شما اینجا هستید: Homeترجمهتأثیر رقابت منطقه ای خاورمیانه بر امنیت و ثبات در شاخ آفریقا

تأثیر رقابت منطقه ای خاورمیانه بر امنیت و ثبات در شاخ آفریقا

ترجمه: زهرا شریف زاده

نویسنده: GERALD M. FEIERSTEIN/AUGUST 2020/ POLICY PAPER


مقدمه

رابطه بین خاورمیانه و شاخ آفریقا قدمتی قدمت و پیچیده دارد. هری ورهوئن اظهار داشت: " دریای سرخ که هیچ کجا از 355 کیلومتر وسیع تر از آن نیست ، داردشبه جزیره عربستان و شمال شرقی آفریقا به مدت طولانی به هم متصل شده اند. " مدت هاست که شبه جزیره عربستان و شمال شرقی آفریقا را به هم وصل کرده است." وی ادامه داد: "نزدیکی جغرافیایی" ، حاکی از تاریخ روابطی است که بین همزیستی فرهنگی صمیمی و دشمنی تعصب آمیز که ناشی از گسترش امپراتوری رقیب و خشونت فاجعه بار است ، در حال نوسان است. " امروز ، در حالی که توجه جهان به طور عمده به "رقابت قدرت بزرگ" در منطقه ، عمدتاً بین ایالات متحده و چین متمرکز شده است ، شاخ آفریقا نیز به یک مرکز جنگ مرکزی برای نفوذ در بین چندین بازیکن منطقه رقابتی منطقه تبدیل شده است:
• رقابت عربستان با ایران
• رقابت عربستان و امارات با ترکیه / قطر
• مصر مبارزه برای حفظ سلطه و حقوق آب
• رقابت مصر با افزایش نقش منطقه ای اتیوپی
• رقابت عربستان با امارات
رقابت سعودی با ایران
شاخ آفریقا به عنوان محور اصلی رقابت سعودی و ایران در قاره آفریقا ظاهر شد.این یکی از معدود مناطق جهان بود که به ایران امکان توسعه روابط را فراهم می کرد. به همین ترتیب ، تحت فشار تحریم های بین المللی ، بسیاری از کشورهای منطقه مشتاقانه از دوستی ایران استقبال کردند. منافع ایران در شاخ عمدتاً در جهت دستیابی به چندین هدف انجام می شد:
1- انباشت نفوذ در مجاورت آبراههای استراتژیک؛
2- به حداکثر رساندن نفوذ اقتصادی و نظامی خود در منطقه در مقابل عربستان سعودی.

3- گسترش نفوذ با گسترش اعتقادات شیعه؛ و
4- ایجاد شاخ به عنوان قطب تدارکاتی برای حمایت از پروکسی در سراسر منطقه.

سودان بعنوان مهمترین ها در میان موفقیت های منطقه ای ایران ، سال ها به عنوان متحد حیاتی ایران بود. همچنین اریتره و سومالی ثابت کردند که شریک دلسوزانه برای ایران هستند. دسترسی نیروی دریایی ایران به بنادر اریتران یک سرمایه استراتژیک قابل توجه برای تهران بود زیرا زمینه را در دریای سرخ و خلیج عدن و موقعیت دریایی قوی در حیاط خلوت عربستان سعودی فراهم کرد.
اگر ایرانیان قادر به حفظ روابط باشند ، دسترسی به اریتره و سومالی ، همراه با کنترل سواحل دریای سرخ یمن از طریق حوثی ها ، می توانست توانایی ایران در تهدید را افزایش دهدحمل و نقل بین المللی در تنگه باب المندب ، یک نقطه خفه کننده دریایی مهم که خلیج عدن و دریای سرخ را به هم وصل می کند. علاقه ایران به نشان دادن ظرفیت به چالش کشیدن حمل و نقل در دریای سرخ در یک سری حملات به کشتی و نظامی و تجاری آشکار شده است. این حملات از سمت یمنی باب المندب آغاز شده و از سال 2016 آغاز شده و شامل هر دو حمله موشکی ضد کشتی و به اصطلاح قایقهای بدون سرنشین است ، تاکنون ادامه دارد.
عربستان سعودی با شناخت تهدید برای منافع خود در صورت اجازه یافتن جای پایی در شاخ آفریقا ، به شدت در تلاش برای مقابله با نفوذ ایران سرمایه گذاری کرد .قابل توجه ترین موفقیت سعودی ها در برانگیختن وقفه در روابط سودان با ایران در سال 2014 بود سودانی ها مقامات ایرانی را از خارطوم اخراج کرد و آنها را متهم به گسترش اسلام شیعه از طریق آنها کردند،مراکز فرهنگی خارطوم همزمان اعلام کرد که به اردوگاه سعودی می پیوندد. سعودی ها فراتر از استقراض مالی ، از اهرم دیپلماتیک خود برای جلب تغییر سودان استفاده می کردند و قول می دادند که به سودان کمک کنند تا از انزوا دیپلماتیک خود خارج شود.
نکته قابل توجه ، تغییرفاحش سودان به موضع طرفدار سعودی حتی پس از سقوط رئیس جمهور سابق عمر البشیر و تحول چشمگیر دولت حكومت سودان همچنان ادامه داشته است. در حالی که به نظر می رسد ایرانیان علاقه ای به سرمایه گذاری در تغییر وضعیت سیاسی تغییر یافته در خارطوم نشان داده اند ، جای سوال دارد که آیا آنها توانایی رقابت مالی یا دیپلماتیک با کشورهای حوزه خلیج فارس را دارند؟
در حقیقت ، ابتکار عمل دیپلماتیک ، به وضوح ، توجه اقتصادی بسیار بزرگتر عربستان به همراه موقعیت خود به عنوان رهبر جهان اسلام اهل سنت ، این امر بود که به آن اجازه داد در رقابت با ایران برای تأثیرگذاری موفق شود. در سال 2016 ، سعودی ها یک میلیارد دلار به بانک مرکزی سودان واریز کردند که احتمالاً به عنوان پاداش پس از تصمیم خارطوم مبنی بر قطع روابط با ایران در نتیجه حمله به سفارت عربستان سعودی در تهران بود. سعودی ها همچنین از قدرت اقتصادی خود برای تقویت روابط دو جانبه خود با جیبوتی ، سومالی و اریتره استفاده کردند که همگی روابط با ایران را قطع کردند.
در حالی که نفوذ سنتی ایران در شاخ آفریقا یکبار تهدیدی برای عربستان سعودی و منافع آن بود ، تلاشهای اخیر برای افزایش درگیری عربستان سعودی در این منطقه به پادشاهی اجازه می دهد "کمربند امنیتی" خود را گسترش دهد. اگرچه هنوز عملی نشده است ، سعودی ها و جیبوتی با ساختن یک پایگاه نظامی در سال 2017 موافقت کردند. اتحاد دریای سرخ سعودی که در اواخر سال 2018 تاسیس شد ، به طور گسترده دیده می شود. همانطور که در درجه اول به ممانعت از رقبای منطقه ای ، به ویژه ایران هدایت می شود. سعودی ها و اماراتی ها با تأسیسات نظامی امارات در سرزمین سومالی و اریتره و همچنین حضور دو سهم در جزیره یمنی سوکوترا ، با وجود ادامه درگیری های ایران در سراسر باب المندب در یمن که رابطه آن با حوثی ها است، منطقه را از تأثیر ایران دور کردند.
رقابت سعودی / امارات با ترکیه / قطر
درگیری درون شورای همکاری خلیج فارس که در ژوئیه سال 2017 بر اثر اتهامات عربستان سعودی ، امارات و بحرین (بعداً مصر بدان پیوست) از حمایت قطر برای گروه های افراطی فاش شد ، به شاخ آفریقا سرازیر شده است.با پیامدهای منفی تصمیم قطر مبنی بر عقب نشینی نیروهای صلح خود از مرز جیبوتی / اریتره به عنوان نتیجه تصمیم دو کشور شاخ آفریقا برای هم ترازی با سعودی ها و اماراتی ها به سرعت منجر به جنگ جدید شد.در حقیقت مانند جیبوتی و اریتره ، اکثر ایالت های منطقه تصمیم به حفظ روابط خود با سعودی ها و اماراتی ها گرفتند.با این وجود سودان و سومالی تصمیم به حفظ موضع خنثی گرفتند و نقش ترکیه به عنوان متحد قطر ، این تصویر را با توجه به حضور عمده اقتصادی و امنیتی آنکارا در منطقه پیچیده تر کرده است.

اتیوپی: به عنوان دولت مسلط در شاخ ، تقویت روابط با اتیوپی هدف اصلی رقبا بوده است. امارات متحده عربی به دلیل موفقیت آشکار خود در کارگزاری در گفتگو اتیوپی اریتره ، اعتبار زیادی کسب کرد ، اگرچه اخیراً محو شده است ، زیرا آدیس آبابا و آسمارا دیگر در مخالفت خود با جبهه آزادیبخش مردمی (TPLF) متحد نیستند.اماراتی ها همچنین نقش مهمی در توسعه اقتصادی اتیوپی ، ارائه سرمایه گذاری و تراز پرداخت پشتیبانی دارند. کمک آنها به پروژه های قدرت نرم با مشخصات بالا ، از جمله بازسازی کاخ ریاست جمهوری ، به وضعیت مثبت آنها در کنار مردم اتیوپی نیز کمک کرده است.
اما اتیوپیایی ها نیز به خاطر پشتیبانی این کشور به ترکیه اعتبار می دهند. در حقیقت ، ترکیه بزرگترین شریک تجاری آدیس آبابا است و سرمایه گذاری زیادی را در بخش تولید سبک اتیوپی به ویژه در منسوجات انجام داده است.گذشته از همکاری اقتصادی ، برخی از ناظران ترکیه پتانسیل همکاری های منطقه ای ترکیه و اتیوپی را ، به ویژه در سومالی ، که موقعیت اتیوپی در آن تکامل یافته و ترک ها بازی می کنند ، می دانند.و براساس گزارش اخیر بروكینگز ، نقش اصلی را بر عهده دارد.
برعکس ، دخالت عربستان سعودی در اتیوپی کمتر مورد استقبال قرار می گیرد. تسعودی ها تصمیم مبنی بر اخراج حدود 500000نفر از کارگران اتیوپی میهمان نمودند.همچنانکه بی خانمانی و افزایش میزان جنایات در اتیوپی مشاهده شد . علاوه بر این ، حمایت سعودی ها از مساجد و مدارس سلفی ، مذهبی سنتی اتیوپی را زیر پا گذاشته است.شیوه هایی که بیشتر به تصوف اهل سنت گرایش داشتند و نخست وزیر ابی احمد را مورد انتقاد قرار دادند.
علی رغم اهمیت اتیوپی در عرصه های سیاسی و اقتصادی منطقه ای ، سودان بی طرف و سومالی مهمترین میدان جنگ بین منافع عربستان سعودی / امارات و ترکیه / قطر بوده است.
سودان: ترکیه مانند عربستان سعودی روابط نزدیكی با رئیس جمهور پیشین البشیر برقرار كرده بود و سیاستی را در سودان دنبال كرده بود كه از سوی برخی ناظران به عنوان "نئو عثمانی" تلقی می شد. در همین راستا ، رجب طیب اردوغان ، رئیس جمهور ترکیه ، در سفر به سودان ، متعهد شد كه جزیره سوكین ، یك پست تجاری تاریخی عثمانی را در سواحل دریای سرخ سودان بازسازی كند. سرمایه گذاری پیشنهادی 650 میلیون دلاری شامل برنامه هایی برای گسترش همکاری های نظامی ترکیه و سودان و ایجاد تأسیسات اسکله برای اهداف نظامی و غیرنظامی است. این طرح نگرانی های مصر و خلیج فارس را برانگیخته است که ترکیه به دنبال ایجاد پایگاه نظامی در دریای سرخ است.
اما درگیری ترکیه با سقوط البشیر و هرج و مرج سیاسی متعاقب در خارطوم متحمل صدماتی شد. قیام مردمی ترکها را به یک معضل واگذار کرد و مجبور شد بین حمایت از متحد البشیر و حمایت از مطالبات مردم سودان انتخاب کند.
به نظر می رسد که شکست ترکیه برای باز کردن نقش سعودی / اماراتی بیشتر باز شده است. اگرچه به نظر می رسید سعودی ها و اماراتی ها کارت های قوی تری در سودان در ابتدای قیام سیاسی دارند ، اما با عقب نشینی قابل توجهی روبرو شده اند.ناظران اتحادیه آفریقا (AU) در اواسط سال 2019 استدلال کردند که سعودی ها و اماراتی ها در خارطوم نقش "اسپویلر" را بازی می کنند.این ادعا ظاهراً با سفر به امارات توسط ژنرال عبدالفتاح البرهان مرتبط است ،سپس رهبری جنایت سودان در حالی که در ابوظبی بود ، بنا بر گزارش های مطبوعاتی، "حفظ امنیت و ثبات سودان". معاون البرهان 3 میلیارد دلار کمک سعودی ها و اماراتی ها را تأمین کرد ، به گفته ناظران منطقه ، هدف ثانوی حذف عناصر اخوان المسلمین ، یعنی گروه های طرفدار ترکیه بود. این کمکهای متعهد ، مذاکرات مداوم بین ارتش و غیرنظامیان را متوقف نکرد. و این ظن را تقویت کرد که "تغییر سودان به موضع طرفدار سعودی حتی پس از سقوط رئیس جمهور سابق عمر البشیر و تحول چشمگیر دولت حكومت سودان ادامه داشته است.کشورهای حاشیه خلیج فارس با مصر قصد داشتند که یک دیکتاتوری نظامی جدید را در خارطوم گسترش دهند ، شاید تحت رهبری
معاون البرهان ، سپهبد محمد حمدان داگالو (همتی) ، که زمانی شبه نظامیان بدنام جان جاوید را در دارفور رهبری می کرد.تاکنون ، این هدف توسط مخالفان قوی مردمی محکوم شده است ، که ارتش را مجبور به قبول توافقنامه تقسیم قدرت با غیرنظامیان می کند. اما انتقال خیلی کامل نیست ، اشکالاتی رخ داده است و سعودی ها و اماراتی ها به همراه مصری ها ممکن است هنوز هم ترجیح دهند حمایت خود را به یک فرمانده جدید سودانی برسانند.
سومالی: حتی بیشتر از سودان ، پیامد اختلافات درون GCC و رقابت بین عربستان سعودی و امارات از یک سو و ترکیه و قطر از طرف دیگر تأثیر منفی بر اوضاع در سومالی داشته است و در فشارهای گریز از مرکز آن نقش داشته است.
ترکیه یکی از برجسته ترین بازیگران سومالی بوده است و به دلیل حمایت طولانی مدت و استقرار قدرت نرم از سومالی ها اعتبار کسب کرده است. رشد مدرن درگیری ترکیه با سومالی از سال 2011 آغاز شد ، هنگامی که سومالی با قحطی ویرانگر مواجه شده بودند. روابط ترکی سومالی با مداخله بشردوستانه خود گسترش یافت و شامل کمک های توسعه ، مدارس و برنامه های ظرفیت سازی نهادی شد. که در
در سال 2017 ، ترکیه روابط خود را با موگادیشو گسترش داد تا اولین پایگاه نظامی خارج از کشور ترکیه را شامل شود ، اکنون در حدود 200 سرباز ترکیه در سومالی مستقر است و آموزش نظامی را به نیروهای دولتی سومالی ارائه می دهد.
امروزه روابط ترکیه با سومالی از جمله بنادر عملیاتی و فرودگاه ها ، توسعه بازارهای صادراتی این کشور و پیوندهای هوایی منظم که توسط شرکت هواپیمایی ترکیه انجام می شود ، قوی است. ترکها افتخار می کنند که روابطشان با سومالی گسترده تر از "دیپلماسی چک" است که توسط رقبای خلیج خود اعمال می شود.
در حالی که علاقه عربستان سعودی به سومالی بیشتر در زمینه رقابت و نگرانی در مورد مداخلات ایران بود ، حضور امارات متحده عربی در آنجا به لحاظ تاریخی بیشتر متمرکز بر منافع تجاری و تجارت بود. بنابراین ، ارتقاء ثبات سومالی- امارات با سرمایه گذاری بخش خصوصی مرتبط بود. حضور تجاری امارات بیشتر از طریق مشاغل دریایی امارات ، به ویژه دبی بندر جهانی (DP World) ، درگیر توسعه بندرهای سومالی از جمله بربرا و بوسازو بود. بخش عمده ای از فعالیت های دو طرفه امارات متحده عربی و سومالی توسط یک جامعه بزرگ مهاجران سومالی مستقر در دبی اداره می شود.
اگرچه سعودی ها و اماراتی ها در ابتدا ترکیه را به عنوان رقیب استراتژیک در شاخ نمی دیدند ، اما این تغییر زمان شروع بودآنکارا با دوحه درگیر مناقشه درون شورای همکاری خلیج فارس شد و پیگیری روابط نظامی خود را با کشورهای همسو در منطقه افزایش داد. در حقیقت ، حضور ترکیه و قطر در شاخ آفریقا از سعودی ها و اماراتی ها به مراتب چالش برانگیزتر از آنچه ایران بوده است.
این رقابت در حال رشد به طریقی آسیب دیده است که به روند سیاسی سومالی آسیب رسانده است. در حالی که دولت مرکزی در موگادیشو از ترکیه و قطر حمایت کرده است ، پنج کشور از شش کشور فدرال سومالی (سومالیلند ، Puntland ، Hirshabelle ، Galmudug و Southwest )موضع دولت را به چالش کشیده و از موضع طرفدار سعودی دفاع کردند.این نظرات متناقض باعث ایجاد تنش در طبقات سیاسی سومالی شده است.
علاوه بر این ، سرمایه گذاری اماراتی در بنادر بربرا و بوساسو، که در حال حاضر یک جزء نظامی را شامل می شود ، و رابطه مگادیشو با ایالت های سومالیلند وپونتلند در سال 2018 ، بیشتر متلاشی شده اند.سومالیلند با DP World توافق نامه ای را برای اداره بندر در Berbera و همچنین سرمایه گذاری 440 میلیون دلار برای گسترش بندر امضا کرد. پارلمان سومالی متعاقباً این توافق نامه را ابطال كرد و دستور داد كه DP World از این كشور اخراج شود .اصطكاك قطری - اماراتی نیز ظاهراً انگیزه طرح توطئه عجیب ادعا شده در سال 2019 بود كه توسط یك تاجر قطری با هدف مجبور كردن منافع تجاری دبی برای فرار از بوسازو محقق شد. بنابراین ، پیگیری روابط با سومالیلند وپونتلند مستقل از دولت مرکزی در موگادیشو امارات را تهدید می کند که تلاش ها برای اتحاد مجدد کشور را تضعیف می کند.

نبرد مصر برای حفظ تسلط منطقه ای و حق آب
در میان بازیگران منطقه ای ، بیشترین توجه بین المللی به دخالت منافع رقیب سعودی ها که اماراتی ها،قطری ها و ترک ها معطوف شده است ، اما مصر نیز دارای منافع مهم در مورد شاخ آفریقا است و از نظر تاریخی نیز این موضوع را مورد توجه قرار داده است ساحل دریای سرخ آفریقا در حوزه نفوذ خود قرار دارد. دستیابی به منافع ملی مصر ، این همکاری را با همکاری با شرکای خلیج فارس و در رقابت با آنها جایگزین کرده است.منافع فعلی مصر در شاخ به دو موضوع توجه می کند: انتقال سیاسی سودان و توسعه پروژه سد رنسانس بزرگ اتیوپی (GERD) اتیوپی.
سودان: منافع مصر در سودان تا حد زیادی با منافع شرکای خلیج فارس همسو است. مصر نیز مانند امارات و عربستان سعودی از رژیم رئیس جمهور پیشین البشیر به عنوان حامی این دسته نظامی به سرپرستی ژنرال البرهان حمایت می کرد. هنگامی که مذاکرات بین ارتش و غیرنظامیان در خارطوم در اواسط سال 2019 شروع شد ، رئیس جمهور عبد الفتح السیسی از البرهان به قاهره استقبال کرد. اگرچه السیسی قول افتخار "اراده ملت سودان" را داد ، اما به احتمال زیاد ادامه حکومت نظامی در خارطوم را گلایه ای علیه اسلام گرایی و شریک قابل اطمینان در امنیت مرز مصر و سودان می داند.
مصر ضمن اینکه موضوع پشتیبانی مالی از ارتش سودان را به عربستان سعودی و امارات واگذار کرد ،اما در حالی که رئیس AU بود برای کمک به ارتش اقدامات دیپلماتیک را دنبال کرده است. مصر در سال 2019 مداخله کرد تا مهلت 15 روزه این بلوک را برای تحویل دولت غیرنظامی به سه ماه تمدید کند. مانند ریاض و ابوظبی ، قاهره تحت نظر السیسی ممکن است در لحظه مناسب آماده شود تا حمایت خود را از معاون البرهان ، سرلشکر داگالو ، به عنوان فرمانده جدید سودان واگذار نماید.
احتمالاً مصر حمایت سودان را از موقعیت خود در GERD می داند که برای منافع امنیت ملی آن نیز بسیار مهم است. اصطکاک احتمالی بر روی سد منبع تنش دو جانبه بوده است. همکاری در حال رشد مصر ، امارات و اریتره باعث شد اظهار نظر ابراهیم محمود حمید ، معاون رئیس جمهور سودان ، هشدار به "تهدیدهای احتمالی امنیتی از مصر و اریتره" در پاسخ به گزارش های حضور نظامی مصر در اریتره بود. نگرانی مصر درباره موضع سودان می توانست با یک حرکت غافلگیرکننده سودان در اوایل مارس 2020 عضو اتحادیه عرب در قاهره تقویت شود تا خواستار حذف نام آن از قطعنامه لیگ حمایت از مصر در مذاکرات GERD گردد و اعلام کرد که "امنیت آب مصر بخشی جدایی ناپذیر از امنیت ملی عرب است." شواهد "تعصب" سودان نسبت به موضع اتیوپیایی در مورد GERD در جلسه اتحادیه عرب ، پس از تصمیم سودان برای پیوستن به اتیوپی در امتناع امضای پیش نویس توافق در مورد سد در ماه فوریه ، مذاکره شده توسط خزانه داری ایالات متحده و حمایت از قاهره می باشد.
اتیوپی: تنش های بین قاهره و خارطوم در مورد مواضع مربوط به آنها در GERD به محور بودن آن پروژه اتیوپی به ارزیابی مصر از الزامات امنیت ملی آن اشاره دارد.با کمال تعجب ، یاسمین فاروک که مسئله آب های نیل صفحه وب سایت وزارت امور خارجه که روابط مصر با آفریقا را رهبری می کند.
می گوید اختلال بالقوه آب ، تبعات اقتصادی ، زیست محیطی و اجتماعی فلج کننده خواهد داشت.
بحث در مورد توزیع عادلانه آبهای نیل ، كشورهای ساحلی فوقانی ، به رهبری اتیوپی ، از كشورهای ساحلی تحتانی به رهبری مصر ، را برای چند دهه تقسیم كرده است. در واقع ، همانطور که از آبادیر ابراهیم گزارش شده است ، "به دلیل انحصار مصر بر رود نیل و این واقعیت که اتیوپی بزرگترین کمک کننده در آبهای کشور است. در حقیقت رودخانه نیل ، بیشتر بین دو کشور و تا حدی با سودان توزیع و پخش شده است. ”
تلاش برای شکستن کنترل هژمونیک مصر بر روی نیل در مذاکرات در اوایل دهه 2000 مشهود بود برای ایجاد موافقتنامه همکاری تعاونی حوزه نیل ، که در سال 2011 در Entebbe به امضاء رسید. مصر ، سودان و کنگو تنها سه مورد از این پیشنهاد دهندگان ایالت ها بودند. طبق گزارش ها ، مصری ها نگران این هستند كه سودان ممكن است این توافق نامه را امضا كند. اما با وجود این توافق ، ابراهیم در آن زمان اظهار داشت كه "تنها راه در صورت تقویت روایت ضد هژمون توسط یک تهدید معتبر برای توسعه آب های رود نیل ، مستقل از کنترل و کنترل مصر است "GERDدقیقاً چنین تهدیدی را برای منافع امنیتی مصر مطرح می کند.
علاوه بر این ، از دیدگاه مصری ، تصمیم اتیوپی برای پیشبرد این پروژه به موقع استفاده از تحولات سیاسی داخلی مصر در بازه زمانی بهار عرب 2013-2011 تقویت شد ، و این دیدگاه قاهره را تقویت کرد که آدیس آبابا با بی اعتمادی عمل می کرد.
علی رغم این نظر که دسترسی احتمالی قطره ای آبهای نیل یک تهدید وجودی برای محیط زیست مصر است ، قاهره گزینه های کمی در تغییر مسیر اتیوپی دارد .کوستانتینوس ، استاد دانشگاه آدیس آبابا و مشاور ارشد سیاست در سازمان ملل متحد ، اظهار كرد كه مصری ها گزینه نظامی ندارند ، زیرا محل سد فراتر از دسترس نیروی هوایی مصر است .علاوه بر این ، با وجود قطعنامه قوی اتحادیه عرب به نفع موقعیت مصر در مورد GERD ، مسئله آب های نیل جایی است که مصریان نمی توانند از حمایت خلیج اطمینان یابند. سعودی ها و اماراتی ها با فراتر از دیدگاه خود در مورد دریای سرخ و شاخ آفریقا از یک پرتو و شعاع سیاسی و امنیتی ، منطقه را به عنوان ستون اساسی استراتژی امنیت غذایی خود می بینند. آنها سرمایه گذاری های زیادی در خرید زمین های کشاورزی آفریقای شرقی ، به ویژه در اتیوپی و سودان انجام داده اند ، و می دانند که نیروگاه انرژی اتیوپی را به عنوان یک خالص علاوه بر توسعه منطقه می دانند. دوگانگی احتمالی در موضع عربستان سعودی در سال 2016 قاهره را نگران کرد هنگامی که یک هیئت سعودی به سرپرستی احمد الخطیب ، مشاور ارشد در دادگاه سلطنتی عربستان و رئیس هیئت مدیره صندوق توسعه عربستان سعودی ، از محل سد بازدید كرد و در مورد این پروژه با نخست وزیر اتیوپی گفتگو كرد که دیدار عربستان با عصبانیت شدید مصری ها روبرو شد با این وجود ، این واقعیت را تأکید می کند که ممکن است نظر و دیدگاه مصر و خلیج فارس روی سد کاملاً مطابقت نداشته باشد .
سیاست مصر با انعکاس کمبود گزینه های خود ، بر حل مسالمت آمیز موضوع تأکید کرده است ، علی رغم نگرانی برخی از کارشناسان مبنی بر اینکه موضع آن منجر به رویارویی نظامی خواهد شد.
در واقع ، رئیس جمهور السیسی در سخنان و بیانیه های خود از تهدید مستقیم نظامی اجتناب کرده است. درعوض ، مصر از موضع تندرو رد شد و سد را به کلی رد کرد و همراه با ادعاهای "نقض سهم آب مصر" ، به تلاش برای مذاکره در مورد توافق پرداخت.
به ویژه ، مصر با توجه به یاسمین فاروق به دنبال استیضاح اتیوپی به دو نکته اساسی اشاره کرده است:
1- بازه زمانی و تاریخ مرحله پر کردن.
2- اجرای یک مطالعه عینی از سد اقتصادی ،تأثیرات اجتماعی و محیطی .
مصر همچنین همکاری جاده ای را با رقیب منطقه ای خود دنبال کرده است. درخواست آن برای ایالات متحده برای میانجیگری آخرین و در عین حال تلاش ناموفق برای دستیابی به توافق سیاسی با اتیوپی در مورد سد است.
رقابت با افزایش نقش منطقه ای اتیوپی
تنش در روابط مصر و اتیوپی بر سر GERD در پس زمینه افزایش اعتماد به نفس اتیوپی به نقش خود به عنوان قدرت غالب در شاخ آفریقا کاهش می یابد. هاری ورهوون می نویسد: اتیوپی به عنوان یک هژمون منطقه ای مشتاق منطقه ، به همراه عربستان سعودی ، ایران و امارات متحده عربی "در حال تجدید ساختار جغرافیای امنیت در کلان منطقه گسترده تر است" .

طبق انستیتوی مطالعات استراتژیک در بخش های آدیس آبابا اتیوپی یکی از معدود کشورهای آفریقایی است که دارای سیاست خارجی کاملاً بند بند شده و مفصل دار است . سیاست خارجی اتیوپی مانند سایر سلطه گران بالقوه خود ، با توجه به ملاحظات سیاسی و اقتصادی داخلی شکل گرفته است. به ویژه ، اتیوپیایی ها نگران هستند که تلاش های آنها در امر ساخت و ساز توسط بی ثباتی منطقه تضعیف شود.
پروفسور کوستانتینوس مشاهده کرد: "اتیوپی در مرکز یک محله ناهموار قرار دارد که احاطه شده توسط سومالی ، سودان و اریتره می باشد و به همین سبب عاملی برای نگرانی استعلاوه بر آن . پتانسیل وظرفیت برای امنیت چشمگیربحران را نمی توان رد کرد .به همین دلیل ، ورهوون نوشت ، "آدیس ادباب به دنبال ایجاد نظم منطقه ای بوده است و سیاست خارجی خود را از طریق IGAD چند جانبه تر می کند." وقتی برای حفظ منافع حیاتی خود ضروری تشخیص داده شود. " بنابراین جای تعجب نیست که ، اتیوپی همکاری نظامی نزدیکتر با ایالات متحده را گسترش داده و قصد خود را برای راه اندازی مجدد نیروی دریایی خود اعلام کرده است.
تأثیر گسترده مسائل امنیتی از دریای سرخ ، چه تنش با ایران یا اختلاف درون شورای همکاری خلیج فارس ، بیشتر منافع سیاست خارجی اتیوپی است . در حالی که نخست وزیر احمد سعی کرده است اتیوپی را از این مسابقات بزرگتر منطقه ای دور نگه دارد و به طور عملگرا آنچه را که بهتر برای اتیوپی است ، دنبال کند ، واقعیت این است که ایالات شبه جزیره عربستان دیگر شاخ را به عنوان یک بازیگر خارجی نمی بینند بلکه آن را یکپارچه بخشی از محیط امنیتی خودشان می دانند. البته همه تأثیرات منفی است.
نقشی که امارات متحده عربی در کارگزاری در کاهش تنشهای اتیوپی و اریتره ایفا کرده است ، بازتاب تأثیر فزاینده ابوظبی در آسمارا است. با این وجود ، ورود قدرت سیاسی ، اقتصادی و امنیتی خلیج فارس در منطقه برای تقویت جایگاه اریتره و سودان ، شراکت با سعودی ها و امارات متحده عربی در یمن ، در مقابل اتیوپی و کم کاری تلاش های آدیس آبابا برای ارتقاء آن بوده است. رهبری منطقه ای ، انزوای سیاسی و دیپلماتیک اریتره را حفظ کرده و سیاست مهار نظامی خود را دنبال کنند.
"ورهوون نتیجه می گیرد که این واقعیت که اتیوپی و کشورهای حاشیه خلیج فارس دارای چنین فرهنگهای سیاسی متفاوت و تاریخ عدم اعتماد و تقابل هستندن نگران کننده است.
بهترین مناطق: رقابت سعودی با امارات
در بیشتر مواقع ، عربستان سعودی و امارات متحده عربی با هم در مورد مسائل مربوط به امنیت متقابل در منطقه دریای سرخ همکاری نزدیک داشته اند. آنها در ابتکارات مشترک برای عقب نشینی از ورود به ایران در شاخ آفریقا هماهنگی کردند.تا اطمینان حاصل کنند که نتیجه تحولات سیاسی در سودان منافع امنیتی آنها را حفظ می کند. آنها با هم در پاسخ به حضور روزافزون حضور ترک / قطر در منطقه ، از جمله گسترش همکاری های نظامی در سومالی و اریتره ، که از راه ارتباطی با مبارزات خود برای شکست شورشیان طرفدار ایرانی حوثی ها در یمن است ، همکاری کرده اند.با این وجود ، حتی در این اتحاد نزدیک ، استرس و فشار زیادی وجود داشته است.این سویه ها به ویژه در جنگ یمن آشکار شده است که مداخله امارات در امور داخلی یمن برای سعودی ها مشکل ساز شده است. در دو نوبت ، در ژانویه 2018 و دوباره در جولای-آگوست 2019 ، جایی که تنش ها بین دولت هادی و عناصر جنوبی یمن مورد حمایت امارات متحده عربی به وجود آمدسعودی ها مجبور به مداخله برای پایان دادن به جنگ و تکرار تعهد یمنی ها به
درگیر مبارزه ضد شورش شدند. به همین ترتیب ، هنگامی که امارات کنترل مستقل یمن جزیره سوکوترا را به چالش کشید ، در ورودی جنوبی دریای سرخ ، سعودی ها مجبور شدند مداخله کنند تا مجبور شوند اماراتی ها را به عقب برگردانند.وضعیت سوکوترا امروز همچنان مبهم است زیرا نیروهای نظامی سعودی و اماراتی حضور در این جزیره را حفظ می کنند.
رقابت عربستان و امارات در یمن نیز نشان دهنده احتمال واگرایی بیشتر منافع ملی آنها در منطقه است. در حالی که دخالت عربستان سعودی در یمن عمدتا ناشی از نگرانی های دفاعی در مورد امنیت خود است ، به نظر می رسد امارات متحده عربی یمن را به عنوان بخشی از یک پروژه بزرگتر برای تأمین منافع خود در سراسر منطقه دریای سرخ می بیند.
به گفته ورهوون رشد ادعای امارات نشانگر تغییر در پویایی داخلی در داخل امارات است زیرا ابوظبی موقعیت خود را به عنوان امیرنشین غالب حفظ می کند."هدف امارات تسلط کامل بر خلیج فارس نیست ... بلکه برابری استراتژیک با ریاض و تسلط ژئواکتیو در اقیانوس هند غربی است. این کلان منطقه با توجه به وابستگی شدید آن به تجارت دریایی و دبی بعنوان نقش قطب تجارت با و در آسیای جنوبی ، آفریقای شمالی و شاخ برای رونق و امنیت امارات ضروری است.
گسترش امارات به دریای سرخ باعث نگرانی عربستان سعودی شده و شواهدی وجود دارد که سعودی ها شروع به عقب نشینی در برابر دستاوردهای درک شده اماراتی کرده اند. سعودی ها علاوه بر تلاش های خود برای کنترل اوضاع در یمن ، در سال 2016 به مصر فشار آوردند تا بتواند کنترل حاکمیت جزایر ریز تیران و سانافیر را در انتهای شمالی دریای سرخ برگرداند. سعودی ها از اوایل دهه 1950 در اشغال خود توسط مصر تسلیم شده بودند. مشهودترین دلیل حضور محسوس تر عربستان سعودی در منطقه دریای سرخ در اواخر سال 2018 بود که سعودی ها اتحاد جدید دریای سرخ را متشکل از شش کشور همسایه دریای سرخ از جمله مصر ، جیبوتی ، سومالی ، یمن و اردن ساختند.
امارات متحده عربی به ویژه در ابتکار جدید عربستان سعودی که هدف آن مبهم بود ، گنجانده نشده بود
وزیر امور خارجه وقت عربستان سعودی ، عادل جوبیر خاطرنشان كرد كه هدف اصلی سازمان جدید "تثبیت منطقه" خواهد بود ، اگرچه او این احتمال را رد كرد كه ممكن است یك مؤلفه امنیتی باشد.
نتیجه
نظامی شدن روزافزون منطقه دریای سرخ به عنوان پیوند جدیدی از رقابت بزرگ قدرت ، به ویژه بین ایالات متحده و چین ، علاقه زیادی به این منطقه ایجاد كرده است. با این وجود ، واضح است که عوامل اصلی تنش و بی ثباتی در شاخ آفریقا رقبای منطقه ای هستند که برای نفوذ متقاضی هستند
و کنترل می کنند. عربستان سعودی ، امارات ، ترکیه ، قطر ، ایران و مصر همگی منافع خود را در منطقه دنبال کرده و درگیری های خود را به شاخ آفریقا صادر کرده اند.
حتی در میان کشورهایی که منافع مشترک دارند ، به ویژه عربستان سعودی ، امارات و مصر ، اختلافات گاهی اوقات بیشتر از این است توافق نامه های سیاسی با درک اینکه نفوذ روزافزون ایران ، به ویژه در یمن ، سودان ، اریتره و سومالی ، محاصره پادشاهی های خلیج فارس را توسط حلقه ای متخاصم و طرفدار ایران تهدید کرده است. سعودی ها و اماراتی ها با موفقیت از ایرانیان به خاطر وفاداری به شاخ آفریقا پیشی گرفتند و به آنها پشت کردند. اما ترکیه و قطر ثابت کرده اند که رقبای چابک تر هستند و اثبات شده است که نفوذ سیاسی ، اقتصادی و امنیتی آنها در منطقه دوام بیشتری دارد. این نتیجه غالباً یک مسابقه ناسالم برای تسلط بر منطقه بوده و باعث تقویت بی ثباتی داخلی به ویژه در سودان و سومالی شده است.
در همین حال ، ترس مصر در از دست دادن کنترل درگیری های رودخانه نیل با نقش اتیوپی به عنوان یک قدرت منطقه ای در حال افزایش و اعتماد به نفس فزاینده ای دارد.در بیشتر موارد ، این درگیری های منطقه ای خارج از اعلام یا درگیر شدن قدرت های بین المللی قرار گرفته است.
همانطور که دیوید شاین اشاره کرده است برخی از مشغولات اروپایی در شاخ ، در درجه اول در اتیوپی وجود داشته است. فرانسوی ها بسته ای از کمک های بلاعوض و وام را تهیه کرده اند. نروژی ها تا حدودی درگیر بخش انرژی بوده اند.حتی ایالات متحده نیز تا حد زیادی از رقابت منطقه ای جدا شده است. "واقعیت باقی مانده است که آفریقای جنوب صحرای آفریقا از جمله شاخ بسیار پایین تر از لیست اولویت های ایالات متحده است. ".
تا آنجا که منافع ایالات متحده درگیر است ، این امر تا حدود زیادی رهبری سیاست را به شورای خلیج فارس واگذار کرده است. این امر به ویژه در مورد تلاش برای محدود کردن و سپس از بین بردن نفوذ ایران در منطقه صادق است.با اختلاف نظر ، ایالات متحده از مداخله نظامی ائتلاف به رهبری ائتلاف سعودی در یمن برای جلوگیری از طرفدار ایرانی حمایت کرده است نیروهای حوثی از تصرف کنترل در آنجا و تهدید امنیت سعودی استفاده می کنند.
آمریكا همچنین به عنوان بخشی از فعالیت های خود برای رهایی از سودان از روابط خود با ایران ، در تلاش سعودی ها برای احیای رئیس جمهور پیشین البشیر ، دلسوز بود. حتی در مواردی اقدامات خلیج فارس با ترجیحات سیاست ایالات متحده در تضاد است ( حمایت از حکومت غیرنظامی در خارطوم یا تأکید مجدد کنترل دولت مرکزی در سومالی ) ایالات متحده آمریکا اقدامات کمی برای فشار آوردن به شورای خلیج فارس برای پیروی از رهبری واشنگتن انجام داده است. بنابراین ، این احتمال وجود دارد که بازیگران منطقه همچنان شاخ آفریقا را به عنوان یک میدان اصلی جنگ و یک فرصت مهم برای گسترش منافع سیاسی ، اقتصادی و امنیتی خود در خاورمیانه گسترده تر ببینند.
ایالات متحده همچنین نسبت به تلاش های سعودی ها نسبت به این کشور دلسوز بود
رییس جمهور سابق البشیر را به عنوان بخشی از فعالیت های خود برای رهایی از سودان از روابط خود با ایران ، بازسازی کنید. حتی در مواردی که اقدامات خلیج فارس با ترجیحات سیاست ایالات متحده در تضاد است - حمایت از حکومت غیرنظامی در خارطوم یا تأکید مجدد کنترل دولت مرکزی در سومالی - ایالات متحده آمریکا اقدامات کمی برای فشار آوردن به شرکای خلیج فارس برای پیروی از رهبری واشنگتن انجام داده است.بنابراین ، این احتمال وجود دارد که بازیگران منطقه همچنان شاخ آفریقا را به عنوان یک میدان اصلی جنگ و یک فرصت مهم برای گسترش منافع سیاسی ، اقتصادی و امنیتی خود در خاورمیانه گسترده تر ببینند.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل