شما اینجا هستید: Homeترجمهدر باب مشارکت هسته ای آلمان

در باب مشارکت هسته ای آلمان

ترجمه مصطفی مالکی: کارشناس مطالعات اروپا

مشارکت هسته ای آلمان در بحث بازدارندگی ناتو و ایالات متحده آمریکا یکی از مهمترین موضوعات امنیتی آلمان در محافل سیاسی و رسانه ای داخلی و خارجی است. پیا فورهوپ، رئیس دفتر برلینِ مؤسسه تحقیقات صلح و سیاست امنیتی (IFSH) در دانشگاه هامبورگ، اولریش کوهن، رئیس بخش تحقیقاتی کنترل تسلیحات و فنآوری های جدید این مؤسسه و یکی از محققان ارشد آن بنام الیور مایر، مقاله ای در این زمینه تحت عنوان «مشارکت به مثابه یک فرصت آلمان چگونه می تواند عاری از بمب اتمی شود و همزمان امنیت اروپا را افزایش دهد» در شماره جدید مجله «سیاست بین الملل» (شماره 4/2020) به چاپ رسانده-اند. نویشندگان در این مقاله به دولت فدرال ابتکارعملی خلاقانه به منظور تبدیل این چالش به یک فرصت برای تقویت جایگاه سیاسی آلمان پیشنهاد می کنند. در ادامه ترجمه ای از این مقاله ارائه می گردد:
آلمان در هفته های گذشته به وفور شاهد بحث و جدل بر سر آینده مشارکت هسته ای [چرایی و چگونگی مشارکت آلمان در بازدارندگی هسته ای ایالات متحده آمریکا و ناتو] بوده است. از بحبوحه این مناظره یک فرصت نیز نمایان می شود: در پنج سال آینده آلمان می تواند کشوری عاری از بمب اتمی باشد، بدون آنکه بر امنیت اروپا خدشه ای وارد آید و یا ناتو ضعیف شده باشد. این امر مستلزم هماهنگ سازیِ گسترده و نیازمند تلفیقی از تضمین [امنیتی] و کنترل تسلیحات است.
این مناظره زمانی آغاز گردید که وزیر دفاع آلمان پیشنهاداتی در خصوص قصد دولت فدرال برای خرید بمب افکن های آمریکایی با قابلیت حمل بمب اتمی مطرح کرد. این تصمیم البته در دورِ بعدی پارلمان آلمان [و به طبع آن در دولت بعدی آلمان] گرفته خواهد شد. بنابراین، زمان و فضای کافی برای بحث بر روی این موضع وجود دارد.
اینکه ابعاد هسته ای این مناظره پررنگ تر از گذشته شده است، به اشاره صریح رئیس فراکسیون سوسیال دموکرات [در پارلمان آلمان/بوندستاگ] ، رولف موتسنیش، به این بُعد هسته ای این موضوع برمی گردد. طبق ارزیابی او ریسک ادامه استقرار بمب های اتمی آمریکا در آلمان بسیار بیشتر از منفعت سیاسی امنیتی حاصل از آنهاست. این اظهارات انتقادهای بسیاری را درپی داشت. استدلال طرفداران حفظ وضع موجود بر این باور استوار است که فضای لازم برای هرگونه تغییر در سیستم مشارکت هسته ای ، چه از نظر سیاسی و چه نظامی، فراهم نیست. تغییری ناگهانی و یک جانبه در رابطه با استقرار بمب های اتمی در آلمان بیش از حد ناتو را تحت فشار قرار خواهد داد. بدون استقرار بمب های اتمی در خط مقدم در خاک آلمان، این کشور نفوذ خود را از دست می دهد. حتی خودِ بحث کردن در خصوص مشارکت نیز پوئنی مثبت برای مسکو تلقی می شود و تضعیف ناتو را دربردارد.
از این مواضِع معروف که بگذریم، مناظرۀ کنونی پرده از ابعاد جالبی از این موضوع برداشته است. مثلاً برای اولین بار بر این نکته تأکید می شود که خروج 20 بمب اتمی آمریکایی مستقر در آلمان لزوماً به معنای خروج از مشارکت هسته ای نیست. برلین حتی بدون بمب های هسته ای نیز همچنان در مباحث، برنامه ریزی ها و مانورهای مربوط به مأموریت های هسته ای ناتو مشارکت خواهد داشت، به عنوان مثال در گروه موسوم به «برنامه ریزی هسته ای». علاوه بر این در حال حاضر تا حد زیادی اتفاق نظر بر سر این مسئله وجود دارد که سناریویی نظامی با بکارگیری این سلاح ها وجود ندارد که [هدف آن] از طریق دیگر قابلیت ها و امکانات متعارف و هسته ای ناتو نتواند محقق شود. [برای رسیدن به اهداف نظامی نیازی به این بمب ها نیست و با دیگر قابلیت های هسته-ای و نظامی می توان به همان هدف نائل آمد] و نهایتاً اینکه در بحث خروج [بمب های هسته ای و خروج از مشارکت] منافع کشورهای اروپای شرقی- و به همراه آن مسئولیت آلمان در تأمین امنیت اروپا- از اهمیت اساسی برخوردار است. این چنین مناظره ای احتمالاً در دور آیندۀ پارلمان آلمان [و به طبع آن در دولت آینده این کشور از پایان 2021 به بعد] با جدیت بیشتری پیگیری خواهد شد، زمانی که باید تصمیمی در خصوص تعیین جایگزین برای تورنادوها گرفته شود. در این رابطه دلایلی بسیاری بر لزوم روشن ساختن فضای عمل سیاسی وجود دارد، فضایی که در آن مشخص شود چگونه گام های پیش رو در مسیر کاهش نقش آفرینی بمب های هسته ای می توانند با منافع امنیتی آلمان، منافع مبتنی بر اهداف کنترل تسلیحاتی و سیاست های ناتو در یک راستا قرار گیرند.
پنج سال برای کنترل تسلیحات
نقطۀ آغاز این گام ها باید یک توقف افزایش تسلیحات در اروپا باشد، حداقل خودداری از بیشتر شدن سیستم های نظامی که به شکلی ویژه ثبات زدایند. پنج سالِ پیش رو برای این امر فرصت خوبی را فراهم می آورند، چراکه دولت های جدید بعدی در آلمان و آمریکا در این بازه زمانی بر سر کار هستند. همچنین ترنادوهای قابل حمل بمب هسته ای طبق برنامه کنونی زودتر از سال 2025 از سرویس خارج نمی شوند. و علاوه براین، پنج سال دیگر دورۀ جدید ارزیابی قرارداد منع اشاعه پایان می یابد.
برلین می تواند در تشویق ناتو و روسیه به استفاده از این فرصت فراهم آمده تأثیرگذار باشد. برای این منظور ناتو می بایست به کرملین پیشنهاد گام هایی مشخص، متقابل و الزام آور سیاسی ارائه کند، گام هایی که دو طرف حاضر به برداشتن آنها برای مدت پنج سال هستند. هدف: زمینه سازی برای یک بحث پایدار در خصوص امنیت و ثبات در اروپا. چنین رویکردی احتمالاً از سوی شرکا مورد حمایت بسیاری قرار می گیرد. همزمان این موضوع می تواند محکی برای نقش و نفوذ آلمان در اتحاد [ناتو] باشد.
در این سناریو به صورت مشخص روسیه خود را متعهد به عدم استقرار موشک های زمین پایه بالستیک کوتاه و میانبرد با قابلیت حمل کلاهک هسته ای در بخش اروپائی این کشور می داند. از سال ها پیش مسکو اعلام کرده است که کلاهک های هسته ای مربوط به این ادوات در مناطق مرکزی انبار و نگهداری می شوند. در خصوص انبارهای مرکزی وهمچنین انتقال این کلاهک ها روسیه می-بایست اکنون در مقابل ناتو شفافیت به خرج دهد. موشک های سؤال برانگیز کروز «9 ام 729» که به پایان قرارداد آی-اِن-اِف کمک کردند، می بایست حداقل تا پایان 2025 به این انبار ها منتقل شوند، به گونه ای که بتوان آن را راستی آزمایی نیز کرد.
ناتو نیز در قبال آن متعهد می شود که تا 2025 هیچ سامانه بالستیک زمین پایۀ جدیدی را در اروپا مستقر نخواهد کرد. نسل جایگزین بمب های هسته ای ب-61- و یا همان ب-61-12 ها- نمی توانند زودتر از 2025 در بوشِل [شهری در آلمان که در آن انبار بمب های هسته ای آمریکایی قرار دارد] و دیگر نقاط مستقر شوند و سپر دفاع موشکی ایجیس آشور در لهستان زودتر از 2025 راه اندازی نخواهد شد. آلمان می تواند تصمیم در خصوص جانشین تورنادوها را منوط به نتایج گفتگوها میان نانو و روسیه کند. در صورت نیاز احتمالاً تورنادوها دو تا سه سال بیشتر از موعد مورد نظر به کار خود ادامه خواهند داد [اگر گفتگوها به درازا بکشد]. توافق بر روی اینچنین تنفسی خود می تواند یک موفقیت محسوب شود. این وقفه همزمان می تواند شرط لازم برای یک سری اقدامات در مسیر اعتمادسازی باشد. برلین می تواند با هماهنگی با شرکا ابتکاراتی در سه مسیر مطرح کند: در خصوص بحث استقرار بمب های اتمی در آلمان، در رابطه با اقدامات تضمینی در ناتو و همچنین گفتگوی سیاسی در خصوص کنترل تسلیحات میان ناتو و روسیه.
زیرسؤال بردن استقرار بمب های موشکی
در ابتدا می بایست پنج کشوری که در آنها بمب های اتمی آمریکا مستقر هستند، منافع خود را بایکدیگر هماهنگ کنند: در بلژیک و هلند حمایت از ادامه استقرار بمب ها شکننده است. بمب های استقرار یافته در پایگاه هوایی اینجرلیک ترکیه به شکلی خطرآفرین در نزدیکی منطقه جنگی سوریه مستقر هستند، و علاوه بر این در آنکارا اخیراً زمزمه های تولید سلاح اتمی بومی نیز به گوش می رسد. هزینه های فراخواندن این سلاح ها نیز باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد. به موازات آن می بایست گروه موسوم به «گروه فکری»، که اواخر مارس 2020 توسط دبیرکل ناتو برای بررسی و مشاوره مسائل سیاسی ناتو تشکیل شد، موضوعات هسته-ای را در دستورکار خود قرار دهد. این گروه احتمالاً طرح راهبردی آینده اتحاد ناتو را تنظیم خواهد کرد و از اکنون می توان انتظار داشت که این طرح خصیصه های آلمانی خواهد داشت، چرا که وزیر امور خارجه، هایکو ماس، مبتکر ایجاد آن بوده و توماس دومزیر، وزیر سابق دفاع آلمان، نیز یکی از رؤسای این گروه است. باتوجه به مخالفت های گسترده اجتماعی در خصوص استقرار بمب های اتمی این نکته نیز مهم است که این بحث تا حد امکان به صورت شفاف دنبال شوند، تا نتیجه آن نیز حداکثر مقبولیتِ ممکن را در پی داشته باشد.
تقویت تضمین [امنیتی]
طرفداران حفظ شرایط فعلی منافع امنیتی شرکای شرقی ناتو را یادآور می شوند. خروج یکجانبه سلاح های اتمی آمریکا از آلمان می تواند با همبستگی در منافات باشد. بنابراین این [خروج] بدون هماهنگی با آنها نمی بایست محقق گردد. برلین می بایست در ابعادی ویژه مسئولیت هایی مربوط به تضمین امنیتی مورد نیاز را عهده دار شود، اما همزمان بیش از گذشته برای تقویت روزافزون امنیت دسته جمعی از طریق امنیت مبتنی بر همکاری تلاش کند. آلمان می تواند در صورت حصول موفقیت در ایجاد تلفیقی از تضمین [امنیتی] و کنترل تسلیحات آلمان بر سنت دیرینه ناتو تکیه زده است، بر دکترین هارمِل که مبتنی بر قدرت و گفتگو است. یافتن شریک برای این کار در دوران تک روی های آمریکایی کار دشواری نیست و از این طریق راه بر یک «مسیر ویژه» آلمانی [تک روی آلمانی] نیز مسدود می شود. نقش آلمان در مسیر همبستگی واقعی می بایست متکی بر اقدامات تضمینی متعارف ناتو باشد. در چارچوب برنامه مصوب ناتو تحت عنوان «حضور تقویت یافته در جلو» 24 کشور متحد در تأمین امنیت سه کشور بالتیک و لهستان مشارکت دارند. بر کسی پوشیده نیست که این چهار کشور از تقویت این تلاش ها با توجه به برتری منطقه ای روسیه استقبال می کنند. برلین می تواند در خصوص امنیت این منطقه امکان یک بده بستان را مورد کنکاش قرار دهد: خروج (بمب های هسته ای) در قبال امنیت متکی بر تسلیحات متعارف.
گام نخست برای این امر این است که آلمان قابلیت های متعارفی که تاکنون قول ارائه آنها را داده است دراختیار اتحاد قرار دهد. برخی کمبود ها در این خصوص به شکلی ویژه در رابطه با سهم آلمان درتأمین نظامیان در نیروی واکنش سریع موسوم به سرنیزه مشهود است، نظامیانی که می توانند توان نیروهای مستقر در جبهه شرقی را افزایش دهند. به همین دلیل دولت فدرال چندی پیش اقرار کرد که سهم این کشور در تأمین قوا برای نیروی سرنیزه از نیروهایی تشکیل شده است که نه به صورت کامل مسلح و مجهزند و نه آمادگی کامل دارند. حتی سه سال دیگر که آلمان می خواهد رهبری این نیروها را برعهده بگیرد، برای تأمین نیرو با مشکلاتی روبرو خواهد بود. دیگر امکانات دفاعی می توانند امنیت آسمان منطقه بالتیک و همچنین کنترل مرزها در منطقه مرزی با روسیه را پوشش دهند.
گفتگوها در خصوص تضمین های امنیتی متعارف و اثربخش نمی بایست در همان ابتدا بر سر «سند پایه ای روابط امنیتی و همکاری متقابل میان روسیه و ناتو« شکست بخورد. طبق تفاهم صورت گرفته در سال 1997 استقرار دائمی «گروه های مبارز قابل ملاحظه» بیشتر در شرق ناتو ممنوع است. هرچند برای این مسئله هیچ گاه بر روی یک عدد خاص بحث نشده است، اما حضور نیروهای جدید متعارف آلمانی در جبهه شرقی می تواند نقض روح این تفاهم تلقی شود. با این وجود، تقویت امنیت دسته جمعی از طریق امنیت مبتنی بر همکاری از این جهت نیز ضروری است که در تفاهم یاددشده درعمل دو حوزه امنیتی متفاوتِ ناتو درج شده اند- موضوعی که تا به امروز دلیلی برای نارضایتی در اروپای شرقی است. اقدامات در راستای تضمین امنیتی می بایست بخشی از یک پیمان جامع امنیتی سیاسی میان روسیه و ناتو قرار گیرد که در حالت ایده آل استناد به تفاهم یادشده را عملاً غیر ضروری می کند.
اصلاح کنترل تسلیحات
برای این کار روسیه باید همراهی کند. نقطه آغاز اینچنین ابتکاری می تواند ایدۀ اخیر امانوئل ماکرون در خصوص تقویت کنترل تسلیحات اروپائی باشد. و همزمان به منظور راستی آزمایی جدیت روسیه محدودیت ها می بایست هم در خصوص سیستم های متعارف و هم نمونه های هسته ای آن مطرح و در بوته آزمایش قرار گیرند. گفتگو در خصوص پیشنهاد مذاکرات می بایست مجدداً در کمیسیون کنترل تسلیحات ناتو آغاز گردد تا نشان داده شود که ناتو در خصوص سیاست های کنترل تسلیحات نیز فعال و کاراست. اینگونه روسیه در موقعیتی قرار میگیرد که باید به پیشنهاد غرب پاسخ دهد.
گفتگوها در خصوص شفافیت و محدودکردن سیستم های متعارف آسان نخواهند بود و می بایست در راستای ضروری ترین ادراک-های تهدید پیش بروند. ترس کشورهای بالتیک از تصرف زمین توسط روسیه نشان دهندۀ اهمیت حضور نیروهای زمینی و هوایی کلاسیک است. علاوه بر این نگرانی هایی وجود داردکه روسیه می تواند از رزمایش بزرگ نظامی خود برای یک حمله غافلگیرانه سوء استفاده کند. بنابراین مسکو می بایست حاضر به محدودسازی امکانات نظامی متعارف مشخصی در همسایگی مستقیم خود با جهبه شرقی ناتو باشد. سناریوی مطلوب این است که چارچوبی مشخص برای دورپرتاب های دومنظوره، تکنولوژی های جدید و یا اَشکال جنگ های ترکیبی تعریف شود. لذا، تنظیم سازوکاری برای کنترل تسلیحات که قابلیت ها برای یک حمله غافلگیرانه را کاهش می دهد، امنیت در اروپای شرقی را به شدت افزایش خواهد داد.
ضروری است که به موازات این گفتگوها، بحث در خصوص اقداماتی در جهت کاهش ریسک هسته ای در اروپا نیز مورد بررسی قرار گیرد. در این زمینه مسئله استقرار بمب های اتمی نیز باید موضوع گفتگوهای کنترل تسلیحات هسته ای قرار گیرد. مسکو سال-هاست که بر این باور خود پافشاری می کند که این کشور تنها زمانی در خصوص 2000 بمب هسته ای تاکتیکی گفتگو خواهد کرد که بمب های هسته ای آمریکایی مستقر در اروپا به عقب برگردانده شوند. وقت آن فرارسیده که ورق را برگردانیم و از روسیه سؤال کنیم در قبال آن حاضر به چه اقدامی در جهت خلع سلاح در حوزۀ راهبردی فرعی [سلاح های هسته ای تاکتیکی] است. طفره-رفتن از این گونه گفتگوها به این بهانه که روسیه ناقض قرارداد است، نشانه قدرت ناتو نبوده بلکه نشانی از ضعف آن است.
هدف این سه شاخه از گفتگوها را می توان اینگونه خلاصه کرد که منافع کشورهایی میزبان بمب های آمریکا با نیازهای امنیتی شرکای ناتو در یک مسیر مشترک قرار گیرند. اگر در چارچوب گفتگوهای کنترل تسلیحات با روسیه کاهش نقش سلاح های اتمی میسر گردد، می شود از استقرار [بمب های اتمی] در همه این پنج کشور صرف نظر کرد. راه های میانی نیز متصور است. به عنوان مثال اگرچه ناتو می تواند ترتیبی برای بازگشت بمب های اتمی به آمریکا اتخاذ کند، اما زیرساخت هسته ای تا زمانی دست نخورده باقی می ماند که روسیه سلاح های اتمی تاکتیکی خود را به صورت برگشت ناپذیر از بخش اروپائی این کشور دور کند.
اگر مسکو پس از اتمام این پنج سال از یک ابتکار سیاسی مبتنی بر کنترل تسلیحات امتناع کند، آلمان در زمینه استقرار سلاح-های هسته ای همکاری خود را ادامه خواهد داد. برلین البته این کار را زمانی انجام می دهد که قبلاً تلاشی مضاعف در رابطه با اقدامات تضمینی امنیتی صورت داده و در قبال روسیه و در انظار جهانی گام های جدیدی را در مسیر خلع سلاح برداشته است. در حالت ایدآل آلمان می بایست روندی را به راه می انداخت که بی ثباتی ها در اروپا را کاهش و همبستگی در ناتو را بر پایه ای مقاوم انسجام بخشد، آنگاه [بمب های اتمی] قابل چشم پوشی می شدند. ادامه استقرار بمب های هسته ای آمریکا اما منتج به هیچ یک از این دو نشده است.
ترجمه از: مصطفی مالکی

منبع: https://internationalepolitik.de/de/teilhabe-als-chance

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل