فرهنگ و روابط بین الملل

روانشناسی سیاسی

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش

روانشناسی سیاسی چیست؟
روانشناسی سیاسی یک حوزه علمی بین رشته ای است که ریشه در علوم سیاسی و روانشناسی دارد و پیوندهایی با طیف های دیگری از علوم اجتماعی از جمله جامعه شناسی ، اقتصاد ، ارتباطات ، تجارت ، آموزش و بسیاری از زمینه های دیگر دارد. مطالعه فرایندهای سیاسی از دیدگاه روانشناختی در عمومی ترین سطح ، به فکر و رفتار سیاسی مربوط می شود . پژوهش در روانشناسی سیاسی به بررسی رفتار سیاسی فردی (به عنوان مثال ، تصمیم گیری) و در سطح جمعی (به عنوان مثال ، اقدام جمعی) ، برمی گردد . روانشناسان سیاسی سعی در درک زیربناهای روانشناختی ، ریشه ها و پیامدهای رفتار سیاسی دارند. بنابراین ، روانشناسی سیاسی پویایی پدیده های مهم در دنیای واقعی را به روش هایی که اطلاعات عملی با ارزش دارند و همچنین پیشرفت تئوری های اساسی فرآیندهای شناختی و روابط اجتماعی را روشن می کند.
روانشناسی سیاسی آنچه را که درباره روانشناسی انسان شناخته شده است ، برای مطالعه رفتار سیاسی ، با تمرکز بر افراد درون یک سیستم سیاسی خاص ، اعمال می کند. مباحثی مانند تروریسم ، حمایت توده ای از فاشیسم و قوم گرایی به طور معمول در روانشناسی سیاسی مورد بررسی قرار می گیرند . روانشناسی سیاسی ، در عمومی ترین سطح ، کاربردی است از آنچه که در مورد روانشناسی انسان برای مطالعه سیاست شناخته شده است. این تئوری و تحقیقات در مورد بیوسایکولوژی ، علوم اعصاب ، شخصیت ، روانشناسی ، روانشناسی تکاملی ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی رشد و نمو ، روانشناسی شناختی و روابط بین گروهی استنتاج می شود . روانشناسی سیاسی به بررسی رفتار شخصیت های سیاسی ، انگیزه ها ، اعتقادات و سبک های رهبری ، احکام ، تصمیمات و اقدامات آنها در سیاست داخلی ، سیاست خارجی ، روابط بین الملل و حل مناقشات می پردازد .
در اصل ، روانشناسی سیاسی مربوط به رفتار افراد در درون یک سیستم سیاسی خاص است. روانشناسی به تنهایی نمی تواند هولوکاست ، درگیری ها ، جنگ یا اکثر رفتارهای دولت ها یا بازیگران سیاسی جمعی را در محیط های پیچیده توضیح دهد. افراد در درون خلاء عمل نمی کنند، رفتار آنها با اختلافات در نهادهای سیاسی ، فرهنگ های سیاسی ، سبک های رهبری و هنجارهای اجتماعی متفاوت است و به آنها پاسخ می دهد. روانشناسی سیاسی و تاثیر متقابل آن به جنبه های خاص سیستم بین المللی ، دولت های ملی و جوامع متمایز ، بر رفتار سیاست خارجی تأثیر می گذارد. همین منطق در مورد طیف گسترده ای از پدیده های مختلف صدق می کند. تحقیق در مورد اقتدارگرایی را در نظر بگیرید، آیا با نگاه به رفتار رهبران یا پیروان آنها می توان درک نمود ، چرا شهروندان در دهه 1930 و 1940 از رهبران فاشیست پیروی کردند که میلیون ها نفر را آزار و شکنجه و یا کشتند؟ آیا جنایات مرتکب شده در آلمان نازی و روسیه استالینیستی تابعی از رهبری سیاسی ، حمایت (تبعیت) از مردم یا هر دو بوده است؟ برخی از محققان هولوکاست را کاملاً به روانشناسی پیروان اقتدارگرا نسبت می دهند و برخی دیگر آن را تابعی از رهبری و تمایل فراگیر بشر به اطاعت از اقتدار می دانند . با این وجود دیگران این واکنش را واكنش افراد اقتدارگرا در برابر اختلافات اجتماعی و سیاسی می دانند .
این مقاله در طی چند بخش به روانشناسی سیاسی به عنوان یک دانش و رشته علمی، روانشناسی رفتاری رهبران،روانشناسی نژادپرستی و تروریسم،چشم انداز روانشناسی سیاسی در روابط بین الملل و رویکرد های ژنتیکی،بیولوژیکی و تکاملی خواهد پرداخت.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل