شما اینجا هستید: Homeیادداشتاز تهدید آتش زدن برجام تا تهدید افغانستان/نقدی بر مصاحبه دکتر عراقچی

از تهدید آتش زدن برجام تا تهدید افغانستان/نقدی بر مصاحبه دکتر عراقچی

محمدعلی هژبری:عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

سید عباس عراقچی در قسمتی از بیانات خود در گفتگو با شبکه دو سیما،بجای امریکا،افغانستانی ها  را تهدید کردند." اگر فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران ادامه یابد ممکن است به لحاظ اقتصادی به نقطه ای برسیم که از برادران و خواهران افغانستانی بخواهیم که ایران را ترک کنند.اینکه به کجا بخواهند بروند به خود آنها مربوط است."عراقچی بارها تاکید کرد که اگر فروش نفت ایران به صفر برسد، افغانستانی ها باید ایران را ترک کنند.جالب اینکه خود وزارت خارجه واقعیت ها را پذیرفته که فروش نفت غیرممکن شده و فشار اقتصادی به اوج خواهد رسید و ایران برای کاهش هزینه ها،از افغانستانی ها  خواهد خواست که کشور را ترک کنند.
بنظر ایران همه گزینه های خود را به روی میز گذاشته است.ایران با علم به اهمیت افغانستان برای امریکا،از این حربه استفاده میکند.همچنانکه دیدیم  واشنگتن برای ادامه حیات اقتصادی کابل و استفاده از مزیت های بندر چابهار، این کشور را از تحریم ها معاف کرده بود.هرچند بنظرم فشار به افغانستان به جای واشنگتن،یاداور ضرب المثلی است که شاید گفتن ان خوب نباشد.اما در مَثَل جای مناقشه نیست."زورش به خر نمی رسد، پالانش را میزند".دوم اینکه فشار بر افغانستان در این دوره،همچون شمشیر دولبه است و بی اعتمادی بین دو کشور همسایه را افزایش میدهد.همچنانکه همین بی اعتمادی در موضوع چابهار وجود دارد.
بسته پیشنهادی ایران به افغانستان برای حل معضل حقابه هامون،در قالب مشوق های تجاری و بازرگانی در منطقه ی چابهار مهمترین اهرم اقتصادی ایران است.چرا که افغانستان به دلیل محصور بودن در خشکی،برای دسترسی به آبهای آزاد و بنادر کشتیرانی جهت واردات و صادرات کالا،دو گزینه بیشتر ندارد.بندر گودار در پاکستان یا بندر چابهار در ایران،که با توجه به روند رو به گسترش مبادلات تجاری و اقتصادی بین افغانستان و هند،تنها مسیر ترانزیتی در دسترس برای این کشور، بندرچابهار ایران است.اما افغانستان همواره نگران است که ایران به خاطر تحمیل خواسته های خود (مانند حقابه هامون)از تهدیدات اقتصادی به ویژه قطع راههای ترانزیتی به بندر چابهار و بندرعباس به عنوان یک اهرم فشار سیاسی استفاده کند.
لذا در پَسِ این هویج، چماقی را تصور میکنند.در این شرایط حساس‌، با چماق مهاجرین، مزیت های چابهار را که در این شرایط بهآان نیاز داریم، از دست میدهیم.ما به کرات از ابزارهای فشار علیه کابل استفاده کرده و فقط بی اعتمادی بین دو کشور را افزایش دادیم.یکی از تعهدات دولت روحانی این بود که حقابه هیرمند و مشکل آب با افغانستان را حل کند.به همین جهت،طی توافق هایی،امتیازاتی مانند ایجاد تسهیلات تجاری در بندر چابهار،تکمیل خط راه آهن خواف-هرات،برگزاری دوره های آموزش عالی در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس برای کارمندان راه آهن افغانستان،آموزش کارمندان اداره هوانوردی افغانستان،تسهیل امور گمرکی و رفع موانع تعرفه ای،لغو یا کاهش شهریه دانش آموزان و دانشجویان افغانی مقیم ایران و قانونمند کردن اقامت اتباعشان و تایید داوطلبانه بازگشت مهاجرین و اختصاص تخم مرغوب زعفران به افغانستان را تعهد داد.اما چه امتیازی گرفتیم؟
کشورهای بظاهر فقیر و ضعیف هم پتانسیلهای زیادی دارند و میتوانند اعمال قدرت کنند.تمام امتیازات ما بخاطر کالای استراتژیکی بنام "آب" و حیات سیستان است. مضافا اینکه برای بدست آوردن دلِ رمیده ی افغانستانی ها ،تخمِ مرغوبِ زعفران را در کمال گشاده دستی،به آنها دادیم.و نتیجه اینکه‌،هم اکنون مدعی هستند که بهترین زعفران دنیا از آنِ افغانستان است.
با این توصیف که تکرار مکرر یک تهدید و استفاده از قدرت‌، به معنای ریزش قدرت است، استفاده وزارت خارجه(عراقچی ) از این موضوع موفقیت امیز نبوده و به منافع ملی ما اسیب می زند.
نکته دیگر اینکه،در حال حاضر عراقچی دیپلمات ارشد برجام،متوجه شده است که در صورت خروج کلی و جزئی ایران از برجام یا کاهش همکاریها،کشورهای ۴+۱  و حتی امریکایی که از برجام خارج شده است‌،توان این را دارند که پرونده را باز به شورای امنیت ارجاع دهند و هفت قطعنامه قبلی این شورا را احیا کرده و موضوع ایران را به طریقی در دستور کار شورا قرار دهند.همانطور که در مقالات گذشته در نقد برجام[حتی قبل از خروج امریکا از این توافق]بیان کرده بودم،متن این توافق بگونه ای طراحی شده که ایران به عنوان متهم است و تمامی تکالیف بر ج.ا.ا مترتب شده است و در صورت کاهش همکاری ها از سوی تهران و یا خروج ایران از برجام،تشکیل میشود.کمیسیون بعد از چندماه در صورت نرسیدن به نتیجه مطلوب،میتواند پرونده را به شورای امنیت ارجاع دهد.
نکته بسیار مهم این است که شورا در مورد بازگشت تحریم ها رای گیری نخواهد کرد، بلکه در مورد لغو تحریم ها رای خواهند داد.چرا که مثلا روسیه یا چین(بالفرض محال) میتواند قطعنامه ی بازگشت تحریم ها را وتو کنند.اما چنانچه شورا در این باره رای گیری کند که آیا تحریم های ایران لغو یا ملغی شود؟[یعنی همان کاری که قطعنامه ۲۲۳۱ انجام داد.]در این صورت وتوی روسیه یا چین امکان ندارد.رای ۱۴ عضو شورا چنانچه مثبت باشد،جواب منفی امریکا، به معنای خاتمه بحث و عدم لغو تحریمهاست!پس رفتن ایران به شورای امنیت به معنای بازگشت اتوماتیک تحریم هاست.نکته مهم این که،تهدید ایران در زمینه شورای امنیت هم بی پشتوانه است. تهران چه کاری میتواند بکند؟ پرونده ی هسته ای ایران با همین ذهنیت ها و بی سوادی ها،از شورای حکام اژانس بین المللی انرژی اتمی به شورای امنیت فرستاده شد.
در تقابل با هفت قطعنامه۱۶۹۶، ۱۷۳۷، ۱۷۴۷، ۱۸۰۳،۱۸۳۵، ۱۹۲۹، ۱۸۸۷ چکاری انجام دادیم؟بعد از سالها مذاکره،به برجام رسیدیم. برجامی که طرف های آن از ابتدا اذعان داشتند که توافق ناقصی است و باید موضوعات موشکی و سیاست های منطقه ای و حقوق بشری و...را هم در بربگیرد.همین توافق ناقص هم چندماه دوام نیاورد.
تهدیدات ما به اتش زدن برجام،خروج از اِن پی تی و بستن تنگه هرمز و جنگ نفت کش ها و اقدامات قاطعانه، همگی به تهدید کشور همسایه‌امان یعنی افغانستان ختم شد. خدا عاقبتمان را ختم به خیر بگرداند.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل