شما اینجا هستید: Homeیادداشت" نه به مذاکره با امریکا " از منظر خط مشی سیاست گذاری عمومی

" نه به مذاکره با امریکا " از منظر خط مشی سیاست گذاری عمومی

محمدعلی هژبری عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

تمامی تصمیمات و اقداماتی که در راستای حل یک مساله عمومی صورت میگیرد، در ذیل خط مشی گذاری و سیاست گذاری عمومی قرار میگیرد. الودگی هوا،بحران مصرف سوخت، سهمیه بندی بنزین،کنکور تا مساله ترافیک، همگی جزو مسائل عمومی بوده به تبع آن به سیاست گذاری عمومی نیازمندیم. تئودر دای عقیده دارد: هرچیزی که موسسات عمومی تصمیم میگیرند به انجام برسانند و یا از اجرای آن  جلوگیری کنند، خط مشی عمومی(سیاست گذاری عمومی)قلمداد میشود و با این توصیف، بر ماهیت تصمیم_گیری، تاکید دارد.گروهی از نویسندگان هم بر وجه اجرا و اقدام خط مشی تاکید دارند ومیگویند: خط مشی مجموعه ای از اقدامات هدفدارِ وابسته به هم که توسط یک فرد یا نهاد قانونی و دارای مشروعیتِ خط مشی گذاری، برای مقابله و رفع یک مساله عمومی به وقوع می پیوندد.لذا فرایند پیچیده ی خط مشی گذاری، نیازمند حداقل چهار متغیر است.
الف)مسائل و رویدادهای عمومی
ب)تصمیم گیرندگان از جمله هیئت وزیران، دولت،رهبر و شخص اول مملکت
ج)مجریان خط مشی
د) جریان راه حل ها و گزینه ها
تعامل متغیرهای فوق‌ را در فرایند و مراحل سیاست گذاری هم می بینیم.
مرحله ی اول خط مشی و سیاست گذاری، شناخت و درک مسئله عمومی است.در این مرحله عوامل موثر جامعه اعم از مدیران و سیاستمداران، متخصصان و اساتید و گروه های مردمی، وجود یک مانع یا مسئله را متذکر شده و باعث جلب توجه تصمیم گیرندگان به آن میشوند.مسئله تحریم های چهل ساله آمریکا و خروج این کشور از توافق برجام و تشدید فشارها بر ایران،مسئله ای بزرگ و عمومی است که نه تنها مسئولین،بلکه تمام مردم،خواهان حلشان و رهایی از فشارهای اقتصادی هستند.
مرحله دومِ سیاست گذاری؛ دستور کار است.یعنی شناخت مسئله،سبب واکنش سازمان متولی یا مرتبط با موضوع، میشود.در این مورد خاص، نظام سیاسی، رهبری و دولت به عنوان سازمان متولی هستند که باید برای حل این مسئله، فکری بیاندیشند‌.باید گفت همه ی مشکلات در دستور کار قرار نمی گیرند.فشار افکار عمومی،آثار و پیامدهای مسئله،متولی را مجبور میکند،حل این مساله را در دستور کار قرار دهد.برای مثال بحران معیشت فرهنگیان،ده ها سال است که پابرجاست و تا بحال فکر جدی نشده است،اما برای حل مساله بانکها و موسسات غیرمجاز و فروکش کردن اعتراضات،بدهی میلیاردی برخی اشخاص از بیت المال پرداخت شد.
البته اجرای خط مشی مهم تر از طراحی  آن و سیاست گذاری است‌.سند تحول بنیادین آموزش و پرورش در دولتهای مختلف اجرا نشده و به آینده ای نامعلوم موکول شده است،اما سند تحول سلامت و بهداشت و درمان در دولت روحانی با بودجه ای عظیم اجرا شد. فانی وزیر مظلوم و ساکت روحانی، یک ریال هم نتوانست برای اجرای سند تحول وزارتخانه اش جذب کند،اما هاشمی وزیر بهداشت،حقوق دریافتی پزشکان و جایگاه اجتماعی انان را ارتقا داد. لذا آرزوی دانش اموزان ایرانی این است که درآینده، پزشک شوند، نه معلم.
مرحله ی سوم،طراحی و شکل گیری خط مشی است.با بررسی نظر موافقین و مخالفین،شناسایی متغیرهای مرتبط و بستر شکل گیری مسئله،راه حل ها و پیشنهادها متجلی میشوند‌.

به هرترتیب،برای حل مسئله تحریم های امریکا،پیشنهادات مختلفی داده شد‌.برخی ها شروع مذاکرات برای احیای برجام یا برجام سیاسی و موشکی را چاره ی کار میدانند.اما نه به مذاکره از سوی رهبری و نظام سیاسی،انتخاب شد.در ابتدا باید به تصمیم و گزینه ی اصلی مشروعیت داده شده و قانونی شود.لذا رهبری در سخنرانیهای مختلف، قبل از دیدار با شینزو آبه نخست وزیر ژاپن، ذهنیت مردم و سیاستگذاران را برای انتخاب این راه حل آماده کردند. بعد از جواب منفی به فرستاده ی ترامپ، از موضع نظام بصورت محکم حمایت کرده و بصورت شفاف، ابعاد مختلف این مساله را تشریح کردند.رهبری از مفهوم سَم،برای مذاکره با واشنگتن استفاده کردند و مذاکره با دولت ترامپ را سَمِّ مهلک خواندند.
بی شک رسانه ها و درصدر آن،رسانه ی ملی سعی میکند مشروعیت و قانونی و صلاح بودن این انتخاب را گوشزد کند.همچنان که رسانه های بیگانه با زیرسوال بردن جایگاه رهبری و تبلیغ نامه نگاری برخی از خانواده های زندانیان سیاسی در ردِّ جایگاه رهبری، مشروعیت خط مشی " نه به مذاکره با ترامپ " را نشانه گرفته اند.توئیت حسام اشنا مشاور ارشد رئیس جمهور، که خوشایند رسانه های بیگانه قرار گرفت، و میتواند در نظرشان، اینگونه تفسیر شود که صداهای دیگری نیز در درون حاکمیت وجود دارد و تصمیم رهبری،مشروعیت کامل ندارد.

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل