شما اینجا هستید: Homeیادداشتاینستکس: از وعده تا عمل

اینستکس: از وعده تا عمل

امین رفیع:دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل

پس از خروج یکجانبه ایالات متحده آمریکا از توافق هسته ای با ایران و بازگرداندن تمامی تحریمهای هسته ای که به موجب توافق لغو شده بود,اتحادیه اروپا در صدد طراحی ساز و کاری برآمد که بتواند منافع ایران را در برابر ماندن این کشور در توافق هسته ای برآورده کند. پس از گذشت چندین ماه در نهایت اعلام شد که اتحادیه اروپا ساز و کاری موسوم به اینستکس را طراحی کرده است که میتواند بدون نگرانی از تحریمهای ایالات متحده به تجارت با ایران بپردازد و ایران از منافع اقتصادی توافق برجام منتفع شود. هر چند بعد هم اعلام شد که این ساز و کار فقط کالاهای بشردوستانه ای که به اصطلاح تحریمهای آمریکا را شامل نمیشود در بر میگیرد که از نظر ایران کافی نبوده و نیست, چرا که اینستکس باید بتواند انتظارات مهمتر ایران مثل فروش نفت و حمل و نقل و... را برآورده کرده و موجب تسهیل تجارت ایران شود.
نگارنده در این یادداشت تلاش دارد کارآیی این سامانه را بررسی کرده و عوامل عملیاتی نشدن این سامانه را تبیین نماید اتحادیه اروپا برجام را در واقع نمادی برای نقش آفرینی خود در نظام بین الملل می داند و آن را نمادی برای نمایش قدرت خود در کنار ایالات متحده به حساب می آورد.
همچنین برجام را پلی برای برقراری روابط اقتصادی با ایران تلقی میکرد که با خروج یکجانبه ایالات متحده از آن و بازگشت تحریمها این امکان را برای خود از دست رفته میداند. به همین جهت تمامی تلاش خود را در جهت حفظ این توافق در طول این 14 ماه گذشته به کار گرفته است, هرچند که از نظر  ایران این تلاشها ناکافی بوده است. تلاشهایی که از بیانیه های 3 عضو اتحادیه و بیان تأسف از طرف خانم موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا فراتر نرفته است و تنها به الفاظی زیبا محدود مانده است که در نهایت جمهوری اسلامی ایران ملزم شده تا در دو مرحله تعهدات خود در راستای توافق برجام را کاهش دهد و به نوعی اتحادیه اروپا را تحت فشار قرار دهد تا یا به تعهدات خود مبنی بر بهره مندی جمهوری اسلامی از منافع اقتصادی توافق جامه عمل بپوشانند و یا شاهد کاهش تعهدات ایران و در نهایت فروپاشی توافقی که خود آن را مصداق پیروزی  دیپلماسی از یک سو  و به لحاظ هویتی  از سوی دیگر  مهم و حیاتی میدانند باشند.
اما آنچه بیشتر از هرچیز برای تمامی ناظران سیاست بین الملل آشکار و واضح است این نکته است که دولتهای اروپایی از لحاظ اقتصادی ایالات متحده آمریکا را بر ایران ترجیح میدهند و این ارجحیت را میتوان از میزان تجارت میان آنها به خوبی درک کرد. به عبارت دیگر اتحادیه اروپا نه توانایی و نه تمایل دارد تا برای ایران با ایالات متحده وارد تنش شود, هرچند که تمامی کشورهای عضو اتحادیه با یکجانبه گراییهای رئیس جمهور ترامپ مخالف هستند و بارهااین مخالفت را به شکل علنی بیان کرده اند.
اما آنچه مشهود است این نکته است که اینستکس توان منتفع ساختن ایران از منافع اقتصادی برجام را ندارد, چرا که این ساز و کار همانطور که اعلام شده فقط برای مواد غذایی و دارویی و به طور کلی کالاهای بشردوستانه راه اندازی شده است و مبلغی که  برای این ساز و کار در نظر گرفته شده است مبلغی ناچیز و ناکافی محسوب میشود و از طرف دیگر نمیتواند جمهوری اسلامی ایران را در فروش نفت یاری نماید و به عقیده نگارنده چیزی مشابه برنامه نفت در برابر غذای سازمان ملل متحد در زمان تحریمهای عراق است, چرا که دریافت کالاهای بشردوستانه در برابر پول نفت اصولا به هیچ ساز و کاری نیاز ندارد و خود کشور هم توان این تهاتر را دارا میباشد. اساسا یکی از انتقاداتی که به این ساز و کار وارد است این  که اینستکس تنها یک دفتر حساب داری است که به ثبت و حسابرسی و مشخص کردن بدهکار و بستانکار میپردازد و هیچ پولی در این ساز و کار جا به جا نمیشود و به عقیده نگارنده سامانه spv  به مراتب مترقی تر از اینستکس بود که البته راه اندازی نشد و وعده های اروپا تنها به راه اندازی اینستکس محدود شد که درواقع برنامه نفت در برابر کالا هم لقب گرفته است.
اگر واقع گرایانه تر این ساز و کار و همچنین تعهدات اتحادیه اروپا  را بررسی نماییم به این نتیجه میرسیم که اساسا طرفهای اروپایی در حقیقت توانایی انجام تعهدات خود را ندارند، زیرا:
1- این ساز و کارای است که دولتهای اروپایی بر سر ایجاد آن با یکدیگر به توافق رسیده اند و از آنجا که در کشورهای اروپایی شرکتها به صورت خصوصی اداره میشود و دولت نقش چندانی در اقتصاد ندارد شرکتهای اروپایی هم تمایلی به فعالیت در ایران را حتی در چارچوب اینستکس ندارند و در واقع تهدیدات ایالات متحده آمریکا مانع اصلی این شرکتها می باشد و کوچکترین شرکت اروپایی هم مایل به از دست دادن بازار آمریکا در مقابل تجارت با ایران نیست و ضمنا از آنجا که چندی پیش ایالات متحده  رسما اعلام کرد هر شرکتی که با ایران وارد تعامل اقتصادی شود حق ورود به آمریکا را ندارد ، طبیعی است که کوچکترین شرکت اروپایی هم مایل به همکاری اقتصادی و تجاری با ایران نباشد.
2- واقعیت امر این است که ایالات متحده بزرگترین قدرت اقتصادی جهان امروز است و از طرف دیگر به عقیده برخی ناظران در جایگاه برادر بزرگتر اروپاست و اروپایها هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ سیاسی تمایلی به مقابله با ایالات متحده را ندارند و اگر هم در مواردی رویارویی شکل گرفته است رویارویی کاملا جزئی بوده و اتحادیه اروپا آن گونه که باید مستقل نیست و نمیتواند نقشی مستقل در نظام بین الملل داشته باشد و نقش آفرینی این نهاد در سایه همکاری با ایالات متحده است نمونه این عدم استقلال اتحادیه را میتوان در جریان مذاکرات هسته ای ایران با اروپا تلقی کرد که در آن زمان 3 کشور فرانسه انگلستان و آلمان طرف مذاکره با ایران بودند ولی توان مقابله با سنگ اندازیها و مانع تراشیهای ایالات متحده را نداشتند و در نهایت مزاکرات بی نتیجه به پایان رسید.
همان طور که آقای محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران چندی پیش اعلام کرده بود, اروپاییها تمایل دارند بدون خیس شدن شنا کنند. یعنی بدون متحمل شدن هزینه در مقابل یکجانبه گرایی آمریکا بایستند و در مقابل خرابکاریهای این کشور در برجام از این دستآورد ارزشمند دفاع کنند.
اما کشورهای اروپایی در واقع توان پرداخت چنین هزینه ای که مد نظر ایران است را ندارند و آنها هرگز تمایلی به قرار گرفتن در لیست تحریمهای آمریکا ندارند و اگر هم احیانا دولتها مایل باشند از آنجا که بخش خصوصی در اقتصاد کشورهای اروپایی نقش مهم و تأیین کننده دارد آنها هم منافع خود را دنبال میکنند و حتما منافع آنها در تحریم نیست.
به عقیده نگارنده کشورهای اروپایی سعی کردند تا مانع از خروج یکجانبه آمریکا از توافق هسته ای شوند و پس از بی‌نتیجه ماندن تلاشهایشان سعی کردند تا از طریق مذاکره با ایران و طرح وعده طراحی ساز و کاری برای تجارت با ایران و مقابله با تحریمهای یکجانبه گرایانه ایالات متحده تا حد امکان اقدام متقابل ایران را به تعلیق بیندازند به امید اینکه شاید در انتخابات 2020 آمریکا کاندیدای حزب دمکرات به پیروزی برسد و احتمالا او مجدد این کشور را به توافق هسته ای بازگرداند و ایران نباید چندین ماه به اروپا فرصت انجام کاری را که قادر به انجام دادن آن نیستند را دهد‌ بلکه باید از همان ابتدا با کاهش گام به گام تعهدات, راه حلی که اکنون به آن رسیده است پیامی را به سایر طرفین توافق ارسال کند که اگر در مقابل آمریکا ایستادگی نکنید هزینه های گزافی را باید متحمل شوید.
نتیجه اینکه اینستکس به جای این که ناجی برجام بوده باشد وقت ایران را از بین برده است و مانع از این شده است که این کشور زودتر از زمان فعلی با اقدامات خود در کاهش تعهداتش در صدد بازگرداندن توازن به توافق برآید.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل