شما اینجا هستید: Homeکتاب ها و مجله های علمیکتابخانهدر دفاع از پوپولیسم چپ

در دفاع از پوپولیسم چپ

شانتل موف

ترجمه: حسن اعمائی، بهزاد نیاز آذری

مقدمه
«شانتال موف» یکی از نظریه پردازان متأخر در حوزة اندیشه سیاسی است که در آثار خود به بحث دربارة موضوعاتی نظیر لیبرالیسم، شهروندی، پلورالیسم، دموکراسی لیبرال، جماعت از منظری ضدذات گرایانه، آنتاگونیسم، آگونیسم و دموکراسی رادیکال می پردازد. موضوع محوری ای اندیشه موف، بازاندیشی دربارة امر سیاسی و ویژگی حذف ناشدنی قدرت، هژمونی و آنتاگونیسم در عرصه سیاسی است. زمینه های اصلی تفکر موف و طرح مفهوم امر سیاسی ، در تفکر انتقادی و ناکارآمدی آرمان جهانشمول روشنگری در قالب دو الگوی لیبرالیسم و سوسیالیسم و متعاقب آن ضرورت نوعی تغییر پارادایمی در ادراک سوسیالیستی و گرایش به پسامارکسیسم ریشه دارد. موف در آثار خود مي کوشد به نقد و واسازي سياست گفتمان ليبرال دموکراسي بپردازد و بر اساس رويکردي سازنده، امکان ارائه بديل هاي جديد سياسي را فراهم آورد.
درک ماهیت وضع کنونی، بحران در صورتبندی هژمونیک نئولیبرال و چالشی که به واسطة " وقته ای پوپولیستی" آشکار شده، مسئله ای است که در سه دهة گذشته همواره مورد تحلیل موف قرار گرفته است. فضایی که در آن، فرصت مقتضی برای شهروندان به منظور انتخاب حقیقی بین پروژه های مختلف سیاسی وجود ندارد و نقش آنها محدود به تایید سیاست های موجود است. وضعیتی «پسا سیاسی» که بیانگر ناخرسندی از نهادهای دموکراتیک موجود است و به صورت ناتوانی نهادهای موجود در تأمین وفاداری مردم، اولیگارشی سازی فزاینده جوامع اروپای غربی، از بین رفتن تمایز میان چپ و راست، ناعادلانه پنداشتن نظم اجتماعی موجود، رشد فزاینده آراء ممتنع، گسترش بی تفاوتی سیاسی، شکل گیری سوژه جدیدی از کنش جمعی و موفقیت روزافزون احزاب پوپولیست خود را نشان می‌دهد. این دگرگونی ها به ظهور وضعیتی"پسا دموکراتیک" که در آن دو ستون محوری برابری و حاکمیت مردمی تضعیف شده است. پرسش های مهمی که در این زمینه وجود دارد این است که پیامدهای ناشی از این بحران¬ها برای سیاست های دموکراتیک چیست و آیا اساساً امکان ساخت نظمی دموکراتیک تر وجود دارد؟
آن چه در این میان موجب سردرگمی بیشتری شده است، آشفتگی مفهوم سیاست و نابسندگی آن برای تحلیل زندگی و زمانة کنونی است. به نحوی که از یک سو، سیاست چپ، چه در سنخ سوسیال دموکرات و چه مارکسیستی آن، قادر به تحلیل مجموعه جنبش هایی که به دلیل شورش های 1968 وجنبش‌های مرتبط به مقاومت علیه اشکال متعدد سلطه - نظیر موج دوم فمینیسم، جنبش همجنس گرایان، مبارزات ضد نژادپرستی و موضوعات مربوط به محیط زیست – ظهور یافتند، در قالب تعابیر طبقاتی نبودند. نوعی چشم انداز، که موف آن را "ذات گرایی طبقاتی" - بیان جایگاه عاملیت های اجتماعی در ارتباط با تولید- می نامد و قادر به درک خواسته‌هایی نبود که مبنای طبقاتی نداشت.
موف در کتاب دفاع از پوپولیسم چپ می کوشد با بهره گیری از رویکردی ضد ذات گرا- پساساختارگرا و ترکیب آن چشم اندازها با دیدگا‌های آنتونیو گرامشی، یک رویکرد بدیل"ضد ذات گریانه" ارائه کند. رویکردی که بتواند با درک کثرت مبارزه علیه اشکال متفاوت سلطه و فرمول بندی دقیق آن منازعات، ایجاد یک «زنجیره هم ارزی» از طریق توجه به مطالبات طبقه کارگر همراه با خواسته‌های جنبش های جدید با هدف دستیابی «اراده مشترک»، به "رادیکالیزه شدن دموکراسی" یاری رساند. پروژه ای کثرت گرا و رادیکال، که مبارزات چندوجهی به‌منظور رهایی، بر پایة کثرتی از عاملیت های اجتماعی و مبارزه آنها حول جنبش های کارگری، فمینیستی، نژادی، محیط زیست گرا، ...بنا شده است. در چارچوبی که «بسط وگسترش و رادیکالیزه شدن مبارزات دموکراتیک هیچ گاه به یک جامعه کاملا آزاد منتهی نمی شود و پروژه رهایی بخشی نباید دیگر به عنوان تلاشی برای حذف دولت قلمداد شود. همواره تضاد، مبارزه و پراکندگی نسبی اجتماعی وجود خواهد داشت. به همین دلیل، اسطوره کمونیسم به عنوان یک جامعه شفاف و مسالمت آمیز – که آشکارا به پایان سیاست اشاره می کند- باید کنار گذاشته می‌شد».
استدلال اصلی موف در کتاب حاضر این است که به منظور مداخله در بحران هژمونیک، ایجاد جبهه ای سیاسی در قالب پوپولیسم چپ ضروری است که به عنوان راهبردی گفتمانی جبهه ای سیاسی میان مردم و الیگارشی موجود بر می سازد. شکلی از سیاست که با بیان مجموعه‌ای از مطالبات ناهمگون– دفاع از محیط زیست، مبارزه علیه جنسیت‌گرایی، نژادپرستی و سایر اشکال سلطه- برای "بازگشت امرسیاسی" و بهبود و تعمیق دموکراسی مورد نیاز است. زیرا در چند سال آینده، محور اساسی تعارض سیاسی بین پوپولیسم راست و پوپولیسم چپ خواهد بود. پوپولیسم در این چارچوب نه مفهومی مذموم، بلکه راهبرد مناسبی برای بهبود و تعمیق ایده ال های برابری و حاکمیت مردمی به عنوان عنصر سازنده سیاست دموکراتیک در اروپای غربی فراهم خواهدکرد.
به باور موف، قبل از هرچیز ضروری است با اتحاذ رویکردی تحلیلی، نگاه ساده انگارانة ژورنالیستی به پوپولیسم که آن را صرفاً نوعی عوام فریبی معرفی می کند، کنار بگذاریم. پوپولیسم راهی است برای کنش سیاسی که می تواند صورت های گوناگونی بسته به زمان و مکان به خود بگیرد و وقتی سربرمی آورد که سوژه کنشی جمعی ای(یا مردمی ای) شکل بگیرد که قادر باشد نظم اجتماعی ای را از نو پیکربندی کند؛ نظم اجتماعی ای که آن را که ناعادلانه می انگارد و ستمدیدگان علیه «فوق ثروتمندان» شورش می کنند.
ارنستو لاکلائو در کتاب منطق پوپولیسم، پوپولیسم را به عنوان یک راهبرد گفتمانی معرفی می کند که جامعه را به دو اردوگاه تقسیم می کند و خواهان بسیج ستمدیدگان علیه آنهایی هستند "که در قدرت اند". راهبردی که با بهره گیری از رهیافت تئوری ضد ذات گرایی بر این امر تأکید می ورزد که همیشه جامعه تقسیم شده است و به صورت گفتمانی از طریق کنش های هژمونیک ساخته می شود. پوپولیسم یک ایدئولوژی نیست و نمی تواند به محتوای برنامه ای خاصی نسبت داده شود. همچنین، پوپولیسم یک رژیم سیاسی هم نیست. پوپولیسم شیوه ای ازمبادرت به سیاست است که بسته به زمان و مکان، می تواند اشکال ایدئولوژیک مختلفی به خود بگیرد و با چارچوب های نهادی متنوعی سازگاری دارد. ما می توانیم صحبت از یک وقته پوپولیستی کنیم، هژمونی مسلط تحت فشار دگرگونی های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به واسطة حجم زیادی از مطالبات ارضا نشده رو به بی ثباتی دارد. بنابراین، وقته پوپولیستی تجلی تنوع مقاومت ها نسبت به دگرگونی های اقتصادی و سیاسی است که در طول سال های هژمونی نئولیبرال مشاهده شده است.
موف با محور قرار دادن این ایده های کثرت گرایانه، اين ايده را مطرح مي کند که تفکّر ليبرال به شکلي اقتصادي به سياست مي‌انديشد و هرگز قادر نبوده خاص‌بودگي امرِ سياسي را درک کند. در مقابل، دموکراسي راديکال براي امر خاص، وجود اشکال متفاوت عقلانيت و نقش سنت (سنت هاي رفتاري) اهميت قائل است. در واقع، هيچ ديدگاه بيروني به تمامي سنت ها وجود ندارد که از آن ديدگاه بتوان دست به داوري جهانشمول زد. سنت به ما اجاز مي دهد خودمان را در تاريخ مندي ، يعني اين واقعيت که ما از مجراي مجموعه اي از گفتمان هاي تاکنون موجود به مثابه سوژه برساخته مي شويم. با توجه به ويژگي ترکيبي، ناهمگن، باز و نامتعيّن سنت، زبان و افق حال حاضر و جهان مفروض ما شکل مي گيرد و کنش سياسي در قالب سياست دموکراسي راديکال امکان پذير مي شود.
ارائة ترجمه فارسی کتاب در دفاع از پوپوپولیسم چپ از دو جهت با اهمیت است: نخست آن که این اثر دارای بار نظری است و می تواند برای ارائة درکی تحلیلی از تحولات جدید در کشورهای اروپای غربی کارآمد باشد؛ دوم آن که، ماهیتی روزآمد دارد و دربرگیرندة آخرین مباحث در باب امر سیاسی، پوپولیسم و رادیکال دموکراسی است. مترجمین اثر که دو تن از دانشجویان ساعی و اهل فضل و ادب در دوره دکترای علوم سیاسی دانشگاه تهران هستند، نیز تلاش داشته اند با دقت و جدیتی مثال زدنی به انتقال دقیق مفاهیم و معانی یاری رسانند که شایستة تحسین است. امیدوارم حاصل کار آنها مورد توجه علاقمندان و پژوهشگران گرامی قرار گیرد.

علی اشرف نظری. دانشیار علوم سیاسی دانشگاه تهران
10 امردادماه 1398

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل