شما اینجا هستید: Homeسخن سردبیرسرنوشت ادلب در نشست سه جانبه ایران ،روسیه و ترکیه (تعیین سرنوشت زمینی بدون صاحب سر زمین )

سخن سردبیر

سرنوشت ادلب در نشست سه جانبه ایران ،روسیه و ترکیه (تعیین سرنوشت زمینی بدون صاحب سر زمین )

سیده مسعوده میرمسعودی

 استان ادلِب یکی از استانهای کشور جنگ زده سوریه است. این استان در شمال باختری سوریه و در ۶۰ کیلومتری شهر حلب واقع شده‌است. شهر ادلب یکی از شهرهای پیشرو در قیام بر ضد حکومت بشار اسد در سال ۲۰۱۱ است. مناطق دیرالزور، درعا، ادلب و حومه آن مناطق عملیاتی مهمی هستند، که درگیریهایی در مناطقی از حومه حلب و ادلب در شمال سوریه میان کردها و داعش انجام شد. در ۲۹ مارس ۲۰۱۵ این شهر به طور کامل از تسلط نیروهای ارتش بشار اسد خارج شد و نیروهای ارتش به سمت پادگان مسطومه و جسر الشغور و اریحا عقب‌نشینی کردند. ادلب توسط «جیش الفتح» تصرف شد که شورایی متشکل از چندین گروه اسلام‌گراست.

شهر ادلب از دیدگاه تاریخی هم اهمیت دارد و در این منطقه، شمار زیادی «شهرهای مرده» و تپه‌های باستانی وجود دارد. شهر باستانی ابلا که زمانی پایتخت یک پادشاهی نیرومند بود نیز در این منطقه واقع شده‌است. حال در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱9 نشست سه جانبه بین روسیه و ایران طرفدار حکومت بشار اسد و ترکیه طرفدار اپوزسیون حکومت فعلی سوریه بدون صاحب اصلی این سرزمین در آنکارا برگزار شد که بدون نتیجه هم به پایان رسید. در این مطلب به این سوال اساسی جواب داده می شود که آیا برای حفظ تمامیت ارضی یک کشور حتی جنگ زده ،کشورهای آن هم ذینفع قادر خواهند بود این معضل را بدون صاحبان اصلی آن سرزمین حل کنند ؟وقتی قدرت حکومت مرکزی اینقدر کاهش می یابد که مذاکره در باره یک قسمت از سرزمین اش را دیگران بر عهده دارند قدرت حکومت کردن و ادامه قدرت برای آن حکومت وجود دارد؟

برای بررسی دقیق تر باید در مورد سیاست های قدرت های بزرگ ومنافع آنها در خاورمیانه کنکاش کرد که هدف اصلی ، رساندن کشورهای این منطقه به این سمت و سو است یعنی تولد گروه های تندرو از همان مذهب و دین و در ادامه جنگ و خونریزی در داخل کشورها و تخریب و ویرانی ودر نهایت تعیین سرنوشت توسط قدرت های دیگر و خارج از منطقه است .این سناریویی است که بارها و بارها در خاورمیانه تکرار شده و می شود و اگر به بررسی بیشتر موضوع بپردازیم .واز لایه های درونی مشکل را مورد تحلیل قرار دهیم . عدم آموزش وپرورش صحیح و برداشت های دینی متفاوت و گاها بسیار تندروانه و مهمترین شاخص، بودن در منطقه ای که پتانسیل های خداداد ی مخصوصا نفت و پتانسیل گردشگری بسیاری وجود دارد و در نهایت نبود شناخت کافی ساکنین این مناطق از این موضوع است که ازشاخص های درونی این گونه سیاست های اعمالی در این منطقه است .

در لایه بعدی طمع قدرت های بزرگ برای دستیابی به این مناطق که زمانی، شاید بتوان گفت این منطقه بخاطر همین پتانسیل ها زمانی قلب زمین بوده است  .مهمترین آیتم در کنار این شاخص ها ، این است که این منطقه بازار مناسبی برای فروش تسلیحات نظامی به این کشورها است وفروشندگان تجهیزات نظامی سعی دارند این کشورها به این باور برسانند که دشمن قوی وجود دارد و باید همیشه قوی و مسلح بود و خرید تجهیزات نظامی و امنیتی باید در اولویت  قرار گیرد. سوریه کشوری است که در سالهای اخیر به زمین بازی روسیه با قدرت های اروپایی و آمریکا تبدیل شده و شاید ایران و ترکیه نیز در بازیها منطقه ای، این سرزمین برای هماوردی با کشورهای منطقه و فرا منطقه ای انتخاب کرده اند .

ادلب برای ترکیه یک کارت بازی خوب برای آرزوی دیرینه خود برای پیوستن به اتحادیه اروپا است که در پوسته داخلی ۴ میلیون آواره سوری موضوع اصلی این کارت بازی است . تعیین هزینه و ایجاد منطقه در خارج ترکیه با سرپرستی ترکیه می تواند مثل شمشیر دو لبه عمل کند ، هم از نظر هزینه نگهداری و هم برای فشار به اروپا در کنترل ورود پناهجویان به اروپا برای ترکیه به صرفه و منافع محور باشد . در سوی دیگر ترکیه برای مقابله با اپوزسیون کرد مخالف حکومت نیاز به تعبیه چنین استراتژی هایی دارد که اردوغان هم در نشست سوچی وهم در نشست آنکارا سعی کرده سمت و سوی روند رابه این استراتژی بکشاند که تاکنون موفقیتی هم برایش ایجاد نشده است . پوتین نیز زمین بازی با غرب را از اوکراین به سوریه انتقال داده و به این زودی هم میل ندارد این زمین بازی را ترک کند .

ایران نیز در سیاست خارجی و بازی با غرب سعی دارد بازیگری خود را در منطقه افزایش دهد و مرزها سیاسی و تاثیر گذار خودرا در منطقه افزایش دهد .این موضوع از یک نظر خوب است که مرزها سیاسی فراتر از مرزها اصلی باشد بشرطی که در سیاست داخلی بتواند ساختارهای اقتصادی را بازسازی و از فساد دور نگه دارد و رفاه اجتماعی در داخل کشور نیز مرمت و باز توانی کند . ناهمگونی منطقه از نظر سیاست های خارجی اعمالی و هم چنین نقش ابزار گونه این کشورها برای قدرت های بزرگ یکی از معضلات مهم در این منطقه است که امیدواریم تصمیم گیران کلیدی و حاکمان فعلی این کشورها بتوانند راه حل مناسب و منافع ملی محور ی را برایش پیدا کنند.