شما اینجا هستید: Homeکتاب ها و مجله های علمیکتابخانه امنیت خلیج فارس و تعامل کشورهای منطقه

امنیت خلیج فارس و تعامل کشورهای منطقه

علیرضا جرجانی*

مقدمه
امنیت خلیج فارس از دیرباز مورد بررسی و توجه سیاستمداران منطقه و جهان بوده است. منطقه خلیج فارس به دلیل موقعیت راهبردی در پهنه جغرافیایی، ذخایر انرژی فراوان و حساسیت فوق العاده ژئوپلیتیکی ، به یکی از مهم ترین کانون های بحران و منازعه در جهان امروز تبدیل شده است. حتی عده ای تا آنجا پیش رفته اند که غرب آسیا و در مرکز آن خلیج فارس را قلب جدید یا هارتلند جدید جهان نامیده اند. در چنین شرایطی شاید برقراري امنیت مهمترین خواسته و الزام در منطقه باشد. الزامی که در دوره هاي مختلف، اشکال خاصی از آن را به خود دیده است.
كشورهاي حوزه خليج فارس براي تأمين امنيت منطقه اي خود همواره با موضوع «معماي توافق» روبه رو بوده اند. بازیگران جنوبی حوزه خلیج فارس، کشورهای فرامنطقه ای را بازیگر لازم و ضروری برای نظام امنیت منطقه ای می دانند، درحالی که این امکان وجود دارد كشورهاي حوزه خليج فارس با اتكاء به توانمندي هاي جمعي، بومي سازي امنيت می توانند به ثبات و آرامش منطقه برسند. جمهوري اسلامي ايران نيز به عنوان همسايه بالادستي خليج فارس، يكي از موافقان با اين ديدگاه مي باشد در اين شرايط، طراحي ساختار امنيتي به گونه سازمان يافته شكل نمي گيرد و تا زمانی که سیستم امنیتی منطقه شکل نگرفته، دوره گذار امنیتی در منطقه برای همه بازیگران و برای تعیین جایگاه آینده آنها در سیستم بسیار مهم و سرنوشت ساز می باشد و میزان ضرر یا سودهای آنها از ترتیبات امنیتی آینده، به نقش کنونی آنها در حال حاضر بستگی دارد. به عبارت ديگر، هر بازيگر تلاش مي كند تا موقعيت خود را از راه تثبيت جايگاه امنيتي خود و مقابله با ساير بازيگران سازماندهي كند.
در این پژوهش با بررسی شرایط مختلف کشورهای عربی منطقه به این سؤال پاسخ داده می شود که چرا این کشورها در ایجاد امنیت منطقه خلیج فارس بدون حضور بازیگران فرامنطقه ای ناکام مانده اند؟
1ـ کشـورهاي جنـوب خلیج فارس، از ابتداي تشکیل خود شاهد حضور قدرت هاي غربی در ایـن منطقـه بوده اند. این کشورها حضور قدرت هاي غربی به ویژه امریکا و روابط و پیوند با آنها را نه تنها امري طبیعی تلقی می کنند، بلکه تشکیل این واحـدهاي سیاسـی و تـداوم بقاي آنها را با حضور، طراحی و حمایت قدرت هاي مزبور امکان می دانند. شماري از تحليل گران سياسي امور خليج فارس بر اين باورند كه شوراي همكاري خليج فارس شوراي كه در سال 1981 ميلادي از شش كشور عربستان، كويت، قطر، بحرين، امارات و عمان تشكيل شده است به علت جنگ ايران و عراق و هراسي كه ميان حكام شش كشور كوچك و عرب خليج فارس پديدار شـد،با حمایت آمـريكا به وجود آمـد است و این موضوع به دلیل ترس امنیتی از ایران بوده است.
2ـ یکی دیگر از ابعاد عمدة پیونـدهاي اسـتراتژیک کشـورهاي شـوراي همکاري خلیج فارس، به تحولات منطقه مربوط مـی شـود کـه در سـال هـاي اخیـر، خواهان ایجاد توازن بیشتر در مقابل ایران می باشند. این توازن سازي بـر مبنـاي ایـن تصور قرار دارد که تحولات منطقه اي، به ویژه تغییـر رژیـم در عـراق، موجـب شـده است که قدرت و نفوذ منطقه اي ایران افزایش یابد. اهمیـت اسـتراتژیک ایـن تحـول به دلیل آن است که موقعیت ایران به عنـوان یـک بـازیگر منطقـه اي مخـالف هژمـونی امریکا ارتقا یافته است و از همین رو امریکا سـعی دارد بـا کمـک متحـدان منطقـه اي خود نظیر دولت هاي شوراي همکاري خلیج فارس به محدودسـازي و انـزواي ایـران بپردازد.
3ـ اعضای شورای همکاری خلیج فارس وابستگی های اقتصادی زیادی به کشورهای غربی و مخصوصا آمریکا دارند. اینها صادرکننده نفت خام به کشورهای غربی وآمریکا می باشند و از طرف دیگر واردکننده بسیاری از محصولات مورد نیاز کشور خودشان از غرب می باشند. در این کشورها به دلیل کمبود جمعیت و عدم وجود زیرساخت های صنعتی، معمولا مصرف کننده می باشند و توان تولید محصولات اصلی صنعت را ندارند.
4ـ اعضای شورای همکاری خلیج فارس، به دلیل عدم توان تولید تجهیزات نظامی، به ناچار وابستگی های نظامی زیادی به کشورهای غربی و مخصوصا آمریکا دارند؛ به طوری که در حوزه تجهیزات و ادوات نظامی وابسته به غرب و مخصوصا آمریکا هستند. متعاقباً این موضوع منجر شده است که در خصوص یشتیبانی، تعمیر و نگهداری و به روزرسانی تجهیزات نظامی نیز به کارشناسان و مستشاران غربی وابستگی کامل داشته باشند.
5ـ ساختار سیاسی شش کشور عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس، با توجه به عدم تکیه به رأی مردم و دموکراسی، به نحوی است که ثبات حاکمان این شش کشور متکی بر روابط و دادن امتیازهایی به غرب و مخصوصا آمریکا است.
6ـ ساختارهاي سياسي واجتماعي اغلب كشور هاي منطقه به شدت تحت تأثير عملكرد و ويژگي هاي رفتاري نخبگان سياسي اين كشور ها قرار داردوچگونگي تعامل ميان كشورهاي منطقه بستگي به نوع عملكرد و نگرش هاي آنها دارد. نگرش ها و ارزش ها و به ويژه ايدئولوژي هاي نخبگان اين كشورها نه تنها مكمل هم نيست بلكه متضاد است و نخبگان سياسي به ويژه رهبران منطقه عمدتا داراي انديشه هاي بسياربلند پروازانه مي باشند.در بسياري از موارد به دليل ناهمخواني اين انديشه ها با واقعيت ها شاهداتخاذ رفتارهاي مطلق گرا و كشمكش مداوم ميان نيروهاي ايدئولوژيك هستيم .لذا نگرش ها و ويژگي هاي رفتاري حاكم بر نخبگان سياسي منطقه، در كاميابي فرايندهاي همكاري وهمگر ايي مانع محسوب مي گردد . نگرش منفي در ميان نخبگان مخصوصا در روابط ميان ايران واعراب و در قالب مباحثي نظير( عرب) و(عجم)و(شيعه) و(سني) مطرح بوده به گونه اي كه بعضي از رژيم هاي سياسي تقويت رژيم خود و تعريف هويت خويش را در دامن زدن به چنين موضوعاتي وخلق يك دشمن منطقه اي جستجو مي كنند.
7ـ در كشورهاي منطقه خليج فارس به استثناي ايران و امارات به طور كلي دو نوع حكومت سلطنتي و ديكتاتوري نظامي موجود است كه شكل موروثي دارد . در واقع كانون سلطه و اقتدار در ساختار سياسي اين كشورها پادشاه يا امير است و ساختار نظام تصميم گيري فردي بوده و كسي خارج از خاندان حاكم در سيستم تصميم گيري اين كشورها اختيار تام ندارد . بر اين اساس نظام هاي مذكور سنتي و محافظه كار بوده و مشروعيت نظام به حقوق الهي سلطنت و ريشه هاي مذهبي و قبيله اي باز مي گردد در بسياري از اين كشورها دولت يك كارفرماي عمده است و هدايت سياسي در سطوح عالي متمركز در دست گروه يا قبيله كوچكي از تصميم گيران است . ناحيه گرا يي ، طايفه گرايي و فرقه گرايي هنوز نقش تعيين كننده اي در تصميم گيري هاي سياسي ايفا مي كند كه به نوبه خود فرآيند همگرايي را كند مي سازد. به عبارت ديگر رؤساي قبايل اختيارات خود را به تشكيلات منطقه اي كه سهل است حتي به دولت مركزي هم اعطا نمي كنند.
8ـ رانتي بودن اقتصاد كشورهاي منطقه آثار و پيامدهايي دارد كه مانع همگرايي مي شود.طبيعت اقتصاد رانتي به گونه اي است كه به خودي خود متمايل به خارج از مرزهاي ملي است چون فن آوري استخراج ، كارشناسان و بازار فروش همگي معمولا از خارج تهيه مي شوند و دولت رانتي از طريق باز توزيع ثروت در جامعه سعي در مشروعيت يابي دارد و اين ثروت تنها از طريق صادرات نفت فراهم مي ايد. دولت هاي اين چنيني ، كه به شدت بين قدرت سياسي و ثروت اقتصادي تلفيق ايجاد نموده اند، در مقابل نيرو هاي معارض شديدا احساس ناامني مي كنند و براي جبران اين خلاء امنيتي نياز مبرم به ايجاد تشكيلات عظيم پليسي و خريد تسليحات مي كنندويا با وابستگي به قدرت هاي خارجي سعي در حفظ حكومت و برقراري امنيت براي خود مي كنند. در نتيجه اقتصاد رانتي فرآيند همگرايي بين كشور هاي منطقه را با مشكل روبرو مي کند، چرا كه دولت آسيب پذير نفتي حاضر نيست وضعيت موجود را به خاطر اتحاديه منطقه اي تغيير دهد.
9ـ منازعات ميان كشورهاي عرب خليج فارس نيز عامل ديگر عدم اتحاد ميان كشورهاي منطقه است . از جنگ جهاني دوم جهان عرب از منازعات ميان مصر ، عراق ، عربستان و سوريه بر سر رهبري كل اعراب رنج برده است . اما افراط گرايي در اين موضوع زمينه هاي تفرقه سياسي بيشتر را در جهان عرب به وجود آورد كه سبب عقيم ماندن وحدت اعراب تحت شعار پان عربيسم شد. منازعه بر سر رهبري جهان عرب، همچنان به عنوان منبع اصلي، اختلافات بين اعراب را دامن مي زند. لذا عدم وجود اتحاد در سیاست اتخاذ شده در کشورهای عرب منطقه خلیج فارس موجب عدم همگرایی در تأمین امنیت منطقه ای شده است.
با توجه به موارد فوق می توان این ادعا را داشت که ساختار سیاسی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، به خاطر وابستگی های زیاد به خارج از مرز های خود و همین طور مشکلات درونی این کشورها و بعضا رفتارهای غیر اصولی و غیر دموکراتیک آنها، ساختاری بسیار متزلزل و غیر قابل پیش بینی دارند. لذا نمی توان از این شش کشور انتظار داشت که در امنیت خلیج فارس مشارکت جدی داشته باشند. و این وابستگی اقتصادی و نظامی متعاقباً استقلال سیاسی آن ها را تحت الشعاع قرارخواهد داد و عملاً در انتخاب سیاست خارجی خود تا حدودی از قدرت های فرامنطقه ای پیروی خواهند کرد.

دیدگاه جمهوری اسلامی ایران درخصوص تأمین امنیت خلیج فارس و همکاری با کشورهای منطقه
از نگاه جمهوری اسلامی ایران، منطقه خلیج فارس با چالش هایی همچون القای اختلافات دینی و قومی، درگیری های مرزی، قاچاق مواد مخدر، فعالیت گروه تروریستی، حضور نیروهای خارجی در منطقه، رشد رقابت های تسلیحاتی و اولویت دادن به نظامی گری روبه روست که حل و فصل آنها صرفا با همکاری دسته جمعی کشورهای منطقه و تدوین سازوکارهای جامع در این زمینه امکان پذیر است.بر این اساس، ایران معتقد است حضور نیروهای فرامنطقه ای و مداخله آنها در امنیت منطقه علاوه بر اینکه موجب گسترش افراط گرایی و تروریسم میشود بلکه باعث ایجاد رقابت ناسالم و کاهش اعتماد کشورهای منطقه به یکدیگر نیز می شود. هرچند وجود برخی اختلافات سیاسی و حضور آمریکا در خلیج فارس، فروپاشی رژیم صدام در عراق و رویکرد ایران به عراق جدید، تحولات منطقه ای در سال های اخیر که منجر به افزایش نفوذ و قدرت ایران و به تبع آن تغییر موازنه قدرت منطقه ای به نفع ایران شده و سرانجام تهدیدها و بدفهمی ها درخصوص برنامه های هسته ای ایران، از مهم ترین موانع محسوب می شوند.

جمع بندی و نتیجه گیری
موقعیت خلیج فارس محل تلاقی نیروهای متضادی از لحاظ قومی و مذهبی می باشد که باعث پیدایش و تقویت ایدئولوژی های متعارض و ناسیونالیست قومی در خلیج فارس شده است. وجود چنین اختلافاتی در منطقه موجب به وجود آمدن دیدگاه های متفاوتی در مورد امنیت و تعاملات منطقه و درنتیجه باعث شکل گیری عدم اعتماد متقابل و سوءظن کشورها به یکدیگر شده و همکاری های منطقه ای را به شدت محدود کرده است؛ و برای واکنش به این تهددیدات، از سوی اعراب است که زمینه را برای حضور و مداخله قدرت های فرامنطقه ای به ویژه آمریکا، خرید تسلیحات نظامی و همکاری های نظامی امنیتی فراهم کرده است. حجم و گستره نفوذ آمریکا در منطقه خلیج فارس آن چنان قدرتمند است که در طراحی ساختارهای امنیتی جدید در خلیج فارس نمی توان آن را نادیده گرفت یا دست کم شمرد.از طرفی کشورهای منطقه خلیج فارس با توجه به داشتن پتانسیلهای فرهنگی و اقتصادی مشترک این امکان را دارند که در صورت ایجاد اطمینان متقابل ، در حوزه امنیت منطقه و موارد دیگر به توافق همراه با منفعت جمعی دست پیداکنند

توصیه راهبردی
با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش و به منظور برقراري امنیت خلیج فارس توسط کشورهای منطقه ای توصیه راهبردی ذیل ارائه می گردد:
ـ یکی از راه های همگرایی در تأمین امنیت خلـيج فـارس، ايجاد اتحاديه دفاعي منطقه اي جديدي است كه مي تواند با حضور شش كشور عضو شوراي همكاري خليج فارس و ايران و عراق تشكيل شود تا كمربند امنيتي جديدي را به منظور كاهش حضور امريكا و قدرت هاي فرامنطقه اي فراهم آورد. هدف اوليه ايـن نظـم، ايجاد محـيط امنـي در منطقـه اسـت كـه براسـاس آن، تنش هاي داخلي و بين المللي با روند فزايندة همكاري، كاهش مـي يابنـد يـا از بـين مي روند. علاوه بر آن، چنين نظمي مي تواند امنيت كشتيراني، صدور نفت، تصادم هاي دريايي و مقابله با مواد مخدر را نيز تضمين كند و الگوي اعتمادسازي را در زمينـه نظامي فراهم آورد. به طور كلي، اين نظم مـي توانـد بـه صـورت شـبكه اي وسـيع، متشكل از همه كشورهاي منطقه، مسائل مختلف را دربر گيرد؛ مهم تر اينكه مي توانـد مبادلات بين كشورهاي منطقه را افـزايش دهـد كـه درنتيجـة آن نهادهـايي در ميـان كشورهاي منطقه بـه وجـود آيـد تـا از پيشـنهادهاي همكـاري چندجانبـه در منطقـه حمايت كند.
ـ همانطور كه مي دانيم در آمد همه كشورهاي منطقه بر پايه نفت و گاز بوده و به شدت به درآمدهاي نفتي وابسته هستند . به نظر مي رسد اين كشورها كه در زمينه اقتصادي اهدافي مشترك دارند ، مي توانند با هماهنگ نمودن سياست هاي خود و با نشان دادن اراده سياسي جهت همكاري در اين زمينه ، علاوه بر ايجاد رفاه اقتصادي و ترتيبات امنيتي داخلي، در روابط خارجي خود نيز در چارچوب سياست ها و اتحادهاي اقتصادي ، رفاه منطقه را به وجود آورند.
- با توجه به ترس امینتی که کشورهای منطقه از ایران دارند می بایست توسط ایران گامهای عملی اعتماد سازی ، اطمینان بخشی در خصوص برنامه هسته ای و موشکی ، به رسمیت شناختن منافع کشورهای منطقه ، احترام متقابل به دولتمردان فعلی حاکم بر کشورها ، اطمینان بخشی در خصوص عدم مداخله در حوزه سیاسی و مذهبی برداشته شود تا در آینده اعتماد متقابل شکل مناسبی گرفته وموجب گسترش روابط و نهایتا رسیدن به منفعت جمعی گردد


*دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه آزاد سمنان واحد شاهرود

 

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

logo-samandehi

       شماره مجوز ۷۹۸۱۰

از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

مجله ایرانی روابط بین الملل

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله ایرانی روابط بین الملل است.
باز نشر مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

کانال مجله ایرانی روابط بین الملل

کانال مطالعات روابط بین الملل