شما اینجا هستید: Homeیادداشتلیبی،مدل جدید گسست در خاورمیانه

لیبی،مدل جدید گسست در خاورمیانه

عمران کریمی دانشجوی دکتری مطالعات خاورمیانه دانشگاه مارمارای استانبول

  تحولات زمینی رخ داده  در کشور پهناور لیبی باعث پیدایش اتحاد ها و  رقابت‌های جدیدی در منطقه شده است. ژنرال خلیفه حفتر در حال از دست دادن مواضع زمینی و پایگاه‌های هوایی خود می باشد و به همین مقدار نیز حوزه‌های نفتی تحت کنترل این  نیروها یکی یکی تسلیم نیروهای دولت وفاق ملی  می‌شود. اما تحولات این کشور را صرفاً  نباید از دید ماهیت مبارزه دو گروه مخالف برای کسب سرزمین و نفت بررسی کرد چرا که معادلات این کشور بخشی از تحرکات عظیم در در حوزه مدیترانه شرقی  نیزمی باشد.

 سرنگون شدن  حکومت قذافی در سال ۲۰۱۱ سرآغاز تحولات کنونی این کشور  بوده و از سال ۲۰۱۵ شورشیان تحت امر  خلیفه حفتر در حال  مبارزه زمینی و هوایی علیه دولت وفاق ملی می باشند که سیر تحولات نشانگر  پیروزی‌های چشمگیر  نیروهای تحت امر خلیفه حفتر می باشد. اما  تحولات جاری لیبی نشان می دهد که در ورای پویایی داخلی این کشور مسائل منطقه ای وجود دارند که  تاثیر آنها بسیار بیشتر از قابلیت‌های نظامی دو رقیب یاد شده می باشد.

 با اکتشاف حوزه های عظیم گازی در شرق مدیترانه و آغاز تحرکات کشورهای ساحلی مدیترانه برای سهم خواهی از از حوزه گازی عظیم شاهد شرکت گیری ائتلاف ها و رقابت های جدید در منطقه هستیم که در این میان مسئله حقوقی قبرس به عنوان یکی از بزرگترین جزایر مدیترانه نقشی تعیین کننده داشته است. از یک سو کشورهای مصر, یونان, قبرس جنوبی و اسرائیل طرحی را برای تقسیم حوزه مناطق اقتصادی و پارسل بندی حوزه شرقی مدیترانه ارائه کردند که باعث خشم دولتمردان آنکارا شد. به باور دولتمردان آنکارا, این اتحاد ترکیه را صرفاً به خلیج آنتالیا  محدود کرده و هیچ سهمی برای این کشور از منابع تازه کشف شده قائل نیست. در واکنش, مقامات ترکیه برپایه دو موضوع جمهوری ترک قبرس شمالی(این جمهوری تنها از سوی ترکیه شناخته شده است) و بستن قرارداد همکاری و تعیین مرز دریایی با دولت وفاق ملی لیبی وارد ماجرا شدند که می‌توان آن را مهم‌ترین متغیر در سیر تحولات جهانی لیبی برشمرد. ترکیه با ارائه اصل  دفاع از حقوق جمهوری قبرس شمالی و تعیین حوزه دریایی این مناطق اعتراض خود را به پارسل بندی ارائه شده از سوی کشورهای مذکور اعلام داشت و با اعزام کشتیهای حفاری به بخش عظیمی از مناطق پیرامون جزیره قبرس حضور خود را رسماً اعلام کرد که گفته می شود در کنار تجهیزات حفاری و اکتشافی این کشور به لحاظ نظامی نیز حضور سنگینی در این منطقه داشته که با تنش های ریز و درشتی نیز همراه بوده است. از سوی دیگر با امضای قرارداد تعیین حدود دریایی میان ترکیه  و لیبی, ترکیه به دولت وفاق ملی این تضمین را داده است که در برابر تحرکات ژنرال خلیفه حفتر از دولت وفاق ملی حمایت کرده و مانع سرنگونی آن شود. حضور ترکیه به صورت نظامی تنها چند هفته پس از امضای توافق  و با هدف قرار دادن یک یک پهپاد نظامی چینی تحت فرماندهی نیروهای خلیفه حفترمسجل شد که گفته می شود  از سوی یک سلاح لیزری هدف قرار داده شده است. در سایه حمایتهای ترکیه از دولت وفاق ملی, آنها توانستند نه تنها دولت در حال سقوط خود را بازسازی کنند بلکه به موفقیت های سرزمینی نسبتاً شایانی نیز دست یافتند که امروز نیز با محاصره شهر استراتژیک  سرت  ادامه دارد, به گونه ای که دولت وفاق ملی که تنها ۵ کیلومتر با سقوط فاصله داشت اکنون توانسته است به عمق استراتژیک ۴۵۰ کیلومتری برسد.

 اما در دیگر سوی میدان, حضور غیر رسمی روسیه در لیبی ابعاد تازه تری به خود گرفته است که در سیر تحولات بسیار مهم است. روسیه همیشه یکی از از مهمترین تامین کنندگان سلاح(تحت حمایت مالی امارات متحده عربی) برای نیروهای خلیفه حفتر بوده است که در کنار ارسال تجهیزات نظامی مانند سلاح های نیمه سنگین به تدارک سلاح های استراتژیک مانند پدافندهای هوایی نیز مبادرت ورزیده است. نیروهای غیررسمی واگنر  حضور گسترده و مدت داری در لیبی  داشته‌اند  که نشان می‌دهد روسیه تنها به فکر فروش سلاح در این منطقه پرتنش نبوده و خواهان بازیگری در سیر تحولات نیز می باشد.  با پررنگ شدن نقش ترکیه در لیبی و گسترش مناطق تحت کنترل دولت وفاق ملی و متعاقب آن پس کشیدن نیروهای خلیفه حفتر, روسیه نقش خود را در در لیبی افزایش داده است, به گونه ای که توجه و نگرانی ناتو را جلب کرده است. گزارش نظامی ارسالی به کنگره نشان می دهد که روسیه بیش از ۱۹ فروند جنگنده در در لیبی مستقر کرده است و خواهان تاسیس پایگاه های هوایی و دریایی در مناطق شمالی و ساحلی لیبی در مناطق تحت امر خلیفه حفتر می باشد که این حضور پررنگ نظامی واکنش مقامات کشورهای اروپایی و ناتو به رهبری آمریکا را در پی داشته است, به گونه ای که مقامات آمریکایی  خواهان شفاف‌سازی درباره ماهیت حضور روسها در لیبی بوده‌اند. 

 اتحادیه اروپا و ناتو با دوگانه‌ای از واکنش ها در برابر تحولات لیبی مواجه شده اند که از یک سو خواهان کاهش نقش ترکیه در تحولات لیبی میباشند, که این امر به نوبه خود به معنای افزایش نقش روسیه در در لیبی خواهد بود واز سوی دیگر نقش آفرینی روسیه در لیبی و تاسیس پایگاه های متعدد نظامی هوایی و دریایی در در شمال لیبی یک تهدید بالقوه علیه اعضای ناتو به ویژه کشورهای عضو ساحلی دریای مدیترانه می باشد. وزارت خارجه ایتالیا نگرانی خود را از حضور روس ها در لیبی اعلام کرده و مقامات فرانسوی نیز خواهان کاهش نقش ترکیه در تحولات لیبی شده‌اند که در این میان و در کنار رقابت و حضور ترکیه و روسیه مسئله حاکمیت چاه های نفتی لیبی نیز به پیچیدگی ماجرا افزوده است. با توجه به سیطره میدانی نیروهای خلیفه حفتر بر بخش اعظم(تقریباً تمام حوزه های نفتی به استثنای مناطق  دست به دست شده در هفته های اخیر) حضور شرکت‌های نفتی عمدتاً اروپایی در لیبی در سایه تعهدات انجام شده با ژنرال حفتر می باشد و فروپاشی معادلات مستقر در لیبی  و حذف ژنرال حفتر پدیدآورنده تحولات پیچیده تری در در آینده خواهد بود.

در طی روزهای اخیر نیروهای وابسته به ژنرال حفتر خواهان دستیابی به آتش بس  بوده‌اند که با توجه به ارائه این طرح از سوی مصر به وضوح می توان دریافت که مصر نیز خواهان حضور عینی در تحولات لیبی می باشد. مبرهن است که  تصور کشوری واحد از لیبی درآینده نزدیک دور از انتظار می باشد و سیر تحولات داخلی این کشور تابع  رقابت قدرت‌های بیرونی بوده و  سهم خواهی قدرت‌های منطقه‌ای به گسست مناطق و تبدیل آن به مناطق حوزه نفوذ منجر خواهد شد.

 تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل