توافق صلح اسراییل و امارات و درس آموزه های آن بر تراضی طرفین ایران و امریکا

بنیامین صادقی: پژوهشگر صلح  و روابط بین الملل

 پیمان صلح قراردادی است بین دو یا چند طرف یک مخاصمه، معمولا بین کشورها یا دولت‌ها، که به طور رسمی به حالت جنگی و عمل های خصمانه میان طرفین پایان می‌دهد و طرفین توافق می‌کنند به طور دایمی جنگیدن و یا اقدام خصمانه علیه منافع یکدیگر را متوقف کنند.
عوامل پیمان یا عهدنامه صلح
محتوای توافق نامه های صلح به ماهیت درگیری های پیش از آن وابستگی دارد. دریک عهدنامه صلح موارد مختلفی می تواند گنجانده شود مانند: تعیین مرزهای جدید، روال حل اختلاف و منازعه ها در آینده، نحوه دسترسی و استفاده از منابع مشترک، تعیین تکلیف وضعیت پناهندگان، تعیین تکلیف وضعیت اسرای جنگی، تعیین غرامت و بدهی ها، ارجاع به عهدنامه های پیشین و موارد مشابه، به نظر می رسد که در توافق صلح اسراییل و امارات بیشتر تمرکز بر مقوله ی دستیابی به برقراری روابط کنسولی و بازگشایی سفارتخانه ها و برقراری پرواز بین دو کشور و امکان سفر و آمد و شد مقامات رسمی سیاسی و بازرگانی دو طرف بوده است و بنا به روایت مقامات اسراییل "صلح در برابر صلح" بوده است و بنا به روایت برخی از مقامات امارات، صلح در برابر زمین و یا همان مسکوت گذاشتن الحاق رسمی بخش هایی از کرانه باختری به خاک اسراییل است.
در دوران معاصر در صورت ایجاد و وقوع مناقشه بین کشورها، ابتدا طرفین وارد فرایند آتش بس شده و سپس طی روندی نسبتا طولانی و در مراحل مختلف به مرحله امضا معاهده صلح که مورد توافق طرفین باشند، می رسند اما در این توافق هیچ گاه اسراییل و امارات به شکل رسمی وارد جنگ و مخاصمه نگردیده اند و شاید تنها بتوان به حمایت های آشکار و نهان امارات در کنار سایر مجموعه کشورهای عربی از فلسطین در مقابل اسراییل در طول سالیان و دهه های گذشته اشاره نمود و معمولا معاهده های صلح در منطقه بی طرف یا حداقل در جایی که مورد مناقشه طرفین نیست، امضا می گردد که به نظر می رسد طرفین خاک امریکا را برای این امر برگزیده اند.
مخالفت ایران با توافق صلح اسراییل و امارات و میزان سازگاری آن با عرف و اصول دیپلماسی جهانی
امروزه تحقق مقررات مربوط به سيستم صلح و امنيت جمعی منشور ملل متحد و لزوم پاسخگویی به تهديدات صلح و امنيت بین المللی از ناحیه مخاصمات بین المللی یا داخلی، مفهومی تحت عنوان "حفاظت از صلح و تلاش برای برقراری صلح"را پدید آورده است و در پرتو اين مفهوم، ماموريت هایی انجام می گردد که هدف از آن توقف موقت مخاصمات میان طرف های درگير و فراهم آوردن فضایی برای گفتگو و مذاکره برای نيل به توافق صلح است، ماموريت هایی که هدف عمده ی آن اعاده صلح و برقراری صلح در میان کشورهای در حال منازعه بوده و تسهیل راه های دشوار نيل به صلح است و "ايجاد صلح" گام ديگری در اين راه تلقی می گردد و در چارچوب اين مفهوم سعی بر آن است که از طريق توسل به ابزارهای ديپلماتيک و حقوقی و خشونت پرهیز، اقناع طرفين درگير به توقف کشمکش ها و مخاصمات حاصل آمده و انعقاد پيمان صلح ممکن شود. تا بتوان با حفظ صلح و ايجاد صلح، مانع وقوع مخاصمات شده و به مفهومی تحت عنوان "تحکيم صلح" رسید. مفهومی که نشانگر توجه نظام ملل متحد به ريشه ها و علل واقعی مخاصمات و منبعث از رويکردهای نوين به صلح و امنيت يعنی "فرهنگ صلح و امنيت انسانی" است و چنین به نظر می رسد که مخالفت صریح و آشکار ایران با رویکردهای نوین صلح و امنیت جامعه بشری ناسازگار با روح، منویات و عرف جاری در روندهای حقوق بین الملل بوده، که کشورها را تشویق می نماید که کشورها از طریق های کمتر خشونت پرهیز و روندهای گفتگو محور و مرضی الطرفین، مسیر حل اختلافات خویش را دنبال نمایند و مخالفت آشکار ایران با استقرار روندهای کنسولی، حقوقی و دیپلماتیک بین کشورها و از جمله اسراییل و امارات می تواند به وجهه، مشروعیت و پرستیز دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی ایران به جهت مخالفت با یک روند آشکار صلح منطقه ای، در مجامع جهانی آسیب های جدی وارد نموده و گسل ها و شکاف های به سختی جبران پذیری را بین ایران و سایر کشورها در مسیرهای دستیابی به حل و فصل منازعات شاهد باشیم. چرا که پیش بینی می شود در درازمدت منافع این توافق نامه صلح برای فلسطینی ها بیش از چشم اندازهای موقت کنونی است و منافع سرشار متعددی را برای بهبود وضعیت زیستی و اقتصادی فلسطینی ها می توان متصور بود.

درس آموزه هایی برای تراضی طرفین ایران و امریکا
صلح در لغت به معنی سازش، آشتی و توافق است و در قرآن و سنت اسلامی نیز عقد صلح به معنی دفع مرافعه و پایان بخشیدن به دعوی به کار می رود، در قرآن از صلح و اصلاح ذات البین دست کم در شش آیه از سوره های انفال، نسا، حجرات نام برده شده است چرا که اسلام دین صلح و دوستی و رافت و عطوفت است و قوانین شرعی برای حفظ ارزش های انسانی و ایجاد فرصت های مناسب برای اصلاح و تزکیه نفس و خودسازی و عفو و همزیستی وضع شده است.
و ما در قوانین داخلی ایران هم در راستای حل اختلاف مردم از طریق کدخدامنشی و اصلاح ذات البین و گسترش فرهنگ صلح و سازش بین مردم و به دست خود آنان شوراهای حل اختلاف به موجب ماده ۱۸۹ و در قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور تشکیل و در پیوست های جداگانه ای به حدود صلاحیت آن ها پرداخته شده است.
صلح به منظور رفع تنازع (صلح دعوی)، که همان تراضی طرفین برای پایان دادن به دعوی است. و امروزه به نظر می رسد که ایران و امریکا به منظور رفع تنازع و رسیدن به صلح بین دعاوی جاری و دسترسی به یک تراضی طرفین برای پایان دادن به دعواهای حقوقی و مالی و امنیتی باید به دنبال روش های غیر نظامي بوده و یک ائتلاف بين المللي در خصوص دستیابی به صلح ایران و امریکا تشکیل گردد و سفارتخانه های دو کشور بازگشایی گردیده و تبادل سفیر صورت پذیرفته و پرواز های مستقیم بین تهران و واشنگتن کلید خورده و مبادلات تجاری و بازرگانی به سطح و درصد قابل قبول و چشمگیری دست یابد و پس از انعقاد توافق نامه، تلاش هاي صلح سازي با هدف ممانعت از وقوع جنگ منطقه ای ایران و امریکا و نیز ممانعت از جنگ ایران و هم پیمانان منطقه ای امریکا از جمله اسراییل و عربستان با ايجاد بسترهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي لازم براي برقراري صلح پايدار در ايران آغازگردد. با اين حال به نظر می رسد که فرايند صلح سازي و تفاهم بین ایران و امریکا با چالش هاي عديده اي مواجه است. و باید تلاش نمود که به اين دو پرسش پاسخ داد: فرايند صلح سازي میان ایران و امریکا با چه مشکلات و مسایلي مواجه بوده و چگونه مي توان بر آنها غلبه کرد؟ و يافته هاي موجود بيانگر آن است که اين چالش هاي فراروي صلح سازي داراي ماهيت امنيتي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي بوده و عمدتا ناشی از حس بدبینی و عدم اعتماد متقابل طرفین در قبال یکدیگر است. به منظور غلبه بر اين چالش ها لازم است رهيافت هاي بين المللي در خصوص مناسبات ایران و امریکا بر اساس تجربيات به دست آمده در زمينه هاي مختلف و نيز واقعيات موجود دو کشور باز تعريف شده و رهيافت جديدي مبتني بر رسيدگي به عوامل ريشه اي ايجاد کننده منازعه ارایه گردد. بنابراين در اين رابطه، باید چالش هاي فراروي صلح سازي در مناسبات ایران و امریکا تشريح شده و ساز و کارها و مکانیزم هایی که صلح را ایجاد می نماید، در دستور کار و اولویت رهبران و تصمیم سازان دو کشور قرار بگیرد و بایستی ریشه ها و علل علل جنگ را برطرف کرده و باب وضعیت هایی که جنگ ممکن است به وقوع بپیوندد را مسدود نموده و راه کارهایی را براي پرهیز از وقوع آن ارایه نمود.
صلح سازي به مفهوم تلاش براي ایجاد صلح پایدار از طریق رفع ریشه هاي به وجود آورنده منازعات خشونت بار و ایجاد ظرفیت هاي بومی براي مدیریت و حل وفصل منازعات است و به دنبال تصویب توافق نامه جامع ایران و امریکا و شروع فرایند صلح سازي، اقدامات متعددي از سوي سازمان ملل متحد، کشورهای جامعه جهانی و دیگر بازیگران ملی و منطقه ای و بین المللی در بخش هاي سیاسی، امنیتی، اقتصادي و اجتماعی با هدف ایجاد زمینه هاي لازم براي برقراري صلح پایدار بین ایران و امریکا و عدم وقوع مجدد منازعه های دامن گیر و فراگیر انجام گردد.
درنهایت این که به منظور غلبه بر موانع موجود در مسیر تلاش هاي صلح سازي، لازم است هم ایران و امریکا و هم سایر بازیگران ملی(احزاب و شخصیت ها و مراجع مذهبی و غیره) و بازیگران منطقه ای و بین المللی اهداف و رهیافت هاي خود نسبت به منازعه ایران و امریکا را بازتعریف و بازخوانی نمایند و ما شاهد خوانش هایی نو از لزوم تعامل و همگرایی طرف های درگیر گردیم. در این رابطه، درك، شناسایی و پذیرش ارزش ها، خواسته ها و تمایلات طرف های درگیر و تمایلات عرفی و پرهیز از تحمیل الگوهاي ارزشی، عامل مهمی در پیشبرد دستورکار صلح سازي است. اهمیت دادن به منابع محلی مشروعیت ایران و امریکا و توجه به نقش بازیگران غیر دولتی صلح مانند انجمن ها و موسسات و افراد فعال و کنشگر در حوزه صلح به عنوان عامل کمکی و حلقه ارتباطی میان جوامع محلی و دولت مرکزي و مناسبات دو کشور ایران و امریکا ایفاي نقش آفرینی می کند و تسري مناسبات صلح آمیز در مناطق مختلف دو کشور را تسهیل نماید. بی تردید، شناخت پیچیدگی هاي سیاسی، امنیتی و اجتماعی روابط ایران و امریکا و انطباق هرچه بیشتر راه بردهاي صلح سازي با واقعیات سیاسی و اجتماعی این دو کشور، زمینه ساز موفقیت تلاش هاي صلح سازي در آینده خواهد بود.

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل