فرهنگ و روابط بین الملل

فرهنگ تحمل و جامعه سالم

سیده مسعوده میرمسعودی

بارها این جمله از مردم به گوش می رسد که "باید تحمل کرد و کاری نمی شود کرد ".این جمله بظاهر ساده می تواند ریشه عمیقی در نوع دید و بینش مردم نسبت به سرنوشت خود داشته باشد و تبدیل به یک فرهنگ شود و شاید در نگاه خوش بینانه بخشی از فرهنگ مدارا به حساب آید .ولی فرهنگ مدارا ،فرهنگ تلاش و رضایت به نتیجه آن تلاش است و فرهنگ تحمل ،فرهنگ رضایت به نتیجه بدون تلاش برای تغییر است .
جامعه سالم جامعه ای است که انسانها در آن برای سرنوشت بهتر تلاش می کنند و در بعد اساسی تر برای ایجاد سرنوشت بهتر می جنگند و از به  چالش کشیدن تلاشها ابایی هم وجود ندارند . ولی جامعه بی خیال نسبت به سرنوشت خود ،از چالش دوری می کند و به جایگاه خود شان راضی هستند و درکی از تغییر ندارند و یادر بعد فراتر به تغییر نمی اندیشند .
 با این مقدمه وارد بحث جوامع دموکراتیک و غیر دموکراتیک می شویم .در جوامع دموکراتیک جامعه زنده و پویادر پی تغییر به سوی ارتقا رفاه در زندگی است و نشانه این موضوع را می توان در آمارهای این جوامع دنبال کرد که بدنبال بالا بردن خط رفاه هستند و امید به زندگی را نه در مسائل مادی بلکه در موضوعات فراتر و معنوی جستجو می کنند و سوالات مطروحه در این جوامع پویا اینگونه است که:
 چقدر افراد آن جامعه در آرامش فکری هستند ؟
چقدر به هم اعتماد دارند؟
 و از دولت حاکمه خود چه درخواستی دارند و اکثرا هم در اینگونه جوامع مردم و دولت حاکمه چنان به هم  نزدیک  هستند و اعتماد دارند که با نگاه از دور هم به این جوامع این موضوع را می توان درک کرد مثلا اگر از شما بپرسند نخست وزیر ژاپن یا کره جنوبی یا سوئیس چه کسی است کمتر کسی آنها را می شناسند .چرا چون بهم نزدیک و جدایی ملت و دولت از هم سخت است و اعتماد و همکاری با همدیگر آنها را در یک قالب به جهانیان نمایش می دهد . ولی در جوامع غیر دموکراتیک فرهنگ مدارا به فرهنگ تحمل به هر سرنوشتی تبدیل می شود یعنی بصورت وحشتناک مردم به هرنوع سرنوشتی راضی می شوند و خیلی کم زبان به اعتراض می گشایند و در بعد شدیدتر خودرا لایق آن سرنوشت می دانند . گلایه ها و عدم اعتماد به همدیگر در این جوامع هنجار رایج است و هرکسی دیگری را مقصر می داند و در آخر راضی به جایگاه خود هستند.
نمود آشکار این جوامع ،آمار خط فقر است .هم دولت حاکمه وهم مردم حساسیت به جابجایی خط فقر هستند. در این جوامع خط رفاه فراموش شده و با خط فقر وضعیت مردم مشخص می شود و جالب توجه این است که مردم  نیز با فرهنگ تحمل پی گیر این خط هستند و به مرور زمان رفاه و شاخص های مربوط به آن فراموش می شود و این موضوع برای یک جامعه خطرناک است و سطح توقع مردم را پایین می آورد و در چنین جوامعی است که راحت فاصله بین دولت حاکمه و مردم زیاد می شود و عمر این حکومت های بطور اتوماتیک زیاد می شود .
جوامع سالم ،جوامع چالشی هستند جوامعی که به بدنبال خط رفاه هستند و از خط فقر عبور کرده اند . جوامع زنده ای که از دولت حاکمه خود انتظار شفافیت و پاسخگویی در برابر موضوعات مهم در سرنوشت خود هستند. جوامعی که زور را تحمل نمی کنند پله های ارتقا را می پیمایند و در این جوامع انسانها برای زندگی بهتر فکر می کنند و حاصل همین فکرها ،کشف راهکارهای جدید در علم و دانش  وسایر موضوعات می شود .
دیگر افراد این جامعه از کشور خود مهاجرت نمی کنند چون محیط خودرا برای ایده های جدید امن  می دانند و اگر برنامه ریزهای هوشمند بر این جامعه حاکم می تواند  و بتوانند هوشمندانه راه برای آنها هموار سازند منفعت دوطرفه و نتیجه برد -برد برای دولت و ملت ایجاد می شود .
تفکر استراتژیک برای رسیدن به شاخص های این مدل جوامع ، در نوع برنامه ریزی حاکمان  آن جامعه نهفته است . تصحیح ساختارهای اقتصادی و بردن سطح توقع مردم ،شفافیت و پاسخگو بودن و تبدیل فرهنگ تحمل به هر سرنوشتی به فرهنگ احترام به سرنوشت خوب می تواند یک جامعه از یک جامعه نیمه جان به جامعه شاداب تبدیل کند.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل