شما اینجا هستید: Homeیادداشتمؤلفه های تأثیر گذار بر آینده روابط امریکا و عربستان(قسمت پایانی)

مؤلفه های تأثیر گذار بر آینده روابط امریکا و عربستان(قسمت پایانی)

تدوین :زهرا شریف زاده عضو هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل

بحث شماره 12 تاریخ22/2/1399

براساس مقاله جناب دکتر امیرهوشنگ میرکوشش تحت عنوان "روابط ایران و عربستان از منظر واقع گرایی انگیزشی" می توان جایگاه ایران در سیاست خاورمیانه ای آمریکا و تاثیر آن بر روابط آمریکا و عربستان را بر اساس  واقع گرایی انگیزشی  توضیح داد  که بحث این نظریه در مورد دولت های جویای امنیت است. واقع گرایی انگیزشی در برابر دولت های جویای امنیت دولت های طمع کار را قرار می­دهد. واقع­گرایی انگیزشی تهدید جدی دولت  های جویای امنیت را بی اعتمادی می­داند و بر این نظر است که بی­ اعتمادی این دسته از بازیگران به انگیزه های یکدیگر باعث ایجاد تضاد و کشمکش خواهد شد، ولی بلافاصله تأکید می­کند که گرچه نمی توان بی اعتمادی به انگیزه ها را کاملا حذف نمود، دولتها امکانات وسیعی برای کاهش آن در اختیار دارند و دولتهای جویای امنیت به علت تمایلات درونی قادرند یکدیگر را به عنوان جویندگان امنیت مورد شناسایی قرار داده و از کشمکش و تضاد جلوگیری نمایند.

 واقع گرایی انگیزشی در مقابل واقع گرایی ساختاری که دولت ها را جویای امنیت فرض می کند، بر اهمیت تغییر در انگیزه ها و اهداف بازیگران تأکید دارد؛ مخصوصا این که واقع گرایی انگیزشی این موضوع را مطرح می کند که مهم ترین نکته برای فهم رفتار بین المللی رقابت آمیز بستگی به ذات تک تک دولت ­ها داشته نه ساختار بین المللی. از یک سو، در جهانی که تمامی قدرت های اصلی آن جویای امنیت بوده همکاری و صلح محتمل و برعکس در جهانی که بیشتر قدرت­های اصلی آن دولت های طمع کار بوده، رقابت و جنگ محتمل است. البته این بدان معنی نیست که ساختار بین ­المللی موضوعیتی نداشته بلکه تأکید بر این است که ساختار نمی تواند قائم به ذات علت رفتار مبتنی بر همکاری یا رقابت باشد. بلکه ساختار صرفا می تواند بر توانایی توسعه طلبانه دولت ها تأثیرگذار باشد .

 در صورتی که ایران و عربستان  بتوانند روابط و همکاری‌های خود را گسترش دهند و دیدگاه‌ها و سیاست‌هایشان در سطح منطقه را به یکدیگر نزدیک  کنند،  آن گاه خواهند توانست منافع و امنیت ملی خود را بهتر تامین نمایند  و در نتیجه ثبات و همکاری‌های منطقه‌ای در خاورمیانه را نیز افزایش دهند.اما در شرایطی که روابط دو کشور طی سال‌های اخیر سرد شده و رقابت‌ها و بعضا تنش‌های میان آنها در سطوح دو جانبه و منطقه‌ای افزایش یافته، شاهد آنیم که تهدیدات و هزینه‌های معطوف به دو کشور نیز افزایش یافته و به همین نسبت تنش‌ها و بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای نیز گسترش پیدا کرده است.

  عربستان به عنوان یکی از بازیگران قدرتمند منطقه ­ای که همواره روابطش با ایران با تنش همراه بوده با درک تغییر در سیاست خارجی ایران از رویکرد تهاجمی به سمت رویکرد تعاملی، به سمت  کاهش تنش ­های فی مابین گام خواهد برداشت؛ هر چند برخی بحران ­ها و موضوعات منطقه ­ای (بحران سوریه، فرقه­ گرایی و نزدیکی ایران با غرب) موانعی را در نزدیکی روابط میان دو کشور ایجاد نموده است.

در پنل سوم با توجه به اینکه منطقه شرق آسیا در زمره اولین مناطقی است که با گذشت زمان، مفصل بندی و چارچوب های اصلی و اساسی سیاست های آمریکا در دوران دونالد ترامپ، در آن به نسبت دیگر مناطق از وضوح و شفافیت بیشتری برخوردار می شود. در ادامه تلاش داریم تاثیرگذاری راهبرد آمریکا در آسیای شرقی بر آینده روابط این کشور با عربستان را بررسی نمائیم.

رابطه عربستان و امریکا یک رابطه تاریخی است و به لحاظ اقتصادی نیز در هم تنیده است.بنابراین تغییر اساسی ایجاد نخواهد کرد. در صورت تغییر رابطه ایران با امریکا ، عربستان همچنان از جایگاه فعلی برای امریکا برخوردار حواهد بود زیرا  مساله ایران برای عربستان احساس تهدید مستقیم از سوی ایران است نه نگرانی از تغییر جایگاه خود در روابط با آمریکا. در مقابل عقیده  بعضی ها غیر از این بود و دلیل شان این بود که  عربستان و اسرائیل دو مخالف اصلی بهبود روابط ایران و آمریکا می باشندو البته روابط آینده بستگی  به موازنه قدرت در منطقه دارد. معتقدم ایران و آمریکا دو متحد طبیعی هستند و در صورتی که این اتحاد به سمت اتحادی استراتژیک برود آنگاه  روابط آمریکا با  عربستان  تحت الشعاع این روابط قرار خواهد گرفت و البته عربستان  چاره ای ندارد که مثل گذشته به این اتحاد ملحق شود. تا زمانی که در خلیج فارس عراق یک کشور ضعیف است و ایران یک کشور مخالف سیاست های امریکا ،عربستان از جایگاه ویژه ای برای امریکا به عنوان یک کشور بزرگ ثروتمند و دارای نقش پدرسالاری برای سایر اعراب بدخوردار است .آل سعود در تاریخ وهابیت و سلفی گری نقشی شبیه صفویه در تاریخ تشیع دارد. از این جهت اعتبار زیادی در جهان اسلام و عرب دارد. ولی تغییر رابطه ایران با امریکا به کاسته شدن از اهمیت عربستان نزد امریکا خواهد انجامید. در این صورت عربستان به دامان روسیه می رود و تنش ایجاد می شود به هرحال امریکا و روسیه ربا هم قابت دارند .هر چند که بعضی معتقد بودند روسیه نمی تواند پدری کند اما اینکه حتی در صورت کم اهمیت شدن نقش نفت در آینده به دلایلی چون کاهش قیمت آن و تولید نفت توسط امریکا و یا افرایش

انرژی های تجدید پذیر باز هم عربستان همان نقش را خواهد داشت باید دید  رابطه آمریکا با اسرائیل بر چه بنیانی قرار دارد؟ نفت؟ خیر. صرفا ایدئولوژی و عقیدتی . رابطه آمریکا و عربستان هم بدون نفت یک رابطه تثبیت شده بر اساس عادت است که به سادگی تغییر نخواهد کرد. و اهمیت خلیج فارس به عنوان یک منطقه مهم در نظام بین الملل برای امریکا به عنوان یک هژمون قابل کتمان نیست ولی در این میان نقش دشمنی ایران و امریکا از اهمیت بیشتری نسبت به نفت در رابطه دو کشور برخوردار است و با تغییر این رابطه نقش عربستان کاسته خواهد شد.اما باید توجه داشت که پیش از پیروزی انقلاب در ایران هم رابطه عربستان و آمریکا راهبردی و تنگاتنگ بود هر چند که ایران قدرت برتر و ژاندارم منطقه بود.

 در پنل چهارم در بررسی نقش موضوعات حقوق بشری و دموکراسی در روابط دو کشور پرداخته شد وایده حاضرین چنین بیان شد که عربستان به دلیل نداشتن اپوزوسیون و تمایلات دموکراسی خواهانه در داخل این کشور و در سطح مردم و روشنفکران با وجود نبود دموکراسی و حقوق بشر اما پرونده این کشور چندان برجسته و پر سر و صدا نیست. به همین دلیل تقاضایی از داخل برای این موضوع و بر علیه آل سعود وجود ندارد. ولی در داخل امریکا و در سطح افکار عمومی غرب طی این سال ها انتقاداتی به رابطه امریکا با عربستان همزمان با نادیده گرفتن این ضعف های حقوق بشری و دموکراتیک نبودن حکومت عربستان وجود دارد0

از طرفی عده ای بر این عقیده بودند که  یکی از عواملی که سبب  ضعیف شدن ارتباط بین دو کشور خواهد شد مسائل داخلی دو کشور است چرا که امریکا البته مردمانش عربستان را کشوری می دانند که تکفیری ها بر علیه غیر نظامیان اقدام می کنند و هراس دارند و از طرفی در داخل  مسائل داخلی عربستان و شاهزاده ها و بی توجهی به مردم و بی توجهی به اقتصاد  ومعیشت مردم در ارتباط بین دو کشور مشکل ایجاد خواهد نمود .

از طرفی پاسخ سوال این پنل به وضوح در شکل 1 آمده است و این  واگرایی به خاطر 11 سپتامبر تا چه جد می تواند جدی باشد و باعث تجدیدنطر امریکا در روابط خود با عربستان شود؟ می توان به این نکته اشاره نمود که پرونده این دخالت باز است و تا کنون ترامپ جلوی آن را گرفته در صورت ادامه رفتار های عربستان  احتمال  رسیدگی به این پرونده در دولت آینده آمریکا زیاد است  و ممکن است به محکومیت های قضایی و تحریم های اقتصادی منجر شود . البته عربستان هم در مقابل تا کنون کلی هزینه کرده و  با لابی گری توانسته از بررسی نهایی آن جلوگیری نماید.

سخن آخر:

 چشم انداز روابط دو کشور عربستان وامریکا به مؤلفه ها و طیف گوناگونی از مسائل وابسته است.  در شرایط کنونی و کوتاه مدت با توجه به چالشهای دو کشور درمنطقه و منافع و اهداف مشترک دو کشور روابط استراتژیک بین دو کشور همچنان تداوم داشته باشد. در میان مدت و بلند مدت هم مولفه هایی مختلف در  روابط دو کشور تاثیرگذار است.  سیر تحولات منطقه و توازن جدید قدرت منطقه ای در آینده در این روابط موثر است. همچنین روابط ایران و غرب و  روابط ایران و عربستان نیز بر همکاریهای دو کشور کشور عربستان و امریکا  تاثیرگذار است. گذشته از نیز موضوع ثبات داخلی عربستان نیز در روابط آینده با  امریکا تاثیر دارد. علاوه براین  بحران اقتصادی و وضعیت جهانی امریکا هم تاثیر عمده ای در روابط دارد. بنابراین با در نظرد اشتن این مولفه ها اگر عربستان با چالشهای جدی تری مواجه گردد این احتمال وجود دارد که امریکا به دنبال متحدی باثبات تر و قدرتمند تر به جای عربستان سعودی باشد.

 و اگر روابط کشورها را  با دید سنتی ببینیم تنش بین دوکشور  کماکان ادامه خواهد داشت و فقط موجهای آن با شرایط ساختاری دو کشور تغییر می کند. ولی در دنیای آینده  با پیشرفت در تکنولوژی در ارتباطات و اطلاعات و آگاهی،  مردم داخل کشورها خواستار تغییر در تصمیم گیری در باره سرنوشت خود خواهند شد به قول جمیز روزنا در کتاب جهان آشوب افراد  یا گروه ها،کارگزارها ساختار ها را به طرف  دموکراسی و حفظ حقوق بشر و ... سوق خواهند داد و جهان آینده هم از آن این کارگزار ها خواهد بود که ساختارهای دموکراتیک  را طراحی و مهندسی می کنند . ودیگر اینکه انعطاف پذيري اعراب در  همسويي با غرب ،هزينه دار بودن تغيير نظامهاي عرب خليج فارس،منافع امريكا ومتحدان در صورت تثبيت وضعيت موجوداعراب ، فعلا اتحاد آنها را محفوظ نگه مي دارد البته اعراب خليج فارس حتما در  ايجاد فضاي باز سياسي داخلي  دقت كرده و دمكراسي تاحدودي غربي را اعمال نمايند.

هیئت تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل