شما اینجا هستید: Homeتحلیلزمان پایان بازی،اصل فراموش شده در بحران سوریه

زمان پایان بازی،اصل فراموش شده در بحران سوریه

سجاد خطیبی: عضو هیئت تحریریه

بحران سوریه اکنون موضوع روز خاورمیانه است.کلاف سردرگمی  که هر روز بیش از پیش بر پیچیدگی آن افزوده میشود و بازیگران بسیاری در آن به سهم خواهی و تعقیب منافع و اهداف خود مشغولند.تصرف شهرها و روستاها و سرزمین های استراتژیک و دست به دست شدن مناطق گوناگون سوریه نقل محافل رسمی و غیر رسمی این روزهاست.روسیه،جمهوری اسلامی و دولت سوریه از یک سو و در طرفی دیگر ایالات متحده،ترکیه و کشورهای عربی قراردارند که هریک با نیتی وهدفی خاص در این بازی بزرگ استراتژیک  وارد شده اند.بسیاری معتقدند برنده این بازی بزرگ تا مدت ها به عنوان هژمون تصمیم ساز تاثیرگذار و  کلیدی منطقه مطرح خواهد بود .
عرصه بازی ها  در روابط بین المل و دنیای سیاست از قوانین و اصولی خاص تبعیت می کند که غفلت از آن ها نتایج مطلوبی به همراه نخواهد داشت.شرایط کلی هر بازیگر در ورود به بازی، میزان اطلاعات هر بازیگراز محیط پیرامون،اطلاع از اهداف و میزان منابع و توانایی های سایر طرفها ، درجه اهمیت موضوع برای  هریک از طرفهای درگیر،میزان هزینه و پرداخت هر بازیگر ازجمله عوامل کلیدی و موثر در روند بازی های  نظام بین الملل  هستند.
خلا قدرت شکل گرفته در سوریه سبب شده که  چندین بازیگر با منافع و اهدافی متعدد و متعارض در این راستا به همکاری و یا مقابله با یکدیگر بپردازند.امروزه شاهد همکاری های گسترده جمهوری اسلامی و روسیه در مقابله با داعش و نیز مقابله با اهداف بازیگران حامی تکفیری ها و گروه های مسلح در سوریه هستیم.حملات هوایی ارتش روسیه و بمباران مناطق تحت تصرف داعش و تکفیری ها و بلافاصله حملات زمینی نیروهای مقاومت و کمک های لجستیکی و مستشاری جمهوری اسلامی ایران از دولت سوریه ،در اختیار نهادن پایگاه هوایی و اجازه عبور جنگنده ها را میتوان برخی از اقدامات مشترک ایران و روسیه در این بازی خطیر دانست.
دوعنصر مهم و تاثیرگذار که در نظریه بازی ها حائز اهمیت است:
1-دیدگاه دو بازیگر از همکاری و همیاری با یکدیگر
2- زمان شروع و پایان بازی برای هر طرف
به عنوان مثال اهداف و دیدگاه روسیه و جمهوری اسلامی ایران از این همکاری باید مورد کنکاش قرار گیرد و میزان مشابهت این اهداف سنجیده شود .هرچه میزان مشابهت این اهداف بیشتر باشد، میل هردو به ادامه همکاری بیشتر خواهد بود و در این صورت احتمال جدایی از این ائتلاف از سوی هریک از دو بازیگر کاهش می یابد و میتوان با اطمینان بیشتری به یکدیگر به این ائتلاف شکل گرفته  و به اعتبار نیات اعلام شده یکدیگرامیدوار باشند.
از طرفی دیگر،حمایت ترکیه و ایالات متحده از گروه های تکفیری و داعش و گروه های مسلح در آغاز بحران سوریه مشهود بود اما هم اکنون شرایط به گونه ای رقم خورده که گاه خبر بمباران مواضع داعش از سوی ترکیه و ایالات متحده از رسانه ها شنیده می شود.
نظریه توماس شلینگ   Thomas Schellingدر این رابطه بیان میدارد که حتی ابرقدرت ها نیزدر برخی موارد مخالفت استراتژیک خود را کنار میگذارند و قائل به میزان حداقلی از  همکاری و منافع مشترک می باشند که این را "شراکت لرزان " نام می نهد.(The theory of precarious partnership)
در این راستا می توان اشاره ای کوتاه به مذاکرات روسیه و ایالات متحده در موضوع سوریه داشت که احتمال شکل گیری یک شراکت لرزان و موقتی در راستای دستیابی به هدفی خاص اشاره نمود که در این صورت دور از ذهن نخواهد بود که سوریه دچار بده بستان سیاسی گردد.بالاخص آنکه گرایش و اولویت روسیه بیشتر به کسب موفقیت و جذب کشورهای  شرق اروپا و همکاری با سازمان های اروپایی است.و این خود می تواند بستر و بابی مناسب برای مذاکرات و بده بستان سیاسی میان ایالات متحده و روسیه در موضوع سوریه باشد.
رولت روسی، معمای زندانی ، بازی بزدل ،تقسیم کیک و... همگی از جمله نظریه بازی ها  هستند که نقش عمده ای در توصیف روندها ،پیشبرد منافع و پیش بینی نتایج ایفا میکنند.اما می توان نظریه "شکارگوزن"( Stag Hunting) برگفته از توماس شلینگ را مناسب بر این وضع دانست.طبق این نظریه هنگامی که شیرها با نیت شکار گوزنی به سمت آن شروع به دویدن و تعقیب میکنند.ممکن است در طول مسیر خرگوشی بر سر راه یکی از شیران ظاهر گردد و در این شرایط تصمیم عقلایی آن خواهد بود که آن شیر خرگوش کوچک را به گوزن ترجیح دهد و به دنبال شکارخرگوش هدف و مسیر خود را از سایر شیرها جدا سازد.
طبق استدلال این نظریه در هر ائتلافی بازیگران متحد شده باید  به شدت مراقب عملکرد یکدیگر باشند و هرگز برپایه اعتماد کامل روابط خود را استوار نسازند .چه بسا ممکن است با توجه به اولویت متفاوت زمان پایان بازی و ائتلاف را اعلام بدارند و مسیرخود را از سایر متحدین خود جدا کنند.این در شرایطی است که افراد باقی مانده در ائتلاف نه تنها هنوز به منافع خود دست نیافته اند بلکه تا پایان بازی مسیر زیادی دارند که در این صورت در این بازی ائتلاف متضرر خواهند شد و هزینه گزافی  پرداخت خواهند داد.
در ائتلاف ها تصمیم عقلایی همیشه آنست که منافع نسبی را به منافع مطلق ترجیح دهیم.از این رو ذاتا نمیتوان به یک بازیگر در ائتلاف اعتماد کامل داشت. به طور کلی بازیگران ائتلافی  که علاوه بر عناصر اصلی هر بازی نظیر شرایط کلی هر بازیگر در ورود به بازی، میزان اطلاعات هر بازیگراز محیط پیرامون،اطلاع از اهداف و میزان منابع و توانایی های سایر طرفها ، درجه اهمیت موضوع برای  هریک از طرفهای درگیر،میزان هزینه و پرداخت هر بازیگر به  دو اصل کلیدی 1-هماهنگی دراولویت ها و مشابهت اهداف و تعاریف ها 2.زمان پایان بازی به صورت گروهی و همزمان توجه نمایند میتوانند ائتلاف پیروز بازی ها بزرگ باشند.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل