شما اینجا هستید: Homeسخن سردبیرجایگاه فرهنگ سیاسی در سیاست کشورها

سخن سردبیر

جایگاه فرهنگ سیاسی در سیاست کشورها

سیده مسعوده میر مسعودی سر دبیر مجله ایرانی روابط بین الملل

فرهنگ سیاسی در هر کشوری مجموعه ای از باورها ، دیدگاه ها ، احساسات و نگرش های گروه های مختلف در داخل کشور نسبت به ساختار سیاسی حاکم است .
 این فرهنگ همچنین دربر گیرنده گفتمان ها یا رفتارهای دو طرف، یعنی ملت و دولت نسبت به همدیگر است در حقیقت کانون اصلی فرهنگ سیاسی کشور بر اساس اصول رفتاری و عملیاتی این دو محور دولت و ملت با یک دیگر است .
فرهنگ سیاسی کشورها  هم چنین  نوع حاکمیت دولت ودرجه پذیرش و نگرش آن ملت  راهم  نشان می دهد .
در سال 1963 گابریل آلموند و سیدنی وربا، سه مشخصه برای فرهنگ سیاسی یا فرهنگ مدنی کشورها بر شمرد که عبارتند از اولی : احترام، به این معنا که که چقدر حاکمیت برای ملت و متقابلا چقدر ملت برای حاکمیت احترام قائل است و  هم چنین این مشخصه نشان دهنده درجه ارزش و اعتبار  حاکمیت و ملت نسبت به یکدیگر نیز است .البته این اصل بیشتر اخلاقی است و در سیاست ها معمولا از این اصل برای ایجاد پذیرش با حس احترام استفاده می کنند چون با احساسات ملت و دولت در ارتباط است و شاید از این اصل به عنوان کاتالیزور در پذیرش سیاست های مهم  نیز استفاده شود . از این نوع ارزش می توان در کسب اعتماد عمومی بین مخاطبان عام و متوسط نیز امتیاز حاصل کرد.
دومین مشخصه فرهنگ سیاسی که آلموند و سیدنی وربا که به آن تاکید دارند .اجماع است که همفکری و ایجاد اجماع دولت و ملت در مسئله ای با کسب امتیاز در رضایتمندی ملت است . این بند نیز می تواند یک خط اتصال قوی بین دولت وملت بوجود بیاورد . در اکثر کشورهای دموکراتیک نظر سنجی های که  می گذارند بیشتر موارد رسیدن به این مشخصه و کسب بیشترین درجه در امتیاز رضایت از طرف مردم است . البته درجه رضایت ملت در بیشتر موارد رسیدن به درجه ای از رفاه اجتماعی است در حقیقت مردم بیشترین امتیاز در اجماع دولت و ملت به کسب رضایت در مسائل اقتصادی می دهند ولی در مواردی نیز رضایت با بند اول یعنی احترام بر آورده می شود .
سومین مشخصه که آلموند و سیدنی وربا عنوان کرده اند و در حقیقت دو مشخصه احترام و اجماع را تکمیل می کند موضوع اتحاد است . اتحاد در حقیقت همدلی دولت و ملت محسوب می شوند یا به عبارت دیگر در بازی سیاسی کشورها نتیجه برد _برد برای دولت و ملت است . اتحاد مهمترین عامل در تصمیم گیرهای کلان و خرد کشور است که می تواند یک ملت و دولت به همدیگر چنان نزدیک کند که هیچ شکافی بین این دو نباشد .در حقیقت در فرهنگ سیاسی کشورها این اتحاد بین ملت و دولت است که اعتماد ملی را شکل می دهد و همین موضوع باعث ثبات و پایداری می شود . در تصمیم گیرهای کلان کشوری معمولا اتاق های فکر کشوری بیشترین سهم را در این نوع تفکر دارد و اگر تصمیم گیرهای سه اصل مشخص فرهنگ مدنی یعنی احترام و اجماع و اتحاد در بر بگیرد می تواند یک کشور با ثبات و پایدار بوجود بیاورد .در جهان مدرن وبا  انفجار اطلاعات و ارتباطات تمام پازل های تصمیم گیریهای دولت ها کاملا آشکار است و ملت ها با دید وسیع تری و آگاهی بیشتری به مسائل می نگرند و از طرف دیگر به گفته جمیز روزانا تئوریسین نظریه آشوب در سیاست جهان ،مهارت های تحلیلی افراد در تمام سرزمین ها روبه افزایش است و دولتمردان  باید در تصمیم گیریهای کلان وخرد کشوری با دقت زیادی موضوعات را بررسی و بعدا به اجرا آن بپردازند . هر چند در سیاست جهانی در دید کلی آنارشی و بی نظمی وجود دارد ولی در هر بی نظمی ،نظمی نهفته است .

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل