شما اینجا هستید: Homeیادداشتآيا چهارمين بحران جهانى نفت در راه است؟

آيا چهارمين بحران جهانى نفت در راه است؟

علی آهنگر پژوهشگر نفت

درحالي كه محافل سياسي و اقتضادي جهان روزشمار سيزده آبان يا چهارم نوامبر 2018 بودند تا ببينند تحريم نفتي ايران پس از خروج آمريكا از برجام چه بر سر اقتصاد ايران و جهان مي آورد، ناگهان اتفاق عجيب و غير منتظره اي رخ داد. جمال خاشقچي روزنامه نگار واشنگتن پست و منتقد رژيم عربستان سعودي در ساعت 20/1 دقيقه سه شنبه دوم اكتبر (دهم مهر) وارد كنسولگري عربستان در استانبول تركيه شد و ديگر هرگز بيرون نيامد. دستگاه امنيتي تركيه به سرعت روشن ساخت كه او تنها در طول هفت دقيقه پس از ورودش به كنسولگري به طرز فجيعي به قتل رسيد. زلزله اي در جهان سياست و رسانه ها به راه افتاد.  
از نخستين ساعات حادثه تا كنون هزاران صفحه مطلب، تحليل و گفتگو در اين باره در رسانه هاي خارجي و داخلي منعكس شد اما در اين ميان به دو نكته اساسي توجهي آن چنان كه بايد نشد. دونالد ترامپ در نخستين اظهار نظر خود در اين باره ابراز داشت عربستان به سختي تنبيه خواهد شد؛ و بلافاضله واكنشي از درون كشور عربستان دريافت كرد مبني بر اينكه پاسح هر تنبيه را با تنبيه سخت تر خواهيم داد. آنها حتي گفتند توليد نفت را كاهش خواهند داد و قيمت اين كالاي استراتژيك را به بالاي 200 دلار در هر بشكه خواهند رساند. طوفان هاي رسانه اي اين دو كنش و واكنش را در خود محو ساختند. سونامي رسانه اي شايد ماموريتي مهم تر از اين نداشتند.
تحليل ماجرا ساده است. نفت ايران آن چنان كه خود آنها برنامه ريخته و اميد واهي دارند تا حد قابل توجهي در بازار كاهش خواهد يافت. با اجراي اين تحريم، حالا سومين باري است كه خريداران و مصرف كنندگان نفت از آن به عنوان سلاح عليه كشور توليد كننده بهره مي جويند. در حالي كه در ماهيت و طبيعت امر اين سلاحي است كه بايد در اختيار توليد كنندگان و صاحبان آن باشد نه خريداران و مصرف كنندگان.
نخستين باري كه از نفت به عنوان سلاح استفاده شد از سوي توليد كنندگان اين كالاي حياتي بود. اين اتفاق به سال 1973 (1352) بازمي گردد. در آن سال و در پي چهارمين جنگ اعراب و اسراييل، اعضاي عرب سازمان تازه تاسيس يافته اوپك تصميم مي گيرند تا از نفت به عنوان سلاحي عليه تجاوزگري هاي رژيم صهيونيستي بهره بجويند. جنگ در ساعت 2 بامداد 6 اكتبر 1973 كه در آن سال يوم كيپور بود با حمله 222 جنگده مصري بر فراز آسمان اسراييل آغاز شد. نيروي هوايي و 7 هزار عراده توپ سوريه اي ها هم در نواحي شمالي اسراييل وارد عمل شد. با شغله ور شدن آتش جنگ، كشورهاي عرب عضو اوپك در 17 اكتبر در كويت تشكيل جلسه مي دهند تا براي نخستين بار از نفت به عنوان سلاحي سياسي بهره بجويند. جلسه با موفقيت همراه بود. نتيجه آن شد كه اعضا هر ماه پنج درصد از توليد خود را كاهش دهند و از فروش نفت به آمريكا و ديگر متحدان اسراييل مانند هلند بتدريج بكاهند تا آن گاه كه به صفر برسد.
در بامداد روز 18 اكتبر ملك فيصل پادشاه عربستان به رييس آمريكايي شركت آرامكو دستور داد تا 10 درصد از توليد شركت را كاهش دهد. نكته جالب آن كه يك شركت عظيم آمريكايي نفت يعني آرامكو در اجراي نخستين و بزرگترين تحريم نفتي عليه آمريكا پيشگام شده بود. در اين زمان عربستان 5 تا 6 ميليون بشكه نفت روانه بازار مي كرد.  به اين ترتيب و با پيوستن ديگر كشورهاي عربي به تحريم، بتدريج 4/4 ميليون بشكه در روز از كل توليد 8/50 ميليون بشكه اي جهان كاسته شد. نتيجه براي قيمت ها اعجاب آور بود. نفت كه تا سال 1970 تنها 1 دلار و80 سنت قيمت داشت و در نيمه هاي 1971 به 2 دلار و 90 سنت رسيده بود، در ماه دسامبر 1973 (آذر 1352) ناگاه به رقم افسانه اي 11 دلار و 65 سنت صعود كرد. نفت به عنوان سلاح پيروز شده بود. اقتدار سياسي كشورهاي توليد كننده نفت از طريق نفت ثابت مي شد. در محافل سياسي و اقتصادي از اين ماجرا به عنوان نخستين شوك نفتي ياد مي شود.
شوك دوم نفتي با پيروزي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي رخ داد. قيمت نفت از بشكه اي 13 دلار در سال 1979 (1357) تا بشكه اي 40 دلار در سال 1980 بالا رفت. شوك سوم نفتي در سال 1986 (1365) و در بحبوحه جنگ تحميلي عراق و متحدانش عليه ايران رخ داد و بر خلاف دو شوك پيشين روندي كاهشي داشت. در اين زمان قيمت نفت خليج فارس به زير 6 دلار در هر بشكه سقوط كرده بود.
از اين پس اين كشورهاي مصرف كننده بودند كه از سلاح نفت عليه كشورهاي توليد كننده بهره جستند. نخستين مورد آن پس از جنگ اول خليج فارس عليه اشغالگري كويت توسط صدام به وقوع پيوست. تحريم نفت عراق و برنامه نفت در برابر غذا در واقع محروم كردن يك كشور توليد كننده از تنها مزيت اقتصادي كشورش بود. با تحريم نفتي عراق توسط غرب، صرف نظر از ماهيت ستمكارگي صدام، اما به هر حال يك استراتژي نويني در دنياي نفت نمايان شد و آن اين كه كشورهاي مصرف كننده و نيازمند نفت مي توانستند از همين ابزار به عنوان سلاحي عليه خود كشور توليد كننده بهره بجويند. در واقع استفاده از سلاح نفت برعكس شده بود.
دومين باري كه كشورهاي مصرف كننده نقت از آن به عنوان سلاحي براي رسيدن به مقاصدشان بهره جستند تحريم نفتي كشورمان در سالهاي 1391 بود. اين تحريمها با توافق بين المللي برجام در سال 1394برچيده شد ولي پس از روي كار آمدن ترامپ و خروج او از برجام و نقض توافق هسته اي، براي سومين بار مي رود تا از 13 آبان 1397 بار ديگر شكل اجرايي به خود گيرد.
تحريم دوباره نفت ايران اما صرف نظر از عدم همراهي اروپا با متحد ديرين خود، با مشكلات بي شماري رو به روست. مهمترين نكته آن كه اين مرحله از تحريم با كاهش توليد كشورهاي ليبي، نيجريه، مكزيك و ونزوئلا مواجه مي شود. اتفاقي كه مي تواند چيزي حدود 3 ميليون بشكه از عرضه جهاني نفت در روز بكاهد.  
بعلاوه، زمزمه هاى تحريم عربستان سعودى در پى قتل جمال خاشقچى حالا به طور جدى در بالاترين محافل سياسى اروپا و آمريكا به گوش مى رسد. نمايندگان كنگره آمريكا مصمم به تحريم متحد پيشين خود شده اند هر چند كه ترامپ و اعضاى تيم اقتصادى او با اين تصميم كنگره مخالفت مى كنند.
عربستان سعودى در واكنش به نمايندگان كنگره اعلام كرده است كه تحريم هاى سخت ترى عليه غرب اعمال خواهد كرد. اين موضع گيرى عربستان چگونه ممكن است آگاهان بازار نفت را به ياد تحريم نفتى اعراب در سال ١٩٧٣ (١٣٥٢) عليه غرب نيندازد؟ اين موضوع به حدى جدى بود كه پاى  خود را به كنفرانس خبرى خالد الفالح وزير انرژى عربستان در روز دوشنبه ٣٠ مهر باز كرد.
هر چند كه وزير نفت عربستان در پاسخ به سوال خبرنگار روسى مبنى بر احتمال تكرار تحريم ٤٥ سال پيش و ايجاد شوك عظيم در بازار نفت از سوى اعراب را رد كرد اما صرف مطرح شدن اين موضوع در اين كنفرانس خبرى و در شرايط حال حاضر غرب عليه عربستان جاى تامل و انديشيدن بسيار دارد.
خالد الفالح هر چند اظهار داشت عربستان چنين نيتى  ندارد اما گفت هيچ تضمينى وجود ندارد كه در آبان ماه نفت به بالاى صد دلار در هر بشكه جهش نكند.  نكته اى كه پاتريك پويانه مديرعامل توتال نيز چندى پيش با نگرانى به آن اشاره كرد.
كاهش سه ميليون بشكه اى نفت از بازار چيزى نيست كه كشورهاى توليد كننده بتوانند به جبران آن اقدام كنند. نكته اى كه وزير نفت عربستان صريحا به آن اعتراف كرد و تصريح نمود كه ما نمى توانيم اين حجم نفت را حبران كنيم. اين صراحت در عدم توانايى جبران نفت حذف شده از بازار ضمن آنكه واقعيت عدم توانايي عربستان در جبران تحريم نفت ايران را همراه دارد، اما در عين حال بيان نوعى تحريم نفت غرب از سوى عربستان را نيز در دل خود نهفته دارد. و اين يعني چهارمين بحران بزرگ نفت كه در ماههاي پاياني 2018 گريبانگير ترامپ و جهان خواهد شد.
در اين ميان، مجموع اتفاقات سياسي در هفته هاي اخير به سمتي پيش مي رود كه آمريكا و عربستان سعودي را به يك تقابل پيش بيني نشده و حتي ناخواسته مي كشاند. ترامپ در وضعيتي نيست كه بتواند از شاهزاده جوان و هم پيمان خود در عربستان دفاع كند و اگر چنين نكند ناچار به تحريم او و كشورش خواهد شد. در چنين شرايطي بي گمان شاهزاده جوان مي خواهد پا در جايي بگذارد كه سلفش ملك فيصل در 45 سال پيش نهاده بود. او شباهت هاي ديگري نيز به ملك فيصل دارد. از جمله اينكه مي خواهد مانند او مدرنيزاسيون را وارد كشور كند. كاري كه فيصل در خصوص راه اندازي شبكه هاي راديو و تلويزيون كرده بود. اقدامي كه با مخالفت شديد علما همراه بود. شباهت ديگر او به ملك فيصل اعدام جنجال برانگيز برادرزاده اش چيزي مانند قتل جمال خاشقچي است. حال در صورتي كه شاهزاده جوان بخواهد در مسيري قدم بگذارد كه سلفش پيموده بود، تحريم نفتي آمريكا گام مهم و با اهميت آن است. تحقق چنين امري آنگاه بحران چهارم نفتي جهان را  شكل وشمايلي ديگر خواهد بخشيد

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل