شما اینجا هستید: Homeتحلیلرهیافت فرهنگ سیاسی ترکیه در دولت اردوغان

رهیافت فرهنگ سیاسی ترکیه در دولت اردوغان

 سیده مسعوده میرمسعودی: :کارشناس ارشد روابط بین الملل و عضو هیئت تحریریه

رهیافت فرهنگ سیاسی به کاوش در ارزشها،عقاید و شناخت بنیادینی می پردازد که به فرایندهای سیاسی شکل و ساختار می دهند. با اینکه ریشه های فکری  رهیافت فرهنگ سیاسی به زمان ارسطو می رسد ،اما فرهنگ سیاسی به معنای موثر و کاربردی آن در سالهای پس از جنگ جهانی دوم وارد تحلیل های آکادمیک گردید. گابریل  آلموند و سیدنی وربا  دو تن از پژوهندگان برجسته علم سیاست  معتقدند  بین دو متغیر فرهنگ مدنی و ثبات دموکراتیک رابطه محکمی وجود دارد .از دید آنان مولفه های مانند بالا بودن آگاهی سیاسی، حس قوی صلاحیت وکفایت ، مهارت  فراوان در همکاری مدنی ، مشارکت معقول  در زندگی سیاسی و مدنی از شاخص های فرهنگ مدنی قوی وثبات دموکراتیک هستند.
در چنین نظامی ، شهروندان نسبت به ارزشهای سیاسی و مجموعه سیستم شناخت استواری پیدا می کنند واین شناخت مثبت را در احساسات وتجزیه وتحلیل های خود بروز می  دهند.
 در نوشته های پژوهشگران  غربی در باب فرهنگ سیاسی ،  همه  کشورها  با نزدیکی یا دوری از دموکراسی  درجه بندی  شده اند ولی پس از وقوع حادثه یازده سپتامبر2001توضیح فرهنگ سیاسی کشورها تغییر کرد و بر اساس  عقاید و ارزشها مورد سنجش قرار گرفت  تا جایی که به عقیده بارنت سیاست خارجی کشورهای خاورمیانه  تجلی هویت و برداشت های فرهنگی ملت ها ی آنها است.
در همین راستا هینه بوش هم معتقد است که مجموعه ای از عوامل فرهنگی فرو ملی و فراملی ، سیاست خارجی و داخلی دولت های  خاورمیانه را شکل می دهند
حال بااین مقدمه  وارد بحث می شویم  که رهیافت فرهنگ سیاسی در ترکیه امروزی خصوصا در تصمیم گیران حزب عدالت و توسعه  به چه صورتی است؟
در جواب این سوال می توان گفت: نقش ومقام  فرهنگ و هویت درسیاست خارجی ترکیه بسیار  مهم است
 و بازتاب هویت ترکی - اسلامی در منطقه است .
ترکیه  بعد از به روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه با  غالبیت تفکر اردوغانیسیم  برای اثبات و هژمونی هویت خود در حال مبارزه  است  و این مهم در عرصه فراملی نیز بر سیاست خارجی این دولت سایه افکنده است .بنظر می رسد .دولت حاکم در ترکیه ازیک سو در مقابل هویت خواهی مردم قرار دارد، مردمی که با سایر اقوام مثل کردها فرهنگ و زبان مشترکی دارند. و از سوی دیگر برای اثبات خود در منطقه دست به سیاست های دوگانه می زنند .
در این تحلیل می توان گفت ترکیه در فرهنگ سیاسی خود  دچار نوعی سر در گمی شده است . کودتای نافرجام 15 جولای،  دولت ترکیه را درحتی در حفظ ارزش های  بنیادین خود نیز دچارخلل کرده است  .
ارزشهای لاِیِیک در کنار ارزشهای قومی و مذهبی  و ملی جزو اصول بنیادین ترکیه نوین بود ودر دولت قبلی که تیم فکری حزب عدالت و توسعه را احمد داود اوغلو بر عهده داشت  تا حدودی توانسته بود به این مهم دست یابد و در حال پیاده کردن استراتژی به صفر رساندن اختلافات با همسایگان بود و در این راستا جذب ارزش های قومی و مذهبی منطقه را در مخیله داشت تا بتواند به قدرت منطقه ای دست یابد . با مرور آن زمان ، شاید بتوان گفت ورود به اتحادیه اروپا نیزبا این استراتژی در ادامه این مسیر ممکن می شد.  بعد از کودتای نافرجام 15 جولای ترکیه  اردوغان  به خاطرهراس  از تکرار مجدد کودتا و مشکوک شدن به متحد استراتزیک خود یعنی آمریکا در انجام کودتا سعی در بازسازی و دستکاری هویت داخلی شد.
ونتیجه این چرخش  تبدیل یک فرهنگ اقتدارگرا در پی داشت و اصولا هم فرهنگ اقتدارگر نیاز به اتِئلاف های خارجی دارد که  ترکیه این مهم را با روسیه  ، کشوری که قبل از کودتا روابط خوبی با هم نداشتند،ایجاد کرد
کردها اقلیت قومی که با 18 درصد رای باعث پیروزی اردوغان  در انتخابات شدند و نیز باهمیاری خود  به دولت اردوغان باعث شکست کوتاچیان شدند حال خودشان از مظنونان اردوغان هستند . فرهنگ سیاسی حاکم بر تصمیم گیران  جدید بر ترکیه  نوعی گسست و بدبینی بین مردم و حکومت بوجود آورده است. یعنی مردم نسبت به سخن و وعده و وعید وبرنامه دولت اردوغان بی اعتماد شده اند وبه همین ترتیب تصمیم گیران نیز در عین اذعان به اهمیت مردم، به توان ومهارت واعتماد آنان باور نداشته اند.در نتیجه سیاست در ترکیه شخصی شده واشخاص تصمیم گرفته و مردم اطاعت می کنند .روندی که در طولانی مدت  اثرات مخربی  دارد.   
وجه تمایز فرهنگ سیاسی از مفهوم کلی فرهنگ آن است که فرهنگ سیاسی بیشتر به شناخت مردم از نحوه کارکرد قدرت و اقتدار است  یا به تعبیر لوسین پای ، فرهنگ سیاسی قواعد بنیادین را برای به اجرا  در آمدن سیاست وضع می کند و همین فرهنگ است که تصورات و اعتقادات مشترکی را که بنیادهای اصلی زندگی سیاسی یک کشورند ، تعیین می نماید.
در ترکیه البته بعد از کودتای نافرجام  15جولای نحوه کارکرد دولت تغییر بنیادی کرده است وبرغم این تغییر ، بالطبع در زندگی سیاسی ترکیه  نیز چرخش آرامی را شاهد هستیم .نحوه برخورد دولت با کودتا چیان و در ادامه دستگیری های گسترده دولت اردوغان  فرهنگ سیاسی از دموکراسی دور وبه دولتهای اقتداری نزدیک تر می کند و نتیجه این چرخش این است که  شهر وندان نسبت به ارزش های سیاسی دچار شک وتردید گشته و این شناخت منفی را در احساسات و تجزیه وتحلیل خود بروز می دهند یا بطور عصبی و هیجانی از آن دفاع می کنند و یا اینکه حاضربه ابراز و کاربست عملی نمی شوند.
بطور خلاصه می توان گفت مطالبات هویتی در ترکیه بعد از کودتای نافرجام ترکیه جای بزرگی را در فرهنگ سیاسی ترکیه باز کرده است و مطالبات هویتی و قومی و مذهبی آغشته به منافع گروهی است و فرهنگ مخربی در طولانی مدت برای ملت و دولت ترکیه است.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل