بررسی روند معادلات و رخداد های منطقه خاورمیانه و سناریو های احتمالی در روابط میان ایران و آمریکا در سال 2019

گزارش دومین میزگرد گروه مطالعات روابط بین الملل

گرد آوری و تدوین: لیلا طباطبایی

دومین میزگرد علمی گروه مطالعات روابط بین الملل با موضوع: بررسی روند معادلات و رخداد های منطقه خاورمیانه و سناریو های احتمالی در روابط میان ایران و آمریکا در سال  2019 برگزار شد در این میزگرد اعضای هئیت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل ضمن پاسخ به پرسشهای مرتبط با موضوع میزگرد به بررسی و تحلیل موارد نیز پرداختند  گزارش کامل این میزگرد و تحلیل های اعضا بدین شرح است :
اوضاع منطقه خاورمیانه و سرعت تحولات این منطقه شامل  خروج آمریکا از سوریه، حضور ناوگان تهاجمی و نیز زیر دریایی های اتمی این کشور در منطقه،تجمع نیرو های آمریکا در عراق ،حملات  مداوم اسرائیل به خاک سوریه، تحرکات ترکیه در سوریه ، تشدید تحریم های ایران ، کنفرانس ورشو، ائتلاف سازی های جدید ، افزایش ابهام راهبردی ، تلاش برای تغییر رفتار ایران ، سفر پمپئو و بولتون به منطقه، ادامه جنگ های  نیابتی در منطقه و بسیاری از موارد و فاکت های دیگر باعث ایجاد ابهامات وپرسش های زیادی در اذهان تحلیل گران و سیاستمداران نسبت به آینده منطقه گردیده است. ‌با توجه به این موارد پرسش های مطروحه زیر قابل بررسی و تحلیل است .
➖ دلایل و تاثیر خروج آمریکا از سوریه بر روند معادلات منطقه چیست؟
➖دلایل وعلل تمرکز نیرو های آمریکایی در خاک عراق چیست؟
➖ تا چه میزانی امکان رویارویی نظامی مستقیم میان ایران و آمریکا وجود دارد؟

امیرهوشنگ میر کوشش مدیر مسئول مجله ایرانی روابط بین الملل
تاریخ آمریکا نشان داده که با شروع جنگ ها افکار عمومی از آن حمایت می کنند و همه در زیر پرچم قرار می گیرند و خود این موضوعی است که ترامپ در صورت ناامیدی از انتخاب مجدد میتواند به سمت جنگ برود و با توجه به سند امنیت ملی آمریکا و نیز تبلیغات گسترده علیه ایران به عنوان دولت سرکش و حامی تروریسم چه گزینه ای بهتر از ایران برای جنگ وجود دارد؟ ائتلاف جهانی علیه ایران خود می تواند از عوامل شروع جنگ  علیه کشور هدف باشد. و البته غایت جنگ برای آمریکایی ها با قدرت نظامی و اقتصادی و متحدان ،بیشتر قابل پیش بینی  است. تمام کشور ها و اتحادیه اروپا پیرو دیپلماسی و دادن و گرفتن امتیازات هستند .در ضمن ائتلاف سازی آمریکا به همین دلیل است که به طور یکجانبه نباشد.
 به نظر می رسد اروپا نمی تواند به ایران کمک موثری انجام دهد،نشانه آن عدم عملیاتی شدن spv است و گویا این کانال  مالی در حال تبدیل شدن به hspv است که شامل کمک های بشر دوستانه است. از طرف دیگر کنفرانس لهستان نیز دلیل دیگری بر ضعف اتحادیه اروپایی است. در سند امنیت ملی 2018 آمریکا ، از ایران 17 بار به عنوان دشمن اسم برده شده است. آمریکا با تجمع نیرو ها در عراق و تاسیس 4 پایگاه جدید در الانبار و انتقال تجهیزات نظامی به این کشور به دنبال تغییر موازنه قوا دراین کشوراست. کنفرانس ورشو نیز مورد قابل تاملی است و یکی از مهره های مهم این پازل است که در جهت تشکیل ناتوی عربی، تشدید اختلاف در اتحادیه اروپایی و تحریم های بیشتر ایران است. حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس با ناوهای هواپیما بر و نیز زیر دریایی های اتمی وحملات مداوم اسرائیل به خاک سوریه و نیز در صورت لزوم به لبنان وعراق بیانگر این است که آمریکا برای رویارویی نظامی با ایران در حال آماده شدن است  و البته برای این جنگ هزینه نخواهد کرد و این کشور هایی مثل عربستان و امارات هستند که هزینه ها را پرداخت خواهند نمود. پس  به نظر می رسد امکان رویارویی نظامی دور از ذهن نیست.  البته عدم قطعیت ها هم همیشه وجود .در صورتی که  امریکا بتواند از تحریم ها و حتی تشدید آنهابه این نتیجه یعنی تغییر رفتار ایران برسد، این خود می تواند  عدم قطعیتی بر حمله نظامی باشد. وعدم قطعیت دیگر شکل گیری برجام دیگری  است .
در صورت جنگ میان ایران و امریکا جنگ محدود است و البته تبدیل شدن آن به جنگ نا محدود بستگی به پاسخ ایران دارد. درخصوص بررسی دلایل و تاثیر خروج آمریکا از سوریه بر روند معادلات منطقه مسلما خروج ازسوریه به منزله خروج از خاورمیانه تلقی نمی شود.
به نظر می رسد امریکا  در صورتی از سوریه خارج شود که با ترکیه به توافقی برای عدم حمله ترکیه به کردها دست یابد . مسلما امریکا متحدان کرد خود درجنگ با داعش رارها نمیکند و این موضوع یا از طریق توافق با ترکیه انجام می شود و یا از طریق حمایت نظامی. ونکته قابل توجه اینکه کنترل سوریه از نظرنظامی به اسرائیل واگذار شده است و البته همان طوری که مطرح گردیدامریکا همچنان از طریق ناوگان دریایی و هوایی خود در سوریه فعال است. در عین حال امریکا در سوریه در خط الراس التنف و در عراق درالقائم و آلبوکمال حضور نظامی دارد. و این به آن معنی است که راه زمینی به سوی سوریه را می تواند کنترل نماید. در پایان آنچه مهم است اینکه قطعات پازل را می توان در کنار یکدیگر چید و نتیجه گرفت. البته در روابط بین الملل به طور قاطع و صددرصد نمی توان پیش بینی نمود  و با پیشگویی نیز میانه ای ندارد  .

رامتین رضایی عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
خروج آمریکا از سوریه در دو جنبه قابل بررسی است. خروج نیروهای آمریکایی از خاورمیانه فرایندی است که از زمان اوباما و خروج نیروهای این کشور از عراق آغاز گردید. بنابراین خروج از سوریه می تواند بخشی از راهبرد امنیتی سیاسی آمریکا باشد.اما از منظر دوم؛ انتخابات سال 2020 در پیش روی ترامپ و جمهوری خواهان قرار داشته و کسب حمایت افکار عمومی آمریکا که برای بخش عمده ای از آنها خروج نظاميانشان از منطقه اهمیتی حیاتی دارد یک هدف اساسی به شمار می رود و این خروج بیشتر جنبه داخلی داشت. که البته مورد انتقاد جمهوری خواهان قرار گرفت.میتوان گفت کاهش قدرت مانور گروه های شبه نظامی مورد حمایت ایران و مقابله احتمالی با این نيروها هدف اصلی تمرکز نیروهای آمریکایی در عراق است.البته باید توجه داشت که ناوگان دریایی آمریکا در مدیترانه و پوشش های هوایی در سوریه همچنان باقی خواهد ماند.در مورد عدم حمله ترکیه به کردها تضمینی از سوی ترکیه دیده نمی شود. ترکها بارها تمایل خود به برخورد نظامی با کردها را پس از خروج آمریکا از سوریه مطرح نموده اند.
از نگاهی واقع گرایانه امکان وقوع جنگ میان دولت ها همیشه وجود دارد. در مورد ایران و آمریکا نیز دو کشور بیش از هر زمان دیگری به نقطه برخورد نظامی نزدیک شده اند. برنامه موشکی ایران و حضور ایران در سوریه و یمن و عراق و نیز افزایش تحریم ها و خروج آمریکا از برجام از یکسو و از سوی دیگر درخواست بولتن از وزارت دفاع برای ارائه طرح حمله نظامی به ایران نشان از نگران کننده بودن وضعیت می دهد. اما با این حال آمریکا از طریق تحریم و فشارهای سیاسی ایران را در فشار و تنگنای جدی قرار داده و به همین علت تا زمان ورشکستگی کامل اقتصاد ایران احتمال اقدام نظامی کاهش می یابد. البته خروج  احتمالی ایران از برجام واز سرگیری غنی سازی اورانیوم می تواند راه برخورد های نظامی را مساعد تر نماید . شدت گرفتن تنش با اسرائیل می تواند به معنی افزایش تنش و احتمال رویارویی با آمریکا نیز باشد. اما نمی توان با قطعیت پیش بینی نمود.
البته برخورد نظامی با ایران در سطح حملات هوایی و موشکی محدود خواهد بود و بسیار بعید است که این کشور بخواهد وارد جنگ زمینی با ایران شود.متاسفانه باید گفت که وضعیت فعلی نتیجه سیاست خارجی غلط است . در عصر جهانی شدن زندگی می کنیم. عصری که قدرت یک دولت با اقتصاد و صنعت آن سنجیده می شود و سهمی که از بازارهای جهانی دارد نه برخورداری از موشک بالستیک. ما ایرانیان هنوز در دوران جنگ سرد سیر می کنیم و متاسفانه مقتضیات و تحولات جهانی را به درستی درک ننموده ایم. جنگ دور از ذهن نیست. اما بعید به نظر می رسد که به یک جنگ گسترده و فراگیر تبدیل شودکه محدود به حملات هوایی و موشکی خواهد بود. البته همه عرایض بنده احتمالات است. امید که هرگز جنگی رخ ندهد.
رویکرد اوباما فشار ماهیتی و هویتی بر ایران نبود. صرفا به برنامه هسته ای محدود می شد. اما شرايط دوازده گانه پومپيو برای ج.ا.ا بسیار متفاوت است. این شروط امنیت هستی شناختی و نظام اعتماد پایه ج.ا.ا. را هدف قرار داده است . وعلاوه بر کنار گذاشتن برنامه هسته ای و موشکی؛ خلع سلاح حزب الله و حماس؛ خروج از سوریه و یمن و عراق و رعایت حقوق بشر و نظایر آن از مطالبات آمریکا برای مذاکره و توافق است. جنگ جهانی در شرایط نظام تک قطبی امکان وقوع ندارد و اساسا یک بحث صرفا ژورنالیستی است.دوم اینکه سطح قدرت دو کشور در همه زمینه ها به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست و نابرابری بسیار چشمگیری وجود دارد‌
 سوم ، هیچ کشوری حتی روسیه از ایران حمایت نخواهد نمود. این تلقی های غیر واقعی از قدرت خود می تواند زمینه ساز ضربات جبران ناپذیر باشد. باید واقع بین و علمی و واقعیات جهان و منطقه نگریست. در سطحی کوچکتر اشتباه محاسبات عراق در جنگ دوم خلیج فارس اما ایران قدرت جهانی نیست که بتواند جنگ جهانی به راه بیندازد. نکته دوم متحدین منطقه ای ایران در اقلیت کامل قرار دارند. موازنه قدرت و ائتلاف های منطقه ای بر علیه ایران و به نفع عربستان است. کافیست به قطعنامه های کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب توجه شود که با اکثریت آراء  بر علیه ایران صادر می شود. که آمریکا علاقه ای به ورود به یک جنگ تمام عیار و پر هزینه با ایران نخواهد داشت. در صورت وقوع این جنگ این برخورد به صورت محدود صورت خواهد گرفت. قطعا تجربه تلخ عراق را تکرار نخواهد کرد. برای تحلیل دقیق تر نیاز جدی به مستندات دقیق داریم. تحلیل های صرفا ذهنی گرایانه و یا بهتر بگويم آرمان گرایانه می تواند به تصمیمات اشتباه منجر شود. در یک سطح تحلیل خرد می تواند قابل قبول باشد.
و در نهایت اینکه ایالات متحده یک نظام سیستماتیک و استراتژیک است و صرفا بر مبنای سلیقه و منویات شخصی افراد عمل نمی کند. آنچه تفاوت ایجاد می کند تاکتیک ها هستند و نه راهبردها. ایران از دیدگاه جمهوری خواه و دموکرات یک تهدید است که باید مهار شده یا با آن برخورد شود. اما اختلاف بر سر چگونگی این برخورد است.

روح الله سوری عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
 به نظر مسائل خاورمیانه خیلی پیچیده است و تضاد و اشتراک منافع میان بازیگران نیز زیاد است، به همین خاطر برای تحلیل باید مولفه ها و عوامل را به صورت یک مجموعه درنظر گرفت.در رابطه با خروج نیروهای آمریکایی در نگاه اول به نظر می رسد  که بین رویکرد ترامپ  نسبت به درگیری های خاورمیانه و رویکرد اوباما بتوان شباهت هایی را پیدا کرد . اگر چه این شباهت در نتایج نشات گرفته از دو طرز فکر متفاوت می باشد.اگر بخواهیم به سابقه و تاریخچه سیاست خارجی امریکا طی دهه اخیر نگاه کنیم این مساله می تواند در ادامه سیاست امریکا نسبت به خاورمیانه و اهمیتی که به آسیای شرقی در برابر خاورمیانه داده شده است توضیح داده شود.
هر چند رویکرد اوباما در واقع کاهش هزینه های نظامی و عدم درگیری آمریکا در مواردی بود که خیلی مستقیم با امنیت ملی امریکا ارتباط نداشت و رویکرد ترامپ هم ظاهرا کاهش هزینه های نظامی است. اما اوباما خواهان چندجانبه گرایی بود و ملت امریکا را نه ملتی برتر از دیگران که در کنار آن ها می دید در حالی که ترامپ سیاست های خود را بر اساس اول آمریکا بنا نهاده است. البته در مورد ترامپ بحث شعارهای انتخاباتی و شخصیت خاص ایشان در تصمیم گیری ها هم بسیار موثر است .
به نظر نمی توان خروج از سوریه را با خروج از خاورمیانه در شرایط حاضر برابر دانست. و این خروج را نباید با خروج از خاورمیانه یکسان ارزیابی کرد . بحث هزینه  نیز بیشتر می تواند به معنای عدم وارد شدن به جنگ های خاورمیانه باشد. البته با توجه به واکنش های داخلی امریکا به این خروج که به استعفای وزیر دفاع انجامید و حتی دامنه مخالفت را هم به بولتن رساند به نظر نمی رسد که برنامه بلندمدت و خیلی جهت داری در این خروج وجود داشته باشد. در رابطه با بالارفتن احتمال جنگ نوع واکنش ایران به فشارهای امریکا و همچنین مهمتر از آن نحوه تعامل اروپا با ایران دو مولفه تاثیرگذار هستند.ایران در مسایلی که نمی تواند با امریکا (به دلایل خروج امربکا از برجام و مسایل اعتباری و حیثیتی بعد از شروط دوازده گانه) وارد مذاکره شود باید با اروپا وارد مذاکره شود.

محمدعلی هژبری عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
هفته گذشته(۲۱ ژانویه ۲۰۱۹) هوشیار زیباری وزیرخارجه سابق عراق، طی یک توئیتی از تلاش ایران برای تصویب قانونی در مجلس عراق خبر داد که طبق آن، سربازان و نیروهای امریکایی از عراق خارج شوند. موضوعی که در روزهای اخیر با جدیت دنبال میشود و تا به امروز، ده ها نماینده مجلس عراق‌، پیش نویس این مصوبه را امضا کرده اند. لذا باید گفت، ایران به گروه های شیعی دل بسته است. سفر دکتر ظریف به عراق و تغییر محسوس رفتار ایران در قبال اکراد و گروه های شیعی و حتی سنی ضد ایران و ارتباط با عشایر عراقی، در این راستاست.
به نظر خروج امریکا از سوریه تاکتیکی است و خیلی جزئی خواهد بود‌.از طرفی کُردهای سوری به قویترین تجهیزات نظامی مجهز شده اند.  توسعه ی پایگاه های نظامی امریکا در عراق‌ هم در راستای افزایش فشار به تهران است.هرچند کابینه ی ضد ایرانی ترامپ تکمیل شده است ولی فشارهای اقتصادی فلج کننده و تحریمهای هوشمند[تحریمهایی که نکات ضعف تحریمهای اوباما و دولتهای قبلی امریکا را ندارد] در اولویت است.
در تحریمهای جدید، اثرات منفی تحریم دامن خودِ امریکا را نمی گیرد.معافیت شش ماهه به متحدین همانند افغانستان، هند، عراق، ترکیه و ژاپن به این خاطر بود که امریکا،عربستان و روسیه تولید نفت خود را افزایش دهند. چرا که در طول زمان آنها میتوانند‌، بازار انرژی را از دست ایران خارج کنند و همزمان با تزریق نفت خود به بازار، از وقوع شوک های نفتی جلوگیری کنند‌.
لذا هدف اصلی این است که افزایش قیمت سوخت، دامنِ غرب و امریکا را نگیرد. امری که تا به امروز محقق شده و ترامپ طی توییتی، کاهش قیمت سوخت را تبریک گفت.
خروج از سوریه، تشکیل ناتوی عربی، سپردن کار به کُریدور کُردی و ورود آهسته ی کشورهای عربی به سوریه و افتتاح سفارتخانه ها و در مرحله بعد، آمادگی آنها برای بازسازی سوریه( در زمانی که ایران بنیانه اقتصادی خود را از دست داده است) همگی در راستای یک استراتژی است.
و اما در ارتباط با استراتژی ترامپ در قبال ایران و شروط دوازده گانه پمپئو و اینکه آیا واشنگتن، تغییر رژیم در ایران را دنبال میکند‌، یا تغییر سیاستهای ایران؟  باید گفت: امریکا بیشتر بر تغییر رفتار تاکید دارد. اما تغییر مدنظر آن ها بسیار گسترده است و به نوعی تغییر نظام را شامل میشود.تغییر مد نظر آن ها، تغییر از درون است. استراتژی فشار از بالا و چانه زنی از پایین. باید بپذیریم، اختلافات داخلی، فقر و فساد گسترده و افزایش نارضایتی ها و شعارهای ضد دولتی، همچون چراغ سبزی به رهبران امریکا بوده و آنها به این موضوع امیدوار شده اند. اگر بولتون میگوید ایران چهل سالگی را نخواهد دید، منظور از طریق حمله نظامی نیست. هرچند در مواردی هم ازجنگ و رویارویی مستقیم سخن گفته اند.
به تعبیر رهبران امریکا، تفاوت کره شمالی با ایران در این است که تحولات داخلی ایران به نفع نظام سیاسی نیست و یکپارچگی نظام و مردم تضعیف شده است‌. موضوعی که آنچنان در کره شمالی دیده نمیشود‌. هرچند بخشی از تحولات داخلی کشور و دیده شدن‌ نارضایتی ها، منبعث از توسعه ی فضای مجازی در ایران است.
علی رغم تفاوت دیدگاه های بروکسل و واشنگتن در موضوع برجام، در موضوع موشکی و سیاستهای منطقه ای، امریکا و اروپا آنچنان اختلافی با یکدیگر ندارند. لذا همین موضوع میتواند،منجر به اتحاد مجددآنها باشد.از این رو واشنگتن، موضوع کنفرانس ورشو را مسائل موشکی و تروریستی( به تعبیری اتهامات جاسوسی و تروریستی) قرار داده است و برای تقویت بلوک ضدایرانی، اروپای شرقی را نیز وارد کرده است.
یکی از مولفه های قدرت ایران‌،گروه های مقاومت و چریکی همچون حشدالشعبی، حزب الله، انصارالله و سایر گروه های مقاومت است. از این رو یکی از بندهای پمپئو خلع سلاح همین نیروهاست‌. در روزها و ماه های اخیر هم واشنگتن، بیشترین فشار را بر دولت جدید عراق وارد کرده است که حشد الشعبی را خلع سلاح کند. همچنانکه ما در حال رایزنی برای خروج نیروهای امریکایی از عراق هستیم.

سیامک کاکایی عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل
درابتدای این سوال مطرح است کهچه عواملی چنین قاطعیتی در باره حمله به ایران بوجود می آورد؟
در دوره اوباما سیاست اعمال فشار برای ایران به عنوان راهکار محدود کردن ایران اجرا شد و بعدا مذاکرات برجام را نتیجه آن فشارها اعلام شدآیا همین رویکرد در مدار سیاست آمریکا و ترامپ قرار نمی گیرد؟
یکی از مباحث مورد تاکید مقامهای واشنگتن تغییر رفتار ایران است و تاکنون به طور روشن بحث از عملی شدن گزینه نظامی نشده است.گزینه نظامی آثار و تبعات بالای منطقه ای و بین المللی دارد به علاوه اوضاع منطقه در سالهای اخیر ان گونه که آمریکا خواسته است پیش نرفته است.لازم است به سناریوهایی پرداخت که غیر از گزینه نظامی چه اهرم های فشار از سوی آمریکا ممکن است اتخاذ شود و در مقابل راههای مقابله ایران با آن کدام است.


تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل