شما اینجا هستید: Homeیادداشتخروج نیروهای آمریکایی از سوریه؛ زمینه ها و پیامدها

خروج نیروهای آمریکایی از سوریه؛ زمینه ها و پیامدها

وحیدسلوکی کارشناس مسائل بین الملل

بحران سوریه در سال های اخیر را می توان مهم ترین مسئله و بحران مهم، فراگیر و سرنوشت ساز بین بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای در سطح جهان دانست.
قدرت های بزرگ و متوسط جهانی و منطقه ای تصور می کنند که منافع و امنیت ملی آنها به ژئوپلتیک سوریه که بخش مهمی از جغرافیای سیاسی منطقه غرب آسیا است، پیوند خورده است؛ از این جهت کوشش می کنند دست خالی از بحران سوریه خارج نشوند.
بحث خروج نظامیان آمریکا از سوریه و افغانستان از مدت ها قبل مطرح بوده است و دونالدترامپ این مسئله را یکی از شعارهای انتخاباتی خود قرار داد، و در خلال دوسال گذشته هم چند بار این مسئله را مطرح کرده بود که باید نیروهایمان را از این کشورها خارج کنیم.زمینه خروج نظامیان آمریکایی را نمیتوان صرفا تصمیم ترامپ دانست، بلکه جمع بندی آمریکایی ها از وضعیت و شرایط منطقه است ، از سوی دیگر اتخاذ چنین تصمیماتی از سوی آمریکایی ها مسبوق به سابق است از جمله ، آمریکایی ها در ماجرای ۱۳۶۳ لبنان، زمانی که مقر آنها در بیروت منفجر شد، از این کشور خارج شده و صحنه را واگذار نمودند.در عراق با یک توافقنامه امنیتی این کشور را ترک کردند و در افغانستان هم این مسئله به شکل دیگری پیش آمد که منجر به کاهش شدید نیروهای آمریکایی در این کشور شد.
در مسئله سوریه آمریکایی ها به این جمع بندی رسیده اند که که امروزه روش هایشان در اداره دنیا پاسخگو نیست و روش کنترل آنها در حوزه امنیتی منسوخ شده است؛ در حالی که در جبهه مقابل آنها نوآوری های زیادی اتفاق افتاده است؛ به گونه ای که در عرصه ائتلاف سازی های منطقه ای و تاثیرگذار بین المللی پیشرفت های زیادی اتفاق افتاده است.لذا دو سناریو برای اعلام خروج  آمریکا  از سوریه می توان ارائه داد.
اولین سناریو را می توان انتخاب هوشمندانه آمریکا برای اتخاذ سیاست جدید دانست. در این سناریو، آمریکایی ها این تصمیم را با محاسبه دقیق و لحاظ نمودن منافع خود و استراتژی پیش برنده اتخاذ کرده اند؛ و این موضوع نه تنها از روی ضعف نیست بلکه، نشانه آغاز فصل جدیدی از سیاست تهاجمی آمریکا در غرب آسیا و مناطق دیگر است. در این استراتژی آمریکا، نیم نگاهی به ترکیه متحدسنتی خود دارد، شاید این کشور دوست محسوب نشود، اما دشمن هم بحساب نمی آید و علایقی هم دارد که آمریکا می تواند روی این کشور حساب باز کند. از طرف دیگر علارغم وجود مشکلات در روابط آمریکا و روسیه، ترامپ روابطی هم با پوتین دارد. پرونده دخالت روسیه در انتخابات آمریکا به نفع ترامپ است. بنابراین ممکن است آمریکا در یک فرآیند سیاسی جبهه جدیدی با محوریت ترکیه، روسیه و گروه های مخالف دولت، از سوی دیگر تشکیل دهد.بنابراین ترامپ می تواند از برگ برنده پوتین در این صحنه استفاده کند.
دومین سناریو را میتوان خروج اجباری آمریکا از سوریه مطرح کرد. در این سناریو، دولت آمریکا با توجه به اینکه بیش از هفت تریلیون دلار هزینه کرده،نظامیان زیادی کشته شده اند و از مهم تر آنکه کاری از پیش نبرده اند ، خروج از سوریه را بهترین گزینه دانسته اند. مسئله بعدی در این استراتژی اجباری را می توان عزم دولت سوریه برای خروج نظامیان آمریکایی دانست، چرا که بعد از آزادسازی ادلب چندین بار مسئولین سوریه اعلام کرده اند که آمریکا حتما باید از  این کشور خارج شوند.
لذا با توجه به آنچه آمد باید گفت که خروج نظامیان آمریکایی پیامدهایی هم دارد از جمله آنکه این خروج نشانه وانهادن منطقه از سوی آمریکا تلقی می شود، البته به عبارتی این مسئله را نمی توان تنها نظامی بحساب آورد بلکه خروج سیاسی، اقتصادی و جنبه های دیگررا می تواند دربرداشته باشد.پیامد دیگر این تصمیم را میتوان چالش برای رژیم صهیونیستی دانست، چرا که این رژیم به آمریکا بسیار متکی است، لذا حمایت آمریکا از این رژیم در قضیه سوریه با چالش ها و موانعی روبه رو خواهد شد.پبامد دیگر این تصمیم انفعالی را می توان به این مفهوم دانست که محوریت آمریکا، منطقه را به جمهوری اسلامی ایران واگذار کرده و این به معنای پیروزی و دستاوردهایی برای ایران به عنوان یک قدرت موثر منطقه ای در غرب آسیا محسوب می شود.
بنابراین کشورهای منطقه ای همسایه از جمله ایران،عراق، سوریه، لبنان، افغانستان به هم نزدیکتر شده و این ظرفیتی است که جمهوری اسلامی ایران می تواند با محوریت دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی پویا و همکاری با این کشورها یک چتر امنیتی گسترده را در منطقه تعریف نماید و حتی آن را گسترش دهد و به این ترتیب این رژیم امنیتی می تواند بسیاری از خطرات را کنترل و مهار کند.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل