شما اینجا هستید: Homeیادداشتویروس آمریکایی هم در جهان منتشرشد!

ویروس آمریکایی هم در جهان منتشرشد!

رضا میرزایی کارشناسی ارشد روابط بین الملل

هنوز هم چندان قطعی نیست که ویروس کرونا ، انسان ساز است یا خیر؟ ٬اما شاید بتوان با قطعیت گفت ایالات متحده اخیرا ویروس شناخته شده ای را در جهان منتشر کرد...
آمریکایی ها امروز با دوستانی مواجهند که عزم تصاحب سهم های خود را دارند، و نیز دشمنانی که عزمی جدی را وانمود می نمایند، البته این حالت با چیزهایی کامپلیکه شده است! نظمی که در حال تغییر گزارش می شود، سرعت تغییری که در حال افزایش است، و دوستی و دشمنی ای که چندان در «مقطع» قابل اتکا نیستند. در کنار آن با حادثه بیولوژیک و فراگیر کرونا، گویا یک ناسیونالیسم جهانی دارد بالا می آید، آنهم در میانه نظرهای موید رشد ناسیونالیسم ملی، و از نگاهی دیگر نقش دولت ملت ها در حال تغییر می نماید، آنهم در میان نظرهای مرافق بر تشدید دولت محوری ، که جمله پیامدهای یک فرایند چند دهه ای جهانی و البته آغشته به بیماری فراگیر جهانی محسوب می شوند...
برای درک موضوع شاید بهتر باشد کمی به تاریخ سیاست و روابط بین الملل بازگردیم، اشاره بر جنگ سرد است، جنگی که در اصل بر خرابه ها و زوال اروپا (ناشی از جنگ جهانی) ساخته شده بود، و در بر گیرنده نیات پنهانی هراس آور و دو سویه آمریکایی+ انگلیسی/ اتحاد جماهیر شوروی بود.  در این دوره دسترسی بر جنگ افزار هسته ای و ترس استفاده از آن از مهمترین بازدارنده های جنگی دو سویه یا جهانی می بود، و در اصل این مهمترین درس جنگ سرد بود که بعدها سرلوحه برخی کشورها در محافظت از خود قرار گرفت. جنگ سرد علاوه بر هزینه های تحمیلی چون رقابت های فضایی و برخی البته مزایای پارالل ، سال ها تاثیر مخربی بر ایالات متحده داشت، تا حدی که در دوره ترومن حتی وفاداری یا صلاحیت مقامات دولتی نیز مورد حساسیت و بررسی قرار گرفت! در اصل شاید حتی بتوان گفت این تاثیرات دلائل واقعی تر شکل گیری جنبش هایی همچون مک کارتیسم هم بود.(ایدئولوژی در مقابل ایدئولوژی!) ... در نهایت اهرم های اقتصادی کارگر افتاد ، و به قول کنان جلوی این ماشین ایدئولوژیک را گرفت و نهایتا شوروی فرو ریخت...
برخی اندیشمندان معتقدند آمریکا در دهه اول قرن بیستم، سعی نمود تک قطب هژمونیک قطعی جهان شود، اما موفق نشد، در تایید شاید بتوان گفت برخی آثار پس از جنگ جهانی به نوعی عرصه را بر آمریکا تنگ کرد! طرح مارشال کشورهای ژاپن و برخی اروپائیان را در مدتی کوتاه به رقیب اقتصادی آمریکا تبدیل کرد (گوشی پاناسونیک رو میز رئیس جمهور آمریکا را که بیاد دارید!)، و این رقابت بهمراه مولفه های جذاب دیگر و البته مرافقت قطب سرمایه داری ، چینی ها را مصمم نمود که اثبات نماید دوره اقتصاد ژاپنی و اروپایی به پایان رسیده است، حتی اگر اروپایی ها با به خطر انداختن اصل حاکمیت خود به اتحاد روی آورند...و بدینگونه چین مقام رقابت را در مولفه قدرت ساز جدید (اقتصاد) در مقابل ایالات متحده بدست آورد.دیگر یکجانبه گرایی قطب هژمونیک دنیا در لابلای گرایش ها و همکاری های منطقه ای/جهانی کاملا مشهود شد!، و از طرفی (واقعی یا غیر واقعی) چین پس از پیروزی های اقتصادی ناسیونالیسم چینی را بر نسل بشر در میدان توسعه ،رفاه ،و زندگی بهتر نوید داد، و در بعد سخت سعی نمود داشته های بنیادین سخت افزاری ایالت متحده را با کپی و توزیع به چالش بکشد!
اینجا شاید لازم بود مهمترین مقدمه توسعه و رفاه یک انسان، یک کشور یا یک منطقه یادآوری شود، و آن چیزی جز تزریق دموکراسی به اذهان نبود! ، که نقش مهم و مشابه یادآور یک واکسن را می داشت...
از زوایه ای دیگر، در کنار تغییر احتمالی آرایش نظام بین الملل که حتی مورد تائید بسیاری از اندیشمندان است، به نظر می رسد ایالات متحده با اتخاذ سیاست های خاص و در دل دکترین آشوب در صدد است همچنان پرچم دار آرایش یا روابط جدید باشد، و البته چیزی که بیشتر بر آن توجه دارد ، آلترناتیوهای نوین قدرت ساز در حفظ فاصله خود بر اساس داشته های بنیادین خود است... یکی از این داشته های بنیادین دموکراسی است، که در فضای آشوب خود را به خوبی نشان داده است...
شاید بتوان گفت آمریکا هم ویروس خود را در جهان منتشر نمود و باید منتظر پیامدهای آن هم باشیم...

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل