شما اینجا هستید: Homeسخن سردبیرطبقه متوسط و تحولات سیاسی در جامعه امروز

سخن سردبیر

طبقه متوسط و تحولات سیاسی در جامعه امروز

سیده مسعوده میرمسعودی

 طبقه متوسط در حقیقت شامل طبقه ای از افراد یک جامعه است که از نظر فکری دارای یک نوع ثبات است و دارای ارزشهای خاص خود هستند .اکثرا در این طبقه، افراد دارای آموزش عالی هستند و از نظر اقتصادی شاید در رفاه کامل نباشند ولی بیشتر قانع و دارای عزت نفس هستند .هر چند گاهی هم، بسته به شرایط زمان از نظر رفاه اجتماعی به طبقه پایین کشیده می شوند .مهمترین مشخصه طبقه متوسط در تحولات سیاسی و اجتماعی و...حضور چشمگیر آنها در اکثر رویدادها و تحولات سیاسی و اجتماعی بوده و هست .البته در طول تاریخ معاصر ایران نیز مشارکت و عملکرد طبقه متوسط در انقلاب مشروطه ،در ملی کردن نفت و...و تحولات سیاسی دیگر که نقش بسیار مهم داشتند بوضوح آشکار است .
با این مقدمه وارد قسمت اصلی بحث می شویم براستی طبقه متوسط در حال حاضر در جامعه ایرانی در کجا قرار دارد ؟ آیا طبقه متوسط باز می تواند نقطه ثبات در جامعه امروز باشد ؟ در حال حاضر ،با شیوع کووید 19 و شرایط اقتصادی امروزه ایران ،طبقه متوسط در جامعه امروز به چه سمت و سوی حرکت می کند؟آیا طبقه متوسط هنوز دارای آن پتانسیل مهارتی تغییر هست یانه؟
برای جواب به پرسش های بالا دو مورد را باید به عنوان پیش زمینه بحث خود قرار دهیم اول پاندمی جهانی کووید 19،که خواه ،ناخواه جامعه جهانی، بالطبع طبقه متوسط را هم در همه جوامع تحت تاثیر خود قرار داده است که گریزی هم از آن نیست و توانسته طبقه متوسط را نیز از جایگاه حقیقی خود جابجا کند و تاثیرات فکری در زندگی و مشارکت های اجتماعی و سیاسی این قشر گذاشته است .
دومین پیش زمینه، شرایط اقتصادی جهان امروز است که طبقه متوسط را از رده بالاتر به یک رده پایین تر از نظر رفاه اجتماعی پس رانده است که این موضوع دوم تاثیرات آشکاری در نوع نگرش و نوع تصمیمات حیاتی طبقه متوسط و میزان همکاری و شرکت در تحولات سیاسی جامعه قرار داده . در حقیقت این موضوع اقتصادی دغدغه اصلی این طبقه را به سمت مشکلات اقتصادی سوق داده و توانسته از چالش حضور سیاسی خوب به حضور اقتصادی متوسط متمایل کند و به جرات می توان گفت چالش اقتصادی با توجه به شرایط کشور در مرکز توجه این قشر قرارگرفته است .

پس طبقه متوسط با تاثیرات این دو عامل کرونا و اقتصاد ،از مسیر تاثیر گذاری اصلی در تحولات سیاسی از اصل به حاشیه رانده شده که در طولانی مدت در اتاق های فکری جامعه امروزی این مسئله بوضوح مشاهده می شود واین می تواند در طولانی مدت در کارکرد و مفهوم این قشر تاثیر بنیادی بگذارد .
طبقه متوسط که اکثرا دارای دو طیف جمعیتی یا رده هستند : یعنی افراد دارای آموزش عالی و آموزش متوسط هستند که با بررسی می توان دید که چگونه در جامعه امروزی این دو رده دچار خدشه و آنارشی و بدنبال آن ، از نظر جایگاه کاری و حضور در اجتماع شده اند که از نظر روانشناختی هم افسردگی های افراد نیز به این مسئله به آن موضوع اضافه شده است .
در حقیقت رسالت اصلی طبقه متوسط دچار خلل شده و بدنبال آن ، تصمیم گیرهای این طبقه و مشارکت در تحولات سیاسی کمتر شده است . البته تحولات سیاسی بسته به ساختار سیاسی کشور که مسئولیت پذیر یا متعهد باشند و یا عدم پذیرش و براساس حکومت و تک روی گروهی بر جامعه باشد هم ، باهم متفاوت است . بسته به نوع ساختار حاکمیتی ،طبقه متوسط می تواند طبقه ثبات فکری یا حرکتی در جامعه باشد یا حاشیه ای و غیر فعال.
البته باید این نکته را فراموش نکرد که با پیشرفت در فناوری اطلاعات و انقلاب ارتباطات ،طبقه متوسط نیز از نظر شکل مشارکت در تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه دچار دگرگونی شده است . اپلیکیشن های مثل توئیتر و فیس بوک و.. و غیره محیط جدیدی برای نسلی از طبقه متوسط بوجود آورده که بتوانند هم چنان ایده مشارکتی خود را حفظ کنند .خیلی آسان می توان با نظر سنجی های معتبر،نوع مطالبات این قشر جامعه را ردیابی کرد و تصمیم گیریها و میزان مشارکت آنها، نوع نگرش ،میزان قدرت حرکت و.....را تاحدودی اندازه گیری کرد
طبق نظریه دوتوکویل که نقش طبقه متوسط در جامعه مورد بررسی قرار می دهد می توان این طبقه را بیشتر شناخت . نظریه ای است که در آن از طبقه متوسط به عنوان نقطه ی تعادل بخش جامعه یاد شده و وجود طبقه ی متوسط را موجب ثبات در جامعه می داند. تصمیم سازان و تصمیم گیران مي بايست به اين نقطه تعادل بخش بيشتر تمركز كند وبا اعتناء به طبقه متوسط اين نقطه را تقويت كند. تقويت اين طبقه به معناي چيرگي آن در معادلات سياسي اجتماعي جامعه نيست ، بلكه به ثبات جامعه كمك مي کند
پس به این نتیجه می رسیم که طبقه متوسط امروزی باید بتواند ثبات و چیرگی خود را در معادلات سیاسی و اجتماعی حفظ کنند توجه حاکمیت به مطالبات رده پایین این طبقه که اکثرا در استخدام دولت هستند
وبنوعی وابستگی کاری و معشیتی با حکومت را دارند باید مورد توجه قرار دهد .مخصوصا در این طبقه آموزش دهندگان مثل معلمان و... نقش مهم در آینده کشور دارند باید بیشتر توجه شوند.تصمیم گیران کلیدی می توانند برای اداره صحیح کشور از پتانسیل این طبقه برای نظم اجتماعی یاری بگیرند . توجه به مطالبات اقتصادی این قشر می تواند نقطه ثبات تقریبی در جامعه باشد .حاکمیت باید بتواند نظر مساعد این قشر را تامین کند چون ایجاد موج نارضایتی در این قشر می تواند به قشر های پایین تر یعنی کارگران سرایت کند و موجی بزرگی از اعتراضات معیشتی را برای دولت ها به ارمغان بیاورد خشم عمومی و نارضایتی به علت قرار گیری این قشر در بین اقشار مردم می تواند سیل عظیمی را بوجود بیاورد که قابل جبران نیست . همراهی قشر متوسط که نیروی فکری را دارد و سرایت آن به قشر پایین تر که نیروی فیزیکی را دارد باعث شکستن سدهای عظیم نظم اجتماعی و قرارهایی اجتماعی شود که گاه با عملکرد بد و قرار گیری در فرصت مناسب می تواند برای پیکره اجتماعی مسیر جدیدی را طراحی کند تا بتواند نظم نوینی را بوجود بیاورد
99/6/27