مذاکرات در اسفند و نتیجه در فروردین، از قوام تا ظریف

 

 رضا کدخدازاده: عضو هیئت تحریریه

 مذاکرات ایران و 1+5 در حال حاضر شرایط حساسی را پشت سر می‌گذارد و گفته می‌شود به مراحل مهم نتیجه‌گیری نزدیک شده است و احتمال توافق نهایی در فروردین ماه پیش رو بسیار زیاد است. شکل سیاست اجرایی، دیپلماسی هوشمند تیم مذاکره کننده ایرانی به سرپرستی دکتر محمد جواد ظریف، جدی شدن مذاکرات در ماه اسفند و اعلام ماه فروردین به عنوان زمان حصول نتیجه نهایی، شرایط یکسانی را نسبت به مورد تاریخی نسبتا مشابهی در تاریخ معاصر ایران، در ذهن متبادر می کند.پس از پایان جنگ جهانی دوم با توجه به کنفرانس سه‌جانبه تهران، قرار شد پس از پایان جنگ، نیروهای متفقین سریعا از ایران خارج شوند. با تسلیم بی‌قید و شرط ژاپن در شهریور 1324، آمریکا و انگلیس نیروهای خود را از ایران خارج کردند اما شوروی حاضر به خروج نیروهایش از ایران نشد. مساله تخلیه ایران در سه کنفرانس یالتا، پوتسدام و مسکو مورد بررسی قرار گرفت ولی نتیجه ای از آن حاصل نشد تا جایی که جیمز برنس وزیر امور خارجه آمریکا موضوع ایران را یگانه موضوع حل نشده پس از جنگ اعلام کرد.
بسیاری از ناظران بر این باورند تهدیدهای آمریکا بود که شوروی را وادار به خروج نیروهایش از ایران کرد اما با مداقه بیشتر در وقایع آن زمان می‌توان دریافت که علی‌رغم موثر بودن فشار آمریکا بر شوروی، این امر به تنهایی منجر به خروج نیروهای شوروی از ایران نشد. در واقع می‌توان گفت سیاست هوشمندانه قوام در برخورد با شوروی سهم بیشتری را در ختم به خیر شدن مساله در راستای منافع ایران داشته است.
سیاست و سیاست مدار در مفهوم کلاسیک آن، خاصه پس از تئوریزه شدن آن توسط نیکولو ماکیاولی در بعد قدرت تعریف می‌شود اما با توجه به تغییر ماهیت قدرت از قدرت سخت به انواع دیگری از قدرت، مانند قدرت نرم می‌توان گفت سیاستمدار کسی هست که بتواند با کمترین هزینه بیشترین منافع را به‌دست آورد. با این تعریف احمد قوام را می‌توان یکی از نمونه سیاستمدارهای ایده‌‌آل در تاریخ معاصر ایران قلمداد کنیم.
در زمان قحطی و بحران‌های ناشی از جنگ جهانی دوم که شرایط اسفناک اقتصادی و اجتماعی را در ایران رقم زده بود و طمع جدی شوروی به ایران و قدرت نظامی فوق‌العاده ‌اش در آن زمان هیچ اتفاقی برای تهدید تمامیت ارضی ایران دور از انتظار نبود تا جایی که حتی قدرت‌های جهانی مثل آمریکا وانگلستان هم نمی‌توانستند جلوی زیاده‌خواهی‌های شوروی را بگیرند. اگر بر این موارد مساله جدایی‌طلبی‌های پیشه‌وری و قاضی‌محمد و تاسیس جمهوری‌های آذربایجان و کردستان را هم اضافه کنیم عمق مشکل ملموس‌تر خواهد بود. با توجه به تجربیات تاریخی تصور اینکه بودند کسانی در آن زمان که یگانه راه حل مشکل را در برخورد نظامی با شوروی می‌دانستند پر بیراه نمی‌باشد! اما آنچه که مشخص بود، ارتش وقت ایران توانایی مقابله با شوروی و ارتش سرخ نیرومند و پیروز در جنگ جهانی را نداشت و ممکن بود که سرانجام جنگ حتی منجر به فتح تهران و چندپاره شدن ایران گردد. به هر حال در چنین فضایی بود که احمد قوام در نخستین ساعات بامداد 29 بهمن 1324 برای حل مساله از راه دیپلماسی عازم کشور شوروی شد. وی در این مذاکرات در ظاهر امر نتوانست نتیجه مورد نظر را در حل مساله کسب کند اما توشه سفر وی چیزی بود که سرانجام آن برای ایران بسیار مناسب بود و آن، اینکه مقرر شد ادامه مذاکرات دیپلماتیک برای حل مساله در تهران دنبال شود. در نهایت قوام توانست در مذاکراتش با سادچیکف وزیر امور خارجه شوروی در تهران با زیرکی قراردادی را با فرستاده استالین تنظیم نماید که اعطای امتیاز نفت شمال را در ازای خروج نیروهای شوروی قرار دهد و همچنین منوط به تایید مجلس ملی ایران شد که این امر با توجه به پایان رسیدن عمر مجلس چهاردهم موکول به مجلس بعدی شد که برای انجام انتخابات آن طبق قانون باید ارتش بیگانه‌ای در ایران حضور نداشته باشد. در نهایت هم، قوام توانست هم نیروهای ارتش شوروی را از ایران خارج کند و هم به جدایی طلبی آذربایجان و کردستان از ایران پایان دهد و در آخر هم با توجه به مغایرت اعطای امتیاز نفت شمال با قوانین ایران، مجلس ایران آن را به تصویب نرساند. در واقع قوام با هوشمندی‌اش در دیپلماسی خود هم توانست منافع ملی ایران را تامین کند و هم خطر جنگ و چندپاره شدن کشور را رفع کند.
در مذاکراتی که که دکتر ظریف در ابتدای شروع به کار خود داشت با انجام توافقی موسوم به توافق ژنو در واقع هم صنعت هسته‌ای کشور به فعالیت خود ادامه داد و هم دریچه‌های امیدوارکننده‌ای را برای ادامه راه از طریق دیپلماسسی در آینده باز گذاشت. صرف‌نظر از هر نتیجه‌ای که در پایان کار دکتر ظریف به دست آید هوشمندی او در راه تامین منافع ملی ایران سبب شده که اتفاقات بسیار مهمی در تاریخ دیپلماسی ایران رقم بخورد. اختلافات جدی و بی‌سابقه میان آمریکا و اسراییل و همنوایی کشورهای عربی مخالف ایران با اسراییل از جمله آن‌ها می‌باشند. فارق از قیاس‌های فلسفی، از نقطه‌نظر تاریخی تشابهات بسیاری میان دیپلماسی دکتر ظریف و تیم او با مذاکرات احمد قوام وجود دارد. قوام با بین‌المللی کردن مساله توانست حل مساله را تسریع کند و ظریف هم توانست با سیاستی مشابه وی، علاوه بر خارج شدن از انزوایی که ایران در طول سال‌های گذشته به آن دچار شده بود، اصلی‌ترین و سرسخت‌ترین دشمن خود در مساله هسته‌ای یعنی اسراییل را در شرایط حساس کنونی منزوی کند.
در پایان سخن لازم است گفته شود امید است با توجه به اظهارات اخیر تیم هسته‌ای ایران و بسیاری از مقامات سایر کشورها بر احتمال انجام توافق نهایی در فروردین ماه و مذاکرات جدی‌ای که در اسفندماه انجام شده و در حال انجام است، به مانند نتیجه به دست آمده در مذاکرات اسفند 1324و فروردین 1325، به نتیجه مورد نظر در راستای منافع ملی کشور برسیم و هر چه زودتر کشور در مسیر اصلی توسعه و پیشرفت قرار بگیرد.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل