شما اینجا هستید: Homeگزارشتحریم های ایالات متحده آمریکا؛ پیامدها و راهکارها

تحریم های ایالات متحده آمریکا؛ پیامدها و راهکارها

سی و چهارمین هم اندیشی گروه مطالعات روابط بین الملل با حضور دکتر احمد زیدآبادی

تدوین: روح اله سوری

سی و چهارمین نشست تلگرامی گروه مطالعات روابط بین الملل  با موضوع" تحریم های ایالات متحده آمریکا؛ پیامدها و راهکارها" روز یکشنبه 11 / 9/97 با حضور دکتر احمد زیدآبادی کارشناس مسائل سیاسی  برگزار گردید در ابتدای بحث دکتر زید ابادی ضمن اشاره به  تاثیر پذیری بالای تحریم های ایالات متحده آمریکا  در تخریب اقتصاد ایران  بر این نکته تاکید داشتند که با شیوه مدیریت و حکمرانی موجود  قادر به مقابله موثر با تحریم ها نمی باشیم. در این نشست که با استقبال زیاد شرکت کنندگان همراه بود. دکتر زیدابادی به سوالات مطرح شده پاسخ و نظرات خود را در رابطه با تحریم های آمریکا علیه ایران ارائه دادند. در ادامه شرح این پرسش و پاسخ می آید:

-باتوجه به نزدیکی روسیه به عربستان که با آمریکا خواهان حذف اوپک هستند، چگونه می‌توان این استراتژی را خنثی کرد؟
 روسیه لزوماً در پی نابودی یا انحلال اوپک نیست و از طریق همکاری با آن می کوشد بهای نفت را در بازار جهانی مدیریت کند. دولت ترامپ هم برای انحلال اوپک شاید چندان جدی نباشد و بیشتر در صدد اعمال فشار برای پایین نگه داشتن بهای نفت است. از این رو خطری فوری  و جدی اوپک را تهدید نمی کند. البته اوپک هم عملاً کانون منازعات پشت پردۀ اعضا بخصوص ایران و عربستان و امارت می باشد و به همین دلیل می توان گفت قدرتی ندارد. به هر حال، راه حل تأثیرگذار بودن اوپک همکاری میان ایران  و عربستان سعودی است که البته فعلاً چشم اندازی برای آن دیده نمی شود.

-دلایل امریکا براي از خروج برجام چه بود؟ منافع آمريکا با خروج از پيمان ها به ويژه برجام چگونه تامين مي شود؟
هدف دولت ا,باما از امضای برجام کشاندن ایران به روندی برای تغییر رفتار ایران در طول زمان بود. اوباما انتظار برجام های 2 و 3 و 4 و... را هم داشت اما ایران پس از آغاز صادرات نفت، قراری برای ادامۀ روند برجام را نداشت. از این رو بود که ایران با فرستادن موشک به هوا و آن هم با شعاری خاص در صدد برآمد که به طرف غربی بگوید انتظار دیگری نباید داشته باشد. این ماجرا طرف مقابل را نسبت به امکان تغییر رفتار ایران در سایر حوزه ها از طریق اجرای برجام دچار تردید کرد و همه چیز را نهایتاً در دورۀ ترامپ به نقطۀ نخست رساند. ترامپ تصور می کند که با وجود برخورداری ایران از منابع درآمدی نفت مذاکره با ایران برای تغییر رفتارش در سایر حوزه ها امکانپذیر نخواهد بود و به همین دلیل از آن خارج شد.

-آیا کشورهای اروپایی قادر خواهند بود که طرح کانال مالی SVP را عملیاتی کنند با توجه به اینکه مناسبات و منافع سیاسی و اقتصادی آمریکا و اروپا نسبت به ایران پرظرفیت تر و درهم تنیده تر است ؟
به نظرم اروپایی ها پیش از آنکه توان این کار را نداشته باشند؛ اراده آن را ندارند. آنها از رفتار ایران در بسیاری از زمینه ها ناراحت و عصبی هستند و  نهایتاً نمی خواهند به عنوان منجی و حامی دولت ایران ظاهر شوند و از قضا آنها خروج آمریکا از برجام را هم بهانۀ مناسبی برای فشار مؤثرتر بر ایران می دانند. البته از یک جانبه گرایی آمریکا هم در این زمینه نارحت هستند و مایل اند که ماجرا از طریق نوعی تفاهم دو طرفه پیش رود. ترامپ اما نمی خواهد سیاست خود را در گرو اروپایی ها که از نظر او قاطعیت لازم را ندارند در آورد. نهایتاً باید گفت که از تنور اروپا برای ایران آبی گرم نمی شود بخصوص اینکه دولت ایران نگرانی های خاص آنها را هم بر طرف نمی کند و می کوشد آنان را بترساند.

-اقای تقی رحمانی در مقاله ای اشاره کرده اند که هدف عمده امریکا از تحریم ها از بین بردن نقش ایران در منطقه  است که می شود گفت در این زمینه موفق بوده است. همچنین  ایشان معتقد هستند که تحریم ها در داخل به دلیل درآمد حاصل از فروش نفت و داشتن یکسری گروه ها که همواره حامی جمهوری اسلامی هستند امکان فروپاشی جمهوری اسلامی رو نخواهد داشت با این شرایط آیا تحریم ها  باعث تغییر رفتار ایران در سیاست داخلی خواهد شد ؟
دولت ترامپ لغو تحریم ها را مشروط به شروطی کرده است که اگر حکومت ایران آنها را بپذیرد، ایدئولوژی مورد نظرش که حقانیت و مشروعیت اش را توجیه می کند؛ فرو می پاشد. بنابراین مجبور می شود که ایدئولوژی تازه ای را تدوین کند که آن هم نیازمند تغییر پایگاه اجتماعی و در نتیجه تغییر ساختار است. در حقیت ترامپ از ایران یک انتخاب تاکتیکی در حوزۀ خاصی را طلب نمی کند بلکه خواهان یک انتخاب استراتژیک از سوی تهران برای خداحافظی با گذشتۀ چهل سالۀ خود است. اگر داستان به خواست های مشخص و محدودی منحصر می شد مشکل اینقدر عمیق نمی شد و طرف ایرانی هم به میز مذاکره بر می گشت

-با توجه به حضور نئوکان های حامی اسرائیل در هیئت حاکمه ایالات  متحده، خروج آمریکا از برجام و تلاش برای افزایش فشار بر ایران و همینطور شدت یافتن تلاش ها برای عادی سازی روابط میان اعراب و اسرائیل، تحلیل شما از راههای پیش رو چیست؟ با ذکر این نکته که شاهد تلاشی از سوی حاکمیت ایران برای اصلاح رویه غلط مدیریتی و عزم جدی برای مبارزه با فساد نیستیم.
به نظر من سیاست خارجی دولت های مختلف آمریکا با یکدیگر در حوزۀ امور مشخص تفاوت بنیادینی با هم ندارد. دولت های آمریکا معمولاً بر سر میزان مداخله گری یا انزواگرایی در صحنۀ بین المللی با هم تفاوت های جدی دارند اما در مورد مسائل مشخص بین المللی مثل مناقشۀ اعراب و اسرائیل بیشتر اختلاف نظرهای تاکتیکی دارند. به نظرم نباید از نئو کان ها دیوهای با شاخ و دمی ساخت که نتوان با آنها در هیچ زمینه ای کار کرد. به نظرم اگر ایران از سیاست نابودی اسرائیل عدول کند به جای آن بر احقاق حقوق فلسطینی ها در کرانۀ باختری، بیت المقدس شرقی و نوار غزه متمرکز شود؛ بسیاری از معادلات به زیان اسرائیل به هم می ریزد. سیاست فعلی ایران خوراک نتانیاهوست تا با تکیه بر آن توجهات را از زیاده خواهی های خود در کرانۀ باختری دور کند و بر ایران متمرکز شود. متأسفانه هر حرفی در این زمینه در ایران هزینه زاست و یک سیاست مخرب و بی تأثیر در جریان است. از آنجا که جناح راست اسرائیل علاقه ای به رفع اشغال کرانۀ باختری ندارد؛ طبعاً عدول ایران از سیاست نابودی اسرائیل، به جهان فرصتی برای اعمال فشار بر آنها می دهد و اعراب را هم از نزدیکی به اسرائیل در شرایط حاضر باز می دارد.

-رویکرد حاکم بر سیاست خارجی ایران، تا چه حد در شکل گیری وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در عرصه روابط منطقه ای و بین المللی تاثیرگذار بوده است؟ آیا چنین رویکردی در آینده قادر به تامین منافع ملی ما خواهد بود؟
به گمانم به این پرسش تا حدودی در پاسخ به سایر پرسش ها پاسخ دادم. متأسفانه سیاست خارجی ایران اصولاً بر پایه هایی استوار شده که منافع ملی به معنای متداول آن در صحنۀ جهانی جایی در آن ندارد. در این باره بحثی را در کتاب "الزامات سیاست در عصر ملت دولت" به طور غیرمستقیم مطرح کرده ام.

-آمریکایی ها در قضیه برجام دنبال چه نوع منافعی بودند که بعداز اتمام دوران اوباما و رسیدن زمان  ریاست جمهوری ترامپ به این نتیجه رسیدند که باید از بر جام خارج شوند؟
 آنها ایران را به عنوان عضو عادی جامعۀ بین الملل می خواهند نه کشوری که هنوز ادعای انقلابی دارد و می خواهد بر اساس آن نظم مورد دلخواه خود را در منطقۀ خارومیانه پدید آورد. ترامپ شرایط داخلی و منطقه ای ایران را برای اعمال فشار  مناسب دیده و در آن جهت حرکت می کند.

-آیا اصلاح و پالایش سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، مثل، روی آوردن به سیاست های تنش زدا و پذیرشFATA   منجر به سقوط نظام می‌شود؟ و یا منجر به استحاله هویت جمهوری اسلامی ایران می‌شود؟ آیا می‌توان به گفتمانی در سیاست خارجی دست یافت که هم امنیت و هویت جمهوری اسلامی و هم مولفه های حکمرانی خوب در آن  تامین شود؟
تغییر بنیادی سیاست خارجی یعنی چیزی که در برنامۀ ترامپ و پمپئو است، سبب استحالۀ نظام می شود. راه های میانه را که هم تا اندازه ای سیاست خارجی تعدیل شود و هم نظام ایدئولوژی خود را حفظ و پایگاه اجتماعی خود را راضی کند، توسط ترامپ از بین رفته و نظام سیاسی مجبور به انتخاب بسیار دردناکی برای خود است.

-دولت ایران خواهد توانست با عدم فروش نفت حداقل های ملی از قبیل حقوق لشگری و کشوری و مایحتاج مردم را تامین کند؟
نه نمی تواند. الگوی مصرف ایرانیان با درآمدهای ارزی چند ده میلیاردی گره خورده و به نظرم کسی حاضر نباشد به گفته ولایتی لنگ ببندد و علف بخورد و شرایط را تحمل کند. دولت هم به کلی فشل و دارای اختلافات درونی است و به جزیره های جدا از هم و آلوده به فساد تبدیل شده، بنابراین همین که منابع به طور جدی ته بکشد نهادهای مختلف برای کسب سهمی بیشتر از همان درآمد ناچیز به جان هم می افتند و وضع را وخیم تر می کنند!

-آیا برجام را به عنوان یک پیمان بین المللی قبول دارید؟
من متأسفانه متخصص حقوق بین الملل نیستم. اما می دانم که امور جهان بر پایۀ حقوق نمی چرخد و عمدتاً منطق قدرت پیشران آن است.

-بحران مشروعیت و ناکارآمدی داخلی تا چه میزان بر خروج آمریکا از برجام و آغاز مجدد تحریم ها تاثیرگذار بود؟ آیا به نظر شما اعتراضات داخلی صرافت ترامپ برای خروج از برجام و بازگرداندن تحریم ها را بیشتر ننمود؟
اعتراضات داخلی چندان دخلی در تصمصم ترامپ نداشت؛ اما طبعاً آنها را نسبت به نارضایتی ایرانی ها از حکومت دلگرم کرد. آنها می خواهند از راه اعمال فشار رفتار جمهوری اسلامی را تغییر دهند و قاعدتاً اگر این فشار از داخل هم وارد شود مکمل فشار خارجی خواهد بود و تأثیر بیشتری به جا خواهد گذاشت.

-آیا ایران این فشارهای اقتصادی وسیاسی که در حال افزایش هست را می تواند تحمل کند  اگر دوباره ترامپ پیروز انتخابات شد، ایران چه برنامه ای خواهد داشت؟ و اگر دموکرات ها پیروز شدند چقدر این احتمال وجود دارد که پای میز مذاکره بیایند و همانی شود که ایران می خواهد؟
به نظرم ایران نمی تواند فشارها را تحمل کند چون اساساً پاسخ غلطی به آنها می دهد! ترامپ هم فعلاً مهمان کاخ سفید است و چه بسا چهار سال بعدی را هم باشد. اما اگر به فرض دمکرات ها هم سر کار آیند؛ تأثیری بر پروژۀ فعلی علیه ایران نخواهند داشت. دمکرات ها هم مانند جمهوریخواهان و چه بسا شدیدتر خواهان تغییر رفتار ایران هستند و هرگز نقش نجات دهندۀ جمهوری اسلامی از مخمصۀ فعلی را بازی نخواهند کرد. اساساً ایران نباید حساب استراتژیکی بر روی اختلاف احزاب سیاسی آمریکا در مورد خود باز کند. اگر می خواهد تغییر رفتار دهد زمانش همین الان است یعنی تا تحریم ها اثر نکرده است اما وقتی اثر کرد دیگر مهم نیست که چه کسی وارد کاخ سفید خواهد شد چرا که مسئله را تا انتها دنبال خواهد کرد.

-آقای دکتر آیا به نظر شما  برخی از کشورهای منطقه به ویژه سعودی در خروج ترامپ از برجام نقشی داشته اند اگر اینگونه است از چه طریقی این نقش را ایفا نموده اند؟
سعودی ها طبعاً نقش داشته اند اما نقشی حاشیه ای چرا که در آن حد نیستند که تعیین کنندۀ سیاست خارجی آمریکا شوند. به نظرم  ماجرای یمن سعودی ها را بسیار ترساند  البته جای ترس هم داشت. حمایت از حوثی ها و ترغیب آنان به سرنگونی دولت منصور به نظرم ریشۀ اصلی تعارض سعودی ها با ایران است. اگر ایران در این مورد می توانست با عربستان به توافق برسد این همه دشمنی هم به بار نمی آمد.

-به نظر همان روزی که پس از برجام اعلام شد همه کشورها می توانند برای سرمایه گذاری وارد ایران شوند بجز آمریکا، نقشه وطرح خروج  از برجام پایه ریزی شد.
من چنین چیزی نشنیدم. از قضا سیاست ایران همیشه وارد کردن شرکت های آمریکایی به اقتصاد ایران بدون شرط و شروط های سیاسی بوده اما آمریکایی ها پس زده اند. مشکل ایران و آمریکا منافع اقتصادی نیست مشکل در درجۀ نخست امنیتی و بعد سیاسی است.

-آقای دکتر سوال بنده این است که آینده روابط بین قدرتهای جهانی (آمریکا، اروپا، چین، روسیه) و نیز روابط کشورهای تاثیرگذار منطقه‌ای (روسیه، ترکیه، عربستان، اسرائیل) چه تاثیری بر آینده سیاسی و اقتصادی ایران و تغییر رفتار نظام جمهوری اسلامی خواهد گذاشت؟
اگر ایران تا حدی که رضایت اروپا را تأمین کند در سیاست های خود تغییر می داد امکان استفاده از اختلافات قدرت های بین المللی و منطقه ای برایش وجود داشت اما با این شیوۀ کنونی تقریباً بیشتر آنها را متحد و همدل می کند!

-به نظر شما با توجه به اینکه ترامپ بیشتر یک تاجر است تا یک سیاستمدار نمی توان از وی به عنوان یک فرصت استفاده کرد؟
موضوع شخص ترامپ و ویژگی های شخصی او مهم نیست. او پرزیدنت است و معمولاً تصمیمات نهادهای فراوان تصمیم ساز را اجرا می کند. البته به نظر من هم ترامپ برای معامله آدم راحت تر و جسورتری است اما او ابتدا پذیرش شرایط اش را طلب می کند!
- آیا می توان گفت که  ترامپ به دنبال تغییر نظام هست و در واقع سیاست فشار و تغییر را اتخاذ کرده است؟
تغییر رفتاری که ترامپ تعریف کرده به قدری دامنه دار و ژرف است که عملاً به استحالۀ نظام منجر می شود و شما هم می توانید آن را تغییر نظام تفسیر کنید. او اما از راه نظامی در پی تغییر نیست و می خواهد این کار تحت فشاراقتصادی و به صورت داوطلبانه از سوی ایران انجام شود.به نظر می رسد که آمریکا قصد حملۀ نظامی به ایران را ندارد و گمان می کند که با فشارهای اقتصادی  سیاسی موفق به تغییر رفتار ایران می شود. البته اگر ایران در صدد غنی سازی مجدد یا برخی اقدامات دیگر از این قبیل برآید احتمال جنگ هم وجود خواهد داشت.

-آیا اگر ایران 50 درصد شروط امریکایی ها را بپذیرد احتمال برداشتن بخشی از تحریم ها وجود دارد ؟
ابتدا باید موافقت خود را با مذاکره اعلام کند. قاعدتاً آمریکایی ها به همان اندازه که ماهیت حکومت ایران تغییر کند، رضایت خواهند داد.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل