شما اینجا هستید: Homeتحلیلعوامل سیاسی و اجتماعی گسترش گروههای تفکیری در عراق پس از سقوط صدام

عوامل سیاسی و اجتماعی گسترش گروههای تفکیری در عراق پس از سقوط صدام

رامتین رضایی: عضو هیئت تحریریه

پنجمین نشست علمی گروه مطالعات روابط بین الملل

افراطی گری یا بنیاد گرایی دارای قدمتی به وسعت تاریخ بشر است و در همه دوره ها به شکلی خود را بروز داده است.
و این موضوع صرفا به جوامع اسلامی نیز محدود نگردیده و تمامی ادیان به نوعی با پدیده افراطی گری در دوره های مختلف مواجه بوده اند.
صرف نظر از ارائه تعریف اکادمیک در خصوص این پدیده باید به این واقعیت اذعان نمود که بنیادگرایی اسلامی و تکفیری به رغم سابقه تاریخی خود اما از آغاز دهه نود میلادی به این سو و به شکل گسترده و جدی در خاورمیانه و جهان اسلام خود را نمایان ساخته و به شکلی باور نکردنی گسترش یافته است.
از سال 2003 به این سو نیز کشور عراق یعنی از زمان سقوط صدام کشور عراق جولانگاه تحرکات و عرض اندام گروه های تکفیری در سطحی گسترده و رعب آور بوده و هست.در رابطه با ریشه ها یا عوامل ظهور و گسترش گروه های تکفیری و افراطی در عراق و خاورمیانه به طور کلی سه رویکرد و دیدگاه قابل طرح است.
رویکرد اول نظریه توطئه نام دارد. این رویکرد و دیدگاه در کشور ما بسیار پر طرفدار بوده و علنا به یک پارادایم خدشه ناپذیر حتی در تحلیل های اکادمیک تبدیل شده است.
بر اساس نظریه توطئه گروه های تکفیری یکسره محصول بیگانگان بوده و در راستای اهداف اسلام ستیزانه غرب سازماندهی و گسترش یافته اند.
رویکرد دوم که علمی تر به نظر می رسد گسترش خلا قدرت نام دارد.بر اساس رویکرد خلا قدرت،فروپاشی نظم حاکم و مسلط خصوصا در جوامعی که ملت-دولت سازی را طی ننموده اند مصادف خواهد بود با هرج و مرج و ظهور رادیکالیسم خشونت بار.تضعیف یا فروپاشی نظام های سیاسی مقتدر در منطقه در یک دهه اخیر در منطقه عملا نشان از گسترش خلا قدرت در خاورمیانه و توسعه رادیکالیسم دارد.
اما رویکرد سوم که مد نظر حقیر است رویکرد جامعه شناختی سیاسی نام دارد.
بر اساس این رویکرد ظهور و گسترش افراط گرایی تکفیری در عراق و خاورمیانه ریشه دروضعیت های اجتماعی و سیاسی جامعه عراق و خاورمیانه دارد.بر این اساس چارچوب رویکرد سوم فروپاشی پان عربیسم و به طور کلی جریان چپ در خاورمیانه و عراق که با شکست های پی در پی اعراب از اسراییل و در نهایت شکست سنگین عراق در جنگ دوم خلیج فارس فروپاشید زمینه های گرایش به رادیکالیسم دینی در منطقه را بیش از پیش مهیا ساخت.فروپاشی پان عربیسم و چپ نخبگان،جریانات سیاسی و توده های مردم را با یک خلا فکری و ارزشی جدی مواجه ساخت.
از آنجا که نخبگان فکری در ایجاد ارزش های نوین متناسب با تحولات جهانی ناکام بودند در نتیجه بازگشت به ارزش های پیشینی و احیای آن در یک قالب خشونت طلبانه بهترین راه رهایی از خلا فکری و ارزشی پیش امده بود.گسترش مدارس دینی سلفی ،افزایش قدرت روز افزون مفتیان جهان عرب و مناطق سنی نشین عراق و سوریه جملگی نشان از زمینه های اجتماعی و سیاسی گروه های جهادی و تکفیری دارد.

به نظر می رسد که سرخوردگی گرایش به رادیکالیسم تکفیری در مناطق سنی نشین مرکز عراق پس از سقوط صدام به شکل مضاعفی بروز نمود.چرا که سرخوردگی ناشی از ناکامی های گذشته با از دست دادن قدرت سیاسی و در انزوا قرار گرفتن میان اکثریت سیاسی و اجتماعی شیعیان و کردها به اوج خود رسید.به همین علت مثلث سنی نشین عراق همواره پرتنش و محل مناسبی برای رشد گروه هایی مانند داعش بوده است.

گروه مطالعات روابط بین الملل

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل