شما اینجا هستید: Homeفرهنگ و روابط بین المللجایگاه فرهنگ در روابط بین الملل(قسمت اول)

فرهنگ و روابط بین الملل

جایگاه فرهنگ در روابط بین الملل(قسمت اول)

سیده مسعوده میر مسعودی

رشته روابط بین الملل رشته جوانی است و نزدیک به صدسال بیشتر عمر ندارد ولی فرهنگ شاید به قدمت هزاران سال است و در یک جا نشاندن  این دو از نظر قدمت  کمی بدور از تصور است پس بجای فرهنگ و روابط بین الملل باید  گفت "جایگاه روابط بین الملل در فرهنگ ". البته اگر به روابط بین الملل  نیز با دیدگاه سنتی نگاه کنیم روابط بین ملل هم تاریخی به قدمت خود فرهنگ دارد یعنی در روابط بین ملل می توان گفت یک فرهنگ خاصی ایجاد  شد که اصول بنیادین  خاص خود را داشت  که رفتارهای بین  ملل را  سبب می شود و فرهنگ مشترک در این روابط بوجود می آورد.
حال برای اینکه بهتر بتوانیم وارد مقوله فرهنگ و جایگاه آن در روابط بین الملل جدید وارد شویم باید موضوع را از دو جنبه مورد بررسی قرار دهیم اول اینکه روابط بین الملل، آیا همان روابط بین ملل است یا روابط بین دولت هاست.از آنجاییکه در دنیای کنونی هنوز دولت ها بازیگران اصلی محسوب می شوند و هم چنین  با توجه به انقلاب تکنولوژی ارتباطات  درعصر حاضر  می توان گفت روابط بین الملل   هم روابط بین دول است هم بین ملل. پس می توان گفت دو فرهنگ متفاوت بوجود می آید فرهنگ ارتباط  بین دولت ها و فرهنگ  روابط میان ملت ها. البته گاهی هم در هم ادغام می شوند .فرآیند جهانی شدن نیز در  ایجاد  دو جنبه از این  موضوع نیز تاثیر داشته و توانسته با تغییر و توصیف  جهان به مثابه یک  دهکده جهانی سهم بسیار عظیمی در این مورد بازی  کند.
در ادامه  برای فرهنگ حاکم براین مقوله هم می توان دو تعریف جداگانه داشت :اول فرهنگی که این ارتباط را ایجاد می کند و دوم اینکه  فرهنگ هایی  که در قالب این ارتباط باهم اختلاط پیدا می کنند و حاصل آنها  یک فرهنگ مشترک است .حال در ترکیب این   بسته  قدرت تاثیر گذاری احتمالا یک فرهنگ بر فرهنگ دیگر  و به وجود آمدن  فرهنگ مشترک باید اشاره نمود .
با نگاهی به تاریخ فرهنگ در روابط بین ملل، همیشه دنیای شرق سهم بیشتری در این ارتباط داشته و پرچم دار فرهنگ و ایجاد فرهنگ در روابط بین ملل بوده است و تاریخ نیز گویای این موضوع است که به مرور زمان این پرچم داری دچار فرسایش شده است .  مثال گویای این موضوع خاور میانه است خاورمیانه ی که محل تلاقی تمدنهای بزرگ بوده و  این تمدنها  هم بیشترین سهم ها را در ایجاد فرهنگ های مختلف داشته است و تاریخ سرشار از انواع فرهنگ ها در روابط بین ملل یا دول از فرهنگ مدارا گرفته تا فرهنگ حتی جنگ بوده است که هم اکنون با بررسی خاورمیانه که در دنیای امروز محل  تنش و به جرات می توان گفت گورستان  فرهنگهای رنگارنگ و مختلف بوده  است قابل مشاهده است . البته این  موضوع در خاورمیانه  نیاز به بررسی های بیشتری دارد که در ادامه این بحث ها باید بصورت جداگانه بررسی شود .
فرهنگ حاکم بر روابط بین الملل در حال حاضر با ایجاد مفاهیم جدید در روابط بین الملل و چارچوب هایی مثل سازه انگاری در روابط بین الملل ، نگاه ویژه به فرهنگ و هویت ها داشته است .البته بنظر بنده این نظریه فقط توانسته فرهنگ رادر لابلای اصول بنیادین خود قرار بدهد و لی نتوانسته تاثیر فرهنگ  را بطور مستقل مورد بررسی قرار دهد .
هم اکنون فرهنگ غرب توانسته از خلاء موجود بین فرهنگ باستان روابط بین ملل که اکثریت در شرق است  استفاده کند و فرهنگ غرب را به عنوان فرهنگ پیشتاز در روابط بین الملل هم ملل و هم دول عنوان کند .بطور مثال حقوق بشر در ریشه متعلق به فرهنگ شرق و خصوصا امپراتوری ایران باستان است ولی نسخه جدید  حقوق بشر با آیتم های  غربی در جهان حاضر در روابط بین الملل قدرت نمایی می کند با تعلق به غرب عنوان شده است
چرا ؟ چون خلاء ایجاد شده در دوره کلاسیک و مدرن این مفهوم در شرق بسیار زیاد است و این مفهوم حقوق بشر  در شرق و در خاستگاه اصلی خود مورد بازیابی قرار نگرفته و نتوانسته جایگاه واقعی خود را بدست آورد و در بیشتر مواقع دچار فراموشی تاریخی شده است .
در این بخش از مجله ما قصد داریم بصورت تحلیل های سلسله وار از فرهنگ و جایگاه آن در روابط بین الملل سخن بگوییم و در ادامه به چرایی  و چگونگی این اصل و ارتباط آن با روابط بین الملل چه ملل و چه دول بپردازیم . وهم چنین با محور قرار دادن عصر تکنولوژی ارتباطات جایگاه فعلی فرهنگ را در روابط بین الملل جدید مورد بررسی قرار دهیم و دولت ها را به عنوان بازیگران اصلی حتی در عصر جهانی شدن موشکافانه ببینم . امیدوارم   این مجموعه تحلیل ها بتواند کمک کند تا  این ابزار یعنی  فرهنگ و روابط بین الملل  را  که خاستگاه ایرانی اش هنوز در دنیا به عنوان تاریخ وجود دارد زنده کنیم ،خوب بشناسیم و استفاده بهینه از آن ببریم.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل