شما اینجا هستید: Homeیادداشتآیا مذاکره با آمریکا قادر به حل مشکل کلی‌تر خاورمیانه خواهد شد؟

آیا مذاکره با آمریکا قادر به حل مشکل کلی‌تر خاورمیانه خواهد شد؟

روح الله سوری :عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

تصمیم اوباما برای حل مشکل هسته‌ای ایران پیرو شکل گیری این ایده در کاخ سفید که ایران در صورت ایجاد محدودیت‌های لازم در مورد برنامه هسته‌ای خود می‌تواند به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در خاورمیانه به رسمیت شناخته شود در نهایت منجر به شکل گیری توافق موسوم به برجام میان ایران و کشورهای 5+1 گردید. از همان ابتدای شکل گیری توافق مذکور، نگارنده در یادداشت‌های خود به این مساله اشاره داشته که حل مشکل هسته‌ای ایران بدون توجه به معادلات قدرت در خاورمیانه و نوع نگاهی که اروپا و آمریکا در کنار برخی کشورهای منطقه نسبت به رفتار جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه دارند موضوع ساده‌ای نخواهد بود و باید سیاست منطقه‌ای ایران و برداشت رقبای منطقه‌ای ایران از آن را پاشنه آشیل برجام به حساب آورد. به عبارت دیگر علیرغم همه موضع گیری‌های کاخ سفید در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران پس از برجام باید مشکل اصلی ترامپ با ایران را بیش از خود برجام و توانایی یا ناتوانی آن برای ممانعت از توسعه آنچه برنامه نظامی هسته‌ای ایران عنوان می‌شود در برداشت این کشور و دیگر بازیگران منطقه از رفتار و جایگاه ج.ا.ا ایران در خاورمیانه جستجو کرد. این مساله از نظر نگارنده آنقدر حائز اهمیت است که به نظر می‌رسد حتی اگر به جای ترامپ، هیلاری کلینتون نیز در کاخ سفید قرار می‌گرفت چنین وضعیتی را کم و بیش در روابط میان ایران و آمریکا شاهد بودیم چه بسا حتی در صورت روی کار بودن خانم کلینتون فرصتی که امروز از رهگذر اختلاف میان اروپا و آمریکا به دلیل سیاست‌های منحصر به فرد ترامپ برای ایران ایجاد شده است نیز در دسترس نبود و در نتیجه چنین وضعیتی احتمال همراهی اروپا با سیاست‌های آمریکا در قبال رویکرد منطقه‌ای ایران نیز بسیار بیشتر می‌بود.
 به همین دلیل به نظر می‌رسد از همان ابتدای حضور ترامپ در کاخ سفید آنچه می‌بایست توسط دستگاه سیاستگذار ایران در اولویت قرار می‌گرفت در نظر گرفته شدن راهکار مناسب به منظور جلوگیری از خروج آمریکا از برجام می‌بود در حالی که رجوع به موضع گیری‌ها و تحلیل‌های آن زمان به خوبی نشانگر این موضوع می‌باشد که ظاهرا پیش بینی خارج شدن یا نشدن ترامپ از برجام بر یافتن راهکار مناسب برای ممانعت از خروج آمریکا از برجام اولویت داشته است.
به هرحال گذر زمان ایران و آمریکا را به سمتی برده است که اکنون ضمن خروج این کشور از برجام و اعمال تحریم‌های سنگین از سوی ترامپ علیه ایران، دوکشور تا آستانه درگیری نظامی نیز پیش رفته‌اند و همین مساله باعث شده است تا بسیاری از کشورها به دلیل درک عواقب گسترده بروز هرگونه جنگی جدید در منطقه و تاثیر آن بر امنیت و ثبات اقتصادی جهان، تلاش برای کاهش این تنش‌ها و ایفای نقش میانجی گرانه میان دو کشور را آغاز نمایند.
تا لحظه تحریر این یادداشت به به نظر می‌رسد که در میان کشورهایی که به نحوی برای میانجی گری اعلام آمادگی کرده‌اند ژاپن پس از دیدار ظریف و ترامپ از این کشور عملا روند میانجی گری میان ایران و آمریکا را آغاز کرده باشد. نگارنده علیرغم شرایط ایجاد شده برای ایران پس از تعیین شروط 12 گانه همواره بر این باور بوده است که شکل گیری مذاکره میان دو کشور مساله‎ای ضروری می‌باشد که به نظر نمی‌رسد به تعویق انداختن منفعلانه آن بتواند شرایط مذاکره را در آینده به نغع ایران تغییر دهد اما مساله مهمی که باید به آن توجه کافی شود این است که آیا مذاکره و توافق احتمالی ایران با آمریکا بدون در نظر گرفته شدن مشکلات ایران با برخی کشورهای منطقه همچون عربستان سعودی می‌تواند گره‌ای از مشکلات ایران بطور خاص و مشکلات خاورمیانه بطور عام را باز نماید. رجوع به تجربه برجام علت طرح چنین سوالی را برای ما نمایان خواهد ساخت. مخالفت عربستان سعودی با برجام به دلیل احساس نادیده گرفته شدن منافع این کشور در توافق میان ایران و غرب را بدون تردید باید از جمله عواملی دانست که ایران و آمریکا را به نقطه کنونی رسانده است. پذیرش قدرت ایران و تایید ضمنی باراک اوباما مبنی بر توانایی ایران برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه‌ای از نگاه مقامات عربستان به منزله ایجاد تهدید علیه منافع این کشور بوده و به همین خاطر نگرانی عربستان از تبدیل شدن ایران به قدرتی مورد پذیرش اروپا و آمریکا در پسابرجام حتی منجر به نزدیک شدن این کشور به اسرائیل گردیده است.
خاومیانه اکنون با گذر از تحولات پس از یازده سپتامبر 2001 و بهار عربی 2011 نیازمند بازتعریف نظم جدیدی برای ایجاد تعادل و توازن نسبی میان قدرت‌های آن می‌باشد. مشکل اصلی خاورمیانه امروز رقابت میان بازیگران عمده این منطقه برای تعیین نظم منطقه‌ای در راستای منافع خود می‌باشد که در صورت حل نشدن این رقابت‌ها از طریق مذاکره و دیپلماسی باید منتظر سربرآوردن این نظم جدید از درون یک جنگ طولانی و فراگیر باشیم.
بر همین اساس پیشنهاد نگارنده این است که هرگونه مذاکره احتمالی ایران با آمریکا باید جزئی از یک مذاکره کلی‌تر میان ایران و کشورهای مهم منطقه همچون عربستان سعودی، عراق و ترکیه در نظر گرفته شود. به نظر می‌رسد که طرح موضوعی چون پیمان عدم تعرض میان ایران و همسایگان خود از سوی وزیر امور خارجه ایران می‌تواند به عنوان پایه‌ای برای دستیابی ایران و رقبای منطقه‌ای خود به یک توافق و تفاهم مشترک در ارتباط با بازتعریف نظم جدید منطقه‌ای صورتبندی شود.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل