شما اینجا هستید: Homeسخن سردبیرجایگاه کارگران در تصمیمات کلان کشورها (بمناسبت یک می روز جهانی کارگر )

سخن سردبیر

جایگاه کارگران در تصمیمات کلان کشورها (بمناسبت یک می روز جهانی کارگر )

سیده مسعوده میرمسعودی

موتور محرکه و انسانی  اقتصاد کشورها کارگران هستند . میزان توجه و اهمیت گذاری به این قشر مهم، مطابق با سیاست های هر کشوری متفاوت است . با نگاهی به پیدایش دیدگاه ها در علوم انسانی ،در می یابیم که این قشر  در نظریه هایی مثل نظریه سوسیالیستی محور اصلی تلقی می شود و کار و کارگر از مفاهیم اساسی این نظریه بوده که یک زمانی  شرق را تحت سیطره خود داشت  یا در نظریه لیبرالیستی  که فرد و اقتصاد، محور اصلی اند . اقتصاد مفهوم مرکبی  است که کار و کارگر از مبانی داخلی آن است و در واقع  در پوسته داخلی کارگران اگر فرصت های خوب در اختیار داشته باشند  می توانند  با خلاقیت در کار  در ارتقای اقتصادی   نقش داشته باشند یا در نظریه هنجاری که  هویت ها مد نظر اند باز  می توان نقش فرد و هویت وی را محور اصلی محسوب نمود، هویت  در لباس کارگری  هم  موتور محرکه اقتصادی را شکل می دهد  .
با این مقدمه باید دید  کارگر به عنوان یک فرد در جوامع مختلف با دیدگاه های مشخص چه جایگاهی دارد و  این قشر تا کجا  در تصمیم گیری های کلان کشور نقش بازی می کنند  ؟
از ایالات متحده آمریکا به عنوان کشوری که کارگران در قرن نوزده  توانستند برای خود روزی بنام کارگر بوجود بیاورند شروع می کنیم. یک می 1886 برابر 11 اردیبهشت ،بعنوان روز کارگر یادآور روزی است که  این قشر  موفق به کاهش ساعت کاری از12 ساعت به 8 ساعت کاری بعنوان یک مبنای  استاندارد  بشوند.کارگران هر چند در آن روزها مورد خشونت دولت وقت و حاکم آن زمان شدند و لی توانستند روزی را در تاریخ جهان بنام خود ثبت کنند و این حق را  به دولت ها دیکته کنند و به دنبال این پیروزی توانستند  کار و کارگر را  با هویت مستقل و دارای قدرت  در جوامع مختلف بشناسانند
مفهوم کار در آمریکا یک مفهوم کلیدی  است که در بیشتر کمپین ها ی ریاست جمهوری  هم می توانیم  به وضوح ببینیم و تمرکز روی مسائل کاری و کاهش نرخ بیکاری و افزایش حقوق و کلا رفاه کاری یکی از برگ های برنده برای این کاندیداها بوده و هست  . در آلمان و بسیاری از کشورهای اروپایی  کارگر و سندیکا های کارگری نقش اساسی در تشکیل احزاب و هدایت سیاست های دولت دارند و به جرات می توان گفت، گذار به توسعه اقتصادی  به طور مستقیم به توجه حکومت ها به موضوع کار و کارگر وابسته است.  در ایران بجز در دهه اول انقلاب و دوران جنگ توجه زیادی به  مقوله کار و کارگر نگشته و از این رو بنظر می رسد نقش نیروی کار به عنوان موتور محرک اقتصاد در حال حاضر مغفول مانده است .
 کارگران در ایران با  مسائل تحریم ها و فشار اقتصادی که بالطبع در حال حاضر باید دغدغه اصلی دولت باشد ،دست و پنجه نرم می کنند. طبقه ای که بیشترین سهم در انتخاب و رای به دولت حاضر را  دارند . عدم توجه به خواسته های این قشر از ملت از مسائل اقتصادی و اجتماعی گرفته تا مسائل فراتر از این ها  می تواند مسیر دولت را در مدیریت اقتصادی دچار مشکل کند.
این قشر از جامعه اگر آموزش درستی از  قانون و مسئولیت پذیری داشته باشند و متقابلا  دولت تصمیم گیر نیز دغدغه های این فشر را بشناسد و کار "ارزش" شناخته شود می تواند پایه های اقتصادی کشور را محکم تر کند .در حال حاضر در کشورهای صنعتی و پیشرفته در ربات های کارگر ،مسئله آموزش برای نیروی انسانی کا ر اهمیت بیشتری پیدا کرده و کارگران تخصصی  در هر رشته ای افزایش پیدا کرده است ولی در کشور ما هنوز کارگران  بیشترین سهم کاری را در کارخانه ها و... دارند پس باید این کارگران علاوه بر تامین مالی و روانی  آماده پذیرش تخصصی شدن را هم  برایشان فراهم کرد .
در آخر روز کارگر را به کارگران تلاش گر ایران تبریک می گویم .
 98/2/11