دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی اعتدا ل گرا

متن کامل سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش در همایش دیپلماسی نوین و سیاست خارجی دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه

 

به نام خداوند جان و خرد
با سلام خدمت کلیه حضار محترم و با تشکر از هیئت مدیره محترم انجمن ایرانی روابط بین الملل و با کسب اجازه از استاد بزرگوار جناب آقای دکتر باوند می پردازم به مقاله "دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی اعتدال گرا".

این پژوهش به دنبال پاسخ به این سئوال است که چه نسبتی میان دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی اعتدال گرا وجود دارد. وبرای این منظور به دنبال تبیین مفاهیم سیاست خارجی، قدرت ملی ، دیپلماسی عمومی، اعتدال گرایی و سیاست خارجی اعتدال گرا ست.

سیاست خارجی
سیاست خارجی را می‌توان مجموعه‌ای از اقدامات از پیش طراحی شده توسط تصمیم‌گیرندگان حکومتی تعریف نمود که مقصود از آن دستیابی به اهدافی معین، در چهارچوب کلی و در محیط بیرونی و بین‌المللی است. در این چهارچوب سیاست خارجی شامل تدوین و اجرای اهداف و منافع ملی است که در صحنه‌ی بین‌المللی، از سوی دولت‌ها انجام می‌پذیرد. از طرف دیگر، سیاست خارجی می‌تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت‌ها باشد. تدوین و تبیین سیاست خارجی در هر کشوری حاصل متغیرهای متعددی همچون قدرت ملی، مبانی فکری، ماهیت نظام بین‌الملل، خصوصیات و نحوه نگرش هیئت حاکمه، توانایی‌های کشور، نیازهای عینی جامعه، متغیرهای جغرافیایی و فرهنگ سیاسی آن است و دیپلماسی، یکی از ابزارهای دستیابی به اهداف سیاست خارجی در کنار ابزارهایی همچون ابزار سیاسی، اقتصادی و نظامی محسوب می‌شود.

قدرت ملی
در نظام پسا صنعتی و در دوران فن آوری ارتباطات و اطلاعات، سیاست خارجی و دیپلماسی تابعی از نظام داخلی کشور ها گردیده است و دیگر نمی توان از آن به عنوان یک متغیر مستقل نام برد. به نظر می رسد طی دهه های گذشته، سیاست خارجی و دیپلماسی و دیپلماسی عمومی در جهت افزایش قدرت ملی کشور ها مفهوم بندی شده است. قدرت ملی دیگر تنها به سرزمین و نیروی نظامی و دیگر عوامل سنتی قدرت ملی محدود نمی شود، بلکه عوامل دیگری مثل ارتقاء تولید ناخالص داخلی و پیشرفت علمی و فناوری نیز بستگی دارد. قدرت ملی ظرفیت یک کشور  جهت دنبال کردن اهداف  استراتژیک از طریق اقدام هدفمند است. در مورد مفهوم نوین قدرت ملی مقاله دیگری با عنوان :دیپلماسی علمی و فن آوری و قدرت ملی به همین همایش ارائه داده ام که در مجموعه چکیده مقالات همایش آمده است و علاقمندان را به آن مقاله ارجاع می دهم.
 به طور کلی قدرت ملی تامین کننده منافع ملی است. امروزه جهان از منافع ملی حول محور امنیت نظامی  فاصله زیادی گرفته است و مسائلی مثل دستیابی به انرژی، منابع و مواد خام، تکنولوژی های جدید، توسعه اقتصادی و استفاده از دریا، فضا .... در زمره اجزای مهم منافع ملی کشور ها قرار گرفته است.اگر مفهوم نوین قدرت ملی در نظر گرفته شود، جهت گیری و تصمیم گیری سیاست خارجی نیز باید در جهت افزایش قدرت و ثروت مردم و کشور قرار گیرد.در معادلات کشور داری امروز ، سیاست خارجی دیگر هدف نیست بلکه در استخدام نظام داخلی کشور ها قرار دارد . دولت ها در نهایت به فکر رفاه  و آرامش مردم خود هستند.به میزانی که مردم یک کشور مرفه تر و سعادتمند تر باشند به همان میزان کشور در سطح جهانی و بین المللی دارای اعتبار است. با افزایش قدرت ملی امکان موفقیت سیاست خارجی بیشتر خواهد شد.
طی دو دهه آینده احتمالا نظام بین المللی به سمت دو قطبی شدن پیش می رود. بسیاری از کشور ها به دنبال انطباق خود با دوران جدید می باشند. قبل از آن که استراتژی سیاست خارجی تبیین شود، استراتژی افزایش قدرت ملی نیاز به طراحی دارد. سیاست خارجی تابع سیاست داخلی است و افزایش قدرت یک کشور نیازمند شناخت است. مبنای شناخت علمی، کمی و عینی است. افزایش قدرت عینی  و کمی زمینه ساز ارتقاء حاکمیت ملی، حفظ فرهنگ ملی ، رضایت مندی شهر وندان، تامین امنیت ملی و توان چانه زنی در برابر سایر کشور های خارجی است.

دیپلماسی عمومی
امروزه دیپلماسی عمومی نقشی مهمی در سیاست خارجی کشورها ایفا می کند . دیپلماسی عمومی عبارت است ازارتباطات معطوف به منافع ملی يک کشور از طريق ارتباط با مردم خارج از مرز های جغرافيايی ، با اين تعريف مسائلی از قبيل اعزام دانشجو به خارج، پذيرش بورس های تحصيلی، خبرنگاران اعزامی، ارتباط ميان فرهنگی و برنامه های صوتی وتصويری و اينترنت در حوزه ديپلماسی عمومی قرار می گيرد. هدف ديپلماسی سنتی دولت ها هستنداما ديپلماسی عمومی به دنبال ارتباط با جوامع خارجی است. با توجه به کارکردهای دیپلماسی عمومی و اهداف و کارویژه هایی که از آن انتظار داریم، این سوال در ذهن متبادر می شود که چه رابطه ای میان دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی اعتدال گرا وجود دارد؟ هدف دیپلماسی عمومی ارتباط با جوامع خارجی، ایجاد دیالوگ و تاثیر گذاری بر افکار و دیدگاه های افراد و مردم دیگر  کشور ها و در نتیجه تاثیر گذاشتن بر تصمیمات سیاست خارجی دولت های آن ها می باشد.برای این موضوع باید بدانیم که هنر دیپلماسی عمومی اقناع تفکرات مخاطبان برای پیروی از انتظارات و خواسته های ماست،  برای رسیدن به این هدف سیاست خارجی اعتدالی ضرورتی اجتناب ناپذیر است.بنابر این فرضیه این مقاله بر این اساس استوار است که میان دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی اعتدال گرا رابطه ای مستقیم وجود دارد
دیپلماسی عمومی در چهارچوب مباحث مربوط به جهانی شدن نیز قابل درک است. در این رابطه به نظر می‌رسد شرایط جهانی  شدن سه عنصر اصلی در اهمیت کاربرد دیپلماسی عمومی برای دولت‌ها را مطرح می‌کند: اول، دولت‌ها در قرن بیست و یکم دیگر نمی‌توانند مشکلات سیاست خارجی خود را به تنهایی حل کنند، بلکه نیازمند حمایت و عملکرد بخش غیر دولتی نیز هستند؛ دوم، شهروندان امروزه خواهان مسئولیت‌پذیری و شفافیت بیشتر دولت‌ها هستند؛ سوم، سیاست خارجی و سیاست داخلی به شدت در هم تنیده شده‌اند و دیگر نمی‌توان هریک را جداگانه تعریف کرد.تمدن غنی 2500 ساله ایران، فرهنگ، آداب و رسوم، مذهب، رسانه‌ها و ارتباطات، دانشگاه‌ها و سایر ابزارها  را می توان به عنوان  منابع دیپلماسی عمومی  ایران به کار گرفت تا به هدف اصلی دیپلماسی عمومی که همانا نفوذ و پذیرش بین‌المللی  ایران است دست یافت.

سیاست خارجی اعتدال گرا
لازمه‌ی بررسی گفتمان اعتدال‌گرایی در سیاست خارجی ایران، بررسی دقیق و همه جانبه تحولات گذشته و زمینه‌های بین‌المللی ایران است. اعتدال‌گرایی می‌تواند بر توازن و تعادل درسیاست خارجی ایران استوار گردد. در قلب این توازن‌ها و تعادل‌ها، ایجاد رابطه‌ی معقول و مناسب بین نیازها و ضرورت‌های جغرافیایی و ژئوپولتیک از یک سو و جهت‌ها و گرایش‌های سیاسی و انقلابی از سوی دیگر است. فراتر آنکه در گفتمان سازی هم باید تعادل و توازن‌ها را مد نظر قرار داد. عناصر سیاست خارجی اعتدال گرا عبارتند از: عقل‌گرایی و خردورزی، واقع‌بینی و واقع‌گرایی، تعامل‌گرایی سازنده، توسعه‌گرایی متوازن، امنیت‌طلبی، صلح طلبی مثبت و .... یکی از مولفه‌های اعتدال در سیاست خارجی، توازن بین اهداف سیاست خارجی، توازن بین اهداف و ابزار های سیاست خارجی، توازن بین اعمال قدرت و دیپلماسی و توازن در ساختار سیاست خارجی است.
تجربه 35 ساله جمهوری اسلامی همراه با تحول و چرخه گفتمانی در سیاست خارجی آن به گونه‌ای است که تحولات داخلی و خارجی گفتمان‌ها و خرده گفتمان‌های مختلفی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران غالب و حاکم شده است. با حاکمیت این گفتمان‌ها و خرده گفتمان‌ها همواره سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز دستخوش تغییر شده .تحول گفتمانی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بیانگر این واقعیت است که روسای جمهور و دولت نقش تعیین کننده‌ای در تدوین و تعریف گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ایفا می‌کنند. در نتیجه با توجه به روی کار آمدن دولت تدبیر و امید مجدداً گفتمان حاکم تغییر کرده و گفتمان اعتدال،  به گفتمان غالب در سیاست خارجی دولت یازدهم تبدیل گردیده است.اعتدال تنها در رفتار معنا می‌یابد، و در باورها و ارزش‌ها نمی‌توان و نباید از اعتدال سخن گفت.  اعتدال در برابر واژه‌هایی چون افراط و تفریط است و با دموکراسی و رای اکثریت پیوند دارد. اعتدال رعایت واقع‌بینی در سیاست خارجی و تعامل با جهان است .

 دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی اعتدال گرا
دیپلماسی عمومی می تواند به ابزار اصلی دولت یازدهم در تحکیم روابط خارجی تبدیل شود. با توجه به  تبليغات عليه برنامه صلح آميز هسته اي ايران، ایجاد تنش در مذاکرات دو جانبه میان ایران و آمریکا و نيز تلاشهاي سازمان يافته  اسراييل  و برخي كشورهاي  منطقه براي جلوگیری از پيشرفت مذاكرات ايران و1+5  بكار گيري ديپلماسي عمومي براي تامین منافع ملي و بيان ديدگاههاي ايران در مورد مسايل بين المللي اهميت دوچنداني مي يابد.

دکتر روحانی به عنوان رییس جمهوری ایران که دولت خود را دولت اعتدال نامیده، بر اهمیت اعتدال در تمام زمینه‌ها من جمله سیاست خارجی تاکید دارد. وی می‌گوید: اعتدال در سیاست خارجی به معنای تعامل سازنده است نه تسلیم و تقابل. او درخواست کرد که گفت و گو با دیگر کشور ها باید در شرایط مساوی باشد، بر اساس احترام متقابل و عرصه‌های مورد علاقه یکدیگر و بر اساس اقدام دو جانبه برای حذف تنش‌ها و به منظور ساخت اعتماد دو جانبه. روحانی اظهار می دارد که اعتدال باید یک توازنی میان واقع گرایی و آرمان گرایی با توجه به ارزش‌ها و آرمان‌های جمهوری اسلامی ایران برقرار کند.رئيس جمهور منتخب، خاطر نشان می کند که  اکثریت قریب به اتفاق مردم به اعتدال، دوراندیشی، نفی افراط گرایی، قانون مداری و شفافیت، رای دادند و تاکید دارد که دولت روی کار آمده باید بر اساس این دیدگاه‌ها اقدام کند. روحانی خاطر نشان کرد"اعتدالی که منطبق بر قانون اساسی نباشد ممکن نیست. اعتدالی که بدون شفافیت و بدون ایجاد تماس دو طرفه بین دولت و مردم نباشد امکان پذیر نیست" . همچنین وی معتقد است که : اعتدال و عقلانیت می‌تواند کشور را از مشکلات داخلی، منطقه‌ای و بین المللی که در  گذشته  به وجود آمده ،هدایت کند.

نتیجه گیری
سیاست خارجی مجموعه‌ای از اقدامات از پیش طراحی شده توسط تصمیم‌گیرندگان حکومتی  است که مقصود از آن دستیابی به اهداف  و منافع ملی در محیط بیرونی و بین‌المللی است. قدرت ملی تامین کننده منافع ملی است. امروزه جهان از منافع ملی حول محور امنیت نظامی ، فاصله زیادی گرفته است و مسائلی مثل دستیابی به انرژی، منابع و مواد خام، تکنولوژی های جدید، توسعه اقتصادی و استفاده از دریا، فضا .... در زمره اجزای مهم منافع ملی کشور ها قرار گرفته است.دیپلماسی عمومی از مولفه هایی است که توانایی و قابلیت تامین منافع ملی را در هر شرایطی داراست . دیپلماسی عمومی مجموعه‌ای از استراتژی‌ها و تاکتیک‌های جدید دیپلماتیک است که در خدمت دستگاه سیاست خارجی یک کشور قرار می‌گیرد و تلاش می‌کند تا وجهه و تصویر یک کشور را در جهان بهبود بخشد و باورها و سیاست‌های خود را به منظور افزایش نفوذ میان جوامع کشورها گسترش دهد.در نتیجه می‌توان گفت که هدف نهایی دیپلماسی عمومی تحقق منافع ملی و ارتقا تصویر یکی کشور است.
از مولفه‌های اعتدال در سیاست خارجی، توازن بین اهداف سیاست خارجی، توازن بین اهداف و ابزار های سیاست خارجی، توازن بین اعمال قدرت و دیپلماسی و توازن در ساختار سیاست خارجی است. از اهداف سیاست خارجی، نفوذ و اقناع محیط بین‌المللی  و عدم ایجاد چالش در جهان به ضرر کشور است که عیناً به معنای اعتدال است. بنا براین دولت اعتدال‌گرا می‌تواند بدون استفاده از زور و به هم زدن توازن در محیط بین‌المللی و فقط از طریق قدرت نرم و دیپلماسی عمومی به اهداف خود و منافع ملی کشور دست یابد. در زمانی‌که دولتی با نام اعتدال و با هدف اعتدال‌گرایی در سیاست خارجی، روی کار آمده این فرصت مناسبی است تا با استفاده از ابزار دیپلماسی عمومی و با هدف افزایش نفوذ ایران در منطقه و مراودات جهانی و با هزینه‌ای کمتر از صرف هزینه‌های نظامی و یا روش‌های دیپلماتیک سنتی  و با توجه به مفاهیم نوین قدرت ملی  جایگاه ایران را  در معادلات جهانی و منطقه‌ای ارتقاء دهیم .


تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل