فرهنگ و روابط بین الملل

فرهنگ سیاسی

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش

فرهنگ سیاسی عبارت است از مجموعه باورها، گرایش ها، بینش ها، ارزش ها، معیارها و عقایدی که در طول زمان در یک جامعه شکل می گیرد و تحت تأثیر وقایع، روندها و تجربیات تاریخی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود . در قالب فرهنگ سیاسی نهادها، رفتارها، ساختارها و کنش های سیاسی برای نیل به هدف های جامعه شکل می گیرد.فرهنگ سیاسی در یک جامعه متأثر از فرهنگ عمومی آن است .فرهنگ سیاسی هم اهداف کلان جامعه را دربرمی گیرد و هم اسباب وسازوکار به کار گرفته شده برای نیل به آنها را .
در فرهنگ سیاسی، مفاهیمی همچون " قدرت "، " آزادی " ، " مردم سالاری " ، " حاکمیت "، " مشروعیت "، " عدالت" ، "برابری" ، دولت "، " حکومت"،"انسان سیاسی"،"حقوق اساسی" و دیگر پدید های مطرح در قلمرو سیاست مورد توجه است .تمام این مفاهیم ریشه در سنت ها و باورها، عقاید و ارزش های یک ملت دارد . فرهنگ سیاسی بازتاب نظام سیاسی، فکری، عقیدتی و تاریخی افراد جامعه ای است که آن را به وجود آورده اند و از آن تغذیه می کنند.
فرهنگ سیاسی به ارزش ها و رفتار های سیاسی عاملان فردی یا جمعی اشاره دارد.فرهنگ سیاسی یک مفهوم پایدار و به ظاهر غیر قابل اجتناب است. فرهنگ سیاسی یک مفهوم پایدار و به ظاهر غیر قابل اجتناب است. ارسطو آن را حالتی ذهنی می داند که می تواند الهام بخش  تغییر یا پایداری سیاسی باشد . ماکیاولی بر نقش ارزش ها و احساس هویت و تعهد تاکید دارد. برک آن را قالبی از سنت می داند که نهاد های سیاسی را برای  دستیابی به اهدافشان قادر می سازد. دوتوکوویل بر سنت ها و آداب به عنوان عوامل  کلیدی یک جامعه خاص تاکید دارد و رابطه میان آداب و سنت ها از یک طرف و نتیجه سیاسی آن یعنی دموکراسی را از طرف دیگر مطرح می کند. ژان ژاک روسو اهمیت فرهنگ سیاسی را با روحیه ساکنان و معنویت سنت و اعتقادات آن ها بیان می کند.
سریع القلم  در توصیف فرهنگ سیاسی می گوید: طیفی از خصلت ها ، ویژگی ها، روحیات، ایستار ها و احساسات ملت ها را از همدیگر متمایز می کند. فرهنگ سیاسی این مجموعه از متغیر ها را با رفتار ها و کنش ها و واکنش ها و ستانده های سیاسی می سنجد. سریع القلم با تاکید بر ساختار های فرهنگی انباشته شده، معتقد است که این ساختار ها نتایج سیاسی خاص را به جای می گذارند. فرهنگ سیاسی معرف این واقعیت است که هر مجموعه از ارزش ها،ایستار ها و خصلت ها، ساختار فرهنگی خود را بنا می کند، هر چند با گذشت زمان با تحولات سیاسی، اقتصادی و بین المللی متحول می شود.
لوسین پاي بر این باور است که فرهنگ سیاسی، مجموعه نگرش ها، اعتقادات و احساساتی است که به روند سیاسی نظم و معنا می بخشد و  اصول و قواعد تعیین کننده حاکم بر رفتار و نظام سیاسی را مشخص می کند.وربا معتقد است، فرهنگ سیاسی از نظام اعتقاد تجربی، نمادهاي معنی دار و ارز شهایی که معرف کیفیت انجام اقدام سیاسی اند، تشکیل میشود. تالکوت پارسونز می گوید:  فرهنگ سیاسی با سمت گیري نسبت به اهداف سیاسی ارتباط دارد. نکته مشترك در همه این تعاریف، تأکید شان برنگرش ها، عقاید، افکار و اندیشه هاي افراد نسبت به نظام سیاسی و به طور کلی سیاست است، که بستر و الگویی را براي گرایشات، جهت گیري ها و رفتارهاي سیاسی آنها فراهم می کنند.  به عبارتی دیگر، فرهنگ سیاسی آن بخش از فرهنگ عمومی جامعه می باشد که به نظام سیاسی و رفتار های سیاسی برمی گردد.
 آلموند و وربا فرهنگ سیاسی را مجموعه ای از تمایلات شناختی ،تحلیلی و احساسی می دانند که نسبت به پدیده های سیاسی ابراز می شود. آلموند و وربا فرهنگ های سیاسی را به سه دسته تقسیم کرده اند :
الف ( فرهنگ سیاسی محدود با ویژگی های محلی و سرسپردگی مطلق به قدرت
ب( فرهنگ سیاسی انقیادی یا تبعی با ویژگی های ملی و اطاعت پذیری .
ج( فرهنگ سیاسی مشارکتی با ویژگی های آگاهی ملی، آزادی های فردی و مشارکت آگاهانه در امور سیاسی و حکومتی .
به تعبیر آلموند و وربا در فرهنگ سیاسی محدود، تفکیک وظایف وجود ندارد و عدالتخانه و مرجع قانونگذاری همچون وظایف نهادهای اقتصادی ، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از قدرت فردی سرچشمه می گیرد و خاستگاه قدرت این فرد از مذهب یا نظام قبیله ای و خانوادگی ناشی می شود . مانند شیخ نشین های خاورمیانه، سلطان نشین های آفریقایی و نظامهای پادشاهی جهان سومی .
فرهنگ سیاسی تبعی در نظام های سیاسی اقتدارگرا، متمرکز و غیر دموکراتیک جاری است . از جمله ویژگی های این نظام ها اطاعت و تبعیت است . در این حالت هرچند که خاستگاه رؤسای دولت ناشی از نظام قبیلگی و سنتی نیست، اما معمولاً به دلیل ویژگی های کاریزماتیک یا براثر وقوع انقلاب ها و شبه انقلاب ها یا درفضای هرج و مرج گونه سیاسی – اقتصادی، کودتاوار قدرت را در دست می گیرند.
در فرهنگ سیاسی مشارکتی، عموم مردم به طور پویا در امورسیاسی مشارکت می کنند و به ایفای نقش می پردازند . آلموند و وربا این نوع فرهنگ را با چهار ویژگی مشخص نموده اند : " وجود جامعه مدنی، حمایت از نظام سیاسی، وجود یک طبقه متوسط و مشارکت فعال در عرصه سیاسی ."

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل