمورد آن فکر کرد و باید درمورد آن سناریو های مختلفی را مورد بررسی قرار داد. لذا تلاش روس ها آن خواهد بود که ایران را در چارچوب برجام نگه دارند در صورت خروج ایران از برجام غنی سازی بالای 20 درصد و اجازه ندهند و یا تلاش کنند ایران از طریق مذاکره وارد چنین وضعیتی نشود. علت ورود ایران به غنی سازی بالای 20 درصد را روس ها در چارچوب شورای امنیت سازمان ملل متحد، ممکن است به اقداماتی بپویندند که این اقدامات محدودیت هایی برای ایران اعمال خواهد کرد. این موضوع بنظر شاید خیلی ربط به بودن پوتین یا فرد دیگر ندارد. لذا یکی از مسائل اساسی سیاست خارجی روسیه خواهد بود در غیر اینصورت تدوام قدرت پوتین بنظر می آید روابط با ایران را در صورت تدوارم دوره پوتین ادامه خواهد داد.اما یک نکته دیگر که باید در اینجا به آن اشاره کنم و بحثم را جمع کنم آن است که اگر احیانا حتی در دوره پوتین بین امریکا و روسیه توافقی ماند دوره ریست در 2008 و 2009 منعقد بشود آیا این توافق به زیان روابط ایران و روسیه خواهد بود که پاسخ من این خواهد بود که بله.
اگر روسیه بتواند به یک توافق جامع با امریکا برسد این توافق برای ایران محدودیت هایی خواهد داشت.اما در حال حاضر چشم انداز رسیدن به چنین توافقی بسیار دشوار است و علت آن هم برمی گردد هم به شرایطی که آقای ترامپ با آن مواجه است وهم اگر ترامپ رئیس جمهور امریکا نشود وفرد دیگری رئیس جمهور امریکا باشد آنوقت این مسئله مطرح است که حجم گسترده تعارضات بین امریکا و روسیه وشرایط داخلی در کنگره امریکا و در فضای سیاسی و رسانه ای امریکا علیه روسیه و موضوعات متعددی که غربی ها نسبت به روس ها حساسیت ویژه ای در مورد آنها پیدا کردند بگونه ای است که رسیدن به توافق جامع بسیار دور از ذهن هست ولی چنانکه چنین توافقی بعمل بیاید امکان اینکه روس ها در /انصورت روابط با ایران را محدود کنند وجود خواهد داشت.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل