ذهن کوانتومی و روابط بین الملل (بخش دوم)

دکتر امیر هوشنگ میرکوشش

 هستی شناسی ذهن کوانتومی

ذهن کوانتومی یک بعد غیر محلی[1] ذهن است که به ما امکان می دهد زندگی را زندگی کنیم ، گویی همه چیز یک معجزه است.  ذهن کوانتومی از آگاهی به عنوان اصلی ترین  محرکی که تا کنون می شناسیم ، استفاده می کند  ، به طوری که واقعیت زندگی از طریق تمام مقدورات آن می باشد.

نیوتنیسم امروزه در علوم اجتماعی همه جا  در کمین است  .  بیشتر شکل های نظریه تعارض و واقع گرایی سیاسی ، چه در جامعه شناسی و چه در علوم سیاسی ، نیوتونی هستند ، همانطوری که در تئوری جامعه شناسی تحلیلی مکانیسم ها ، فرآیندها و شبکه ها وجود دارد.  از نظر الکساندر  ونت ، ویژگیهای آشنای این رشته بر پایه یک بنیاد هستی شناسی  ناقص استوار است ، موضوعی که به اندازه کافی اندازه گیری ، تحقیق و در مقابله با مبانی کوانتومی زندگی اجتماعی مانند احساس  ، اجتماعی بودن و خودانگیختگی انسان مبتنی بر قوه آگاهی ذهنی، تجهیز  نشده است که ونت آن را ذهن کوانتومی می نامد.

یکی از بینش های مهم هستی شناختی مکانیک کوانتومی ، ایده " در هم تنیدگی"[2] است .  شاید " درهم تنیدگی" امروزه کلید واژه تئوری کوانتومی باشد.  این کلید واژه به چگونگی  ادامه تأثیر ذرات  بر یکدیگر حتی پس از تعامل یا جدا شدن از یکدیگر می پردازد.  یکی از بهترین یافته های تایید شده فیزیک مدرن  این است که  شکل هایی از ارتباط وجود دارد و سریعتر از سرعت نور حرکت می کند .  با این وجود ، این که فضا و زمان  در اتم وجود نداشته باشد هولناک به نظر می رسد. این موضوع  احتمال افزایش جذب تاثیر بازگشتی یا هم بستگی را باعث می شود.  بنابراین ، برای قرن گذشته ، فیزیک مدرن درگیر این واقعیت ژرف و ناامیدکننده بوده است که هستی شناسی ماده به مراتب کمتر از آنچه که به نظر می رسد ، کمتر آشکار یا بی جان است.

در حالی که اکثر فیزیکدانان نسبت به بحث درباره پیامدهای هستی شناختی مکانیک کوانتومی ، انعطاف پذیر بوده اند ، فیلسوفان در میان آن ها ، در رقابت برای توصیف  ماهیت واقعیت کوانتومی مجموعه عجیبی از هستی شناسی کوانتومی ارائه داده اند.  ونت برای كمك به این لابیرنت فلسفی تاثیر گذار ورود می کند ، اما او در درجه اول علاقه ای به بحث مجدد مباحث معرفت شناختی كلاسیك ندارد.  در عوض ، او به دنبال ایجاد یک جایگزین سیستماتیک است ، و به ریشه های پدیده های عمدی می پردازد و پایه های کوانتومی زندگی اجتماعی را مشخص می کند.   او در  فصل های مختلف کتاب ذهن کوانتمی،  تئوری کوانتومی را به جلو می برد و آنها را در زمینه زیست شناسی ، مغز ، آگاهی ، تصمیم گیری و عقلانیت ، تجربه و حافظه ، اراده مستقل و  آزاد ، زبان ، بینش و ادراک ، جامعه پذیری ، تعامل و  ساختار های کلان اجتماعی مانند دولت به کار می برد. در هر حوزه ای  ، ونت بن بست های نظری دیرینه را بررسی می کند و فرضیات کلاسیک نیوتنی را که مسئول این بن بست ها هستند  ، افشا می کند.  وی سپس تحقیقاتی را از چندین رشته انجام می دهد که نشان می دهد چگونه مکانیک کوانتومی کمک می کند تا حس رفتارهای مشاهده شده در هر حوزه را حس کنیم.  او با  دفاع از تفسیر واقع گرایانه از سیستم های کوانتومی استدلال می کند که توابع موج های کوانتومی با اثرات عجیب  ، بدون فضا و  تقارن زمانی  ، به طور عملی  وجود دارند و در سطح ساختارهای اجتماعی فعالیت می کنند.

هستی شناسی کوانتوم اجتماعی ونت  به این صورت پیش می رود:  افراد در حال انجام توابع موج هستند.  به عبارت دیگر ، مغز انسان در یک سیستم عامل کوانتومی است ، که توسط مرزهای ارگانیک محافظت می شود و در فرآیندهای محاسبات کوانتومی که ما بیشتر آن را حافظه و احساس (تجربه) ، پردازش اطلاعات (شناخت) وآزادی ( اراده ) می نامیم، بسیار مهارت دارد. ونت سه ظرفیت كوانتومي ، تجربه ، شناخت و اراده را تشكيل دهنده نظريه ذهنيت كوانتومي می داند.

 این موارد خصوصیات ذهنی اولیه نیز می باشند که تماماً به سطح زیر  اتمی در جهان پانسیفیک ونت  ( دیدگاهی که  معتقد است همه اشیاء دارای ذهن یا کیفتی  شبیه ذهن می باشند ) ارتباط دارند. مغز انسان قادر به حفظ حالت های انسجام کوانتومی است ، که در آن چندین امکان متناقض در کل عملکردهای غیر قابل برگشت موج وجود دارد.  انسجام کوانتومی بیانگر تعالی ناخودآگاه انسان است :در ناخودآگاه ، بردارهای بالقوه متناقض معنا و کنش در برهم نهی[3]   نگه داشته می شوند.  اما انسان های دیگر ، مؤسسات و اشیاء که موضوعات را از جهات مختلفی اندازه‌گیری می کنند با این حالت کوانتومی ذهن تداخل دارند و بدین ترتیب عملکرد موج آن را به واقعیت روزمره تبدیل می کند.

به عنوان توابع موج متقاطع ، افراد با توجه به معانی ، احساسات و هویت ها کاملاً قابل تفکیک نیستند.  مکالمات ممکن است در سطح متن معنایی ، که چندین ویژگی کوانتومی نیز دارند ، از طریق زبان در هم تنیده شوند.  ما  به نوبت ذهن دیگران را می خوانیم ، رفتارهایی را ارزیابی می کنیم ، یکدیگر را محک می زنیم  ، بنابراین به طور مداوم  بر هم نهی موج مشترک از اهداف را در اقدامات واقعی فرو می ریزیم.  همچنین ممکن است  افراد به لطف غیر محلی بودن نور ، ادراک مستقیم و مغز محاسباتی کوانتومی،  بلافاصله بر یکدیگر تأثیر بگذارند.  از آنجا که آگاهی  و زبان به شیوه کوانتومی عمل می کنند ، واقعیت اجتماعی اساساً هولوگرافیک[4] می باشند: ما با هم الگوهای متقابل متفاوتی را ایجاد می کنیم ،برای  معنا دادن و اهمیت بخشیدن به موقعیت ها و تبدیل ساختارهای اجتماعی به کارهای روزمره،که توسط مغزکوانتومی ما پردازش میشود  . 

هستی شناسی  کوانتوم اجتماعی ، که در بالا به آن اشاره شد ، فقط درصورتی کار می کند که از ادعای بحث برانگیز ونت پیروی کنیم: سیستم های کوانتومی در صفحه ای ماکروسکوپی در مغز ، زبان و در ساختارهای اجتماعی وجود دارند که ارگانیسم های  فردی ، گفتمان ها و ساختارهای اجتماعی همه می توانند حالات انسجام کوانتومی را حفظ کنند. در نظر ونت نسبت به زمینه های در حال ظهور زیست شناسی کوانتومی ، انسجام کوانتومی به معنای زنده بودن است.  انسجام کوانتومی هم به وجود یک چشم انداز داخلی در جهان معنی می دهد و  نیز  اینکه چرا این چشم انداز  ذاتا برای کسانی که از بیرون به آن نگاه می کنند غیر قابل مشاهده است .  هر جا انسجام کوانتومی وجود داشته باشد ، مکان مناسبی برای پدیدارشناسی  نیز وجود دارد.  در واقع ، برجسته ترین دستاورد کتاب ونت  ممکن است آشتی با رویکردهای طبیعت گرایانه و تفسیری در علوم اجتماعی باشد. دوگانگی موج ذرات سیستمهای کوانتومی منجر به یک دوگانگی روش شناختی مشابه در جامعه شناسی ونت می شود ، مکملی بین پدیدارشناسی شخص اول و مشاهده خارجی شخص سوم.  آنچه این سنتز را مقدور می سازد ، ارتباطی با ماهیت کوانتومی زندگی دارد.

نگرانی عمده جامعه شناسان این است که چگونه علم کوانتوم اجتماعی را بصورت تجربی انجام دهند.  ونت انتظار ندارد که دانشمندان علوم اجتماعی، ریاضیات عجیب مکانیک کوانتومی را بیاموزند.  خوشبختانه هیچ معادله ای نیز در کتاب وی وجود ندارد. برای برخی، این نگرانی وجود  دارد که هستی شناسی کوانتوم اجتماعی فقط ممکن است یک کار فانتزی باشد.  دخالت  اصلی ونت ، دست کم در این کتاب ، در سطح هستی شناسی اجتماعی است که در آن وی به موضوعات  در مورد ماهیت زندگی و آگاهی توجه می کند تا بتواند رفتارهای اجتماعی را مورد بررسی قرار دهد.  او امیدوار است که ذهن کوانتومی بیش از یک  توصیف  تکراری  باشد ، بلکه اجزای اصلی زندگی اجتماعی ، فرهنگ ها و ساختارهای اجتماعی از آن سرچشمه گیرد.  در حالی که ونت به وضوح علاقه مند به توسعه تئوری کوانتومی ملت - دولت به عنوان نوعی ساختار اجتماعی هولوگرافیک است ، پتانسیل های تجربی دیگری در زمینه های جامعه شناسی فرهنگی ، گفتمان جامعه مدنی ، علم معانی و احساسات جمعی وجود دارد.   هستی شناسی جامع گرایانه ونت ممکن است از روش های جدید ادراک ، مثل  استقلال فرهنگی ، رویداد های تحول آفرین ، تداوم ساختارهای وضعیتی ، روشهای مختلف ارتباطات و حتی شاید انتقال عاطفی پشتیبانی نماید .  به ویژه ، جامعه شناسی فرهنگی می تواند از نظریه آگاهی کوانتومی، بهره  زیادی ببرد.

 

[1] توانایی ظاهری اشیاء را برای دانستن فوری در مورد وضعیت یکدیگر ، حتی اگر با مسافت های بزرگ (به طور بالقوه حتی میلیارد سال نوری) از هم  دور باشند.ً گویا جهان به طور لحظه ای ذرات خود را در انتظار وقایع آینده ترتیب می دهد.

 [2] درهم آمیختگی کوانتومی یک پدیده مکانیکی کوانتومی است که در آن می بایست حالتهای کوانتومی دو یا چند شیء با مراجعه به یکدیگر تشریح شوند ،  حتی اشیاء جداگانه ممکن است از لحاظ مکانی جدا شوند.  این امر به همبستگی بین ویژگیهای فیزیکی قابل مشاهده سیستمها منجر می شود.

 [3] برهم نهی توانایی یک سیستم کوانتومی در چندین حالت  همزمان  است  تا زمانی که اندازه گیری شود .  از آنجا که درک مفهوم دشوار است ، این اصل اساسی مکانیک کوانتومی اغلب با آزمایش انجام شده در سال 1801 توسط فیزیکدان انگلیسی ، توماس یانگ انجام شده است.

[4] هولوگرام یک ساختار فیزیکی است که نور را در یک تصویر پراکنده می کند.  اصطلاح هولوگرام می تواند به مواد رمزگذاری شده و تصویر منتخب اشاره داشته باشد.  یک تصویر هولوگرافیک را می توان با نگاه کردن به یک چاپ هولوگرافی روشن یا با تاباندن لیزر از طریق هولوگرام و نمایش تصویر روی صفحه نمایش داد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل