فرهنگ و روابط بین الملل

فرهنگ مسئولیت پذیری و پذیرش

 سیده مسعوده میرمسعودی

یکی از مفاهیم مهم  وکلیدی در فرهنگ کشورهای توسعه یافته و دموکراتیک مفهوم مسئولیت پذیری و پذیرش کار انجام شده توسط آن فرد یا سازمان یا در بعد بزرگتر دولت می باشد .اصولا مسئولیت پذیری با تعهد همراه است یعنی وقتی فردی یا سازمانی یا دولتی این مفهوم  را در  چارچوب اعمال اجرایی خود قرار می دهد  و پذیرش برای هر نوع انتقادی را هم می پذیرد قطعا مسئولیت پذیر محسوب می شود و برون ده این پذیرش  نیز ،فرد یا سازمان ویا دولت  مسئول خواهد بود .
حال این سوال پیش می آید که خطوط مرزی این مفهوم را به چه صورتی می توان ترسیم کرد آیا باید این فرهنگ مسئولیت پذیری را با قوانین حقوقی ایجاد کرد ؟یا می شود بدون ایجاد این قوانین  نیز، امکان ایجاد ، مهیا می شود؟
برای جواب به این سوالات باید گفت بعضی از مسئولیت ها،اجرای قوانین مصوبه آن کشور محسوب می شودکه در این صورت ،باید بحث را روی درست یا نادرست یا بطورنسبی انجام دادن آن قوانین قرار داد . مسئولیت های حقوقی ، نیاز  به پیروی تام  از قوانین حقوقی دارند و با تغییر افراد در سازمانها و دولت ها ،قوانین ثابت هستند و مسئولیت  ها هم در قبال آن قوانین پابرجا است و حدود مسئولیت  ها هم کاملا مشخص است و تخطی از آنها در کشورهای توسعه یافته بسیار سخت و بنوعی زیر ذره بین قانون گذاران است .
  برای اثبات این موضوع می توان مثال هایی متنوع  که در حال حاضر بارها در کشورهای توسعه یافته  دیده شده که  ابایی ،حتی از بالاترین مرجع تصمیم گیری کشور نیز برای پرس وجو و چرایی رفتار اجرایی  افراد مسئول  ندارند و از آنها در برابر رفتارشان پرسش می کنند و مسئولیت شان را در قبال آن کار یادآور می شوند چون فرهنگ مسئولیت ها پذیری  قسمتی از قوانین آنها محسوب می شود
ولی مسئولیت های غیر وابسته به زمان   مسئولیت های هستند که با زمان،خود این مسئولیت ها دچار تغییراتی می شوند و نیاز به درک برای نوع مسئولیت ها هم  است و این درک نیاز به آموزش بنیادی در افراد مسئول این اعمال است.  قطعا مسئولیت ها در حایگاه امن قرار دارند و این افراد هستند که باید مسئولیت ها را درک کنند و بتواند بنحوی احسن در قبال آن مسئولیت برای خود ایجاد تعهد کنند و این متعهد بودن به جایگاه و مسئولیت است که می تواند فضای تعهد را بوجود آورد
ایجاد درک مسئولیت ومسئولیت پذیری یک مسیر تاریخی دارد که در کشورهای دموکراتیک بوجود آمده و برای این مسیر شاید بتوان گفت هم سطح جنگ ها قربانی انسانی و هزینه گزاف شده است .وقتی نخست وزیر یک کشور مثل ژاپن بخاطر یک موضوع کاملا کوچک و یک برخورد به ظاهر ناچیز از ملت ،در قبال این رفتار عذر خواهی می کند یعنی اینکه آن فرد مسئولیت پذیری و متعهد بودن در قبال رفتار خود را درک کرده و این رفتار را جزو لاینفک اعمال اجرایی خود می داند و جدا تظاهر نمی کند بلکه کاملا از عمل خود شرمنده است و بدنبال عفو خود می باشد .کشوری که تصمیم گیران آن در هر سطح اجرایی  این موضوع را درک کرده اند و خود را موظف به اجرای دقیق آن می دانند می توانند مدعی توسعه یافتگی کشور خود نیز باشند .
البته در تقسم بندی مسئولیت پذیری ها می توان مسیولیت ها را بر اساس جنس مسئولیت به چهار نوع حیاتی ،مهم،عادی و خارج از محدوده تقسیم بندی کرد.در موضوعات حیاتی در هر سطحی می توان گفت علاوه بر درک مسئولیت پذیری ،نیاز جدی به انتخاب فرد شایسته نیز وجود دارد یعنی قرار دادن افراد در موضوعات استراتژیکی مخصوصا در سطح کشوی ،نیاز به تربیت و آموزش خاص و شایستگی ذاتی برای این پذیرش نیز باید باشد که معمولا در این سطوح مسئولیت پذیری بسیار کلیدی برای سرنوشت آن ملت هم محسوب می شود  و رفتار مسئولانه در این سطح بسیار حساس است .در سطوح بترتیب  مهم و عادی و غیر مهم نیز جایگاه های خود را در این مفهوم دارند و با درجه اهمیت اصل موضوع یعنی فرهنگ مسئولیت  پذیری در مورد حتی جنس مسئولیت ها  تغییر چندانی نمی کند .
"پذیرش" پوسته داخلی مسئولیت پذیری محسوب می شود یعنی فرد مسئول قاعدتا باید دارای پذیرش رفتار اعمالی خود باشد و اگر انتقاد منطقی به اعمال اجرایی او بشود واگر دلایل منطقی هم داشته باشد فرد مسئول در جامعه دارای فرهنگ مسئولیت پذیر  باید این انتقاد را بپذیرد و درک کند که این رفتار ایجاد شده  بوسیله او نیاز به تغییر دارد .
امروزه جوامع دموکراتیک این مفهوم را وارد جریان اجرایی رفتار هم دولت و هم ملت کرده اند و توانسته اند یک وجهه دموکراتیک و کاملا انسانی از خود به جهانیان نمایش دهند .مسئولیت پذیری و بدنبال آن پذیرش و قبول تمام رفتارهای اجرایی توسط افراد در این جوامع یک محیط کاملا پر انرژی و شادکامی بوجود آورده است و با بررسیهای که هرسال سازمانهای بین المللی در مورد شادی و ملت های شاد انجام می دهند می بینم که مثلا نروژ یا دانمارک جزو شادترین کشورها دسته بندی شده اند ولی کمتر کسی می داند نخست وزیر نروژ یا دانمارک چه کسی است چون مسئولیت پذیری و پذیرش درست و درک درست از جایگاه باعث شده است که دولت و ملت از بیرون یکی دیده شوند   فرقی بین کسی که مسئول یک جایگاه حیاتی با کسی که یک شغل ضعیف دارد دیده نشود چون هردو مسئولیت پذیر است و هردو کار را درست انجام می دهد و فرهنگ مسئولیت پذیری وجود دارد پس یک کشور شاد و بدون فاصله بین ملت و دولت از دور دیده شود.
به امید اینکه کشور های که فرهنگ و تمدن غنی دارند و این فرهنگ مسئولیت پذیری و مسئول بودن در قبال اعمال ، موضوع غریبی نیست و شاید اگر کمی به پیشینه این کشورها نگاه کنیم خود بوجود آورنده اینگونه مفاهیم بوده اند .

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل