رفتار با چین (استراتژیک یا معمولی؟)

 رضا میرزایی کارشناس ارشد روابط بین الملل

در نگاهی گذشته نگر ، پایان جنگ سرد مقطع مهمی در تحولات نظام بین الملل محسوب می شود. ظهور بازیگران جدید را میتوان در مجموعه این تحولات قرار داد. از جمله این بازیگران جدید چین است که البته فرایند قدرت گیری و رشد عناصر قدرت در این کشور به پیش از این مقطع باز می گردد. بررسی اسناد راهبردی این کشور حکایت از روند قدرت گیری در قالب یک قدرت بزرگ و مطرح دارد، گر چه برخی از کارشناسان این تغییر را در کوتاه مدت ممکن نمی دانند. شاید مهمترین دلیل ایشان مطالعه الگوهای مشترک رفتاری در پدیده ظهور قدرت های بزرگ باشد! کشورها در قبال افزایش ظرفیت و توانایی های خود نیازمند بازتعریف منافع ملی خود خواهند شد، و در این راه به بازتنظیم سیاست خارجی خود خواهند پرداخت که اینجا هم در برابر آن سایر کشورها و مناطق دارای طیفی از الویت خواهند بود. این طیف در برگیرنده محدوده ای از روابط معمول تا راهبرد نفوذ خواهد بود. در اصل کشورهای در جایگاه قدرت بزرگ اهداف مشخصی جهت مشارکت یا نفوذ در نظم ها یا نظام های منطقه ای و بین المللی را پیگیری خواهند نمود، که معادل نمود بیرونی افزایش ظرفیت ها و توانایی ها ، با هدف نهایی ارتقا جایگاه در ساختار یا سلسله مراتب در نظام بین الملل می باشد.
با اینحال بررسی گذر رفتار سیاسی چینی ها و تلفیق آن با روانشناسی رفتاری (شاید هم مردم شناسی) ، و البته ریشه های تجربی عوامل موفقیت زا برای چینی ها ، نشان می دهد چین عجله ای در تحقق اهداف راهبردی خود ندارد، کمااینکه با اعلانات رسمی نیز در تضاد نمی باشد. شاید این نشان از درک صحیح یا محاسبات دقیق داشته باشد.
به نظر می رسد نقشه راه چین مجموعه نقاطی بر خود دارد که در آینده برخی به هم متصل شده و رویکرد نهایی را به نمایش خواهد گذاشت. اتصال های کوتاه نیز به تدریج این کشور را به سطح هژمونیک مورد انتظار نزدیک خواهد ساخت. بالطبع چنین فرایندی در خلا نبوده و با سطوح تقابلی یا همکاری مواجه خواهد شد. تقریبا اینجاست که فرصت ها و چالش ها برای قدرت های کوچک و منطقه ای مطرح شده، و از طرفی میزان تهدید آوری یا مساعد بودن بر اساس مجموعه عواملی ، در این کشورها مورد مداقه قرار می گیرد.
روابط این قدرت های کوچک یا منطقه یا بزرگ و البته هژمون طلب با هژمون موجود ، وضعیت ژئوپولیتیکی، برخورداری از عناصر قدرت ملی و توان اجرایی آن ، تخمین نتایج خیزش قدرت بزرگ جدید، بازیگری مجموعه قدرت های بزرگ و روابط در صدر توجهات در این مجموعه عوامل قرار دارد.
نکته مهم آنکه عدم قطعیت، بی ثباتی، و ابهام از ویژگی های بارز دوره های تغییر یا انتقالی قدرت محسوب شده(هر چند چین سعی دارد این موضوع را در طول زمان مستتر نماید) و رفتار متوازن برای قدرت های کوچک یا منطقه ای ، بطور جدی پیشنهاد می شود. اینجا اتخاذ سیاست های سنجیده و محتاطانه جایگاه ویژه ای خواهند داشت.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل