شما اینجا هستید: Homeفرهیختگانکنت والتز

کنت والتز

گردآوری و تدوین: هدی مرادی

کنت والتز در 1924 چشم به جهان گشود. مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال 1950 از دانشگاه کلمبیا گرفت و درسال 1954 رساله دکتری خود را به پایان برد. کتاب« انسان، دولت و جنگ» نه تنها دست ورزی فوق العاده ای در تاریخ اندیشه های ناظر بر علل جنگ میان دولت ها بود، بلکه نطفه های اندیشه ای را در خود داشت که والتز تنها یک ربع قرن بعد آن را به طور کامل بسط داد.
 کتاب "انسان ، دولت و جنگ "وی صرفا تلاشی است که برای بررسی اسلوب مند پاسخ هایی که فلاسفه دولتمردان و متخصصان علوم سیاسی به این سوال پاسخ دادند که علت جنگ چیست؟ به گفته وی اینان را می توان در دو دسته خوش بینان و بدبینان تقسیم بندی کرد. و پاسخ هایشان را می توان در سه سطح تحلیل جای داد. این سه سطح تحلیل عبارت بودند از؛ سرشت بشر، نظام های سیاسی و اقتصادی داخلی دولت ها(سطح میانی) و محیط اقتدارگیریزی که در آن تمامی دولت ها بدون وجود قدرت فائقه ای که به شکل آمرانه در اختلافات میان آن ها داوری کند درکنار هم به سر می برند. والتز مدعی بود که؛ باید نسبت به تعامل میان این تصاویر واقف باشیم و نسبت به اهمیت هیچ یک از آنها مبالغه نکنیم. تصویر سوم چارچوب سیاست جهان را توصیف می کند ولی بدون تصویرهای اول و دوم نمی توان شناختی از نیروهایی داشت که سیاست ها را رغم می زند. تصویرهای اول و دوم، ولی بدون تصویر سوم ارزیابی عمل این نیروها با پیش بینی تنایج شان ناممکن است. در 25 سال بعد والتز با این مسئله درگیر بود که چگونه باید رابطه عینی میان تصاویری که در کتاب خودش معرفی کرده بود، را ارزیابی کند.
باید به این نکته توجه داشت که یکی از مفاهیم کلیدی در فهم نظریات بین‌الملل و یکی از مکانیسم‌های فهم بهتر تحولات در محیط بین‌‌المللی تقسیم سطوحی است که در چهارچوب آن بتوانیم یک حادثه را تجزیه و تحلیل نماییم. حال باید دید که در هر کدام از این سطوح تحلیل چه مواردی مورد توجه قرار می‌گیرند: سطح کلان: قوانین بین‌المللی، ائتلاف‌ها و اتحادیه‌های بین‌المللی، سازمان‌های بین‌المللی و بنگاه‌های چند ملیتی .سطح میانی: اقتصاد، حکومت، گروه‌های ذی‌نفع و منافع سطح خرد: مسئولیت‌ها، ادراکات، فعالیت‌ها و انتخاب‌ها البته باید به این نکته توجه داشت که مبحث سیستم‌های تحلیل از ابداعات کنت والتز می‌باشد و کسی قبل از او این چنین این مباحث را مطرح نکرده است.
وی در 31 سالگی به درجه استادی تمام رسید و در 1971 در دانشگاه برکلی و سپس در دانشگاه هاروارد اشتغال داشت. والتز مقالات مهمی در مورد نقاط قوت قدرت دوقطبی نسبت به توازن چندقطبی به رشته تحریر درآورد و در 1967 کتابی منتشر ساخت که در آن به مقایسه سیاست خارجی ایالات متحده و انگلستان با توجه به تفاوت نظام های سیاست خارجی آنها پرداخت. در 1989 در آستانه انتخاب رونالد ریگان و درست در زمانی که تنش زدایی در میان قدرتها داشت جای خود را به دور جدیدی از تنش ها میان ایالات متحده امریکا و اتحاد شوروی میداد که اخرین دور تنش ها میان آنها بود. نظریه سیاست بین الملل محور اصلی این کتاب می باشد.
 موفقیت این کتاب به چند دلیل بود؛ نخست، زمان انتشار این اثر از برخی جهات تصادفی بود اما تقارن انتشار آن با آغاز جنگ سرد جدید تضمین کرد که استدلال اصلی آن به شکلی خاص مناقشه برانگیز خواهد بود. دفاع والتز از استمرار سلطه ابرقدرتها به عنوان بهترین عامل تضمین کننده نظم و ثبات در سیاست جهان هنگامی مطرح شد که که بسیاری را اعتقاد برآن بود که در نتیجه مسابقات تسلیحات هسته ای جنگی هسته ای در اروپا درخواهد گرفت.دوم برخلاف نخستین واقع گرایان پس از جنگ مانند کار یا مورگنتا والتز معتقد بود که با حل کردن قطعی مسئله سطح تحلیل که خودش در دهه 1950 همتای انقلاب کوپرنینگ در نجوم است .سوم والتز ادعا می کرد که نظریه سیاست بین الملل نخستین نظریه در باره توازن قدرت در روابط بین الملل است میتوان به شیوه علمی از آن دفاع کرد.
دقیقا برخلاف آن دسته از پژوهشگران که می گفتند: روابط بین الملل در نتیجه وابستگی متقابل فزاینده در اقتصاد بین الملل و نیز محدودیت زور در دوران سلاح های هسته ای دستخوش دگردیسی ریشه ای شده است کنت والتز بار دیگر بر برجستگی دولت به عنوان بازیگر اصلی سیاست بین الملل تاکید کرد و استدلال های مخالفانش را به منزله استدلال های تقلیل گرایانه و ابطال ناپذیر به باد انتقاد گرفت.
در این به اصطلاح مباحثه بن نگرانه که در دهه 1980 بر روابط بین الملل سایه افکنده بود ،والتز چهره ای کلیدی بود و کتاب وی همچنان از منابع مهم مورد استناد هر دودسته حامیان و مخالفان نوواقگرایی در روابط بین الملل است. استدلال کتاب ادامه نظریه سیاست بین الملل هم ادامه اندیشه هایی است که نخستین بار در کتاب « انسان، دولت و جنگ» مطرح کرده بود .
والتز به جای پیگیری به دنبال رابطه متقابل میان سطوح تحلیل که در کتاب قبلی اش مطرح ساخته بود، نگاه خود را روی استقلال و تاثیر مولفه ساختاری نظام بین الملل متمرکز ساخت. این سطح سوم با بستن دست دولت ها از پیگیری برخی سیاست ها و متمایل ساختن آنها به سوی سیاست های دیگر و رفتار دولت و بنابراین بر نتایجی چون وقابع جنگ تاثیر می گذارد. وی ساختار سیاسی بین المللی را براساس دو معیار تعریف می کند معیار نخست اصل آرایش یابی است که دولت ها را به یکدیگر مرتبط می سازد و نظام میان دولت ها نوعی نظام خودیاری و اقتدارگریز است .این اصل به گفته والتز در گذر زمان ثابت است و به شدت محدود می سازد.
مهمترین خدمت کنت والتز به قلمرو علوم سیاسی بر می‌گردد، به بنا نهادن مکتب نئورئالیسم یا رئالیسم ساختاری در حوزه روابط بین‌‌الملل که ادعا می‌کند اعمال و فعالیت دولت‌ها اغلب باتوجه به اعمال زور و فشاری که از طرف محیط رقابتی نظام بین‌المللی برآنها می‌شود، قابل توضیح می‌باشند که این خود باعث ایجاد محدودیت‌هایی در انتخاب دولت‌ها می‌شود.
در واقع نئورئالیسم به نوعی رفتار دولت‌ها را مورد ارزیابی قرار می‌دهد به این ترتیب که برای مثال چرا رابطه میان اسپارت‌ها و آتن در بسیاری از موارد شبیه رابطه ما بین‌ ایالات متحده آمریکا و شوروی می‌باشد.کنت والتز معتقد است جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم در بی‌نظمی و هرج و‌مرج همیشگی قرار دارد، در عین حال در قلمرو داخلی تمامی بازیگران تحت نظارت یک منبع قدرت می‌باشند که از آن به دولت یا حکومت تعبیر می‌کند ولی در محیط بین‌المللی ما با کانون‌های متفاوت قدرت سر و کار داریم این هرج و مرج موجود در نظام بین‌الملل به این معناست که دولت‌ها پیش از هرچیزی بایستی به فکر تامین امنیت خود باشند، در عین حال آنها به هیچ‌وجه نمی‌توانند بر روی کمک دیگران حساب کنند به همین خاطر باید همیشه آماده باشند تا خطرات را از خود دور کنند.کنت والتز مانند بسیاری از نئورئالیست‌ها معتقد است که جهانی شدن به نوعی دولت‌ها را به مبارزه می‌طلبد ولی او اعتقاد ندارد که در این فرایند دولت‌ها دستخوش تغییرات قرار می‌گیرند، زیرا بر این عقیده است که توانایی و قابلیت‌های بازیگران غیر دولتی با دولت‌ها برابری نمی‌کنند. در ادامه والتز معتقد است نقش دولت‌ها در این روند جهانی شدن که از دهه ۹۰ آغاز شده بسط و گسترش یافته است. نئورئالیسم در حقیقت پاسخ کنت والتز در برابر کمبودهایی بود که در رئالیسم مشاهده می‌شد. اگر چه این دو مکتب در دوره‌ای باهم اشتراکاتی داشته‌اند ولی رئالیسم و نئورئالیسم اختلافات بنیادینی باهم دارند. تفاوت اصلی میان این دو نظریه بر می‌گردد به بحث از طبیعت انسان و نقشی که هر کدام برای آن قائل می‌شوند.
نظریه کنت والتز (نئورئالیسم)، همان طور که در کتاب “نظریه سیاست بین‌الملل” به وضوح آن را توضیح می‌دهد، تئوری سیاست خارجی نیست وعلاوه بر این تلاشی مبنی بر تبیین اقدامات بخصوص دولت‌ها، از قبیل فروپاشی شوروی، انجام نمی‌دهد بلکه این نظریه سعی دارد یکسری اصول کلی و عمومی در زمینه رفتارهایی که دولت‌ها در این محیط بی‌نظم بین‌المللی از خود بروز می‌دهند، ارائه کند. به عبارت دیگر می‌توان مقومات نظریه رئالیسم ساختاری را درگزاره‌های سه گانه زیر به خوبی تبیین نمود .
1-    به اعتقاد والتز نظام فعلی بین‌المللی مبتنی بر هرج و آنارشیک و غیرمتمرکز می‌باشد نه سلسله مراتبی
2-    یک نظام آنارشیک از واحدهای شبیه به هم دارای حاکمیت تشکیل شده که از کارویژه‌های مشابهی برخوردار هستند. به عنوان مثال این واحدها همگی به دنبال کسب امتیاز برای خود می‌باشند. اما یک نظام سلسله مراتبی براساس تقسیم کاری مشخص شکل می‌گیرد.
3-    توزیع توان‌ها (قدرت) میان واحدهای یک نظام نابرابر و تحت تاثیر فشارهای سیستمیک قرار دارد.
در واقع والتز برای بازسازی چهره مخدوش رئالیسم با تاکید بر سطح تحلیل سیستمی به جای سطح تحلیل دولت ،خدمتی بزرگ به این مکتب نمود. عمده توجه والتز به این مطلب است که تا چه اندازه ساختار نظام بین‌الملل (که با توزیع ناهمگون توانایی‌ها (قدرت) میان اجزای تشکیل دهنده نظام ایجاد شده است) در تعیین الگوی رفتاری دولت‌ها نقش دارد یا پارامترهایی که درون آن عمل دولت‌ها ممکن می‌گردد را تاسیس می‌نماید.
نظریه نئورئالیسم از زمان بروز و ظهور این تئوری در ۱۹۷۹ تا پایان جنگ سرد نظریه غالب در میان نظریات روابط بین‌الملل بود. اما پایان جنگ سرد تئوری والتز را با سوالاتی روبرو کرد که مهمترین آن ناتوانی نظریه فوق در توضیح فروپاشی آرام و ناگهانی اتحادیه جماهیر شوروی بود. چرا که والتز عقیده داشت نظام دوقطبی ایستاتر و پایدارتر از نظام‌های چند قطبی است.یکی دیگر از انتقادات اساسی به نئورئالیسم (به طور کلی رئالیسم کلاسیک) عدم توانایی مناسب در محاسبه مصالحه قدرت های بزرگ پس از پایان جنگ دوم جهانی و نیز افزایش همکاری‌های میان دولت‌ها بود. نظریات جایگزینی که موضوعاتی همچون نهادها و سازمان‌ها، قوانین و رژیم‌های داخلی در آنها برجسته‌تر شده بود و به چشم می‌خورد.
عده دیگری از منتقدان بر این باورند که طبق پیشگویی نئورئالیسم، دولت‌ها در فرایند ایجاد توازن به کار گرفته نشدند بلکه در بحران موجود در نظام بین‌الملل در سایه بازیگران قدرتمندتر بوده‌اند. البته والتز پاسخ می‌دهد که تئوری او اقدامات قدرت‌های میانی و بزرگ را به خوبی شرح داده است.

کنت التز در سال 2013 و در سن 88 سالگی درگذشت.


●برخی از آثار کنت والتز عبارتند از:
The Spread of Nuclear Weapons
Foreign Policy and Democratic Politics
.The Use of Force: Military Power and America
.Theory of International Politics
“Reflections on Theory of International Politics. A Response to My ـCritics”
: Kohane  , Robert
.Man , the State, and War


تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل