شما اینجا هستید: Homeتحلیلسوریه و میلیتاریسم چینی

سوریه و میلیتاریسم چینی

رامتین رضایی: عضو هیئت تحریریه

در تحلیل،تفسیر و ریشه یابی گرایش و صرافت دولت ها به عنوان اصلی ترین کنشگران عرصه روابط بین الملل به سمت نظامی گری و در پیش گرفتن سیاست سخت افزاری دلایل و نظریات متعددی ارائه گردیده است. واقع گرایان کلاسیک علت را در طبع شرور و تجاوز طلب بشر می جویند و نو واقع گرایان آن را نتیجه ساختار آنارشیک نظام بین الملل می دانند. لیبرال ها و آرمان گرایان فقدان همکاری میان دولت ها و حاکمیت مطلق آنها را ریشه منازعات نظامی دانسته و راه حل را در توسعه نهادها و سازمان های بین المللی می دانند. اما با نگاهی تخصصی تر و خرد تر به این موضوع می توان علت علمی تری برای پاسخ به چرایی گرایش دولت ها خصوصا دول قدرتمند به سمت میلیتاریسم و جنگ مطرح نمود.
استراتژیست های نامدار و مشهور دوران معاصر در تعریف خود از استراتژی به خوبی ریشه و زمینه اصلی جهت گیری نظامی دولت ها را عنوان نموده اند. افرادی چون فون کلاوزویتس،لیدل هارت، فون مولتکه و ازگود همگی در یک نکته اشتراک نظر دارند که هدف همه واحد های سیاسی از توسل به اقدامات نظامی و گسترش میلیتاریسم چیزی نیست جز تحقق و دستیابی به اهداف و امتیازات سیاسی.
به عبارت بهتر در دوران مدرن واحد های سیاسی مانند گذشته های دور رویای کشورگشایی ویا گسترش قلمرو را در سر نمی پرورانند بلکه نظامی گری و اقدامات مرتبط به آن بهترین ابزار جهت دستیابی به امتیازات سیاسی و بعضا اقتصادی و حفظ آنهاست. تحت فشار قرار دادن رقبا به منظور کسب امتیازات سیاسی و اقتصادی،تغییر رفتار دیگر دولت ها ،جمع نمودن متحدین حول محور خود و در نهایت افزایش پرستیژ و قدرت چانه زنی دیپلماتیک از مهم ترین اهداف واحدهای سیاسی در توسل به برنامه های نظامی است.
اخیرا اخباری مبنی بر حضور مستشاران نظامی سرزمین اژدها در کشور سوریه و نیز احتمال حضور نیروی هوایی این کشور در نبرد سوریه منتشر گردید.
ملحق شدن چینی ها به جنگ سوریه از دو جنبه تامل برانگیز بود . اول اینکه حداقل از دهه 1990 میلادی به بعد چین نظامی گری و میلیتاریسم را تا حد قابل توجهی وا نهاده و رشد اقتصادی و گسترش نفوذ در بازارهای جهانی را به شدت در دستور کار قرار داده و بر میلیتاریسم مرجح می دانست. دوم اینکه در ماه های اخیر ادعاهای چین نسبت به مالکیت بر دریای چین جنوبی و خصوصا برخی از جزایر ومناطق ان چالش و تنشی جدی در منطقه اقیانوس آرام و روابط این کشور با امریکا ایجاد نموده بود. حتی برخی اخبار بر پیاده کردن نیروهای نظامی توسط دولت چین در برخی جزایر مورد ادعا صحه می گذاشت. تحلیل و ریشه یابی چرخش بزرگ و ناگهانی چین از سیاست های نرم افزاری به سمت رویکردهای سخت افزاری نظامی نیازمند توجه به متغییر هایی است که به آنها پرداخته خواهد شد.
اقدام متقابل نسبت به مواضع امریکا در دریای چین جنوبی:
همانطور که عنوان گردید توسل به اقدامات نظامی می تواند هدف ایجاد چالش برای رقبا و وادار ساختن آنها به تغییر رفتار در دیگر حوزه ها و مناطق را در بر داشته باشد. حضور نظامی چین در سوریه در دفاع از دولت بشار اسد و هم سویی با روسیه و ایران احتمالا آلترناتیوی خواهد بود جهت افزایش قدرت چانه زنی با واشنگتن و تحت فشار قرار دادن ان جهت کسب امتیاز بیشتر در دریای چین جنوبی .
راهبرد جدید امریکا جهت گسترش حضور نظامی در اقیانوس آرام:
ایالات متحده امریکا در جدیدترین راهبرد کلان و درازمدت خود منطقه آسیا -پاسیفیک را حوزه حیاتی برای منافع ملی و راهبردی خود تعریف نموده و خروج تدریجی از خاورمیانه بحرانی در دستور کار کاخ سفید قرار دارد. حضور نظامی امریکا در مناطق حیاتی مانند تنگه مالاگا عملا چالشی بزرگ برای گسترش نفوذ و برتری اقتصادی و تجاری چین در منطقه وچالشی برای گسترش یوان چین و همچنین سرآغاز حضور گسترده ناتو در این منطقه خواهد بود. لذا به چالش کشیدن امریکا در حوزه هایی که نسبت به آن حساسیت دارد به منظور تحت فشار قرار دادن آن اکنون برای چینی ها اهمیت انکار ناپذیری پیدا کرده است.
پیشرفت و گسترش صنایع تسلیحاتی چین:
سال هاست که چینی ها در تولید کالاهای ارزان قیمت و برخورداری از تجارموفق در صادرات و نفوذ در بازارهای جهانی زبان زد خاص و عامند.
اما واقعیت آنست که در بازارهای جهانی و بسیار پر رونق تسلیحات در دنیای کنونی چینی ها سهم چندان قابل توجهی به خود اختصاص نداده و نمود چندانی ندارند. از سوی دیگر در سال های اخیر صنایع تسلیحاتی و نظامی درچین رشد و پیشرفت چشمگیر وقابل توجهی را تجربه نموده و در تولید و ساخت جنگنده های نسل چهارم و پنجم و موشک های بالستیک پیشرفته به موفقیت های قابل توجهی دست یافته اند. بنابراین نیاز به جلب مشتری و برتری در بازارهای جهانی تسلیحات و صنایع نظامی که در حال حاضر از پر سود ترین بازارهای جهان است چرخش درسیاست خارجی چین جهت حضور موفق در این بازار را توجیه می کند.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل